کانال تلگرام اخبار نظام وظیفه آویژه

برای دسترسی آسانتر به مطالب سایت به کانال تلگرام روانشناسی آویژه بپیوندید (کلیک کنید).

اینستاگرام آویژه

مطالب ما را در اینستاگرام دنبال کنید ( کلیک کنید)

مرکز مشاوره خانواده و روانشناسی تلفنی

مرکز مشاوره خانواده تلفنی
4.1/5 - (56 امتیاز)

اهمیت مشاوره تلفنی خانواده چیست؟

اگر به دنبال بهترین مشاوره خانواده ای هستید که سرشار از ایده‌ها، نکات و تمرین‌هایی باشد که به شما کمک کند ارتباط بهتری داشته باشید و روابط خود را با خانواده، دوستان و همکارانتان بهبود ببخشید و راهکاری برای مشکلات خود پیدا کنید، جای درستی آمده‌اید!

ما خانواده خود را انتخاب نمی کنیم. ما در خانوداه متولد می شویم!

از آنجایی که بیشتر عادات، خصلت‌ها و نارضایتی‌های ما نتیجه شرایط و محیط خانوادگی ماست،مشاوره خانواده یک راهی عالی برای درک عمیق‌تر از خود و مشکلاتتان است.

مشاوران و روانشناسان آویژه در کنار شما هستند تا از راه های مختلفی که برای شما دریافت مشاوره امکان پذیر باشد به حل مشکلات شما کمک برسانند. اینجا هیچ چیز ناممکن نیست! مشاوران خانواده آویژه از ابتدا تا انتهای حل مشکل به شما هم اندیشی و حمایت های لازم را ارائه می دهند تا  بتوانید به خوبی این دوره بحرانی را پشت سر بگذارید.

مشاوره تلفنی خانواده

مشاوره تلفنی چیست؟
شما با روش مشاوره خانواده تلفنی به سادگی می توانید با درمانگر، مشاور، روانشناس یا زوج درمانگران مرکز روانشناسی آویژه ارتباط برقرار کنید.

اگر به دنبال مشاوره ازدواج، زوج‌درمانی، روان‌درمانی یا سایر موارد مشاوره فردی هستید، می‌توانید به جای مشاوره حضوری از طریق تلفن با مشاور خانواده خود مشاوره کنید.

مشاوره تلفنی یکی از چندین گزینه مشاوره آنلاین مرکز مشاوره روانشناسی آویژه است. مشاوره تلفنی ابزار موثری برای کار با یک روانشناس سلامت روان هست.

رزرو وقت مشاوره تلفنی خانوداه به سادگی و در کمتر از 5 دقیقه امکان پذیر است. با گرفتن شماره تلفن مشاوره خانواده رفت و آمد به کلینیک درمان حذف می شود و شما این امکان را دارید تا از خانه در جلسه مشاوره شرکت کنید.

در این شرایط، مشاوره تلفنی خانوداه انتخاب مناسبی است.

سریعا نیاز دارید با یک مشاور یا درمانگر واجد شرایط صحبت کنید

از مشاوره حضوری با یک درمانگر یا مشاور خانواده احساس راحتی نمی کنید

نیاز دارید یا ترجیح می دهید از خانه با مشاور خود صحبت کنید.

مشاوره تلفنی خانواده

مشاوره حضوری

مشاوره خانواده حضوری در مرکز روانشناسی آویژه در یک محیط خصوصی و محرمانه انجام می شود. تا مشکل مراجع و ناراحتی‌ و نارضایتی او از زندگی بررسی شود.

در مشاوره حضوری مشاور با دقت و حوصله به صحبت های شما گوش می دهد تا مشکلات از دیدگاه شما درک شود. مشاوره حضوری راهی برای امکان انتخاب یا تغییر یا کاهش سردرگمی های شماست. مشاوران آویژه به هیچ وجه شما را قضاوت نمی کنند و از آنها سوء استفاده نمی کنند.

جلسات مشاوره حضوری خانواده یا به صورت چهره به چهره

در جلسات مشاوره خانواده حضوری ، شما می توانید جنبه های مختلف زندگی و احساسات خود را بیان کنید، آزادانه و آشکارا در مورد آنها صحبت کنید، به گونه ای که بیان آن با دوستان یا خانواده امکان پذیر نیست.

در هنگام صحبت با مشاور خانوداه احساسات مخفی مانند خشم، اضطراب، اندوه و خجالت می توانند بسیار شدید شوند و مشاوره حضوری فرصتی برای کشف آنها فراهم می کند و امکان درک آنها را آسان تر می کند.

مشاوره خانواده به شما کمک می کند تا رفتار یا موقعیت هایی را که مشکل ساز هستند شناسایی کنید و راه حل هایی را بیابید که با آن بتوانید برخی تغییرات را شروع کنید. مشاور خانواده باید به مراجعه کننده کمک کند تا بین گزینه های پیش روی خود بهترین آن را برای خود انتخاب کند.

هنگامی که مشاوران برای اولین بار با شما ملاقات می کنند، مشاوران ما سعی می کنند ارزیابی کنند که چه نوع مشاوره ای برای شما مناسب است. مشاوران خانواده آویژه این کار را با گوش دادن به خواسته ها و مشکلات شما انجام می دهند.

مزایای مشاوره خانواده حضوری

مشاوران خانواده به صورت فیس تو فیس می توانند ارتباطات غیرکلامی شما را مشاهده کنند (مثلاً صورت شما، نحوه نشستن شما) تا درک عمیق تری از آنچه می گویید به دست آورند.

مشاوره خانواده حضوری به شما امکان می دهد تا مهارت های ارتباطی خود را توسعه دهید.

مشاوره خانواده حضوری به صورت یک ارتباط درمانی موثر شکل می گیرد.

معایب مشاوره حضوری

زمان طولانی رفت و آمد و هزینه های انجام شده برای حضور در کلینیک مشاوره.

عدم دسترسی مستقیم.

دسترسی دشوار به مشاوره در مناطق دور که امکانات حمل و نقل محدود است.

مشکل در جا به جایی افرادی که مشکل حرکتی یا ناتوانی های خاصی دارند.

دلهره آور بودن برای افرادی که اضطراب اجتماعی یا فوبیا دارند.

عدم فرصت کافی برای کسانی که باید از کودک کوچک خود مراقبت کنند.

شماره تلفن مشاوره خانواده آویژه  62999066-021 و 09353000102  است و با یک تماس از هر نقطه از کشور، می توانید با مشاوران متخصص ما در تماس باشید.


بیشتر بخوانید: مشاوره ازدواج برای انتخابی عاقلانه است یا زندگی ای عاشقانه ؟


مشاوره ویدئویی یا تصویری

در حال حاضر مشاوران و روانشناسان آویژه برای هم وطنان خارج از کشور، جلسات مشاوره را به صورت ویدئویی ارائه می دهند.

مشاوره به صورت ویدئویی یا آنلاین می تواند در وقت شما صرفه جویی کند زیرا نیازی به مراجعه حضوری در کلینیک ندارید. از طرفی مشاوره آنلاین به جلوگیری از انتشار بیماری هایی مانند ویروس کرونا (COVID-19) کمک می کند.

اگر شما تمایل دارید که با یک مشاور خانواده خوب تماس ویدیویی داشته باشید، به راحتی می توانید با یک پیام وقت مشاوره خود را رزرو کنید و تاریخ و ساعت مشاوره مد نظر خود را تعیین کنید.

مزایای مشاوره ویدیویی

در بسیاری از مواقع، استفاده از مشاوره خانوداه ویدئویی مزایایی دارد که شامل موارد زیر می شود:

به حداقل رساندن رفت و آمد

استفاده از مشاوره آنلاین می تواند گزینه بسیار خوبی برای افرادی باشد که سفر کردن برای آنها دشوار است. به ویژه برای کسانی که در خارج از کشور هستند که دسترسی به مشاوره خوب خانواده هم زبان محدود است یا مشاوره با یک متخصص هم فرهنگ و هم زبان کارایی بیشتری دارد. بنابراین مشاوره با Skype یا watsap می توانند به آنها کمک کند تا به یک متخصص خانواده درمانگر متصل شوند.

بهبود حمایت از درمانجو ها

مشاوره ویدئویی یا آنلاین بستری را فراهم می کند که به روانشناسان مرکز آویژه اجازه می دهد تا شبکه هایی را برای ارائه پشتیبانی از مراجع ایجاد کنند. مشاوران آویژه می توانند در زمان های بحرانی بدون فوت وقت با ایجاد ارتباط آسان با مراجعان خود در خارج از ساعات اداری هم اندیشی یا مراقبت های کارآمدی را ارائه دهند.

کاهش شیوع عفونت ها

مشاوره از راه دور می تواند از انتقال احتمالی بیماری های عفونی بین بیماران و کادر مشاوره جلوگیری کند. این موضوع به ویژه در مواردی که شیوع این بیماری ها نگران کننده است، بسیار مفید است.

کاهش استرس

یک مشاوره از راه دور از طریق ارتباط آنلاین ویدیویی نه تنها فشار و استرس بیمار را که به مشاور مراجعه می‌کند، کاهش می‌دهد، بلکه تضمین می‌کند که افراد مبتلا به فوبیا در صورت لزوم ترسی از مراجعه به مشاوره خانواده نداشته باشند.


بیشتر بخوانید: کانال مشاوره روانشناسی خانواده


مرکز مشاوره خانواده آویژه

 

مشاوره آنلاین ازدواج

 

مرکز مشاوره خانواده تلفنی

سوالات متداول

آیا مکالمات من در جلسه مشاوره تلفنی ضبط می شود؟

خیر مگر اینکه شما خودتان اجازه این کار را به درمانگر خود بدهید.

آیا هزینه مشاوره خانواده به صورت تلفنی کمتر است؟

در مشاوره تلفنی خانواده شما هزینه رفت آمد ندارید و می توانید مدت بیشتری مشاوره داشته باشید.

به نظر شما مشاوره آنلاین بهتر است یا مشاوره تلفنی ؟

طبق آمار افراد در مشاوره تلفنی نتایج بهتری دریافت می کنند.

هدف مرکز مشاوره خانواده و روانشناسی آویژه از ارائه اطلاعات لازم در زمینه مشکلات سلامت روان، افزایش آگاهی شماست تا با توسعه دانش خود، جهت ارتقا و بهبود کیفیت زندگی خود، گامی مهم بردارید. لطفا برای کسب اطلاعات بیشتر سایر مقالات متخصصان مرکز مشاوره آویژه را مطالعه نمایید .

در این راستا مرکز مشاوره خانواده و روانشناسی آویژه خدمات متنوعی را در زمینه مشاوره خانواده به شما هم میهنان عزیز ارائه میدهد. جهت کسب آموزش های بیشتر این مقاله لاتین را مطالعه کنید.

منبع:Telephone Counseling – iCALL | Free Telephone & Email 

براي مشاوره در زمينه مرکز مشاوره خانواده و روانشناسی تلفنی

از مشاورين مشاوره خانواده و روانشناسي آويژه از سراسر کشور

با 09353000102 تماس بگيريد

همه روزه از ساعت 8 صبح تا 1:00 شب 

حتي ايام تعطيل

 

نظرات

- 154 نظر:

  1. سلام خسته نباشید یمدته احساس میکنم همسرم باکسی حرف میزنه اخه شبا تاصبح بیدار میگه سریال نگاه میکنم و نمیدونم از چه طریقی بفهمم چون گوشیشم زیر بالشش میگیره و میخوابه البته جداازهم من زودتر تو اتاق خواب میخوابم و اون هم همونجا ک فیلم نگاه میکنه یمدته شبا خواب میبینم

  2. سلام من دختری ۱۷ ساله هستم و درس خوندن رو دوست ندارم و دلم نمیخاد درس بخونم خونوادم وضع مالی خوبی دارن ن پدرم و ن مادرم هیچ کدوم تحصیلات بالایی ندارن مامانم دیپلم داره و پدرم فوت شده ولی مادرم ازدواج مجدد کرده حالم خوب نیست و هیچ هدفی ندارم و اصلا چرا ما ب دنیا میایم و جرا از دنیا میریم توروخدا کمکم کنین من دوست ندارم این حسمو درس خوندن رو هم دوست ندارم و عکاسی رو دوست داشتم ک به اجبار اینکه یا ریاضی یا تجربی رفتم تجربی ولی میخام ترک تحصیل کنم بیشتر ساعات شبانه روز رو خوابم و پدرم و مادرم خیلی از دستم حرص میخورند کنترل خشم ندارم و خیلی زود گریم میگیره تورو خدا کمکم کنین توروخدا منو به یه آدم معمولب برسونین خواهشمیکنم تمنا میکنم

    1. سلام شوهر من در حالت عادی خیلی شوخ ها میکن هم شوخی هم حرف های بی ادب
      بعد بک مراسم ک میشه ‌کلا فکرش اینکه اینجوری کن اونجوری کن درصورتی ک همه اونجوری منم اونطوری ولی گیر میده تو جمع اخم و تخم میکنن سر خانواده اش بارها شده ک کتک زده
      مثلا اون روز مادرم برام عیدی یلدا اورد‌ بود هم رو دعوت کردم بعد خاهرشوهرم کادو آورده بود میگف کمک کن زودباش بازش کنه
      بعد من گفتم یلدا یک عکس بندازیم با انار پیش خاهرشوهرم پیش جمع گف ولکن مسخره بازی ها چیه
      بعد موقعی هم ک میخابه من یدونه ظرف جابجا میکنم هرچی از دهنش درمیاد میگ
      میگ حالا خودما دارم کنترل میکنم وگرنه کبودت میکنم
      توراخدا کمکم کنید
      بعد هرچی فوش اینا میده من سکوت میکنم من بنظر شما چکارکنم

  3. سلام خسته نباشید
    من یه دختر 18 ساله هستم .مشکل من پدرم هست که هیچ وقت اجازه نداده تنها بیرون برم نه تنها من مادرمم همینطور .
    از اول زندگیش همینجور بوده همیشه به همه چیز و همه کس بد بین بوده و هست ولی من میگم علاوه بر بد بینی تعصب بیش از حد و حس مالکیت زیاد از حد به همه داره نمیدونم دلیل این بد بین بودنش چی ولی میدونم رو زندگی هممون تاثییر بدی گذاشته .من به عنوان یه نوجون که به سن بلوغ رسیده و در سلامت جسمی و عقلی کامله حق تفریح و بیرون رفتن و خوش گذرونی ندارم چون پدرم خوشش نمیاد و اجازه این کارو بهم نمیده الان سوال من اینجاست من بعد 18 سال اختیار حتی بیرون رفتن از خونه رو هم ندارم وحق با پدرم میخوام بدونم این درسته یا نه و اگه حق با منه چطور میتونم شکایت کنم چون کوچک ترین ازادی ندارم و بارها باهاش صحبت کردم اما فایده ای نداشته .
    ممنون میشم کمکم کنید با سپاس

    1. با سلام
      سعی کنید این حرف هارو به صورت منطقی به والدینتون بگید و ببینید واکنششون به صحبت های به دور از هیجان شما چیه

    1. با سلام

      خودتون چی فکر میکنید؟ چرا فکر میکنید مشکل از شماست؟

  4. من دیگ میخام خودموراحت کنم هرچقدرب خداالتماس کردم ولی هیچی دیگ بسه

    1. با سلام من دختری ۳۰ ساله هستم که در یک فروشگاه بزرگ کار میکنم قبلا همه چیز خوب بود همه باهام خوب بودن بعد از اینکه مدیریت عوض شد همه باهام لج کردن برای اینکه حقوقم از همشون بیشتر بود بعد از اون همه همکارای دخترم که نامزد داشتن و شوهر همش جمع میشدن راجب شوهرهاشو بامن حرف میزدن یا بهم اشاره میدن که چه چیزی بگن جلوم و خلاصه کلی رفتارای زشت و زننده که من بخاطر اینکه هنوز نیومده جلو واسم ب اونا حسادت کنم یعنی اونا اینطوری بامن برخورد میکردن و کلی مسخرم کردن حالا منم ب کارام نیاز دارم ولی واقعا نمیدونم چجوری در مقابلشون برخورد کنم ازتون میخام که راهنماییم کنید

  5. سلام چند سال هست باشوهرم زندگی میکنم حدودا ۱۰ساله ولی معتاده یه دختر ۷ساله دارم ولی الان با هم سردیم خیلی کار به کار هم نداریم از سرکار میاد میشینه جلو تلویزیون بعد هم تو گوشی ولی من که صبح تا شب تنهاتو خونه شب هم تنها الان دیگه خسته شدم دلم واسه بچگیم و جوونیم تنگ شده از شوهرم خیلی ناراضی هستم راهنماییم کنید ممنون میشم

    1. با سلام
      این مشکل شما مرب.ط به رابطه هر دو نفر شماست . اگه انقدر دارید اذیت میشید چاره ای جز مطرح کردن خواسته هاتون با شریک زندگیتون و مطالبع اونها نیست.

      1. سلام من ی پسری آشنا شده بودم فضای مجازی نیت ازدواج سه سال باهاش حرف میزدم هر بار می اومد دعوا بحثمون میشد همش ی وقتا سر چیزا بی خودی ناحق قهر لجبازی درک ی سری چیزا نمی‌کرد خانوادشو طول میداد نمی آورد از لجش یا هر بارم پیش من پیش خانوادم فامیلام دروغگو میشد و منم خیلی دوسش داشتم ولی مریض شدم سر دردا بد گرفتم چیزا چرتو پرت بد میومده تو سرم گه اوقات میاد عزابم میده کم خوابی تا صبح داشتم مجبورم می‌کرد عکسا لختی می‌گرفت ازم میگفت هدفش ازدواجه با من فشار جنسی تا صبح عزابم میداد بهش میگفتم درک نمی‌کرد میگفت ی وقتا خوابم میاد ی وقتا واقعا احتیاج داشتم کمکم نمی‌کرد ولی من هر وقتی اون تمایل داشت عکسا لختی هر عکسی نیت پاک ازدواج دوس داشتن براش می‌فرستادم ولی اون ی جاها حسای درکم نمی‌کرد من ردش کردم گفتم پشیمون شدن هیج وقت باهات ازدواج نمیکنم ولی بازم سه ساله هعی رقت اومد دوباره بازم میاد عادتشع من چکار کنم مریض شدم هر بار اومد دعوا بحث سره هر چیزا الکی بی خودی لج اینکارا صدا منو در می‌کرد من ناراحت میشدم بلاکش میکردم بهانه میکرو بلاکم کردی راهنماییم کنید الان سرم مریض شده کم خوابی دارم چیزا بد میاد تو سرم باید چکار کنم راهنماییم کنید

        1. با سلام
          هر رابطه ای برای ازدواج نمیشه حساب کرد. این رابطه قطعا برای ازدواج آینده ای نداره . بهتره زودتر تمومش کنید.

      2. سلام.من ازتون ی راهنمایی میخوام زندگیم ک با عشق شروع شده و با چنگ و دندون حفظ کردمشو خودم خراب کردم

  6. سلام
    خسته نباشید
    من ۲۲ ساله و دانشجوی کارشناسی و نامزدم ۲۶ ساله هستن و دیپلم شغل ازاد ما حدود ۴ ماهه که نامزد شدیم و نامزدم سه بار در طول یک سال به خواستگاری من اومدن تا اینکه به اصرار خانواده بدون هیچ علاقه ای جواب مثبت دادم بدون هیچ شناختی از همیدگه مشکل ما اینه که هیچ صحبتی با هم نداریم هر موقع پیام یا زنگ میزنه صبحت زیاد ما در حد ۱۰ دقیقه اس یادمه اولین بار که صبحت کردیم از ظاهر من ایراد گرفت من دلخور شدم اما گفتم می گذره اما ایشون سرد برخورد میکردن نه پیام صب بخیری نه ابراز علاقه در عوض ایراد میگرفتن من به جای اینکه دلگرم بشم دلسرد میشدم باعث میشد که به جای قهر کردن و اینکه بگم از حرفت ناراحت شدم ی مدت سرد برخورد کنم اینا گذشت ی روز گفت چرا ما با هم حرفی نداریم بزنیم منم زدم زیر گریه که دوسدارم منم مث بقیه شاد باشم حرف بزنیم اما تو حتی ی پیام صب بخیر به من نمیگی ایراد میگیری و پیامام دیر جواب میدی بعد از اون قضیه بهتر شد باهام اما هنوزم من ی پیام میدم ساعات هاا جواب نمیده بعد زنگ میزنه میگه آره نتونستم سرکار بودم و اینا نکات منفیش بود اما با درک و خوش اخلاقه و من علاقه پیدا کردم بهش اما این کم حرفیمون ذهن هر دوی مارو درگیر کرده که نکنه به مشکل بر بخوریم
    من نمیدونم درمورد چی حرف بزنیم باهم آخه درمورد شغلش که من اطلاعی ندارم منم فقط تو خونه ام و درس میخونم واقعن نمیدونم درمورد چی حرف بزنیم جز ی سلام و احوال پرسی هیچی نداریم برا گفتن ممنون میشم راهنمایی بفرمائید

    1. با سلام
      تا اینکه به اصرار خانواده بدون هیچ علاقه ای جواب مثبت دادم بدون هیچ شناختی
      مشکل همینه
      باید از ابتدا سعی کنید همیگر را بشناسید و بفهمید

  7. سلام پسرم من فیلم های ناجوری نگاه کرده است میشه منو راهنمایی کنی

    1. با سلام
      حتما باهاش صحبت کنید و بهش بگید که این فیلم ها چه عوارضی دارند

      1. سلام وقت بخیر
        پسر من ۹ سالشه و توسط یکی از اقوام آزار و اذیت شده ..حتی اون فرد ازش فیلم گرفته .و با اون فیلما تهدیدش می‌کنه …چجوری میتونم با مشاورین شما ارتباط تلفنی داشته باشم ..هیلاری ناراحتم و اصلا نمی‌دونم چه واکنش و رفتاری نشون بدم ..حتی چندین بالاتر و همیشه به پسرم گوش زد میکردم درمورد قسمت های خصوصی بدن و…خیلی نصحیت های دیگه اما اصلا گوش نمیده و الان نزدیک به یک هفته اس افسرده و خشمگینع من چیکار باید کنم ..چجوری با مشاورین شما ارتباط تلفنی باید داشه باشم

  8. سلام خسته نباشید من دوماهه که عقد کردم همسرم تهران مشغول کار هستش و من اصفهان هستم بعد گرفتن عروسی به تهران میرم
    سریه موضوعی بحث کردیم و سه روزه باهم صحبت نکردیم نه تلفنی ونه چت
    قرار بود وقتی اومد اصفهان بریم باهم ماشین لباسشویی بخریم دوروز پیش بهم زنگ زد که کارتمو که دستته بده داداشم بعد از ظهر میاد جلوی در خونتون بره ماشین لباسشویی بخره با خواهرم من خیلی ناراحت شدم ولی چون سرش شلوغ بود و سرکار بود چیزی نگفتم و قطع کردم ظهر بود که زنگ زد باهاش صحبت کردم که قرار مگه نبود باهم بریم لباسشویی بخریم چرا باید داداشت و خواهرت برن چرا دخالت میکنن تو کارای ما ؟واز این جور حرفا
    شوهرم قطع کرد گوشی روم و دیگ زنگ نزد بعد یه ربع پیام داد که به داداشم گفتم صبرکن هفته دیگ که خودم اومدم بریم بگیریم
    منم خوندم پیام و هیچی نگفتم
    بعد از ظهر شد و داداش همسررم اومد و گفت ما میخوایم بریم لباسشویی بخریم کارت هم بده مننم هنگ موندم ولی چیزی نگفتم کارت و دادم و رفتن
    شوهرم که چندساعت بعدش زنگ زد باهاش دعوا کردم و قطع کردیم الان سه روزه گذشته یه تماس هم نداشتیم باهم اشتباه از من بوده یا شوهرم؟!

    1. سلام اینجا اشتباه هر دو سمت شماست که چا انقدر لجبازی مکنید

      1. سلام دختر17ساله م درمورده مشکلاته خونوادم واقعا احتیاج ب راهنمایی و مشورت دارم و هیچکسی نیست دوربرم ازش کمک بگیرم ی برادر بزرگتر ازخودم دارم 26سالشه مشکل اصلی داداشمه که نه شغلی داره نه درامدی نه فکری خیلی بیخیال میگذره و عین کبک سرشو کرده زیر برف هیچیم براش اهمیتی نداره اصلا چندساله ک الکل مصرف میکنه الان و همه هدفو فکرش شده مشروب ازکسیم ترسی نداره ک بخاد برنامشو تغییر بده مادرم از جوش زدن و نگرانی جلو چشمم داره ازبین میره و متاسفانه زورم ب هیچکدوم نمیرسه برا بهترشدن خونوادم و خودمم این وسط سردرگم موندم اگ کمکی هس خاهش میکنم راهنماییم کنین

        1. با سلام
          دوست عزیز و مهربان هر کسی باید مسئول زندگی خودشه شما در بهترین حالت میتونید با مهمربانی نگرانی خود را مطرح کنید

          1. سلام من دختری ۱۷ ساله هستم و درس خوندن رو دوست ندارم و دلم نمیخاد درس بخونم خونوادم وضع مالی خوبی دارن ن پدرم و ن مادرم هیچ کدوم تحصیلات بالایی ندارن مامانم دیپلم داره و پدرم فوت شده ولی مادرم ازدواج مجدد کرده حالم خوب نیست و هیچ هدفی ندارم و اصلا چرا ما ب دنیا میایم و جرا از دنیا میریم توروخدا کمکم کنین من دوست ندارم این حسمو درس خوندن رو هم دوست ندارم و عکاسی رو دوست داشتم ک به اجبار اینکه یا ریاضی یا تجربی رفتم تجربی ولی میخام ترک تحصیل کنم بیشتر ساعات شبانه روز رو خوابم و پدرم و مادرم خیلی از دستم حرص میخورند کنترل خشم ندارم و خیلی زود گریم میگیره تورو خدا کمکم کنین توروخدا منو به یه آدم معمولب برسونین خواهشمیکنم تمنا میکنم

          2. با سلام
            باید از والدینتون بخواید تا شما را مشاوره ببرند

    2. سلام من حدودای یک سال هست که عاشق پسر عموم شدم .
      راهی هسته که این حس رو از خودم دور کنم ،فقط به خاطر توجه های پسر عموم عاشقش شدم

  9. سلام و خسته نباشید

    من 23 سالمه و با پسری اشنا شدم خیلی به من دروغ میگه ولی فکر میکنم خیلی هم دوستم داره 6 ماهه دوست شدیم و رو من غیرت خاصی داره با دروغهاش چکار کنم قصد ازدواج هم داریم

    1. بااینجور آدم اصلا بفرمایید ازدواج نکن که بری سر خونه زندگیت ب مشگل میخوری اونم بدجور .منطق ب مرور جای دوست داشتن توی زندگی مشترک میگیره

  10. سلام وقتتون بخیر . ببخشید ۲۸ سالمه مذکر.
    . برای ازدواج امادگی دارم و شرایطش رو هم دارم دوسه نفر هستن ک یجورایی میخوان بامن ازدواج کنن ولی من خیلی استرس دارم ازین ک تو زندگی مشترک اخلاق همسرم عوض بشه و مشکلات دیگه ک داریم میبینیم تو زندگی . نمیتونم انتخاب کنم یه دختری هست دوسال ازم بزرگتره ولی پاکه و باحیا و فهمیده بیش از اندازه ابراز علاقه میکنه بهم .قیافه مناسبی هم داره . گفتم مهریه کم مدنظرمه قبول کرد .حتی ب دروغ گفتم نمیتونم بچه دار بشم گفت من تورو میخوام بچه دار شدن هم توکل برخدا . واقعا یعنی این دختر خانم دوستم داره؟

    1. سلام
      با چند تا رفتار یا سوال بی ربط نمیشه کخ ثبات شخصیتی تشخیص داد. باید دوران آشنایی حتما طی شود.

    2. با سلام من ی دختر دارم ی نفر میخادش دخترم پانزده سالش هست پسره بیست و دو سالشه باباش قبول نمی‌کرد الان که قبول کرده نمیراره حتی باهم حرف بزنن اون دوتا هم خیلی هم دیگه رو دوست دارن چکار کنم تا قبول کنه باهم حرف بزنن

  11. باسلام وخسته نباشیدمن یه دختر ۱۷ساله هستم حدودیک ساله که ازدواج کردم توزندگی پدرم خیلی سختی کشیدم والانم توندگی شوهرم خوبه خدارشکر ولی بخاطرهرمسئله کوچیکی زودقهرمیکنه تقریبا۱۰ سال باهم تفاوت سنی داریم شده من کاراشتباهی کرده باشم یاحتی بعدشم ازش معذرت خواهی میکنم ولی اون خیلی سخت بامن رفتارمیکنه تاچندین روز اصلا باهام حرف نمیزنه یاانقدبدمیشه که حتی شبا واسه خواب هم نمیاد خونه شوهرم شغلش راننده جاده هست.یه هفته نیس همش دوروز هست همون دوروزم که اینجوری میشه خیلی تنهایی میکشم چیکار کنم؟؟؟ اینکه شوهرم انقدزودقهرنکنه یاحتی اگه قهرمیکنه انقدطولانی نشه همیشه هم برای آشتی کردن من پیش قدم میشم خیلی هم غیرتی هست که به قول بقیه دل سیاهست وبیشترهم سراین موضوع باهم دعوامیکنیم ماخونمون هم دوطبقس وبالاسر مادر وپدرش میشینیم.اوناهم رفتارخوبی ندارن وبیشترموقع ها منوبارفتارشون آزارم میدن!!!! دلم خییییلی گرفته!!!

    1. سلام
      همیشه هم برای آشتی کردن من پیش قدم میشم اولا این کار اشتباهه و دوما لطفا حتما بایید این احساساتو با همسرتون در میان بگذارید.

  12. بسیار مفید و ارزشمند بود منتظر مطالب به روز دیگه هستیم. ممنون از شما
    مرکز تخصصی نگارش پایان نامه مدیریت

  13. سلام ممنون به خاطر مطالب مفیدتون
    از خدمات ترجمه دانشجویی ما می‌تونین با قیمت مناسب و کیفیت بسیار عالی استفاده کنین آدرس سایت ما:

  14. سلام ایام ب کامتون انشالله من دختری۱۴ساله دارم ک اخلاقش تند هست و کم طاقت همیشه بهانه میگیره با فامیل و با من اصلا سازگار نیست خیلی سعی میکنم باهاش برخورد خوبی داشته باشم اما برای چند ساعت دوباره بهم میریزه و جیغ میزنه مدام میگه برادر کوچکش ک ۴سالشه رو ب اون ترجیح می‌دهیم واقعا شرایط سختی برامون شده ب هیچ عنوان با کسی نمیسازه و بددهن شده

    1. سلام
      البته این شرایط استثنایی نیست. بچه های اول بیشتر حس منحرف شدن توجه والدین حس میکنند بهتره سعی کنید حتی اگر خسته هم میشید برای دخترتون این سو تفاهم حل کنید و بیشتر سعی کنید با رفتارهای محبت آمیز آرامش بیشتری به فرزندتون بدید

      1. سلام من ۳۴ سالمه ودوتا بچه ۱۱و ۷ ساله دارم شوهرم شغلی داره که با خانوم ها در ارتباطه یا به نظر من خودش دوست داره که در ارتباط باشه واین موضوع منو عذاب میده داوطلب برای کارهایی که ربطی به این نداره وتوش خانوم ها باشن ومن ۶ساله دارم این موضوع وتحمل میکنم همیشه هم بحث میکنیم منو مقصر جلوه میده و خیلی ایرادات دیکه داره واقعا دیگه خسته شدم تا الان ام موندم باهاش بخاطر بچه هامه ولی دیگه نمیتونم مشکلاتش یکی دوتا نیست میدونه کاری که میکنه من خوشم نمیاد باز اون کار وانجام میده ومن خیلی عذاب میکشم دلم شکسته منی که زمانی عاشقش بودم با کارهاش ازش متنفر شدم

        1. با سلام
          حتما وقتی یه محیط توش تنوع باشه به زندگی زناشویی صدمه میزنه . باید با همسرتون صحبت کنید که این روال نمیتونه ادامه داشته باشه

    2. بااینجور آدم اصلا بفرمایید ازدواج نکن که بری سر خونه زندگیت ب مشگل میخوری اونم بدجور .منطق ب مرور جای دوست داشتن توی زندگی مشترک میگیره

  15. سلام ببخشید میخواستم بدونم وقتی یه نفر و کامل شناخته باشم بعد بخوام ببینم با ایشون ازدواج کنم یا نه باید ب چه بخشی مراجعه کنم؟ مشاوره ازدواج یا چیز دیگه .چون سوالای مشاوره قبل ازدواج و خوندم جواب همشو میدونستم

  16. سلام وقت بخیر
    پسری دارم 6 ساله و یه دختر 4 ساله. پسرم خیلی عصبی و بداخلاق شده و با خواهرش بد اخلاقی میکنه و شبها هم میترسه واقعا نمیدونم چکار کنم حتی تو سایت ویرا برگ هم یه فرصت تخفیفی بود و میخواستم ازش استفاده کنم اما واقعا نمیدونم با رفتن پیش روانشناس مشکلش حل میشه یا نه؟ یا اینکه باید برم پیش یه دکتر روانپزشک. ممنون میشم راهنماییم کنید.
    با تشکر از سایت خوبتون. موفق باشید.

    1. با سلام
      چون دوتا فرزند دارید که از لحاظ سنی نزدیک به هم هستند بهتره حتما در موردشون مشاوره بگیرید

      1. سلام من ٢٣ سالمه تازه ٦ماه و١٣ روز با مردى ك دوست بوديم با كلى عشق و علاقه ازدواج كرديم.از همون دوران صيغه فهميدم دسته بزن دارو تا يه بحثى ميشد ميگفت نميخوادتم حتى ب روز قبل ازمايش برا ازدواجم دعوا كرديم و از سركار وقتى اومد خونه منو ديد گريه ميكرد ميگفت بخدا نميخوامت برو گفتم پس حرفاي عاشقانه ايي ك بهم ميزنى گفت ي زنم از خيابون پيدا كنم همينارو بهش ميگم منم اونشب با مرگ موش خوزكشي كردم ولى نميدونم از كجا فهميد زود بردتم دكتر گذشت تا ما ازدواج كرديم و رفتم سر خونه زندگيمون اويل سر هرچيزي كتك رو ميخوردم با كلى فوش تا جايي ك يبار دستم شكست و پرده گوشم پاره شد من طاقت بي محلي و از من دور بودنش و ندارم بخدا تا جايي ك غصه عالم ميشمه تو دلم روزايي ك بعد افش ميخواد بره سركار اخه از ٥:٤٠ ديقه صب ميره تا ٦:٣٥ ديقه غروب خونه نيستش محل كارشم جوريه نميتونيم باهم زنگ يا تماس تصويرى داشته باشيم فقط يواشي ميتونيم بهم ايميل بزنيم هميشه دلم و ميشكنه و كلى همش تحقيرم ميكنه هميشه ب من ميگه كر گيج نفهم بخدا ي جاهايي حرفاش و نميشنوم تقصير من نيست اونروزي من داشتم كلن زيرو رو خونه رو تميز ميكردم ك اومد خونه از تميزى ظاهر مرتب خونه خوشحال بشه قبلش بهش ي پيام عاشقونه داده بودم منتظر جواب بودم همش ولى بخدا فك كردم كارش زياد
        تا اين ك ساعت ٤:١٣ ديقه ظهر من ديگه كلن كاراى خونه رو كردم و شامم پختم حمموم رفتم اومدم بالا از طبقه پايين گوشيمو برداشتم ديدم ١٧ دقيقه پيش ي ايميل زده
        ولى كارى بود رفتم تو برنامه ديدم عع برا منم ايميل فرستاده بود ولى بخدا من از ذوقم اصلن ب ساعت نگاه نكردم فقط باعشق دوتا پيام بهش دادم قربون صدقه اش رفتم بعد ي ايميل ديگه كارى فرستاد منم بهش دادم اينجا چه خبرهااا با ايموجى خنده
        ايميل زد كجا بودي منم توضيح دادم ك كجا بودم و اومدم ديدم ايميل دارم متوجه نشده بودم شب ك از سركاراومد با كلى عشق و خنده رفتم درو باز كردم ديدم سرسنگين اومد خونه رفت نون خريد اومد اونجور مواقع منم دلم ميشكنه ك انقد باهام سرسنگين گفت كجا بودى امروز منم باز توضيح دادم گفتم امروز برا خريد شامم حتى از خونه بيرون نرفتم من عادت دارم تا سر كوچه برم بهش پيام ميدم ك از محل كار اومد بيرون بدونه من تا سوپر ماركت رفتم و اومدم گفتم بخدا نديدم ميگه من از ساعت ١١ پيام دادم تو ٤ اومدى جواب دادى از اون شب باهام سرسنگين شد صبا عادت دارم از گردنش اويزون بشم براش چهار قل و ايت الكرسي بخونم بعد راهى بشه سر كار باهام سرد بخورد ميكرد با ي خداحافظ زير لبي ميرفت تمومه دلخوشيم محبتاش و خندهاشه بخدا خيلي بهش وابستم و دوستش دارم دو روز اينجورى گذشت حتى من از ٣شنبه تا٥ شنبه تا سر كوچم نرفتم بخاطر اين ك انقد تو خودم رفته بودم بخاطر سردي بينمون پنج شنبه شب ديگ حوصله نداشتم فك كنم ك شام بپزم همون طبق روال فقط خونه رو تميز كردم حتى انقد ذهنم درگير همسرم و كاراش بود ك نقاشيمم خراب كردم من حتى اون موقعا از صب تا شب نميتونم غذا بخورم فقط گريه ميكنم ك باهام قهره 😭اومد از سركار رفتم دم در گفتم برا شام نون بگير با تخم مرغ من نشيندم موقعه ايي ك لباساشو بر ميداشتم بخدا نشنيدم ك ميگه رب و بيار پايين فكر كردم ميگه لباسارو خودم مياوردم اخ اروم حرف ميزنه اينجور موقعا حتى جواب سلامم زير لبي ميده ..من نشنيدم كارارو كردم منتظر شدم از حموم اومد رفتم تخم مرغ بزنم گفت نزن ميام گفتم نه ميپزم برو منم نيمرو كردم بعد ك اومد پايين گفت نشنيدي گفتم رب بيار سر اون ك تخم مرغ نيمرو شد نه املت قيافه گرفت سر سفره نيومد گفتم بيا شام نيومد گفتم منم نميخورم اين شد بهونه گفت نخورى گرون تمومه ميشه مييرمت خونه مامانت با ناراحتى خوردم ولى دلم تركيد گفتم دور روز خونه رو كردى جهنم سر اين ك من پيام و دير جواب دادم گفت چون خونه نبودى اينترنت نداشتى ي ذره بحث كرديم گفت حاضر شو ببريم خونه مامانت با بابات حرف دارم بابامم بياد اونجا مشكل مارو حل كنن خسته شدم ازت نرفتيم يعنى خودش نرفت
        ميگه من خستش كردم ميگه من همش تو عصابشم ميگ موقعهايي ك اينجورى بحث ميكنيم و تو از خودت اين رفتارارو در ميارى ديگه نميتونم دوست داشته باشم من فقط دلم شكسته ازش از تموم حرفاش ياد اون كاراو حرفاش ك ميفتم دلم اتيش ميگيره وقتي ميگه تو ارزش محبت كردن ندارى دلم ميتركه ميگه از ازدواج با من پشيمونه دو ساعت بعد باز طاقت نياوردم قهر باشيم گفتم بيا دوتا جمله بهت بگم باز بجا اشتى بحث گرفت بالا گفتم اصلن ميرم ن خونه بابام ميرم يجا ك وقتى دلت برا خودم و خوبيام تنگ شد نباشم اون موقعه بفهمى من بد نبودم من فقط دلم از حرفاش شكسته بود گفت اره برو برا خودت يكى وپيدا كن ك عاشقت باشه و مرد باشه منم زدم بهش بخاطر حرف زشتش رفتم پايين من گريه ميكردم خودش گفت بيا بالا اومدم تو جام داشتم گريه ميكردم يهو پاشد عصبي بود گفت از ساعت ٨ ميخوام بخوابم نزاشتي من و زد و ساعت و شكست و گفت روزگارت و بخاطر تمومه ديقها و ثانيهايي ك نزاستى بخوابم سياه ميكنم ساعت ١١ خوابيد صبم رفت نميدونم چيكار كنم كلى ب خانوادمم فش داد من نميدونم چيكار كنم

        1. با سلام
          اولا از این جزئیاتی که گفتی مشخصه که خودتم شخصیتت کوچیک می کنی این اشتباه وقتی بیش از حد به یه نفر بخوای بجسبی او زرف از شما دور میشه!

          ميگه از ازدواج با من پشيمونه ؟؟؟
          خب با صداقت بپرس از چی شما خوشش نیومده؟ این خیلی مهمه همسر /ارزوهاش چجوریه؟؟ ازش سوال کن ؟

          1. بنظر بده دنبال گناه کار نباشید طرفین فقط بسمتسازش حل مشکل راهنمایی کنید خانمی که نمیدونه بعد طلاق چ مشکللاتو بلاهایی ممکنه سرش بیاد وآگاه کنیدهمینطور آقایون

    2. سلام و خسته نباشید خیلی ممنونم واسه وقتی که میذارید من هر موقع وقت کنم میام مقالات سایت شمارو مسخونم خیلی به دردم میخورن خ از مشکلات زندگیمو حل کردن فقط یه درخواست دارم لطفا فایل صوتی هم بزارسن تا یه خلاصه ای از دون مقاله بگه مجبور نشیم همشو بخونیم اینجوری دیگه یه مشورت خانه کامل دارین به قول شاعر که میگه
      ” مشورت خانه بهشتک گردد “

      1. سلام من دوتا پسر دارم اختلاف سنیش دوسال و هفت ماهشه پسر بزرگ پنج سالو چهارماهش خیلی عصبیه از موقع که پسرکوچکم به دنیاامده ناخونشو نگرفتم به نظرتون چیکارکنم

        1. سلام
          باید توجیهش کنید که قرار نیست رفتارهای شما با ایشون تغییر کنه

      2. بنظر بده دنبال گناه کار نباشید طرفین فقط بسمتسازش حل مشکل راهنمایی کنید خانمی که نمیدونه بعد طلاق چ مشکللاتو بلاهایی ممکنه سرش بیاد وآگاه کنیدهمینطور آقایون

  17. سلام من یه زنم که از دوران ۱۴ سالگی هیچی از زندگیم نفهمیدم ۱۴ سالم بود که منو به زور دادن به پسر دایم نمیخواستمش کسه دیگه ای رو دوست داشتم از پسر دایم به هر بدبختی بود جدا شدم اما وقتی جدا شدم اون کسی که دوسش داشتم دختر خواهرم که دوسال از من کوچیک تر بود دزدید برد بهش تجاوز کرد ۱۷ سالم شد باز منو به عقد یه روانی در اوردن از اونم جدا شدم خیلی بدبختی دیدم خدا یه نور امید تو زندگیم روشن کرد عاشق پسر عموم شدم تو اوج بدبختی یه امیدی شد برام باهم به هر بدبختی بود ازدواج کردیم خانواده عموم مخالف بودن اما شوهرم جلوشون وایسادعموم خودش وقتی شوهرم ۱۵ سالش بوده مرده یه خواهر شوهر دارم که از ۹ سالگی که پد شوهرم مرده شوهرم سرپرستیشونو کرده خواهرشو خیلی دوست دارم منم خدا شاهده خیلی دوسش دارم خیلی چیزا هست که توان نوشت ندارم اما خیلی کم اوردم دوبارم خودکشی کردم اما نشده خیلی حالم بده کمکم کنین خواهش میکنم من یه پسر ۳ ساله دارم اما کاملا ناامیدم

    1. با سلام
      ممنون که تجربیاتتون اینجا به اشتراک گذاشتید. الان که بلاخره یه شریک خوب برای بازگشت به زندگی دارید چرا خود کشی؟

      1. چون عمر خوشیم زیاد نبود فقط میتونم بگم اصلا حالم خوب نیست این قدر فکر میکنم که دستو پام بیحس میشه بهم توجه نمیکنه عشقش زود یادش رفت هیچ وقط فکر نمیکردم این جوری بشه حس میکنم به اخر رسیدم چون رفتاراشو با بقیه دیدم همینم منو داغون میکنه

  18. سلام وخسته نباشید من نزدیک به دوساله ازدواج کردم و شاغل هستم راستیتش روم نمیشه از همسرم یه خرجی بگیریم نمیدونم چجوری باید بهش بگم

    1. با سلام
      شاید این به این خاط هست از ابتدا به این مسئله اهمین ندادید و قراردادی در این باره نبستید حالا زمانش رسیده در این مورد باز با هم تفاهم کنید تا شما حس بهتری داشته باشید.

  19. سلام من 5 ساله ازدواج کردم با پدر ومادرم همیشه رابطه داشتیم اما خانوادم از بعضی رفتارهای شوهرم خوششون نمیومد اما یه مدته اختلاف نظرات بیشترشده شوهرم با خانوادم قطع رابطه کرده بدگویی هم میکنه

    1. با سلام
      در این مورد هم خانواده خودتون مشکل ایجاد میکنه و هم شوهرتون بهتره با یک مشاور مشورت کنید.

    2. سلام من یه دختر۱۸ساله ام و با یه پسر۳۱ساله نامزدکردم خوب اولش موقعیتش خوب بوده و تاالان یه اشکالات جزئی تو رفتارش دیدم اما۳ماهه نامزدیم و هنوز نتونستم بهش علاقه مند بشم و دوست دارم یه زندگی با عشق رو تجربه کنم و وقتی به خانوادم میگم که می خوام نامزدیمو به هم بزنم میگن می خوای آبروی ما رو ببری
      دیگه کسی واسه تو نمیاد میگن این دل دلیه
      ازاون طرف فکر میکنم اگه ازدواج کنم و علاقه بوجودنیادمثل یه آدم مرده می مونم
      واینو بگم که قبلا یه خواستگار داشتم ردش کردم و جدیدا بهش علاقه مند شدم نمی دونم چیکارکنم همش کارم گریس
      نمی دونم چه تصمیمی بگیرم
      می ترسم برم تو زندگی نتونم و طلاق بگیرم که دیگه بدتر میشه
      همش میگن این آبرو ریزی
      از اینکه بهم میگن نامزدت بد قیافست اذیت میشم
      نمی تونم تحمل کنم
      خواهش میکنم کمکم کنید

      1. سلام
        1 برای ازدواج دیر نیست
        2 عجله نکنید
        3 به نطرم برای ازدواج صبر کنید تا به پختگی برسید

  20. سلام
    من برای مشاوره مزاحمتون شدم، خواستم کمکم کنین
    من ۴ ماه پیش ازدواج کردم، بعد گذشت ۱۲ روز خانومم ازم درخواست طلاق میکنه هر کاری میکنم نمیتونم بهش نزدیک بشم،
    ایا من نخوام اون از چه راهی میتونه از من طلاق بگیره خواهشا کمکم کنین
    سپاس

    1. با سلام
      لطفا اول بررسی کنید که چرا ناگهانی میخواد متارکه منه بعد بخواید اقدام حقوقی کنید.

  21. من 15سالمه 7ماهی میشه ازدواج کردم البته به خواسته مادرم ولی خودمم فکر بچه گونه کردم میخام از همسرم جداشم

  22. سلام داکتر محترم / محترمه امیدوارم صحت مند باشید.
    من یک دختر چهارساله و یک پسر دوساله دارم .
    دخترم یک مشکل دارد بیرون از خانه با کسی حرف نمی زند با موبایل هم با دوستانم حرف نمی زند ..همرای ما خیلی خوب گب میزنه …کودکستان میرود آنجا هم زیادتر با اشاره مفهوم خود را میرسانه .‌‌..بازی میکنه روابط اش خوبه اما یکان مشکل صحبت نکردن است ……حتی بعضی وقت که ناراحت باشد همرای ما هم حرف نمی زند پرخاشگری میکند… ‏ لطفا رهنمای کنید
    شاید ازدست خودم شده باشد چون اولاد اول بود من به هیچ چیزی نمی ماندم دست بزند می گفتم کثیف است ویا افگار میشی حالا خیلی پشیمانم با این سخت گیری اعتماد به نفس اش پایین آوردم حالا راه حل اش چیست؟
    تشکر

    1. سلام . لطفا به مشاوره و کاردرمانگر مراجعه کنید تا از نظر ترش اجتماعی بررسی شود.

  23. سلام من دوفرزندپسریکی۷ساله ودومی ۳ساله دارم اولی خیلی شرولجبازه که واقعانمیدونم چطوررفتارکنم

    1. با سلام
      در این حیطه در سایت ما مقاله های خوبی در مود برخورد با فرزند 7 ساله و لجباز وجود دارد لطفا مطالعه کنید.

  24. سلام زنم بهم خیانت کرده تصمیم گرفتم خودش رو ببخشم ولی کسی که باهاش در ارتباط بوده را میخوام مجازات کنم البته درحد کنترل شده که منجر به فاجعه ای نشه

  25. سلام، من دوست دارم دکور خونمون رو عوض کنم چون دوست دارم یک دکور تک داشته باشم، اما همسرم مخالفت میکنه و به نظرتون چطور میتونم راضیش کنم که بتونیم دکور قشنگ تر از این دکور فعلی رو داشته باشیم؟ خونمون خیلی دلگیر هست به نظرم خرید کاغذ دیواری یا خرید پوستر دیواری میتونه خیلی تاثیر خوبی داشته باشه روی خونمون و بیشتر از اون روحیه امون ولی قبول نمیکنه ممنون میشم کمکم کنید

    1. با سلام
      مطمئنید که همسرتون ضرورت این کار را از منظر شما درک میکنه؟

    2. باعرض سلام نمازروزهاتون قبول باشه من ازاهواز مزاحمتون میشم خواستم بابته خانمم بگم که من الان ۹سال ازدواج کردم وصاحبه این زندگی یک دختر۵ساله هستش خانم بنده منودوست داشت ومنم همین طورمن کارم ازاده وکارم زیادپردرامدنیست که بتونم نیازهاشوبرطرف کنم من اینارومیبینم ومنکرنمیشم که خانمم داره بهش سخت میگذره ولی سیع کردم باعشق ومحبت وصبراونوراضی نگه دارم ومیدونم صبرهم اندازه وتحمل داره ولی اخلاق خانمم داشت عوض میشودوکارهای میکردکه منواذیت میکردمثلا ازمن عکس میگرفت یافیلم میگرفت به خانوادم برادرام خانوادش ازخواهربرادرمادرهمه نشون میدادکه بگه من کارنمیکنم ومیخوادجوری بهشون ثابت کنه من مقصرنیستم قسم دورغی میخوردوقتی کاری انجام میدادمنکرمیشودبهرحال هرچی توزندگیمون میشودبه خانوادش میگفت ومن روخراب میکردوقهرکردناش شروع وزیادمیشودن ومن باهزارمکافات باشرایطی که پدرخانمم میذاشت قبول میکردم خونه جداباشه گرفتم گفت خونه عوضش کن عوض کردم خیلی چیزهاروانجام میدادم ولی الان ۲ساله رفته قهروبامن حرف نمیزنه ورفت مهریشوبه اجراگذاشت وطلاق میخواد

      1. با سلام. این موضوعات قطعا ریشه دار هست دوست عزیز نمیشه در چند خط زاه حا تعبیع کرد به یه مشاور توی شهرتون برید و سعی کنید راهنمایی بگیرید.

  26. سلام
    من خانوادم مذهبی هستن منم هستم ولی نه به اندازه ی اونا من دوست دارم حجابم اپن باشه ولی اونا قبول نمیکنن چی کار کنم قبول کنن؟ ( هر کاری هم کردم قبول کنن ولی نشد )
    من خیلی احساسی هستم چی کار کنم انقدر احساسی نباشم؟
    ممنون میشم اگر جواب بدین

  27. سلام، من چهارساله با پسر خالم ازدواج کردم خداروشکر زندگی خوبی داریم ولی همسرم اوایل که ازدواج کردیم اخلاقی داشت که در طول این چهارسال پررنگ تر شده، اینه بهش هر کاری که میگم انجام بده میگه الان نه، مثلا میگه فردا یا فلان روز خیلی کم پیش میاد اون کار رو تو اون روز انجام بده آخرش مجبور میشم خودم انجام بدم در حالی که کافیه مادرش بهش بگه بیا خونمون کمکمون کن سریع میره، من حسودی نمیکنم که چرا میره بهشون کمک میکنه ولی اینکه به ناراحت نشدن خانوادش خیلییییی بیشتر اهمیت میده تا من داره اذیتم میکنه، همش فکر میکنم دوست نداره بهم کمک کنه حتی بهش هم گفتم من تو فردا های تو زندگی میکنم ولی خانوادت تو امروز تو هستن، چیکار کنم که حرفمو گوش کنه، چجوری خواستمو بیان کنم؟؟ اینم بگم وقتایی که کاری رو انجام داده انقد طول کشیده( مثلا بعد چهار ماه) و آخرش من گریه کردم که انجام داده

    1. با سلام
      این مشکل شاید به این دلید باشد که شما نسبت خویشاوندی با هم دارید و حریم رابطه اتان به خوبی ترسیم نشده. شاید به خاطر این باشد که از ابتدا رابطه صمیمی با یکدیگر داشته اید.
      1 بهتر است در مورد وظایف با یکدیگر توافق کنید
      2 حتما در وظایف یکدیگر دخالت نکنید
      3برای انجام وظایف یکدیگر مشوق بگذارید

    2. سلام من‌ ۱۷ سال ازدواج کردم شوهرم فقط ۱سال باهم خوش بودیم و از اوایل بارداری آخر و فهمیدم که شوهرم برام خیانت با فامیل های خودم توهم فامیل های خیانت میکنه وهم کار با مواد مخدر است و۲تا هم بچه دارم وپیش همه بامن دعوا‌میکنه و دوست دار همیشه با بامن دو باشه و چند سالی هم هست دوراز هم میخوابیم

      1. با سلام
        مشکل شما ابعاد مختلفی دارد لطفا با مشاور تماس بگرید و هم اندیشی در مورد مشکلات خود داشته باشد.

  28. سبام زن ۳۰دساله هستم ۵ سال است که ازدواج کرده و دختری ۳ ساله دارم .اوایل ازدواج رابطه من و شوهرم خیلی خوب بود ولی در ماه های آخر بارداری متوجه شدم ک شوهرم با یک زن متاهل و هم چنینن نامزد سابقش چت میکند .دعوا و مشاجره کردیم .از اون روز شخصیت خودش رو رو کرد ..بد دهن و بد دست شد مدام کتکم میزنه و فحش رکیک میده خیلی اذیتم میکنه هر چند مدتی جدا از من میخوابه هنوز هم بعد ۵ سال با این دو زن تلفنی در ارتباطه کلا این دوتا ثابتن از هر مونثی که هر جا ببینه رد نمیشه .خیلی دارم اذیت میشم خیلی لطفا کمکم کنید .حتی پول هم بهم نمیده کارت پول تو خونه هست ولی من حق تک تومن خرج کردن ازش رو ندارم .فقط مدام میگه من دوستت دارم ولی فقط با زبون میگه احساس میکنم یه دیوونه روانیه

    1. با سلام
      موقعیت شما را به این نوشته اندک شاید نتوانم خوب درک کنم. ولی شما با چند مشکل اساسی مواجه هستید.
      خیانت
      فحاشی
      کتک زدن
      عدم تامین مالی
      عدم رابطه عاطفی
      شما باید از یکی شروع کنید تا بتوانید رابطه را کنترل کنید
      بهتر است از فحاشی و کتک زدن شروع کنید
      به هیچ وجه در این موقعیت ها خود را قرار ندهید و موقع عصبانیت کنار ایشان نباشید.
      سعی کید اجازه توهین به ایشان را اصلا ندهید.
      اگر امکانش برای شما فراهم است با مشاور صحبت کنید

  29. سلام وقتتون بخیر
    ما یک پسر ۲۰ ساله دچار افسردگی بسیار شدید در خانواده داریم که همش افکار خودکشی در سر دارد و به دلیل قرص های ضد افسردگی که مصرف میکند بدنش طوری شده که حتی انرژی که از تخت پایین بیاد ندارد.هرکاری که بهش پیشنهادد میدهیم علاقه ای به انجام آن ندارد ما باید محیط خانواده را برایش به چه شکلی در بیاوریم که انگیزه ی او بالا برود رفتار ما با او باید چگونه باشد لطفا راهنماییم کنید ممنونم

    1. دوست عزیز افسردگی با افکار خود کشی را باید بسیار جدی گرفت و با افسرده خویی اشتباه نگیرید. لطفا در اسرع وقت به روانپزشک مراجعه کنید تا عوارض قرص ها بررسی شود.

      1. سلام وقتتون بخیر..من سه ساله ازدواج کردم..خداروشکر با شوهرم مشکلی ندارم تنها مشکلم خونواده شوهرمه..خسته شدم از رفتاراشون سرکوچیک ترین مسئله مادرشوهرم دعوام میکنه و قهر میکنه..اینم بگم عروس خالمم..بااینکه الان زندگی مستقلی داریم از منو شوهرم خیلی توقع داره ک هروز بریم خونشونو کاراشونو بکنیم..دو هفتس بخاطر این قضیه باهام بد ب مشکل خوردن..چند شب پیش خونوادش اومدن تو خونم ب سروصدا کردنو فحش دادن.تو حرفاشون فقط میگفتن ک باید هرچی گفتیم بگین چشم..شوهرمم باهاشون دعوا کرد..الان مقصر منو میدونن میگه ک تو باعث شدی پسرمون ب رومون وایسه..از اون موقع تا حالا همش دارن با پیام دادن بهمون تهدیدمون میکنن اگه آدم نشین زندگیتونو ب آتیش میکشم..از همه طرفم فشار میارن رومون ک اونا بزرگترن باید کوتاه بیاین..واقعآ دیگه نمیدونیم چیکار کنیم.دو هفتس آرامش نذاشتن واسمون..ممنون میشم اگه راهنماییمون کنید😔

        1. با سلام
          مشکلات خانوادگی نیاز به حریم سازی مجدد و تعیین انتظارات معلوم بین دو طرف دارد. شما میبایست باشخصه وارد این ماجرا نشوید و عرصه را به میدان جنک و انتقام مجدد تبدیل نکنید

          1. سلام من شوهرم ۹ ساله معتاده دختر ۷ ساله دارم روزهای اول خوب بود بعد که دخترم به دنیا آمده تا الان اصلا رابطه درستی نداریم شوهرم صبح میره سرکار شب میاد تو گوشی میره و جدو تلویزیون حرف اصلا باهم نتیزنیم الان من خسته شدم از این وضع من خودم در ۱۵ سالگی مادرم به این آقا داد الان ۲۵ سالمه ولی بچگیمو جوونیم رفت دلم داره به حال خودم میسوزه راهنمایی کنید

  30. سلام وقتتون بخیر
    ما یک پسر ۲۰ ساله دچار افسردگی بسیار شدید در خانواده داریم که همش افکار خودکشی در سر دارد و به دلیل قرص های ضد افسردگی که مصرف میکند بدنش طوری شده که حتی انرژی که از تخت پایین بیاد ندارد.هرکاری که بهش پیشنهادد میدهیم علاقه ای به انجام آن ندارد ما باید محیط خانواده را برایش به چه شکلی در بیاوریم که انگیزه ی او بالا برود رفتار ما با او باید چگونه باشد لطفا راهنماییم کنید ممنونم

    1. با سلام
      دوست عزیز افسردگی با افکار خود کشی را باید بسیار جدی گرفت و با افسرده خویی اشتباه نگیرید. لطفا در اسرع وقت به روانپزشک مراجعه کنید تا عوارض قرص ها بررسی شود.

  31. سلام . من یه رازی رو به داییم گفتم. داییم با اینکه قول داده بود رفت به مامان و بابام گفت که من دوست پسری داشتم…
    بعدش من حدود چند روز از داییم متنفر بودم. اما تنها پناه من از دست محدودیت های پدر و مادرم خودش بود. کمکم کرد. با اینکه نتیجه ای نداشت اما دو ماه درگیرم بود و از کارش خیلی خیلی پشیمون. الان بهش وابسته شدم و خیلی اذیت میشم. مامانمینا هم نمیذارن ببینمش که مبادا بازم رازی چیزی بهش بگم… چیکار کنم

  32. سلام،توروخدا یکی نجاتم بده این خانواده دارن منو اذیت میکنن کارم شده فقد گریه من یدختر۲۲سالم ک با مردی ازدواج کردم ک نمیخامش اون ۳۲سالشه قبلنم زنوبچه داشته من هنو یکماه نشده ازش سردشدم ب خانوادمم گفتم امااونا بخاطر ابروشون هربار منو بزور فرستادن حالا نمیخامش اما خانوادم نمیزارن جداشم من بچه طلاقم پیش مادرم بزرگ شدم بابامم پیش زن دیگشه مامانم میگه اگه طلاق بگیری یا بیرونت میکنم یا میفرستمت پیش بابات بابامم اخلاق درستی نداره دست بزن داره تاحالا خرجیمو نداده اونروز اومده بود منو کتک زد گف اگه طلاق بگیرم منو میکشه میبره خونش خفم میکنه تروخدا نجاتم بدین😭😭

    1. با سلام
      شما بهتر است با یک وکیل صحبت کنید. درثانی بهتر است به این فکر کنید که چگونه مستقل تر زندگی کنید اگر تمام راه حل های رفع مشکلات زناشویی خود را پیموده اید.
      اگر کسی تجربه مشترکی دارد زیر این نظر به اشتراک بگذارد.

  33. با سلام.من و همسرم 6ساله ازدواج کردیم و یه دختر4ساله داریم.زندگیم و همسرم رو خیلی دوست دارم و عاشقشم همه چیزهم خوبه خداروشکر خونه و ماشین و کار و خودمم کارمند هستم.بحث و دعوا هم زیاد داشتیم مخصوصا اولای زندگی ولی سریع آشتی می کردیم.شوهرم از اون آدمایی که یه دفعه داغ میکنه و هرچی از دهنش درمیاد بهم میگه.منم اون لحظه فقط سکوت میکنم میزارم خودشو خالی کنه ولی بعد از ده دقیقه همه چیز و فراموش میکنه.انگار که هیچ اتفاقی نیوفتاده.کلا احساساتش خیلی کمه. کم که نه ولی بروز نمیده. در کل با همه چیز و اخلاقش کنار اومدم چون خیلی دوسش دارم و بهش خیلی خیلی اعتماد دارم فقط یه چیزی خیلی اذیتم میکنه و نمیتونم تحمل کنم، اونم اینه که روزی سه تا چهار نخ سیگار میکشه.ما کلا تو خانوادمون سیگاری نداشتیم خودمم متنفرم از سیگار و دود سیگار.جلوی هیچکس نمیکشه حتی جلو ی من.میگه بهت احترام میزارم جلوت نمیکشم.هیچکی خبر نداره که سیگار میکشه ولی من دوست ندارم همش سر همین سیگار باهم دعوا داریم و التماسش میکنم که بذار کنار.بهش میگم تو نباید سیگاری بشی.خودش میگه نیستم آدم سیگاری روزی یه پاکت میکشه و من فقط 3 یا 4تا.خلاصه هیچجوری نمیتونم با خودم کنار بیام سر این قضیه.لطفا راهنماییم کنید چطوری کنار بیام یا چطوری بتونم کمکش کنم بذاره کنار

    1. باسلام
      متن مشکل شما را با دقت مطالعه کردیم این طور که معلوه اواویت مشکل شما مسئله سیگار کشیدن ایشان است.
      قدم اول را باید شروع کنیم
      1. باید حریم اینکه کسی نمیداند او سیگار میکشد حفظ شود
      2. همسر شما خوشو سیگاری نمیدونه مهمترین چیز این هست که شوهر شما باید درک کند که به سیگار عادت کرده. با تکنیک های مختلف این را باید به او بفهمانیم که فرقی نئاد که روزی چند نخ میکشی در هر صورت تو به این ماده وابستگی پیدا کرده ای
      تا قدم های بعدی در کنار شما هستیم..

      1. سلام من یه دختر۱۸ساله ام و با یه پسر۳۱ساله نامزدکردم خوب اولش موقعیتش خوب بوده و تاالان یه اشکالات جزئی تو رفتارش دیدم اما۳ماهه نامزدیم و هنوز نتونستم بهش علاقه مند بشم و دوست دارم یه زندگی با عشق رو تجربه کنم و وقتی به خانوادم میگم که می خوام نامزدیمو به هم بزنم میگن می خوای آبروی ما رو ببری
        دیگه کسی واسه تو نمیاد میگن این دل دلیه
        ازاون طرف فکر میکنم اگه ازدواج کنم و علاقه بوجودنیادمثل یه آدم مرده می مونم
        واینو بگم که قبلا یه خواستگار داشتم ردش کردم و جدیدا بهش علاقه مند شدم نمی دونم چیکارکنم همش کارم گریس
        نمی دونم چه تصمیمی بگیرم
        می ترسم برم تو زندگی نتونم و طلاق بگیرم که دیگه بدتر میشه
        همش میگن این آبرو ریزی
        از اینکه بهم میگن نامزدت بد قیافست اذیت میشم
        نمی تونم تحمل کنم
        خواهش میکنم کمکم کنید

  34. مشاوره خانچاده ساعتی چقدر هزینشه مشاوری که دکترا داره و مشاوری که کارشناسی ارشد داره هر دوتاشونو لطفا توضیح دهید با سپاس فراوان

    1. باسلام
      طبق تعرفه سازمان نظام روانشناسی تعرفه خدمات مشاوره برای مدرک کارشناسی ارشد 90 هزارتومان و برای مقطع دکتری 110 تومان برای هر 45 دقیقه میباشد. برای اطلاع از هزینه خدمات مشاوره آویژه با شماره 09353000102 تماس بگیرید

  35. سلام ببخشی من بین ۲ نفر گیر کردم 😔نمیدونم برا زندگیم چه تصمیمی بگیرم یبار ازدواج کردم الان عاشق یه نفر شدم هم سن خودمه خانواده ش نمیزارن باهم ازدواج کنیم گیر داده که بدون خبر هیچکس ازدواج کنیم تا وقتی صاحب بچه شیم خانواده م با خبر بشن از اینورم یه نفر هست ک عاااااشقم شده جونشو برام میده ولی زن داره بچه داره هر کار میکنم دست از سرم بر نمیداره میخاد زنشو طلاق بده میگه اگه منو ول کنی ترو میدزدمو این حرفا میگه شده به زور تورو مال خودم میکنم ولی اینم میدونم تا عمر داره با خانواده ش زندگی میکنه هر دوی اونام در یک حدن چه از لحاظ مالی چه قیافه چه رفتار چه سن نمیدونم چیکار کنم

    1. با سلام
      با ارزوی موفقیت برای شما در کل روند مشاوره به این صورت نیست که برای کسی تصمیم گیری شود ولی باید توجه داشته باشید که مورد دومی که شرح ماوقع آن را توضیح دادید کیسی نیست که شما بتوانید در ان آرامشی را بیابید سعی کنید این گزینه را فراموش کنید و برای خود جذاب جلوه ندهید. در مورد گزینه اول حدااقل بهتر است چند ماه با هم آشنا شوید ولی حتما با اطلاع خانواده نه برای اینکه فقط خانواده او راضی شوند بلکه برای اینکه در رابطه شما امنیت عاطفی و تعهدی داشته باشید.
      امیدواریم بتوانید این مرحله را با موفقیت پشت سر بگذارید

  36. سلام.چند هفته پیش سر ی موضوعی دخترم با همسرم دعواشون شد همسرم اومد که بزنه ی کوچولو هم دستش خورد به صورتش..البته چند بار اینجوری پیش اومده
    حالا دختر به من که مادرش میگه از بابا بدم میاد بره از اینجا میبینمش حالم بد میشه مهر امسال دخترم دست به خودکشی زده بود قرص خورده بود.الان خیلی نگرانش هستم.ممنون میشم راهنمایی کنین.

    1. با سلام
      در مورد خود کشی قطعا میبایست موضوع جدی گرفته شود. این موضوع نیاز به ریشه یابی و علت شناسی دارد که حتما باید به مشاور مراجعه کنید.
      در مورد موضوع دخترتان نیز با توجه به سن راهکار داده میشود که آیا فرزند شما نوجوان کودک یا جوان است. در هر صورت همسر شما برای کنترل کردن فرزندش نباید از خشونت کلامی یا فیزیکی استفاده کند.

  37. سلام من یه دختر 23 ساله هستم حدود 2 سال و 8 ماهه با یه نفر دوستم از عید سال 98 یعنی یک سال پیش به من گفت قصد ازدواج باهام رو داره ولی باید صبر کنم امسال بهم گفت حداقل دوسال دیگه باید صبر کنم خیلی همو دوست داریم این ثابت شدس اما واقعا این همه مدت صبر کردن واقعا سخت و اذیت کنندس اینجا ایرانه و بالاخره کسی ما رو جایی ببینه درست نیست مخصوصا برای من که یه دخترم بهش میگم ما میتونیم الان فقط در حد یه صحبت خانواده ها که شکل رسمی داشته باشه نامزد باشیم بعد از اون صبر کردن راحت تر میشه قبول نمیکنه میگه به هیچ عنوان واقعا دارم اذیت میشم از این شرایط خیلی سر این موضوع بحث و دعوا داشتیم نمیدونم باید چیکار کنم واقعا به راهنمایی احتیاج دارم میشه لطفا منو یه راهنمایی کنید؟

    1. با سلام
      شما حتما برای اینکه بخواهید این رابطه را برای یک زندگی مشترک اماده کنید میبایست تضمین هایی داشته باشید. قطعا باید با والدین خود و پدر و مادر ایشان مسئله در میان گذاشته شود.

      1. سلام من ی دختر ۱۷ساله هستم ک برای تحصیل نیاز ب پول دارم ک پدرم با وجود نداشتن مشکل مالی این هزینه رو پرداخت نمیکنه و معلما هم ب خاطر ضعفم توی درسا ب پدرم زنگ میزنن و اونم عصبانی میشه و سرم دادو فریاد میکنه ولی برام هزینه ای نمیکنه میگه با همین امکاناتی هم ک داری درس بخون و من ب ۷۰۰هزار تومن نیاز دارم و اون نمیدع و مدام تحقیرم میکنه و اگه باهاش میخام حرف بزنم سرم داد میزنه و کتک کاری میکنه حتی مادرمو خاهرامو نمیدونم چکار کنم از عصبانیت دارم روانی میشم حتی اگر اون هزینه رو پرداخت کنه ب نظرتون با این حجم از عصبانیت طی ۱۷سال زندگی میتونم درس بخونم؟

        1. سلام دوست عزیز
          حجم خشمت درک میکنم . ولی میدونی متاسفانه شاید فقظ پدرت در این مسئله دخیل نیست. وضعیت مالی چیزی هست که خیلی چیزاش دست ما نیست. امیدوارم در آینده بتونی به خورت افتخار کنی که توی این وضعیت پیشرفت کردی. موفق باشی

        2. سلام من دختری ۱۷ ساله هستم و درس خوندن رو دوست ندارم و دلم نمیخاد درس بخونم خونوادم وضع مالی خوبی دارن ن پدرم و ن مادرم هیچ کدوم تحصیلات بالایی ندارن مامانم دیپلم داره و پدرم فوت شده ولی مادرم ازدواج مجدد کرده حالم خوب نیست و هیچ هدفی ندارم و اصلا چرا ما ب دنیا میایم و جرا از دنیا میریم توروخدا کمکم کنین من دوست ندارم این حسمو درس خوندن رو هم دوست ندارم و عکاسی رو دوست داشتم ک به اجبار اینکه یا ریاضی یا تجربی رفتم تجربی ولی میخام ترک تحصیل کنم بیشتر ساعات شبانه روز رو خوابم و پدرم و مادرم خیلی از دستم حرص میخورند کنترل خشم ندارم و خیلی زود گریم میگیره تورو خدا کمکم کنین توروخدا منو به یه آدم معمولب برسونین خواهشمیکنم تمنا میکنم ۹

  38. سلام من یه دختر 23 ساله هستم حدود 2 سال و 8 ماهه با یه نفر دوستم از عید سال 98 یعنی یک سال پیش به من گفت قصد ازدواج باهام رو داره ولی باید صبر کنم امسال بهم گفت حداقل دوسال دیگه باید صبر کنم خیلی همو دوست داریم این ثابت شدس اما واقعا این همه مدت صبر کردن واقعا سخت و اذیت کنندس اینجا ایرانه و بالاخره کسی ما رو جایی ببینه درست نیست مخصوصا برای من که یه دخترم بهش میگم ما میتونیم الان فقط در حد یه صحبت خانواده ها که شکل رسمی داشته باشه نامزد باشیم بعد از اون صبر کردن راحت تر میشه قبول نمیکنه میگه به هیچ عنوان واقعا دارم اذیت میشم از این شرایط خیلی سر این موضوع بحث و دعوا داشتیم نمیدونم باید چیکار کنم واقعا به راهنمایی احتیاج دارم میشه لطفا منو یه راهنمایی کنید؟

    1. سلام خسته نباشید من و پسر ۱۱ ساله ام همیشه با هم جروبحث میشود ومن غاصبی میشوم

      1. با سلام
        دوست عزیز بهتر بود توضیحات بیشتری میدادید. باید توجه داشته باشید که فرزندان شما ممکن است رفتارهایی داشته باشند که از نظر شما اعصاب خورد کن باشدو ولی باید بدانید که عصبی شدن شما ماجرا را پیچیده تر میکند و حالت دفاعی فرزند شما را تشدید خواهد کرد قدم اول افزایش تاب آوری شماست.

    1. با سلام
      بستگی به میزان تحصیلات مشاور شما دارد. دکتری یا کارشناسی ارشد

  39. باسلام خانمی ۱۹ساله هستم که سه ساله ازدواج کردم شوهرم مشکل داره بچه دارنمیشیم ولی بغیراینا اخلاقش خیلی بده حتی الان توروستاییم وعیدخونه پدرومادرم نیومدبخاطرمشکلاتمون میخواستم خودکشی کنم ولی جرعت نداشتم موندم چیکارکنم

    1. با سلام
      قطعا صدمه رساندن به خودتان راه حل مناسبی نیست. سن همسرتان چقدر است؟ لطفا با یک مشاور مشورت کنید و شرایط را به صورت کامل شرح دهید تا ریشه مشکلاتتان ارزیابی شود.

      1. سلام ببخشیدمن مشکلی که دارم اینه من ۲۲سالمه حدود۷ساله ازدواج کردم وباعلاقه باهمسرم ازدواج کردم ولی بعدازازدواج فهمیدم کع انتخاب من کل انداشتباه بوده چون همسرمن بشدت اوایل زندگیمون دروغ میگفت بعدهافهمیدم ایشون دزدی هم میکنن وبعدازآشکارشدن دزدیشون فهمیدم موادمخدرهم استفاده میکنن یعنی قرص متادون میخورن ولی بااین همه بدی که در حق من زندگیمون کردن ولی بازم من کناراومدم تااینکه یک شب من خواب بودم ساعت های ۳ونیم شب بودخواهرم خونه ماخوابیده بوداون شوهرحرومزادم رفته بود سروقت خواهرم ولی تارفته بوددست ب بدن خواهرم گرفته بوداون بیدارشده بودواون حرومزاده سریع اومده بودداخل اتاقمون خودش وزده بودب خواب خواهرم میگه این باراولش نبودتاحالاچندین باراینکارکرده ولی خواهرمن خیلی مذهبین میگفت ب مادرم درباره این موضوع گفتم ولی مادرم گفتن بخاطرزندگی خواهرت چیزی نگوبهش وقتی ب شوهرحرومزادم گفتم بشدت حاشاکردن وگفتن تووخواهرت دارین بمن تهمت میزنین حالابشدت حالم ازاین حرومزاده بهم میخوره موندم چیکارکنم توروخدامن وکمکم کنین ونظرتون وبگین من باهاش چیکارکنم اززندگی باهاش خیلی خستم

        1. با سلام
          هم وطن عزیز امیداوارم مشکلاتت زود تر حل بشود. اگر واقعا میبینی که همسرت

          به زندگی پایبند نیست

          به شما اهمیت نمیدهد

          دروغ میگوید

          از دروغ گویی احساس شرمندگی نمیکند

          و در کل شخصیتی ضد اجتماعی دارد

          ماندن در این زندگی به صلاح شما نیست.
          اگر فرزندی ندارید برای بچه دار شدن اقدامی نکنید
          حتما به همسرت هشدار لازم را بده که در صورت ادامه این رفتار ها ادامه این زندگی برای شما ممکن نیست. حتما سعی کنید استقلال مالی و حمایت اجتماعی پیدا کنید.

  40. سلام بنده با یه دختر خانمی دوست بودم قصد ازدواج داشتیم حدود 14 ماه باهم بودیم بهش شک کردم تحقیق کردم متوجه شدم بایکی از دوستان خودم دوست شده یه خونه پایین محل ما گرفتن کردن خونه تیمی یسری بچه محلمون رفته بودن هنوزم میرن البته به گوشم رسوندن یسریا هم هیچی نمیگن ولی وقتی میبینمشون حس میکنم مسخرم میکنن بهم می‌خندن الان حدود یک سال رابطه نداریم نه میتونم فراموشش کنم نه اینکه میتونم این کارشو به خودم بقبولونم راستش خیلی اوضام بده شبا خواب ندارم فقط تو خودم دارم میریزم راستش 4 سال وسه ماه پاکیه مواد داشتم انقد حالم بده الان حدود دوهفته هست باز شروع کردم یجورایی واقعا کم آوردم از زندگیم دیگه بخاطر این داستان کل رفیقامو ول کردم همش بغضم میگیره نمیدونم راهی هست ممنون میشم اگه کمکم کنید

  41. سلام بنده با یه دختر خانمی دوست بودم قصد ازدواج داشتیم حدود 14 ماه باهم بودیم بهش شک کردم تحقیق کردم متوجه شدم بایکی از دوستان خودم دوست شده یه خونه پایین محل ما گرفتن کردن خونه تیمی یسری بچه محلمون رفته بودن هنوزم میرن البته به گوشم رسوندن یسریا هم هیچی نمیگن ولی وقتی میبینمشون حس میکنم مسخرم میکنن بهم می‌خندن الان حدود یک سال رابطه نداریم نه میتونم فراموشش کنم نه اینکه میتونم این کارشو به خودم بقبولونم راستش خیلی اوضام بده شبا خواب ندارم فقط تو خودم دارم میریزم راستش 4 سال وسه ماه پاکیه مواد داشتم انقد حالم بده الان حدود دوهفته هست باز شروع کردم یجورایی واقعا کم آوردم از زندگیم دیگه بخاطر این داستان کل رفیقامو ول کردم همش بغضم میگیره نمیدونم راهی هست ممنون میشم اگه کمکم کنید

    1. با سلام
      دوست عزیز این مشکل شما بیشتر یک سوگ عاطفی میباشد. قطعا به سمت مواد مخدر رفتن برای تسکین درد راه حل مناسبی نیست. شما بیشتر باید روی کار های خود تمرکز کنید تا اینکه دیگران در مورد شما چه فکر میکنند.

        1. با سلام
          دوست عزیز هر روندی برای تغییر نیازمند صبر و منطقی بودن است.
          لطفا از تغییرات کوچک شروع کنید
          لطفا احترتم دیگران را نگه دارید
          لطفا برای کارهای خود توجیهات منطقی بیاورید
          لطفا از کوره در نروید

      1. خسته شدم از زندگیم
        از مدام خسته بودن و نارحت بودن
        از افسردگی شدیدم
        از نفس کشیدنم
        از همه چی و همه کس خستم
        حتی از چیزی که خیلی توی دنیا دوستش داشتم الان خستم
        خستم

  42. سلام من ی دختر ۱۷ ساله ام ک از بچگی ترس از انت دادن داشتم و دارم تو دبیرستان هم از من ی بت شکست ناپذیر ساخته بودن کنکور ک دادم بد شد و افسرده شدم و دیگ نتونستم ادامه بدم و حتی سراغ کتابا هم نمیرم چی کار کنم؟خیلی هم درسخون بودم ولی یهو بریدم هرچی هم استراحت میکنم فایده نداره

    1. با سلام
      قطعا بعد از ناکامی هیجانات انسان منفی تر خواهد شد. اگر این احساسات و افکار بیش از یک ماه ادامه یابد نیازمند رسیدگی دارد ولی در غیر این صورت به مانند یک سوگ رفع میشود.

      1. سلا وخسته نباشید خدمت شما،میخواستم در مورد حق طلاق که به دختر داده میشود در عقد نامه ،سوال کنم در چه صورتی میتوانیم از آن حق استفاده کنیم،آیا باید حتما این حق محضری شود،ممنون میشوم جواب دهید

      2. چیکار کنم که پدر رو مادم بمیرند اصلا دوسشون ندارممم خیلی بدم میاد شون

  43. سلام وقت بخیر و خسته نباشید

    من و همسر پنج سال هست که رابطه داریم،۳سال و نیم قبل از ازدواج و یک سال و نیم هست که عقد کردیم،خیلی همدیگر را دوست داشتیم و داریم،و خیلی خیلی هم دعوا داشتیم و داریم،با این هم دعوا های بلند و طولانی به مدت ۳ ساعت ولی بازم دلمان برای هم تاپ تاپ میزنه،چند وقت بود که من درگیر مشکلات ماللی بودم،و خانومم اهل خیلی زیاد غر زدن هست،و چند وقت از هر چیزی کوه میساخت،فک کنید هر روز دعوا داشتیم طولانی ۳ ساعت و دوبار در روز،ی جوری شدم ی حسی دلخلم داشت سرد میشد و فاصله میگرفت،هیع گفتم خانوم جان عاشقتم دوست دارم ولی میترسم از اینکه بین مون فاصله بیوفته،و همینجور این دعواها ادامه داشت،همسرم دختر خالم میشه،و اینکه هیع من سرد میشدم و بیشتر فاصله میگرفتم و همش ناخوداگاه بود بدون اینکه سهمی تو این اتفاق داشته باشم،تا اینکه ی دختر خاله دیگم تماس گرفت،قبلا ی رابطه مختصری باهم داشتیم و خانومم از این موضوع اطلاع داشت،و کلا بدش میومد از این دختر خاله،و منو منع میکرد از ارتباط با اون،و منم هرجا اون بود نمیرفتم،جایی بودم اون میومد میزدم بیرون،محرم ها و یا مناسبت ها میرفتیم شهرستان اینو میدیدم اخم میکردم و هیچ سلام و علیکی نداشتیم،تا اون شب که اتفاقی تماس کوکاه گرفت و گفت شارژ ندارم و پیام دادیم،و خیلی حرفها زده شد،خیلی چرت و پرت ها گفتیم،حرفهایی ک بعدش همسرم دید واقعا ازرده شد،همسرم خیلی خوبه ی فرشته اس،مهربون دوست داشتنیه،وفادار،و… اینو دید بهم ریخت و همش از طلاق و جدا شدن حرف میزنه،و من واقعا دوسش دارم،و بدون اون نمیتونم ادامه بدم،خواهش میکنم کمکم کنید

    1. با سلام یه موضوعی که وجود داره این هست که در مورد شما بعد از به وجود آمدن مشکلات یه ارتباط فرازناشویی هم اضافه شده. این موضوع نمیشه دست کم گرفت اونم توی این شرایط حاد روابط بین فردی . استدعا داریم که به همسر خور توجه کنید و کار خود را توجیه نکنید. از محبت به هیچ وجه به عنوان ابزار استفاده نکنید. رابطه شما نیاز به یک اعتماد سازی اساسی دارد که به هیچ وجه نمیشود از آن سرسری گذشت. باز موردی بود سوال کنید.

  44. سلام و خسته نباشید
    حدود 2 ماه است که از همسرم جدا شده ام و یک دختر 2 سال و سه ماهه داریم. از آنجا که حضانت تا 7 سالگی با مادرشه، من فقط 24 ساعت در هفته میتوانم او را ببینم که برای هردوی ما خیلی سخته. وقتی تلفنی باهاش زنگ میزنم میگه بابا الان بیا اینجا و گاهی قهر میکنه و نمیخاد صحبت کنه. فکر میکنه من رهاش کردم و دیگه دوستش ندارم. موندم چطور براش توضیح بدم که مادر لجبازش نمیذاره که بیشتر ببینمش، که نسبت به مادرش دچار دوگانگی نشه و هم از من بدش نیاد.
    ممنونم واقعا

    1. با سلام. لطفا اولین کاری که میکنید جلو فرزندتان از مادرش بدگویی نکنید. سپس سعی کنید با همسرتان در مورد ضرورت دیدارهایتان برای سلامت روحی دخترتان توضیح دهید. اگر امکان دارد برای دیدار با فرزندتان برنامه تعیین کنید تا بتوانید انتظارات او را براورده کنید. اگر سوالتان ریز تر بود باز میتوانید مطرح کنید. آوِیژه در کنار شماست.

    2. سلام . من یه رازی رو به داییم گفتم. داییم با اینکه قول داده بود رفت به مامان و بابام گفت که من دوست پسری داشتم…
      بعدش من حدود چند روز از داییم متنفر بودم. اما تنها پناه من از دست محدودیت های پدر و مادرم خودش بود. کمکم کرد. با اینکه نتیجه ای نداشت اما دو ماه درگیرم بود و از کارش خیلی خیلی پشیمون. الان بهش وابسته شدم و خیلی اذیت میشم. مامانمینا هم نمیذارن ببینمش که مبادا بازم رازی چیزی بهش بگم… چیکار کنم

      1. با سلام
        دوست عزیز باید بدانید که نباید مسائل حساس خود را با خویشاوندان خود مطرح کنید. مسائل شما به نحوی مسائل خانواده شما هم محسوب میشود. در این چنین موارد حساسی از یک فرد امین کمک بگیرید که والدین روی او حساس نباشند

        1. سلام خسته نباشیدمن یه زن22ساله هستم 4سالی هس که ازدواج کردم خداروشکرشوهرم خوبه خیلی همدیگرودوس داریم یه مردی ک تازگی به جمع خانواده مااضافه شده یعنی شوهرعمم رومن چشم داره اینومن نمیدونستم امایه روزکه عمم چنددقیقه رفت کاری انجام بده اون لب منوبوسیدمن عصبانی شدم گریه کردم الان نمیدونم بایدچیکارکنم نمیدونم بایدبه عمم بگم به شوهرم بگم چیکارکنم توروخداااکمکم کنیدمن دارم روانی میشم

          1. با سلام . اصل اینه که چیزی پنهان نمونه . ولی در شرایط فامیلی که شما دارید فعلا رفت آمدتون کم کنید و با ایشان خیلی محکم و سرسنگین رفتار کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

براي تماس با مشاور کليک کنيد!

اینستاگرام

مشاهده

برای طرح سوالات خود ما را در اینستاگرام دنبال کنید

واتس اپ

شروع گفتگو

مشاوره برای هموطنان خارج از کشور