کانال تلگرام اخبار نظام وظیفه آویژه

برای دسترسی آسانتر به مطالب سایت به کانال تلگرام روانشناسی آویژه بپیوندید (کلیک کنید).

اینستاگرام آویژه

مطالب ما را در اینستاگرام دنبال کنید ( کلیک کنید)

با مشکلات عشق در نواجوانی چه کنیم؟

با مشکلات عشق

عشق در نوجوانی از جمله موارد و یا بهتر بگوییم چالش هایی است که هر فردی در این دوره آن را با کیفیت منحصر به فرد خودش تجربه کرده است. عشق در نوجوانی میتواند حاصل اتفاقات و تغییرات مختلف و متنوعی باشد  و شاید به خاطر آن به مشاوره خانواده کنید. نوجوان ناگهان متوجه تغییرات عظمی در جسم و روح خود میشوند. اولین تغییر قابل توجه میتوان به رشد ناگهانی و انفجاری در این دوره اشاره کرد .

فرد در دوره نوجوانی از لحاظ فکری هم مایل به تجربه بیشتر خارج از خانواده میشود. تمایل به استقلال طلبی شخصیتی نیز از جمله عوامل شایع در این دوره میباشد. تمام این اتفاق و البته سبک زندگی و تربیت فرد میتواند او را خواهان تجربه عشق در این مقطع حساس بکند. روانشناسی عشق در نوجوانی این تجربه را بیاد ماندنی ترین خاطره نوجوان میداند پس خانواده ها باید واکنش نادرستی به این تجربه نشان ندهند و او را هدایت کنند.

علائم عشق در نوجوانی چیست؟

علائم عشق در نوجوانی چیست و چگونه میتوان برای مراقبت از نوجوانان برنامه ریزی کرد؟ این شاید سوال تمام والدین به خصوص والدین کم تجربه ای که در خانواده خود نوجوان دارند باشد. والدین برای شروع حتما باید در ابتدا این اتفاق را به عنوان یک اتفاق طبیعی و شایع در بین نوجوانان بپذیرند. گاهی به دلایل مختلفی مثل نحوه تربیت اشتباه و یا فرهنگ رشد نیافته و گاهی نیز عدم اطلاعات و آگاهی در مورد این دوره حساس، والدین با دستان خود فرزند خود را با مشکلات زیادی روبه رو میکنند. اگر والدین علائم عشق در دوران نوجوانی را بشناسند و از آنها آگاهی داشته باشند میتوانند سلامت روانی فرزند خود را تضمین کنند. برای والدینی که مطالعه لازم در این زمینه نداشته اند کمک گرفتن از مشاوره خانواده در مورد عشق در دوران پر مخاطره نوجوانی میتواند انتخاب مناسبی باشد.

تشخیص عشق در دوران نوجوانی چگونه است؟

تشخیص عشق در نوجوانی میتواند به والدین و بزرگترهای نوجوان کمک شایانی در جلوگیری از آسیب هایی که در دوره حساس زندگی با آن رو به رو هستند، بکند. برای تشخیص عشق در دوران نوجوانی بهتر است والدین به نکات زیر توجه کنند:

  • بیشتر شدن میل نوجوان به تنها بودن میتواند از جمله نشانه های عاشق شدن نوجوان باشد.
  • بی قراری های گاه و بی گاه نوجوان به دلیل یک تجربه جدید در زندگی نیز از دیگر نشانه های عشق در نوجوانان است.
  • نوجوانی که عاشق میشود در رفتار خود تغییرات ناگهانی و زیادی را اعمال می کند، او خود را شبیه بزرگترها نشان میدهد.
  • میل بیش از حد به استقلال از خانواده نیز از نشانه های دیگر بروز عشق در نوجوانی میباشد.
  • نوجوانی که عشق را تجربه میکند، معمولا بسیار بی محابا سخن از ازدواج میگوید و خود را مایل به ازدواج نشان میدهد.

مشکلات عشق در نوجوانان چیست؟

مشکلات عشق در نوجوان و مسائل حاشیه ای که برای فرد در این سن رخ میدهد کاملا اجتناب ناپذیر است. فرد در دوره ای که کاملا در مورد کنترل احساسات خود بی تجربه است درگیر احساساتی میشود که گاهی میتواند زندگی و آینده او را نابود کند. از مشکلات عشق در دوران نوجوان که بسیار همه گیر نیز هست، میتوان به افت تحصیلی چشمگیر نوجوان اشاره کرد. نوجوان تمرکز خود را تماما معطوف به فردی میکند که احساساش با او درگیر شده است، بنابراین تمرکز کمتری برای وظایف خود در آن دوران خواهد داشت. از دیگر مشکلاتی که عشق برای نوجوان به وجود می‌آورد، درگیری و کشمکش با خانواده است که ممکن است بین فرد و خانواده فاصله و دوری ایجاد کند. به دلیل پیچیدگی موضوع به والدین پیشنهاد میشود که نوجوان درگیر خود با این موضوع را حتما در روند مشاوره روانشناسی قرار دهند.

در نواجوانی چه کنیم

کنترل عشق در دوران نوجوانی چگونه است؟

کنترل عشق در  دوران نوجوانی شاید یکی از کلیدی ترین ابزارهای مهار نوجوان درگیر با این مورد باشد. شاید بهتر باشد که برخی نکات مهم برای بهتر مدیریت کردن نوجوانی که عاشق شده است را یادآوری کنیم. برای کنترل این عشق در دوران نوجوانی  بهتر است اقدامات زیر انجام شود:

  • حتما به خاطر داشته باشید که رفتار شما این مفهوم را منعکس کند که در این شرایط خاص کنار نوجوان خود ایستاده اید نه در مقابل او.
  • نوجوان را متوجه کنید که شرایط الان او را در گذشته تجربه کرده اید و او را کاملا درک میکنید.
  • از حرف زدن در مورد شرایط فعلی نوجوان به هیچ وجه خجالت نکشید . هر چقدر بیشتر تبادل نظر کنید نتیجه بهتری خواهید گرفت.
  • به نوجوان مهارت های ارتباطی و باید و نباید این روابط را آموزش دهید.

شکست عشقی در نوجوانی را توضیح دهید؟

شکست عشقی در نوجوانی با شکست در سایر دوره های زندگی تفاوت چندانی نمیکند. اما حقیقت این است که شکست عشقی هم دلایل متفاوتی نسبت به دوران بزرگسالی دارد و هم نتایج و عواقب و آسیبهای متفاوت. ممکن است نوجوان عاشق فردی شود که چندین سال از او بزرگتر است و حتی همسر و فرزند دارد یا اینکه حتی نتواند احساسش را به کسی بیان کند، طبیعی است که این احساس با شکست رو به رو میشود. اما در افراد بزرگسال این اتفاق غیر معمول است. در نوجوانان ممکن است اولین و بیشترین نیروی محرکه به سمت جنس مخالف بشدت و از روی غریزه جنسی باشد اما در سنین بالاتر علاقه قلبی و احساس تعهد به خود شخص این عشق و احساس را رقم میزند. این شکست میتواند روی تصمیمات نوجوان موثر باشد و در قدم های بعدی زندگی با ترس پیش برود.

آسیب های شکست عشقی نوجوانان چیست؟

شکست عشقی در نوجوانی تبعات منفی زیادی برای آنها در بلند مدت و کوتاه مدت در پی دارد که مهمترین آنها عبارتند از:

  • افسردگی ناشی از شکست عشقی به وجود آمده میتواند اولین و بارزترین آسیب برای آنها باشد.
  • دلزدگی از جنس مخالف به دلیل ناکامی در عشق به وجود آمده در قلب آنها.
  • تشدید بحران های مربوط به دوره رشدی نیز از دیگر تبعات منفی شکست عشقی نوجوانان است.
  • فاصله افتادن بین خانواده و نوجوان به دلیل رفتار های پرخاشگرانه نوجوان که منشا آن شکست عشقی او هست نیز بسیار شایع است.
  • عدم تمایل یا تمایل کمتر به جنس مخالف و برقراری ارتباط عاطفی مجدد به دلیل تجربه و خاطره بد به جا مانده از شکست عشقی مورد بعدی است که از اثرات منفی در بلند مدت میباشد.

آیا بلوغ زودرس باعث عاشق شدن نوجوان میشود؟

هر دخترو پسری در دوران نوجوانی و بلوغ با موارد و مسائل و چالشهای گوناگونی روبه رو میشود که کنترل عشق در نوجوانان و درگیری با بلوغ و میل جنسی از جمله آنهاست. بلوغ زودرس نوجوان و درگیری ذهنی بیش از حد او میتواند باعث بروز عشق در دوره نوجوانی باشد. وقتی والدین نوجوانی دارند که در حال طی کردن بلوغ جنسی است باید خیلی از موارد را مراقبت کنند تا ذهن نوجوانشان بیش از حد درگیر رابطه جنسی نشود. دیدن فیلم های حاوی تصاویر مستهجن و عاطفی یا معاشقه میتواند ذهن نوجوان را به کلی و مدتها درگیر خود کند. گاهی از اوقات عدم رعایت نکات یاد شده باعث میشود نوجوان نتواند میل جنسی خود را کنترل کند و از لحاظ جنسی مجذوب در دسترس ترین جنس مخالف شود و عاشق او شود.

با مشکلات عشق

احساس تنهایی باعث عاشق شدن نوجوان میشود؟

زندگی های مدرن امروز امکانات زیادی را در اختیار افراد قرار میدهد و تغییر سبک زندگی انسان راحتی را برای ما به همراه آورده است. کم جمعیت تر شدن خانواده ها شرایط تنهایی کودکان و نوجوانان را فراهم کرده است. در بعضی از خانواده ها هم پدر و هم مادر شاغل هستند و برای امرار معاش خانواده تلاش میکنند. نوجوان این خانه اکثر اوقات روز را تنها میگذراند و خود را با درس یا سرگرمی های معمول و مرسوم مشغول میکند. اما همین تنهایی کم کم باعث میشود که او احتیاج پیدا کند که با کسی حرف بزند، به او محبت کند یا محبت ببیند. همین احساس نیاز باعث میشود که به اولین نگاه و لحن محبت آمیز جذب شود و همانطور که در بالا گفته شد درگیر رابطه عاطفی و  عشق در نوجوانی شود.

سوالات متداول

علائم عشق در دوران نوجوانی چیست؟

بیشتر شدن میل نوجوان به تنها بودن میتواند از جمله نشانه های عاشق شدن نوجوان باشد. بی قراری های گاه و بی گاه نوجوان به دلیل یک تجربه جدید در زندگی نیز از دیگر نشانه های عشق در نوجوانان است.

آسیب های شکست عشقی در دوران نوجوانی چیست؟

دلزدگی از جنس مخالف به دلیل ناکامی در عشق به وجود آمده در قلب آنها. تشدید بحران های مربوط به دوره رشدی نیز از دیگر تبعات منفی شکست عشقی نوجوانان است.

کنترل عشق در دوران نوجوانی را توضیح دهید؟

نوجوان را متوجه کنید که شرایط الان او را در گذشته تجربه کرده اید و او را کاملا درک میکنید. از حرف زدن در مورد شرایط فعلی نوجوان به هیچ وجه خجالت نکشید ،هر چقدر بیشتر تبادل نظر کنید نتیجه بهتری خواهید گرفت

خدمات تلفنی و آنلاین مرکز مشاوره خانواده و روانشناسی آویژه

هدف مرکز مشاوره و روانشناسی آویژه از ارائه اطلاعات لازم در زمینه مشکلات روانی، افزایش آگاهی شماست تا با توسعه دانش خود، جهت ارتقا و بهبود کیفیت زندگی خود، گامی مهم بردارید. لطفا برای کسب اطلاعات بیشتر سایر مقالات متخصصان مرکز مشاوره آویژه را مطالعه نمایید .

در این راستا مرکز مشاوره خانواده و روانشناسی آویژه خدمات متنوعی را در زمینه مشاوره عشق در دوردان نوجوانی به شما هم میهنان عزیز ارائه میدهد.

منبع: 15 Surprisingly Common Teenage Love Problems …

براي مشاوره در زمينه با مشکلات عشق در نواجوانی چه کنیم؟

از مشاورين مشاوره خانواده و روانشناسي آويژه از سراسر کشور

با 09353000102 تماس بگيريد

همه روزه از ساعت 8 صبح تا 1:00 شب 

حتي ايام تعطيل

 

نظرات

- 130 نظر:

  1. سلام
    من از بچگی با یه پسری تا 8 سالگی بزرگ شدم. یعنی هر روز خونه هم بودیم و با هم بازی میکردیم منم خیلی دوسش داشتم اونم همیشه با من صمیمی بود و بهم میگفت دوست دارم و از این جور حرفا
    تا اینکه ا از اون شهر رفتیم وقتی داشتیم میرفتیم خیلی ناراحت بود تا چند روزم حالش خیلی بد بود که با دیدن من بهتر شد تا اینکه ما الان بزرگ شدیم و هر دو مون 14 سالمونه چن وقت پیش مامانامون گفتن برای درس از هم کمک بگیرین و با هم چت کنین ماهم گت میکردیم و تا جایی که روزی 2.. 3 بار میشد که زنگ میزد یا چت کنیم
    منم هنوز خیلی دوسش دارم ولی فهمیدم ازم 7 ماه کوگیکتره ویتی خودش اینو فهمید خیلی ناراحت شد ازش پرسیدم ولی گفت خصوصیه و میگفت من و مثل آبجی بزرگش میدونه و کم کم باهام سرد میشد تا اینکه سر یه چیزی دوامون شد و دیگه چت نکردیم اون چیزایی بهم میگفت که فکر میکنم فهمیده دوسش دارم ولی مطمئن نیستم که میدونه یا نه
    دوست دارم باهاش حرف بزنم چون الا نا تقریبا 2… 3 بار در هفته میبینمش ولی نمیشه حرف زد
    پسر خوش تیپ و با وقار و متین و هر چی بکم کمه
    بعضی اوقات ازش بدم میاد به خاطر برخی حرفایی که بهم زده بود تازگیا ولی وقتی میبینمش دست و پام شل میشه و دسپاچه میشم
    ون از اول نمیخوایتم قبول کنم که باهاش چت کنم ولی به خاطر اینکه من خیلی فکر و خیال میکردم گفتم باهاش چت کنم
    الان چیکار کنم دارم دیوونه میشم شبا همش گریه نیکنم

  2. به.نظر من یکی لز راه.های.گذراندن.این.مرحله توکل به خدا و گذر زمان است

    1. سلام من یه دختر ۱۴ سالم که جدیدا حدود ۱ ماهی میشه عاشق یه پسری که ۱۷ سالشه شدم من بعضی وقتا میرفتم پیش دوستم خونه اونا پیش خونه دوستمه نمیدونم چطوری ولی اومد پیویم توی روبیکا و خیلی مودبانه گفت که من عاشقتم و … راستش منم خیلی خوشحال شدم چون خودمم خیلی دوسش دارم دیروز دوباره اومد پیویم گفت که میتونی راجب رل زدنمون فک کنی منم از اونجای که میگن عشق نوجوانی پایدار نیست و زود از بین میره و اینکه جفتمون سنمون کمه با پیشنهادش تا حدودی مخالفم الان سر دو راهی گیر افتادم از یه طرف واقعا دوسش دارم از یه طرف به سن و سالم که فکر میکنم مخالفت میکنم الان کلا گیج شدم از تون خواهش میکنم یه راه مناسبی برام در نظر بگیرید که به یه شکلی مخالفتم رو براش بیان کنم دوست ندارم ازم دلخور بشه الان من چی کار کنم😔😔

  3. سلام من ما تو کوچمون یک بغالی داریم که ۲ تا فروشنده داره من از کوچیکه خوشم میاد بهش میخوره ۱۷ سالش باشه اون کلا ۳ بار منم دیده یک بار از پنجره منو دید داشت میخندید وقتی منو دید دیگه نخندید 😐بعد یک بار دیگه بازم از پنجره دید داشت تو کوچه قدم میزد یهو بالا رو نگاه کرد بعد داشت میرفت تو مغازه هی برمی گشت بالا رو نگاه میکرد منم یکم ازش خوشم اومد من عاشق اینم که مرد دستبند اینا بندازه اونم همیشه دستبند میندازن منم خوشم اومده😑😍

  4. سلام من عاشق پسر دختر عموم شدم که همسن منه 14 سالمه و اون 2 ساله رفته کانادا و من تا الان صبر کردم که بیاد ولی حالم خیلی بده و اونم چیزی راجب حسم نمی دونه

  5. الان من چکاری باید انجام بدم تا بفهمم ایشون منو دوست داره یا نه؟

  6. آقای مشاور من که گفتم ایشون رو دوست دارم،ما جدیدا کم همو میبینیم چون اونا رفتن تهران زندگی کنن،یکی رو می‌خوام راهنماییم کنه همین

  7. ببخشید شما میگید کنترل کنید خوب اگه ما می تونستیم کنترل کنیم و حسمونو فرو کش کنیم که به شما مراجعه نمیکردیم

    1. سلام
      البته ما با هم هم اندیشی کنیم که چطور بهتر کنترل کنیم مشکل شما را

      1. سلام
        من ۲ تا پسر دوسم دارن و نمیدونم باهاشون چیکار کنم
        من یه جوری هستم که انقدر سریع به دیگران دل نمیبندم ولی با پسرا در حد یک سلام و احوال پرسی باهام حرف میزدیم و تا اینکه بحث در مورد علاقه شد و اون گفت من به غیر از تو ۳نفر دیگه هم دوست دارم
        منم الان موندم کع باهاش چیکار کنم
        بع نظرتون باهاش دوست بشم
        یا نه
        ولی اون ۱۷ سالشه و منم ۱۵
        ولیییی منم احساس میکنم که خیلی دوسش دارم و بهش علاقه دارم ولی بازم فکر میکنم که اون منو دوست ندارع و داره بهم دروغ میگه

  8. سلام من قبلا پیام دارم.اون کسی که دوستش دارم ،پشت سر من بهم فهش میده اما کسی پشت من صحبت میکنه مثل برادرش پشت من درمیاد،کلن حال روز خوبی ندارم،ایشون توروی خودم خیلی خوبه ،پیام قبلیم رو بخونید قضیه رو میفهمید ،مشکل من اینه که می‌خوام بدونم اگه دوستم داره یانه ؟؟اون تو همه چیز با من رقابت میکنه البته ما باهم قبلا ارتباط داشتیم ولی من دچار شک شدم که منو دوست داره یانه؟فقط همینو می‌خوام بدونم😢

          1. هیچی گنگ نیست،منظور شما از این حرف اینه که اون منو دوست ندارن!

  9. چرا جواب نمیدین!!!😏😏

    بهم بگین چطور میشه کسیو فراموش کرد
    چیکار باید بکنم دارم گند میزنم تو درسام کمکم کنید ارامش ندارم

    1. با سلام

      اولین کار لطفا خوتو کنترل کن اولش اینه
      بپذیر که این جریان مقصر نیستی و جزئی از روند زندگیته
      انقدرم چک نکن این……..

          1. یعنی چی میشه یه جور بگین منم بفهمم ببخشیدنمیدونم چیو میگین چک میکنم

    2. سلام یک راه برای فراموش کردن ندیدن اون فرده جایی که اون هست نرین یا توی موبایلو اینجور چیزا

  10. سلام من سینزده سالمه از خیلی وقت پیش به پسر عمم علاقه داشتم اون تقریبایه سال
    بزرگتره من هیچوقت نشون ندادم که عاشقشم قدیما همش باهم دعوا میکردیم چند بارم همو کتک زدیم خیلی تحقیرم میکرد تو بازیا منو را نمی‌داداخرین بارم که دوسال پیش بود تواتاق بودیم یه تیکه انداخت بهم منم ناراحت شدم اما چیزی نگفتم اومدم بیرون دوتامونم مغروریم بعد از اونموقع دیگه ندیدمش(چون اونا یه شهر دیگه ان)تا همین یه ماه پیش که دیدمش بعدم رفتن

    دختر عممو خواهرم هم یه زمانی از اون خوششون میومد اما نمیدونم بازم دوسش دارن یانه

    پسر عمم نمیدونم چرا اینجوری باهام رفتار میکرد

    اون نسبت به خواهرم بی تفاوت بود و باهاش همون مثل به دختر دایی معمولی رفتار میکرد

    اما با دختر عمم نه!!خیلی گرم میگیرفت
    بامنم که سرد رفتار میکرد تنها چیزی که من از اون به یاد دارم دعواهامونه

    میشه بگین چرا اینجور میکرد چرا تحقیرم میکرد چرا همش عوضی بازی در میاوردمن که هیچوقت نفهمیدم من بهش چیکار کردم مگه آنقدر بی محلی میکرد بهم؟!

    دوست دارم فراموشش کنم ولی نمیدونم چطور نمی‌خوام به اون آدم مغروره جلفه از خود راضی فکر کنم دیگه

    من از خیلیا خوشم آمده اما اونو یه جور دیگه دوست داشتم

    1. چرا جواب نمیدین!!!😏😏

      بهم بگین چطور میشه کسیو فراموش کرد
      چیکار باید بکنم دارم گند میزنم تو درسام کمکم کنید ارامش ندارم

      1. عزیزم
        یادتون باشه این مسائل وحی منزل نیستند. بی جهت خودتون درگیر نکنید.

  11. سلام خسته نباشید. من 17 سالمه. خیلی درس میخونم. تقریبا هیچ تفریحی ندارم. خجالتیم و روابط عمومی خوبی ندارم چون حتی نمیتونم درست صحبت کنم. بیشتر روز تنهام. خونوادم اصلا وضع مالی خوبه نداره طوریکه نمیشه تحملش کرد. هیچ دوستی ندارم و اغلب موقعها با پدر و مادرم بحث میکنم. دل خوشی از کسی ندارم و فقط میخوام با درس خوندن به جایی برسم و از این بدبختی خلاص شم. به خاطر همه اینا افسرده شدم و خودارضایی میکنم. صورتم خیلی جوش درمیاره و جدیدا مشکل عصبی پیدا کردم(موقع عصبانیت و هیجان و … پوستم سوزن سوزن میشه) ولی پدر و مادرم هیچ توجهی به من نمیکنن و حتی حاضر نیستن منو ببرن پیش یک پزشک عمومی. والدینم هیچ کمکی بهم نمیکنن. تازگیا هم یک خانومی رو دیدم که خیلی نازه و اتفاقا معروف و پولدار هم هست یعنی اصلا ایران زندگی نمیکنه. همسنیم. از وقتی دیدمش دیگه هیچ دختر دیگه ای توجهمو جلب نمیکنه و کل روز خیالات میکنم. شاید خیلی احمقانه باشه ولی در حدی شده که تو اینستاگرامشون جواب تک تک اونایی که به این خانوم توهین کردنو میدم و صبح تا شب توی پیجشون میگردم. بعضی روزا کل وقتمو میگیره و تاثیر خیلی بدی روی درسام گذاشته. من خیلی زحمت کشیدمکه سمپاد قبول شم ولی الان دستی دستی دارم همشو به باد میدم. شاید خندتون بگیره ولی تصمیم گرفتم از الان تا سال بعد برای المپیاد ریاضی بخونم که بعد از قبولیم زبانمو فول کنم و برای دانشگاه های خارجی درخواست بدم که بورسیه شم و بتونم عشقمو پیداش کنم… شاید هدف خوبی باشه ولی همش فکرم مشغولشه و اصلا حواس برام نمونده. تازگیا از هیچ چیزی لذت نمیبرم و فقط ازین میترسم که به این خانوم نرسم. چون اگه این اتفاق بیوفته دیگه دلیلی برای زنده موندن ندارم. احساس میکنم همه دارن حسودیمو میکنن حتی پدر و مادرم. به همه شک دارم و انگار هیچ دوستی برام نمونده که حداقل باهاش درد و دل کنم. اشتهام کم شده و روز به روز لاغر تر میشم در حالیکه احساس میکنم قیافم بدتر و بدتر میشه. اگه به جایی نرسم و درآمد نداشته باشم دیگه چطور میتونم به ظاهرم برسم؟ با این چهره خجالت میکشم حتی تا سوپر سر کوچمون برم. درسام خیلی خوبه ولی هیچی خوشحالم نمیکنه. فقط میخوام بهترین باشم(این جمله رو یکی از همکلاسیام گفت بهم که باعث میشه به این فکر کنم که چه چیزی در نهایت منو خوشبخت میکنه؟ته تهش این همه درس میخونم که چی بشه؟آیا میتونم بهترین باشم؟چطور منی که جز مطالعه کردن کار دیگه ای بلد نیستم باید برم توی جامعه؟چه حرفی برای گفتن دارم؟ چطور باید بهترین خواننده بشم یا بهترین بدن و بهترین ظاهرو داشته باشم یا در آینده بهترین ماشین رو بخرم؟) نمیدونم چه مرگم شده. از وقتی خودارضایی میکنم انگار دلم پر کثیفی شده. دیگه خدا و دین و قرآن سرم نمیشه چند بارم خواستم ترک کنم نشد. دیگه انگار احساس ندارم مثل یک آدم آهنی شدم و فقط احساس ناامیدی میکنم و از اتفاقات اطرافم میترسم. از آینده میترسم. میترسم که این همه زحماتم نتیجه نده و آخر سر یک شغل درست حسابی پیدا نکنم و به عشقم نرسم. من تا حالا عاشق کسی نشده بودم این بار اوله که انگار از سرم بیرون نمیره. هیچ چیزی تاحالا جلوی درس خوندنمو نگرفته بود. همین که به فکرشون میوفتم خود به خود رفتارم عوض میشه و با خودم فکر میکنم چطور باید از الان کاری کنم که اون موقع از نظر این خانوم جذاب بنظر بیام؟یا به این فکر میکنم که چرا اون خانوم باید به درخواست من جواب مثبت بده؟ انگار دارم برای بقیه زندگی میکنم احساس میکنم بدنم و درآمد آیندم برای دیگرانه مخصوصا اون خانوم چون حاضرم هر چی دارمو به پاش بریزم و فقط رو در رو نگاش کنم احساس میکنم ارزش ایشون خیلی بیشتر از منه و فقط از خدا میخوام ایشون مال من باشه دیگه هیچی نمیخوام. یعنی اگه دنبال پولم فقط برای اینه که به ایشون برشم فقط و فقط همین چون فکر میکنم تو این دنیا هیچ دلخوشی جز نگاه کردن چشماش برام وجود نداره و فقط میخوام ببینمش و خوشحالش کنم. من هیچ ارزشی در برابر ایشون ندارم و فقط میتونم با شبانه روز درس خوندن خودمو بهشون برسونم… خیلی سالهای حساسیه برام در حالیکه درگیر یک سری مسائل شدم که از طرفی فکر میکنم مسخره بازیه و از اون طرف دوباره به این خیالات ادامه میدم انگار که هیچ اراده ای ندارم. لطفا خواهشا کمکم کنید من باید تو این وضعیت چیکار کنم؟؟ بخدا به قرآن هیچ کسیو ندارم این حرفارو باهاش بزنم لطفا راهنماییم کنید🙏🙏

    1. با سلام
      دوست عزیز خوبه که برای آیندت تلاش میکنی ولی آینده قرار نیست بهشت باشه و الان جهنم
      عزیزم باید سعی کنی الانم از زندگیت لذت ببری

      خودت برای خودت ارزش قائل شو
      عشق مجازی نمیتونه برای تو زرفی داشته باشه
      از فکر این عشق و نگاه یک طرفه خارج شو

      1. باور کنید نمیتونم هیچ فایده ای نداره کسی نیست که کمکم کنه. اتفاقا همین عشق یکطرفست که عذابم میده. وقتی کسی برام ارزش قائل نیست چطور به خودم ارزش بدم؟ با این وضعیت هیچ اعتماد به نفسی برام نمونده این مشکل عصبیمم روز به روز وخیم تر میشه و کلافم کرده واقعا از این زندگی خسته شدم. هدفی که انتخاب کردم واقعا رسیدن بهش سخته. قبولی توی المپیاد کار هر کسی نیست فقط 60 نفر میگیرن. شاید مجبور باشم خیلی بیشتر از حالت عادی(روزی 8 یا 9 ساعت) بخونم و تقریبا هیچ سرگرمی برام نمیمونه. از همین میترسم. گرچه که تقریبا هیچ کاری یا هیچ اتفاقی خوشحالم نمیکنه حتی موقعی که بقیه خوشحالن من نارحت تر میشم مثلا موقع جشن تولد یا عید. انگار دوست ندارم دیگران لذت ببرن!شاید باورتون نشه ولی از آفتاب فراریم. وقتی به یک هدفم میرسم(مثلا قبولی توی سمپاد)بلافاصله بعدش غمگین میشم و دوباره به ادامه مسیرم نگاه میکنم و متوجه میشم هنوز کلی سختی دیگه مونده که باید تحملشون کرد. هیچ وقت نمیتونم نیمه پر لیوانو نگاه کنم. با این وضعیت هیچ وقت آرامش پیدا نمیکنم. اولش فکر میکردم یک حالت زودگذره ولی الان تازه میفهمم که تبدیل به یک بیماری شده. به خاطر بدن نحیفم و اینکه نمیتونم درست صحبت کنم و اعتماد به نفس ندارم تا حالا خیلیا منو مسخره کردن مخصوصا پدرم. به خاطر همین از همه حتی والدینم بدم میاد و میترسم برم توی جمع و فقط دوست دارم تنها باشم. فکر کردن به این خانوم هم بهم آرامش میده هم منو میترسونه. وقتی عکسشونو میبینم قلبم تند تند میزنه و انگار بدنم خالی میکنه احساس خواری میکنم در برابرشون. به نظرتون باید تو این وضعیت چیکار کنم؟ کار درست چیه؟ لطفا چندتا راهکار بهم بدین ممنونتون میشم باور کنید من هیچ کسیو ندارم که حتی پیشش گریه کنم

        1. انگار دوست ندارم دیگران لذت ببرن! تا وقتی دیگران دوست نداشته باشی خودتونم نمیتونی دوست داشته یاشی! از همه حتی والدینم بدم میاد ؟؟؟؟

          1. منظورتون اینه که دلیل اینکه افسردم و اعتماد به نفس ندارم همینه؟

          2. منظورم اینه که داری به خاطر این مسائل دیگران مقصر میدونید بهتره دیگران و خودتونو سرزنش نکنید. آرزوی بهترین ها را براتون داریم.

  12. سلام من الان ۱۷ سالمه و سال دیگه کنکور دارم و عاشق مشاورم شدم خیلی درگیری ذهنی پیدا کردم و الان حدود یکسال هست که دوسشون دارم البته خودش چیزی نمیدونه ولی اون هم خیلی ثمیمی با من برخورد میکنه و چیزایی به من میگه که نیازی نیست من بدونم مثلا جزییات کارای روزانه اش و چیزایی جزئی که به من ربطی نداره
    من الان خیلی تو درسام افت پیدا کردم و ناراحتم نمیدونم چیکار کنم نه میتونم از فکر اون دربیام نه با تمرکز درس بخونم قبلا یبار به طور ناشناس از فضای مجازی موضوع رو بهش گفتم و خیلی خونسرد رفتار کرد و گفت اگه بگی کی هستی درست تر باهات صحبت میکنم و قانعت میکنم ولی من نتونستم میشه راهنماییم کنم چیکار کنم

    1. با سلام
      این طور عشق های که در بین روابط کاری و درسی ایجاد میشه عاققبت خوبی نداره. سعی کن مشاور عوض کنی

  13. با سلام
    میشه مطالبی هم برای مطالعه خود نوجوانان بگذارید نه برای پدر و مادرنوجوانان که در این شرایط هیچ کمکی به اینده نوجوان ها نمیکنند بلکه فقط حساس تر میشوند
    مطالبی مانند : دوست ها.جنس مخالف.عشق.تصمیم گیری.و…

  14. سلام من پسری 14 ساله هستم از دختری که شش ماه ازم کوچیک تره و از 6 سالگی با هم بزرگ شدیم خوشم میاد و نمیدونم چجوری بهش اعتراف کنم

    تنها چیزی که میخوام اینه که بدونم اونم منو دوست داره یا نه اگه داره منتظر بزرگ شدنمون بمونم ولی خیلی سخته و جرأته زیادی میخواد تا ازش بپرسم

    1. با سلام
      با توجه سنت و درک وابسنگی عاطفی برای رابطه در این سن بهتره دوست اجتماعی بمونید

    2. سلام من دختری ۱۴ ساله هستم من داخل سن کمم خیلیا منو دوس داشتن اما من همیشه پای سنگینی خودم بودم تا اینکه تو سن ۱۰ سالگی عاشق یکی از پسرای فامیل شدم در اون زمان ۱۵ سالش بود و من پدرم مادرم به خاطر مودب بودن و درسخونیش خیلی دوسش داشتن منم خودم عاشقش شده بودم و چون پدرم و مادرم اونو خیلی دوس داشتن علاقه منم نسبت بهش زیاد شد اما نمی دونستم که عشق چیه چه برسه به یه طرفه و دوطرفه اش اما اینو میدونستم که با دیدن اون پسر حس عجیبی دارم من اون پسرو خیلی میدیم اخه خیلی باهم رفت و امد داشتیم و همش با هم به مسافرت میرفتیم پسر شوخی بود و باهام شوخی میکرد نه اینکه از سر پرویی فقط به چشم یه دختر کوچیک منم یه گوشه میشستم و به چهره قشنگش نگاه میکردم مادرامون دختر خاله بودنو پدرامون دوست و خواهرمم زن دایش خیلی همو میدیم منم با دیدنش کلی ذوق میکردم و چون پسر درسخون بود و خوشتیپ و قشنگ بود و رشتش تجربی و بود معدلشم عالی بود منم دوس داشتم عین اون باشم همش به خودم میرسیدم درس میخوندم دائما نمراتم عالی بود و جز بهترین شاگرد مدرسمون شدم اما بعد از دو سال به نگاه سردش غم تو نگاهش داغون شدم دیگه نه علاقه ایی به زندگی کردن داشتم نه به خانوادم نه به دوستم همه منو ول کرده بودن بعد یه مدت فهمیدم اصلا به من حسی نداره و یه دختر دیگه رو دیوونه وار دوس داره اصلا دیگه منو نمی دید نسبت بهم بی اعتنا بود منم خیلی ناراحت بودم از این بابت راستش افسرده شدم دعا های شب روزم مرگ بود نه خواب داشتم بخاطر نمرات خیلی خوبم و زرنگیم تونستم برم داخل مدرسه خیلی خوبی درس بهونم و نفر سوم شدم اما اول سال انقدر تمرکزم ضعیف بود که با کلی درسخوندن هیچی یادم نمی موند خیلی درس میخوندم اما هیچی یاد نمی گرفتم بخاطر افسردگی بود چون داخل خونمونم مامانم و بابام دائم در حال دعوا کردن بودن و من هیچکس نبود حالمو خوب کنه دیگه نمی خواستم کسایی که دوسشون دارمو ببینم کارابی که دوس داشتمو انجام میدادم اما حالم خوب نبود حتی الانم خوب نیست پدرم خیلی ادم ارومیه و اصلا عصبی نمیشه تحت هیچ شرایطی اما به مادرم خیانت کرده ولی مادرم و پدرم با هم دیگه خوبن اما خیلی دعوا میکنن در حدی که برادرم چند باریه خودکشی میکنه و برادر دوستش اونو به بیمارستان رسوند و به مادرمم با مادر اون پسری که دوسش دارم و خالم داخل بیمارستان بودن و برادر دوست داداشم به بهونه گرفتن دفترچه اومد دم خونه و منم خواستم که بهش بدم اومد خونه و منو کلی زد و منم حال درستی نداشتم به چه زوری خودم کشیدم کنار و برای اینکه منو کمتر اذیت کنه طلاهامو بهش دادم حال خوبی ندلشتم و از خونمون بدم میومد و مامانم و بابام از من دلحویی میکردن با هریدن طلا لباس میخواستن حال منو خوب کنن تا من ببخشمون اما منو داغون کرد فقط خدا بع من کمک کرد که اتفاقی برام نیفتاد اما وقتی برادرم و به خونه اوردن و خانوادشو دیدم که چقدر خوبن و عاشقانع با هم زندگی میکنن بهش حسادت کردم من همش میگم دوسش ندارم اما وقتی میبنمش دوس دارم ساعت ها نگاش کنم و خودمو فداش کنم اما اون به من حسی نداره ببخشید که زیاد نوشتم اخه من کسیو ندارم که باهاش حرف بزنم

      1. راضیه جان قرار نیست همون فردی که ما بهش حسی داریم اونم ما رو دوست باشته باشه. اما این به این معنی نیست ما دوست داشتنی نیستیم و قرار نیست کسی عاشق ما بشه!؟

  15. با سلام
    یه سوال خیلی ساده که برای تمام دوستان بنده هم سواله
    چطور با یک دختر یا پسر (جنس مخالف)دوستانه رفتار کنیم اما بهش دل نبندیم
    ممنون میشم به ما کمک کنید

    1. پاسخ ساده است. اگه نخواید نیازهای عاطفی به وسیله همدیگه تامین نکنید وابستگی به وجود نمیاد

  16. سلام
    من پسری ۱۶ ساله هستم که عاشق دختر فامیل شدم که ۱ سال از من بزرگ تر است و حس میکنم که اون هم من رو دوست داره
    قبلا خیلی دوستش نداشتم اما ۳ ماه هست که علاقم بهش بیشتر شده
    میشه کمی من رو توی این راه راهنمایی کنید

    1. سلام وقتی یه نفر کل ریتم زندگیتو بهم میریزه
      و تو با فراموش کردنش راحت تری اما نمیتونی
      باید چه غلطی کنی برای افت تحصیلیت

  17. سلام من یه حس عجیب به پسر فامیلمون پیدا کردم نمیدونم عاشق ای هست ولی میدونم ازم بزرگ تره من 14 سال دارم هی دوست دارم بهترین لباسامو پیشش بپوشم
    این عشقه؟
    نمیدونم اونم دوستم داره یا نه
    بعد من به چون سنم کمه و دلایل دیگه نمی تو نم با اون باشم چجوری این عشق رو از سرم بردارم

  18. یه دسته بچه پرو خوشگل میان اینجا داستان عاشقانه تعریف میکنن از داستان لیلی و مجنون عاشقانه تر
    خداوکیل من هم ۱۵ سالمه یه دختری رو دوست دارم ولی ۱ صدم جرئت شمارو ندارم اصلا باهاش حرف بزنم هر وقت هم میبینمش سرمو میندازم پایین توی دلم نگه داشتم رازمو
    اون یکی که میگه بغلش کرده
    اون میگه بوسش کرده
    فلان ….
    عجب
    کاش کی من هم مثل شما یک خورده جرئت داشتم

      1. سلام من پسری ۱۵ساله هستم از ۱۳سالگی عاشق دختر خالم شدم و الان دوسال که دارم خودمو کنترل میکنم دارم دیونه میشم نمیدونم اونم دوسم داره یا نه راستی اون الان ۱۸سالشع سه سال از من بزرگ تره ولی من دیوانه وار دوسش دارم .لطفا راهنمایم کنید بگید چیکار کنم ممنون

        1. با سلام با این اختلاف سنی در این دوره فکر میکنم که بیشتر روی این کار کنید چه چطور فراموش کنید

  19. من پسری هجده ساله هستم و تو سال 1401 کنکور دارم عاشق دختر هم سن خودم شدم بهتر عاشق نگم دوسش دارم که تو کلاس آموزشگاه دبیر هامون یکی هس و اولین دوست داشتن من از مرداد 99 شروع شده اون به من همچنان به من ابرازعلاقه زیادی نشون نمیده ولی من دوسش دارم بعد چهار ماهما از هم جدا شدیم و من از اون وقت تا عید فقط چهار یاپنج بار باهاش حرفیدم البته اونم بگم اون جوابمو خیلی خوب میداد منظور تخریبم نمیکرد ولی من حرفی نداشتم بهش بگم ولی همچنان من دوسش دارم تازگی ها هن دوبار باهاش حرفیدم ولی نمیتونم دوس داشتنم رو بهش ثابت کنم که این حس دو طرفه بشه اصلا نمیدونم چیکار کنم از یه طرف میگم کنکور دارم باید حواسم به کنکورم باشه از یه طرفم قلبم و احساسم نمیزاره البته هیچ نمیدونم عشقی که نسبت بهش دارم واقعی هس یا نه اینم بگم من یا دانش آموز خیلی قوی هستم جوری که تو اکثر ازمون رتبه ام تک رقمی میشد ولی از وقتی که تو این موضوع گیر کردم افت کردم البته زیاد نه ها بازم حرفی برا گفتن دارم به نظر خودم حس میکنم اگه بهش برسم بازم خوب درس میخونم و اینم بگم پسری نیستم که از روی هوس یا حوصله سر رفتن برم با کسی باشم چون روزانه کلی دختر تو کفم هستن ولی به هیچ کدوم مثل اون یه شخص حسی ندارم و اینم هم گفته باشم کهمن اون شخص رو از نزدیک ندیدم و فقط عکسش رو دیدم وچت کردیم برا همین نمیدونم عشقم واقعی هس یا نه

    1. اینم هم گفته باشم که باید بزارید که در مورد احساساتتون بیشتر شناخت کسب کنید

  20. سلام من یه دختر ۱۴ سالم که عاشق یه مرد ۴۸ ساله شدم و هر چقدر تمرین میکنم فراموشش کنم نمیشه میشه لطفاً یه راهنمایی کنید

    1. با سلام
      میشه لطفا بگید دنیای مشترک 14 و 50 برای عاشق شدن چی میتواند باشد؟

  21. من ۱۲ سالم است یه پسر ۱۴ ساله را دوست دارم چیکار کنم البته ۲ هفته هست که فراموشش کردم

    1. با سلام
      اگه منظورت تصمیم گیری برای زندگی مشترک هست که فعلا خیلس شتابزده هست.

  22. سلام من یک پسر13ساله هستم و عاشق دختر عمه ام شدم که 11سالشه اونم منو دوست داره من بهش گفتم که دوست دارم من اصلا از هوس بازی خوشم نمیاد و فقط همین یه نفر رو دوست دارم ،ما همدیگر رو دوست داشتیم و چت میکردیم تا پدر و مادر هر دومون فهمیم الان 7ماه هست چت نمی‌کنیم ما خیلی همدیگر رو میبینیم هر یک هفته یکبار یا دوهفته یکبار ،ارتباط ما حوریه که تو کل خانواده لو رفته چون ما خیلی ضایع رفتار میکنیم و همه میفهمن همه دوست،من مثل بیشتر افراد دنبال را زدن نیستم فقط قصدم ازدواجه از اون موقع هم هردومون توی درسمون پیشرفت داشتیم،از نظر شما مشکلی نداره دوستش داشته باشم

    1. با سلام دوست داشتن مشکلی نداره ولی برای برنامه ریزی برای ازدواج خیلی زوده

      1. ممنون که پاسخ دادین ،فقط مشکلی که هست شما بزرگتر ها عشق مارو قبول ندارین و به ما میخندین،پدر و مادر خودمم همینطوری هستن این اصلا خوب نیست کنه جدی نگیرنت،من یک هدفی رو مشخص کردم و بهش میرسم.

        1. سلام
          مسئله جدی نگرفتن نیست مسائلی هست که بعدا درکش میکنی که قطعا بعدا روی تصمیماتت تاثیر میگذارد

    2. سلام من دختر ۱۳ سالم عاشق یکی از پسرای فامیلمون شدم حس عجیبیه شبا پشت سر هم تو خوابمه تو دوران کرونا هم نمیشه ببینمش زیاد پسره مغروریه من حاضرم بخاطرش تغییر کنم تو کرونا عفت تحصیلی کردم ولی ربطی به اون نداشت الانم حسم شدید تر شده میشه یا بگین چجور فراموشش کنم یا چه کسی بشم که اون بخواد

  23. سلام من ۱۱سالمه و خیلی به همه زود دل میبندم و اول به پسر عموم حس داشتم و من یه فیلمیو میدیم و یه پسر که ۵سال از خودم بزرگتر بود توش بازی میکرد و بعد بهش دل بستم و خیلی عاشقش بودم و بعد دوبارع به دوست داداشم دل بستم و ولش کردم و دوباره به بازیگره دل بستم خیلی دوستش دارم میدونم اون از من هیچی نمیدونه اثلا نمیدونه یکی مثل من تو این دنیا دوستش داره اثلا من خیلی دم دمی مزاجم نمیدوتم چی کنم

    1. بله من هم همین طور
      من توی به فیلم خارجی عاشق یه پسر شده بودم ولی تیکه رو عصابش اینه که اون زمانی که من اون فیلم رو میدیدم او پسر
      توی فیلم 14 سالش بود ولی توی دنیای واقعی اون 30 سالشه
      و دلیلش هم اینه که من 15 سال بعد از ساخت اون فیلم اون رو دیدیم و اون پسر دیگه الان ازدواج کرده و بچه هم داره ولی پن فقط عاشق اون صورت بچه گونش شده بودم توی فیلم و الان هم از فکرش اومدم بیرون و فقط فیلم هاشو مثل فیلم های دیگه خیلی عادی نگاه میکنم

  24. سلام من یک دوست پسر دارم که خیلی عاشقشم خیلی هم خوشتپ هسته هردوتامون14 ساله مون هستیم7.8ماه باهم هستیم وپسر همسایه مونه قبل اینکه قبل که دوست دخترش بشم همیشه تو چشمازل میزد ازم دفعا میکرد وبه بقیه دخترای کوچه هم نگاه میکرد وهول بازی درمیورد یک روز که خیلی ساکت بودم یکم کنارم نشت همش میخواست یک چیزی بگه نمیتونست بعد دوستش امددنبالم گفت بیا اینجا رفتم همونجاکه رفتم همه دوستاش اونجا بودن یکم نزدیک امد دستمو گرفت لمس کرد تو چشمام نگاه کرد گفت عاشقتم دوست دارم من میخواستم برم دستمو ول نکرد دستمو کشیدم رفتم پیش دوستام تو حال خودم نبودم فکرمیکردم دورغ گفته ولی دوبار امد کنارم نشت گفت دوست دارم رلم میشی میخواستم بررم نزاشت گفتم اره هروز منو میدید دستمو میگرفت بوسم میکرد بغلم میکرد بعداز یک هفته خیللللللی گوشیش دستش بود واز انجای که خیلی روم غیرتی بودبه توری که یکی ازدوستاش دستش ناخواسته بهم خورد گفت امروز نیا بیرون وگشیمو چک میکردمنم گفتم گوشیتو بده گفت چرا گفتم میخوام چک کنم گفت برایچی گفتم مشکوک میزنی گفت اشتباه میکنی عشقم واینکه دوستام ورفیقای اونم انجا بودن گفتم تو قبلا خیلی هول بازی درمیاری وهوس بازی محکم زد تو گوشتم اشک تو چشم جمع شده بود ولی گریه نکردم رفتم خونه بعد فرداش که رففتم کوچه امد بغلم کرد بویم کرد گفت بخشید عشقم من نفهمیدم چیشود من خودمو گشیدم چند روز باهاش قهربودم هروز این کارو میکرد بعد از چندروز باهاش اشتی کردم بوسم کرود بغلم کرد گفت دستم بشکنه واین که تنها محبت نمیکنه من بغلش میکنم بوسش میکنم بهش میگم عشقم بعدچند ماه برای روز پدر به دختر خالش گفت مامان بابای مبینا جدا شودن دخترخالش هم به همه گفت ویکی ازدوستاش امد گفت ابجی مگه مامان بابای تو ازهم جدا شودن گفتم کی گفته.گفت عشقت به دخترخالش گفته دخترخالش هم به همه گفته من دوست پسرمو دیدم گفت سلام عشقم منم جلوی همه گریه کردم کفتم دیگه بهم نگوعشقم خیلی زدمش میخواستم برم بغلم کردبوسم کردگفت اروم باباش منم گفتم چیکارمیکنی کسافت فرارکردم دنبالم امد دستمو گرفت گفتم منو فراموش کن گفت نمیتونم عشقم دستمو کشیدم رفتم هروقت میرم کوچه میخواد دستمو بگیر ولی من نمیزار همش با دوستاش میاد دونبالم نمیدوم چیکار کنم کمک کنید کات کنم یا دوست دخترش باشم

    1. با سلام
      فکر کنم توی این سن وقتت برای مسائل عاطفی نزاریذ به نفعه شما باشه

    2. خداوکیلی شما ها هم حال میکنید ها
      ما توی محلمون فقط یه دختر هم سن داریم که شبیه گوریله سگ هم نگاهش نمیکنه
      اما شما ها که دختر و پسر با هم هستید حال کنید اما به اندازه
      با تشکر از ثبت نظرتان

    3. چرا زدیش!!!باید میکشتیش تا از این غلطا نکنه

      اونموقع هم که زد تو گوشت باید تیکه تیکه اش میکردی دختر باید اینجوری باشه که به پسرا محل سگ نده واگر پسری نفهم بازی دراورد عین سگ بزنتش
      به نظر من کات کن بشین درستو بخون اون پسررو هم آدم حساب نکن

  25. سلام.من 14 ساله ام.از 10 سالگی عاشق پسرخالم شدم که 4 سال ازم بزرگتره.از بچگی هم با هم بزرگ شدیم.من ادم برونگرایی هستم ولی اون ادم درونگرایی هست.فقط هم به آینده اش فکر میکنه و صبح تا شب درس میخونه.هدفش از آینده با هدف من یکیه و فقط آخر اهدافمون با هم فرق داره.12 ساله که بودم یکبار با مادرم این موضوع رو در میون گذاشتم.یعنی به طور اتفاقی متوجه رفتار هام شد و ازم پرسید.بعد از اینکه براش تعریف کردم گفت که اون فقط پسرخاله ات هست و تو باید با چشم پسرخاله و برادر بهش نگاه کنی.بعد از اون بحث دیگه به کسی چیزی در این باره نگفتم جز یکی از دوستام که قبل از این شرایط کرونا خیلی صمیمی بودیم.البته فقط تو مدرسه.اما باز هم دردی ازم دوا نشد با اون همه درد و دل.پسرخاله ام هم همش بهم بی محلی میکنه.منم بار ها با خودم کلنجار رفتم که فکرش رو از سرم بیرون کنم اما نشد.نمیشه.هر روز هم حسم عمیق تر میشه.این باعث شده که من درسم رو سرسری بگیرم ولی چون درسم از ابتدایی خیلی خوب بود،هنوز افت زیادی نداشتم.اما خسته شدم.شب و روزم شده فکر بهش.با اینکه نمیدونم دوستم داره یا نه.البته از ظاهرش که برمیاد حتی بهم فکرم نمیکنه.نمیدونم چکار کنم.تقریبا هر دو هفته یکبار همدیگه رو میبینیم در خونه ی مادربزرگم و تقریبا هفته ای دو سه بار با هم در تلگرام چت درسی داریم که همیشه سوالات من ازش هست.من هر دفعه که میبینمش قلبم انگار داره میاد بیرون از بدنم.بعد از اون حرفهای مامانم هم پیش دیگران تظاهر به عاشق نبودن میکنم.همش میخندم و میرم تو جمع.اما اگر کسی کاریم نداشته باشه میرم تو رویا هام.اصلا آینده ام رو بدون اون نمیتونم تصور کنم.هر شب تو رویا هام اون رو میبینم.نمیدونم چیکار کنم.بار ها رفتم فراموشش کنم اما نشد.نمیشه.لطفا کمکم کنید.

    1. با سلام
      اینطوری اگه بخوای فقط دلباخته باشی به هدفت نمیرسی. اگه راهی هم برای رسیدن به هدفت وجود داشته باشی اینخ که تو ارزشمندی و توانا بودنت به طرف مقابلت برسونی . در هر صورت فراموش نک که عشقی به درد بخوره که دو طرفه یاشه. نه فقط یک سویه

      1. یعنی بنظرتون بازم سعی کنم فراموشش کنم؟یا اینکه تلاش کنم خودمو بهش ثابت کنم؟

          1. سلام من دختر ۱۵ ساله ای هستم که چندساله علاقه شدید نسبت به یکی ازپسر های فامیل بابام خوشم میاد اون هم خیلی پسر خوبی هستش ما سالی شاید یکی دوبار همدیگرو بیشار نبینیم لطفا اگه میشه کمک کنید تا بتوانم فراموشش کنم . اصلا اینکه میگن دل به دل راه داره حقیقیه ؟

        1. لطفا کمکم کنید بخدا می ترسم از اینکه هیچ وقت یعنی تا اخر عمرم عاشق پسری که شدم نتونم فراموشش کنم ، چه راه حلی وجود داره که فراموشش کنم و هیچ وقت عاشق کسی نشم؟

  26. سلام من یه دختر 16 ساله هستم و عاشق پسر داییم شدم که همسن خودم اون آدم درون گرا و من آدم برونگرا هستم تا دو سال پیش همیشه باهم بودیم البته خونه ی ما اصفهان اونا شهر دریگه که اونا وقتی میان اصفهان این همیشه میومد خونه ما و ما کل اوقاتمون رو باهم میگذروندیم طوری بود که حتی در اومد جلوی زن داییم گفت هرجایی که من باشم میخواد بمونه اما متاسفانه بخاطر شرایط نوجوانی و اینکه اون آدم درونگرایی هست به من بی محلی کرد و من هم بهش بی محلی کردم الان حتی به هم سلام هم نمی کنیم و هم رو نگاه نمی کنیم و من انگار افسرده شدم و به درسم لطمه بزرگی وارد شد من انگار سعی دارم ازش دور بشم و اون هم همینطور ولی بر خلاف ظاهر من واقعا دوسش دارم ولی نمیدونم اون الان چه حسی نسبت به من داره چندبار سعی کرد یه جوری باهام ارتباط دوستانه برقرار کنه اما من هر بار گند میزدم به همه چیز و ازش دور میشدم من الان توی سایت با ذکر ویژگی های من متوجه شدم که عاشقم و همزمان چیز های جنسی رو هم فهمیدم و این دو همش تو ذهنم میان طوری که شب و روز ندارم و همش خیال پردازی میکنم در حالی که شرایط خونواده ما جوریه که باید سرم تو کتاب باشه و با اینگونه مساعل به شدت بام برخورد میشه و روی درسم خیلی حساسن و من افت وحشتناکی کردم تو درس در حالی که خیلی زرنگ بودم الان من باید چیکارکنم خواهش میکنم جواب بدید

    1. با سلام
      عزیزم هر چقدر بخوای بیشتر خودتو درگیر این رابطه کنی بیشتر لطمه میبینی . بهتره یه تجدید نظر در معیار های خودت بکنی

    2. خب چیکارکنم من اگر فراموشش هم بکنم اونا در طول سال هرچند ماه مثلا سه چهار ماه یکبار میان و چند روز میمونن و من دوباره به یادش میوفتم و همه برنامه های درسی و چیزا برام بی اهمیت میشن و فقط میخوام برم و اونو ببینم الانم خیلی از درسم عقب افتادم متاسفانه و تمرکزم سر جاش نیست انگار بیخیال درس شدم البته این ها همش بخاطر اون نیست کلا انگار حال و حوصله هیچ چیزی رو ندارم

  27. سلام ، خسته نباشید.
    من ۱۴ سالمه و عاشق دختری شدم که توی کلاس زبان ، حدود یک سال پیش اشنا شدم‌. خیلی هم دوسش دارم و نمیتونم فراموش کنم . اونم منو خیلی دوس داشت ؛ اما نمیدونم الان هنوز دوسم داره یا نه.
    لطفا کمکم کنید که بتونم عشقم رو بهش ثابت کنم. در ضمن ، فقط به دو نفر از دوستای صمیمیم گفتم. و فکر میکنم اگه مادرم بفهمه‌ ، بدبخت میشم.

    لطفا پاسخ بدید ، ممنون🌹

    1. با سلام
      این چند مدت با هم در ارتباط بودید و هدف خود را از این رابطه مشخص کرده اید؟

  28. سلام و خسته نباشید من یه پسره 14 ساله هستم و عاشق دختری شدم که شاید سال یکی دوبار ببینمش ما از قبل به عنوان یک دوست باهم چت میکردیم ولی از نوع عاشقانه اش نه از نوع رفیقی و تا اینکه یه روز دیدمش اون روز باهم هیچ حرفی نزدیم چون پسر دایی و پسر خاله ام اونجا بودن و البته اوناهم این قضیه رو میدونستند و بعد از چند روز پیام داد که سلام خوبی تا اون شب حرف زدیم و فردای اون روز بهش گفتم دوست دارم و اون هم گفت من هم تا سه چهار ماهی باهم حرف زدیم ولی یه شب که داشتم باهاش چت میکزدم مادرم متوجه شد و گوشیم رو از دستم گرفت و اون شب نمیدونم چه اتفاقی افتاد بعد از چندروز بهش پیام دادم برگشت بهم گفت که دوست ندارم از این حرفا و یه مدتی هم هست که باهم صحبت نمیکنیم ولی من بشدت عاشقش هستم لطفا رهنماییم کنید ممنون.

    1. با سلام
      ما مادرت صحبت کردی که بتوانید قانعش کنید که این رابطه را مدیریت کنید؟

      1. سلام و خسته نباشید
        من یه دختر 14 سالم که توی یه کلیپ از یه بسر 22 ساله خوشم اومد ولی نمیدونم عاشقشم یا نه فقط من هم مثل چند نفر دیگه که گفتن فکر میکنم که اگر پدر و مادرم بفهمن بدبخت میشم چون پدر مادرم سعی کردن از بچه گی در مورد عشق و عاشقی باهام حرف نزنن و همین مورد باعث استرسم میشه

        ما یه دوست خانوادگی داریم که یه دختر 15 ساله دارن و از من یه سال بزرگتره و اون خیلی به اینکه خودشو پسر جلوه بنده خوشش میاد و سعی میکنه منو هم شبیه خودش کنه
        یه بار که خونمون بودم با هم توی اتاقم بودیم داشت در مورد چند پسر توی محلشون باهام حرف میزد و بعد از رفتن از خونمون یه پیام بهم داد که اگر مامانت بپرسید تو اتاق چی کار میکردین نگو در مورد پسر ها
        حرف میزدیم و منو بلاک کرد که بهش پیام ندم
        از بد شانسی من هم گوشیم دست مادرم بود که پیامشو دیدی و یکم باهام حرف زد که از اخلاق مهیاس (همون دختر دوست خانوادگیمون )خوشش نمییاد و سعی کنم خیلی پیشش نباشم که فکرمو خراب کنه و من از همون موقع خیلی از اینکه مامان و مخصوصا بابام بفهمن که در مورد یه پسر سرچ میکنم یا عاشق یه نفر هستم میترسم و الان هم خبر ندارن که توی این کانال دارم در مورد عشق و از این جور چیز ها صحبت میکنم و میترسم تو گوشیم رو ببینه و بد بخت شم
        اگر میشه یکم راهنماییم کنید
        مرسی

        1. با سلام
          این حس طبیعیه نباید نگرانش باشی ولی نباید درگیر وابستگی احساسی و تعلق به چیزی داشته باشی که از آیندش خبری نداری

  29. سلام من ۱۵ سالم هست من چند ماهه پیش با پسر دوست پدرم دوست شدم ولی وقتی مادرم فهمید بسیار عصبانی شد و مدت ها گوشی رو از من گرفت تا۳،۴ماه پیش وقتی هم گوشی رو داد واتساپ و اینستا رو پاک کرده بود و ۲ ماه پیش پدربزرگ من فوت کرد و هیچ کس به من توجه نمیکردم تا اینکه من دوباره بهشون پیام دادم ما همدیگر خیلی دوست داریم مخصوصا داخل این مدت بیشتر همو شناختیم ولی مادرم فهمید و من از ترس ایشون خودکشی کردم و حالا هم بهم میگه فراموشش کن ولی نمی‌تونم چطوری به مادرم بگم نمی تونم و کاری کنم که قبول کنه

    1. با سلام
      عزیزم به نظرم با توجه به اینکه سابقه صدمه زدن به خودت داری حتما با مادرت با یه مشاور هم اندیشی کنید.

      1. لطفا کمکم کنید بخدا می ترسم از اینکه هیچ وقت یعنی تا اخر عمرم عاشق پسری که شدم نتونم فراموشش کنم ، چه راه حلی وجود داره که فراموشش کنم و هیچ وقت عاشق کسی نشم؟

  30. سلام. من دختری دوازده ساله هستم. من عاشق یکی از پسرهای فامیل شدم که خیییییلی هم کم میبینمش. ولی خب واقعا هر روز حسم بهش بیشتر میشه. و از این ورهم اگر کسی بفهمه بدبخت میشم. خواهشا راهنمایی کنید.

    1. با سلام
      این موضوع از کی براتون پیش اومده. این عش یک طرفه است؟ به نظرم نباید توی این سن این حس جدی بگیرید

  31. من عاشق بابک جهانبخش هستم چیکار کنم هیچ حوزه نه میتونم فراموشش کنم نه ارتباطی باهاش داشته باشم ۱۲ سالمه

      1. سلام.خب از نظر من وقتی پای یه عشق غیر ممکن در میون باشه باید با راهکار های مختلف فراموش کرد.و ریشه ی اون عشق رو تا کل قلب رو تسخیر نکرده خشکوند.

        1. سلام لطفا به این پیامم پاسخ دهید من یک دختری هستم که انگار خدا نیمه ی گمشده ی من را رنده کرده ریخته رو همه ی پسرا هر کی رو میبینم بهش یک حسی دارم 😐

    1. اولا که زن داره
      دوما وقتی میدونی غیر ممکنه کلا فراموشش کنی به نفعته چون فقط خودت اذیت میشی

  32. سلام
    من‌یه دختره ۱۵ساله هستم که چند ماهه عاشق یه مردی که ۱۶سال از من بزرگ تره شدم راستش وقتی جلوی جم ام نمی تونم کاری کنم که بهش فک نکنم و واقعا نمی دونم چجوری اینو کنترل کنم چون واقعا نمی خوام که کسی این موضوع و بفهمه میشه لطفا راهناییم کنین که دقیقا باید چی کار کنم؟؟

    1. سلام من تا زه رفتم تو ۱۵ و پسر عممو ۱۸ سالشه و من عاشقش شدم و اون با من خسلس مهربونه بعضی و قتا یه جور خاصی نگام میکنه باهم خیلی شوخی میکنیم و من الان نمی دونم اون علشقم هست یانه با ید چیطوزی بفهمم

  33. سلام وقتتون بخیر من یه دختر ۱۴ ساله هستم که پنج ماه با یه پسر که تقریبا سه سال از خودم بزرگ تره آشنا شدم راستش اون با همه فرق داره من قبلاً دوستش داشتم اما العان حسن نثبت به قبل اون نیست و نمیتونم بهش (نه)بگم میشه لطفاً کمکم کنین چون واقعا خودمم متوجه افت تحصیلیم شدم و این برام خیلی مهمه

    1. عزیزم تو باید بتونی نه بگی واینکه تو از اون دخواستی کردی که نه بگه چه گفته باشه چه نه باید بتونی چون این نه گفتنت باعث ضررتو میشه💖

  34. سلام من ی دخترم سیزده سالمع عاشق ی پسر چهاردع ساله ام توی کلش باهم اشنا شدیم و تقریبا دوسالع همو میشناسیم خیلی دوسش دارم ولی بخاطر مامانم نمیتونم باهاش باشم چون مامانم حساسع و بفهمه من بیچارع میشم و در کل خیلی وقتع خبری نبود. اونم منو خیلی دوس دارع ولی متاسفانع هیچکس این موضورو جدی نمیگیرع و فقط میگن این ی حس زود گذرع و در اخر تورو ول میکنع و مشکل من اینجاس این حس اگع ازون حسای زودگذر بود چرا بعد از یکسال تموم نشد من الان انگار تو عالم برزخم خیلی گیجم. روزی نشدع ک گریع نکنم. پدر هم ندارم. میخام با مامانم حرف بزنم در مورد اینموضوع ولی میترسم. شما کمک میکنین؟

    1. با سلام
      دوست عزیز شما باید نسبت به این موضوع ابتدا خوب فکر کنید موضوعات زیادی وجود دارد مانند تحصیل سبک زندگی شغل …. که شما باید در مورد آنها فکر کنید و در حال حاضر نسبت به این موضوعات هیچ اندیشه ای نشده بنابراین بهتر است فعلا دوست اجتماعی باشید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

براي تماس با مشاور کليک کنيد!

اینستاگرام

مشاهده

برای طرح سوالات خود ما را در اینستاگرام دنبال کنید

واتس اپ

شروع گفتگو

مشاوره برای هموطنان خارج از کشور