چگونه دوست پسر را به شوهر تبدیل کنیم؟
من خودم به عنوان مشاوره خانواده بارها و بارها در گوگل جستوجو کردهام: «چگونه یک رابطه را به ازدواج ختم کنیم؟» یا اینکه چطور میتوانم کاری کنم یک مرد بالاخره برای یک رابطه جدی تصمیم بگیرد.
واقعیت این است که انسانها همیشه جذب چیزهایی میشوند که کمیاب یا دستنیافتنی به نظر میرسند. این بخشی از طبیعت انسان است.
وقتی چیزی محدود و کمیاب به نظر برسد، معمولاً میل، اشتیاق و تلاش برای به دست آوردنش بیشتر میشود.!
در مرکز مشاوره خانواده آویژه تلاش کردهایم بهترین و کاربردیترین مطالب و نکات روانشناسی درباره چگونه یک رابطه را به ازدواج ختم کنیم؟ را برای شما جمعآوری کنیم. ❤️
💬 نظر شما چیست؟ تجربه و دیدگاه خود را در بخش نظرات انتهای مطلب با ما و دیگران به اشتراک بگذارید.
چگونه یک رابطه را به ازدواج ختم کنیم؟
قصد ازدواج نداره چیکار کنم؟ آیا واقعاً میتوان کسی را مجبور کرد که وارد یک رابطه جدی شود؟
شاید راههایی وجود داشته باشد، اما شخصاً به آن خیلی شک دارم.!!!!
چرا؟
چون ما میخواهیم طرف مقابل به خاطر خود واقعی ما به ما متعهد شود؛ نه اینکه با اجرای یک دستورالعمل یا یک سری ترفند، او را به سمت ازدواج هل بدهیم و در نهایت وارد یک زندگی مشترک شویم که فقط ظاهر ازدواج را دارد، اما درونش هیچ پایه و محتوای محکمی وجود ندارد.
وقتی به گذشته نگاه میکنم، متوجه میشوم که چه در محیط کاری، چه در دوستیها و چه در روابط عاطفی، راههایی وجود دارد که میتوانیم خودمان را نهتنها کمیابتر و ارزشمندتر نشان دهیم، بلکه به چیزی تبدیل شویم که من آن را «آمادگی برای تعهد» مینامم.
چگونه دوست پسر را به شوهر تبدیل کنیم؟
برای تبدیل دوست پسر به شوهر و جذابیت شما برای یک رابطه متعهدانه، چند اصل مهم وجود دارد که باید به آنها توجه کنید.
قانون اول: ارزش خودتان را بشناسید
اگر واقعاً میخواهید کسی به چیزی متعهد شود، ابتدا باید بتواند ارزش آن را ببیند.
اگر خودتان را فردی ارزشمند نمیدانید، نمیتوانید انتظار داشته باشید شخص دیگری این ارزش را به جای شما ببیند.
معمولاً آدمها در ابتدای رابطه فرض میکنند شما خودتان را بهتر از هر کس دیگری میشناسید؛ چون بالاخره شما خودتان هستید.
بنابراین اگر خودتان را فردی نشان دهید که خودش را میشناسد، ارزشهایش را میداند و برای خودش مرزهای مشخصی دارد، به طرف مقابل این پیام را منتقل میکنید که:
«من برای ارزشمند بودن به تو نیاز ندارم؛ چون خودم این ارزش را برای خودم قائل هستم.»
اما اگر وارد رابطه شوید و منتظر باشید مرد مقابل ارزشهایی را در شما ببیند که خودتان هنوز آنها را باور نکردهاید، ممکن است دو اتفاق بیفتد.
- اگر او فردی سوء استفادهگر باشد، ممکن است از این نقطه ضعف عاطفی برای پیش بردن خواستههای خودش استفاده کند.
- اگر هم از نظر عاطفی فرد سالم و در دسترسی باشد، ممکن است همین ناامنی و نیاز شدید به تأیید باعث شود از رابطه فاصله بگیرد.
چرا؟
چون اگر خودتان ارزش خودتان را باور نداشته باشید، ممکن است در نهایت او را خسته و فرسوده کنید.
قانون دوم: آیا خودت واقعاً متعهد هستی؟
قبل از اینکه از خودت بپرسی چگونه دوست پسر خود را به ازدواج بکشانیم، یک لحظه خودت را بررسی کن.
از خودت بپرس:
«من اینجا به چه چیزی متعهد هستم؟»
آیا متعهد شدهام ترسها و اعتماد به نفس پایینم را تغذیه کنم؟
یا متعهد هستم که رشد کنم و نسخه بهتری از خودم بسازم؟
مردانی که به دنبال یک رابطه جدی هستند، در نهایت بیشتر جذب زنانی میشوند که خودشان بلدند به زندگیشان متعهد باشند؛ به سلامتشان، کارشان، اهدافشان، رشد شخصیشان و آیندهای که برای خودشان میخواهند.
این ویژگی میتواند بسیار جذاب باشد.
قانون سوم: بفهم چرا بیشتر آدمها از تعهد میترسند
بیشتر آدمها از تعهد دوری میکنند، چون تعهد ترسناک است.
وقتی متعهد میشوید، دیگر فقط حرف نمیزنید؛ باید پای تصمیم خودتان بایستید و آن را عملی کنید.
تعهد یعنی اگر شکست خوردید، شکست شما را از مسیر خارج نکند و باعث نشود همه چیز را رها کنید.
تعهد و عمل کردن در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند.
تعهد ممکن است ترسناک باشد، اما یکی از زیباترین، شجاعانهترین و مفیدترین کارهایی است که میتوانید برای خودتان انجام دهید.
اگر خودت نمیتوانی به خودت متعهد باشی، چطور انتظار داری شخص دیگری به تو متعهد شود؟
راز چهارم: نقش «مادر یا همسر » را بازی نکنید!
یکی از اشتباههایی که ممکن است در یک رابطه مرتکب شویم این است که قبل از اینکه طرف مقابل واقعاً به ما متعهد شود، تمام مزایای یک رابطه جدی را در اختیارش بگذاریم.
گاهی برای مردی که هنوز تصمیمی برای آینده رابطه نگرفته، هم زمان نقشهای مختلفی را بازی میکنیم:
مادر، مشاور، روانشناس، مربی زندگی، همسر، دوستدختر و حتی یک همراه همیشه در دسترس!
به او گوش میدهیم، مشکلاتش را حل میکنیم، در سختیها کنارش هستیم، دائماً تشویقش میکنیم و حتی بیشتر از خودش برای زندگی و آیندهاش انرژی میگذاریم.
اما یک سؤال مهم وجود دارد:
چرا باید تمام مزایای یک رابطه متعهدانه را به کسی بدهیم که هنوز حاضر نیست خودش به رابطه متعهد شود؟
اگر شما واقعاً یک رابطه جدی و متعهدانه میخواهید، لازم نیست بدون دریافت تعهد، تمام امکانات و مزایای یک رابطه جدی را در اختیار طرف مقابل قرار دهید.
این موضوع به معنی سرد شدن، بیاحساس شدن یا بازی دادن مرد نیست.
بلکه یعنی مرز داشته باشید.
فقط به خاطر اینکه دوستپسرتان است، به او اجازه ندهید هر رفتاری با شما داشته باشد
تعهد واقعی را باید در رفتارهای تکرارشونده دید، نه فقط در عنوان رابطه یا وعدههای آینده.
بنابراین اگر مدتهاست در رابطه هستید و هنوز نمیدانید این رابطه قرار است به کجا برسد، به جای اینکه تمام انرژی خود را صرف تبدیل دوست پسر به شوهر کنید، بهتر است به رفتارهای واقعی او نگاه کنید.
آیا او واقعاً برای آینده رابطه قدم برمیدارد؟
آیا درباره ازدواج با شما صحبت میکند؟
آیا برای ساختن آینده مشترک برنامه دارد؟
آیا وقتی درباره نیازها و خواستههایتان صحبت میکنید، شما را جدی میگیرد؟
یا فقط میگوید:
«فعلاً خوش باشیم، بعداً دربارهاش فکر میکنیم!»
این تفاوت بسیار مهم است.
راز پنجم: بین «خواستن تو» و «نیاز داشتن به تو» فرق دارد
یکی از جذابترین ویژگیهایی که یک انسان میتواند داشته باشد این است که طرف مقابلش واقعاً او را بخواهد.
دقت کنید؛ «خواستن» با «نیاز داشتن» فرق دارد.
وقتی یک نفر از نظر عاطفی به شما وابسته است، ممکن است احساس کند بدون شما نمیتواند زندگی کند.
اما وقتی واقعاً شما را میخواهد، میتواند به تنهایی هم زندگی کند، اما انتخاب میکند که شما را در زندگیاش داشته باشد.
این تفاوت بسیار مهم است.
راز نهایی: اول به خودت متعهد شو، بعد منتظر تعهد دیگران باش
اگر بخواهیم تمام این مقاله را در یک جمله خلاصه کنیم، میتوان گفت:
برای اینکه فرد دیگری ارزش زندگی و رابطه با شما را ببیند، ابتدا باید خودتان ارزش زندگیتان را ببینید.
به زندگی خودتان متعهد باشید.
برای سلامتتان ارزش قائل شوید.
برای اهداف و آیندهتان تلاش کنید.
مرزهای خودتان را بشناسید.
خودتان را فقط با توجه و محبت یک مرد تعریف نکنید.
و مهمتر از همه، برای گرفتن یک حلقه یا رسیدن به عنوان «همسر»، حاضر نشوید از ارزشها و عزتنفستان عبور کنید.
هدف نباید این باشد که به هر قیمتی یک مرد را به ازدواج با خودتان برسانید.
هدف باید این باشد که رابطهای بسازید که هر دو نفر واقعاً بخواهند در آن بمانند و برای آن تلاش کنند.
کسی که واقعاً شما را میخواهد، فقط به دنبال داشتن شما نیست؛ برای حفظ شما هم تلاش میکند
تعهد واقعی زمانی ارزشمند است که از روی انتخاب باشد، نه ترس.
اگر مردی شما را فقط زمانی میخواهد که احساس کند ممکن است از دستتان بدهد، این لزوماً نشانه یک رابطه سالم نیست.
اما اگر شما را میشناسد، نقاط قوت و ضعف شما را میبیند، ارزشهایتان را میشناسد و با وجود شناخت واقعی از شما همچنان تصمیم میگیرد در کنارتان بماند، این نوع تعهد معنای متفاوتی دارد.
چیکار کنم بیاد منو بگیره؟
اگر هنوز مدام از خودتان میپرسید:
«چگونه دوست پسر خود را به ازدواج بکشانیم؟»
شاید بهتر باشد سؤال را کمی تغییر دهید.
به جای اینکه بپرسید:
«چطور کاری کنم او مرا انتخاب کند؟»
از خودتان بپرسید:
«آیا من خودم زندگی و ارزشهای خودم را انتخاب کردهام؟»
کلید اصلی برای اینکه فرد دیگری واقعاً بخواهد به شما متعهد شود، این است که ابتدا خودتان به خودتان متعهد باشید.
وقتی به زندگی، اهداف، سلامت، رشد و ارزشهای خود متعهد میشوید، این پیام را به دیگران منتقل میکنید که:
«من برای زندگی خودم ارزش قائلم.»
و این ویژگی میتواند بسیار جذاب باشد.
یک مثال ساده؛ اگر خانهتان برایتان ارزشمند باشد چه میکنید؟
فرض کنید خانه بسیار زیبایی دارید و برای تمیز نگه داشتنش اهمیت زیادی قائل هستید.
خانه را مرتب و تمیز نگه میدارید و برایش ارزش زیادی قائل هستید.
حالا یک نفر وارد خانه شما میشود و میبیند که شما چقدر برای خانهتان اهمیت قائل هستید.
اگر او هم واقعاً برای چیزی که شما ارزشمند میدانید احترام قائل باشد، احتمالاً حتی بدون اینکه چیزی بگویید، کفشهایش را دم در درمیآورد.
حتی اگر در خانه دیگران معمولاً این کار را انجام ندهد.
چرا؟
چون ارزش و اهمیتی را که شما برای خانهتان قائل هستید دیده و به آن احترام میگذارد.
اما ممکن است شخص دیگری وارد شود، با کفش در تمام خانه راه برود و اصلاً برای تمیزی و قوانین شما اهمیتی قائل نباشد.
این رفتار لزوماً به این معنی نیست که شما آدم بدی هستید یا او از شما متنفر است.
مسئله این است که او شاید اساساً توانایی یا آمادگی لازم برای داشتن یک رابطه دوطرفه، همدلانه و متعادل را نداشته باشد.
اگر کسی ارزشهای شما را نادیده میگیرد، مجبور نیستید او را نگه دارید!
اگر فردی وارد زندگی شما میشود و برای ارزشها، مرزها و خواستههای شما احترام قائل نیست، قرار نیست تمام انرژی خود را صرف تغییر دادن او کنید.
گاهی بهترین کار این است که در را به روی او باز کنید و اجازه دهید از زندگیتان خارج شود.
چون قرار نیست شما کسی را مجبور کنید که ارزش شما را ببیند.
کسی که برای شما مناسب باشد، باید بتواند ارزشهایی را که برای خودتان ساختهاید ببیند و به آنها احترام بگذارد.
قصد ازدواج نداره چیکار کنم؟
گاهی لازم است کمی عقب بایستید و رابطه را همان طور که هست ببینید.
از خودتان بپرسید:
- آیا او واقعاً رابطه را جدی میگیرد؟
- آیا درباره آینده صحبت میکند؟
- آیا برای آینده مشترک برنامه دارد؟
- آیا رفتارهایش با حرفهایش هماهنگ است؟
- آیا برای حفظ رابطه تلاش میکند؟
- آیا به مرزها و خواستههای من احترام میگذارد؟
- آیا من در این رابطه احساس امنیت دارم یا دائماً مضطربم؟
- آیا او مرا میخواهد یا فقط به من نیاز دارد؟
پاسخ این سؤالها میتواند خیلی بیشتر از صدها تکنیک برای تبدیل دوست پسر به شوهر به شما اطلاعات بدهد.
«اگر همه این کارها را انجام دادم و او باز هم برای ازدواج قدمی برنداشت، چه؟»
اینجاست که باید یک تفاوت مهم را بشناسید:
شما نمیتوانید تصمیم ازدواج را به جای او بگیرید؛ اما میتوانید درباره زندگی خودتان تصمیم بگیرید.
اگر او هنوز برای ازدواج آماده نیست، لازم نیست ماهها و سالها در بلاتکلیفی بمانید.
اول باید بفهمید «آماده نبودن» دقیقاً یعنی چه؟
«فعلاً آماده نیستم» یا «نمیخواهم با تو ازدواج کنم»؟
گاهی یک مرد واقعاً به دلیل شرایط مالی، شغلی، خانوادگی یا شخصی برای ازدواج آماده نیست.
در چنین شرایطی ممکن است بتواند درباره آینده با شما شفاف صحبت کند و حتی برای رسیدن به آن آینده برنامه داشته باشد.
مثلاً ممکن است بگوید:
«الان از نظر مالی شرایط ازدواج را ندارم، اما میخواهم تا یک سال آینده شرایطمان را بهتر کنم و بعد درباره ازدواج تصمیم بگیریم.»
این با جملهای مثل:
«ولش کن، حالا ببینیم چی میشه!»
کاملاً متفاوت است.
در حالت اول، شما با یک برنامه و هدف مشخص روبهرو هستید.
در حالت دوم، ممکن است فقط با یک رابطه بلاتکلیف روبهرو باشید.
بنابراین اگر از خودتان میپرسید:
«قصد ازدواج نداره چیکار کنم؟»
قبل از هر اقدامی ببینید آیا او فقط زمان میخواهد یا اساساً نمیخواهد رابطه را به مرحله بعد ببرد.
به جای حدس زدن، یک گفتوگوی صادقانه داشته باشید
ممکن است با خودمان بگوییم:
«اگر درباره ازدواج صحبت کنم، شاید فکر کند خیلی عجله دارم.»
اما وقتی مدت زیادی از رابطه گذشته، صحبت کردن درباره آینده کاملاً طبیعی است.
لازم نیست او را تحت فشار قرار دهید.
لازم نیست بگویید:
«یا با من ازدواج کن یا همین امروز تمامش میکنیم!»
میتوانید خیلی ساده و آرام درباره خواسته خودتان صحبت کنید.
مثلاً:
«من از رابطهمون راضی هستم و دوستت دارم، اما برای من مهمه بدونم این رابطه قراره در آینده به کجا برسه. من در نهایت دنبال ازدواج هستم و دوست دارم بدونم تو درباره آینده ما چه فکری میکنی.»
این نوع گفتوگو به شما کمک میکند بفهمید آیا خواستههای شما و او در یک مسیر قرار دارند یا نه.
مراقب یک اشتباه خطرناک باشید؛ منتظر تغییر او نمانید
یکی از رایجترین اشتباهها در روابط این است که با خودمان میگوییم:
«اگر بیشتر دوستش داشته باشم، تغییر میکند.»
یا:
«اگر صبور باشم، بالاخره ازدواج میکند.»
یا:
«اگر بهترین دوستدختر دنیا باشم، بالاخره میفهمد که من زن زندگیاش هستم.»
اما هیچکدام از اینها تضمین نمیکند که یک فرد تصمیمی را بگیرد که خودش واقعاً نمیخواهد.
شما میتوانید مهربان باشید.
میتوانید دوستداشتنی باشید.
میتوانید شریک عاطفی فوقالعادهای باشید.
اما نمیتوانید اراده و تصمیم یک انسان دیگر را کنترل کنید.
به همین دلیل، اگر هدف شما تبدیل دوست پسر به شوهر است، بهتر است به جای تلاش برای کنترل او، ببینید آیا خود او هم چنین آیندهای را میخواهد یا نه.
خودتان را برای گرفتن یک حلقه کوچک نکنید!
گاهی افراد آنقدر برای ازدواج تلاش میکنند که کمکم خودشان را فراموش میکنند.
جمعبندی؛ برای ازدواج التماس نکنید، انتخاب آگاهانه داشته باشید
اگر دوستپسرتان هنوز برای ازدواج قدمی برنداشته، لازم نیست بلافاصله تصور کنید که مشکلی در شما وجود دارد.
ابتدا رابطه را واقعبینانه بررسی کنید.
ارزش خودتان را بشناسید.
زندگی مستقلی برای خودتان بسازید.
مرزهای مشخص داشته باشید.
برای گرفتن محبت و تعهد التماس نکنید.
تمام نقشهای یک همسر را برای کسی که هنوز حاضر نیست متعهد شود، به عهده نگیرید.
و مهمتر از همه، درباره آینده رابطه شفاف و صادقانه صحبت کنید.
اگر او هم ازدواج میخواهد، درباره زمان، شرایط و قدمهای واقعی آینده با یکدیگر صحبت کنید.
اما اگر بعد از مدت طولانی همچنان هیچ تمایلی به تعهد ندارد، این موضوع را جدی بگیرید.
گاهی بهترین تصمیم این نیست که بفهمیم چگونه دوست پسر خود را به ازدواج بکشانیم؛ بلکه این است که بفهمیم آیا اصلاً باید برای این رابطه بجنگیم یا نه.
ازدواج سالم نتیجه انتخاب دو نفر است، نه پیروزی یک نفر بر دیگری.
شما قرار نیست مردی را با ترفند، فشار یا بازی روانی به سمت ازدواج هل بدهید.
این مطلب توسط روانشناسان مرکز مشاوره خانواده آویژه با دقت و توجه تهیه و تدوین شده است تا به شما در شناخت بهتر رابطه، تصمیمگیری آگاهانهتر و داشتن یک رابطه سالمتر کمک کند.
















56 پاسخ
سلام
من یه خانم مطلقه هستم سه سال پیش اقای کارمیکردم
بعد جداشدنم بااین اقاسیغه شدم یه سال باهم بودیم بعد جداشدیم امااین اقا گاه گداری بهم زنگ میزد
بعد دوسال بازم باهم هستیم اما هیچ وقت حرف ازازدواج نمیزنه همش فرار میکنه نمیدونم چیکارکنم
اینم بگم این اقا اصلا ازدواج نکرده مجرد هست
«بعد از دو سال رابطه، بهتر است مستقیم و محترمانه درباره ازدواج با او صحبت کنید. اگر مدام از پاسخ روشن فرار میکند، بیشتر به رفتار او توجه کنید تا حرفهایش. کسی که قصد ازدواج داشته باشد، معمولاً برای آن برنامه و زمان مشخص ارائه میدهد.»
ببخشید ولی این چیزها برای دختران ایرانی اصلا جواب نمیدهد چون فقط دنبال پول طرف مقابل هستند و اگر هم کار کنند فقط برای خودشان استفاده میکنند و فقط دردسرهای آن برای شوهر بدبخت هست اگر ازدواجی هم در ایران داره صورت میافتد به خاطر ساده لوح بودن مردهای ایرانی هست اگر کمی عقل داشتن حتی یک نفر هم با دختران ایرانی ازدواج نمیکرد و این همه زندانی و بده کار مهریه نداشتیم اما در آینده ای نزدیک ازدواج نزدیک به صفر میرسد چون پول پرستی دختران ایرانی را برای همه آشکار میشود
سلام
من یه داداش دارم چند سال یه دختر دوست داره اما به نظر میاد اون دختر داداشم نمی خواد میشه راهنمایی کنید ما چه طور با دادشمون صحبت کنیم که یه نفر دیگه رو برای ازدواج انتخاب کنه ؟ در حالی که اصلا تمایل به ازدواج نداره ؟
راهکاری بدهید که بتوانیم او را به سمت ازدواج پیش ببریم
با تشکر
سلام من ی پسری دوس دارم چند ماهی هست باهمیم ایشونم منو دوس داره ولی خب حتی ی ماه باهم حرف نمیزدیم ب خودش صدمه وارد کرده بود چون راجبم با خانوادش حرف زده بود ولی خانوادش س نفرشون راضی نیستن چون راهمون دوره الان هروقت میگم مثلن اسم خانوادشو میارم ک هنوز همون جورن یا ن ناراحت میشه نمدونم راست میگه حرف زده یا ن یبارم گفتم خیلی دوس دارم با مادرت حرف بزنم میخواستم ببینم چی میگه گفت فعلا زوده سنگین باش🙄ولی گفته بود خانوادش در جریانن
میشه کمکم کنید یک پسر بیاد خواستگاریم؟؟
تا توضیح بدم چطوری باهاش اشنا شدم.من و خانوادم رفتیم مراسم تشییح جنازه پسر عموی بابام و من و دوستام یکجا جم شدیم داشتیم با هم حرف می زدیم و یکم دورتر از قبرستون بودیم و همون پسر کنار قبر پسر عموی بابام بود .بعدش دوستام رفتن و من رفتم کنار قبر یه دفعه با هم روبرو شدیم و ۱۰ دقیقه داشتیم تو چشمای هم نگاه میکردیم،و بعد مراسم بعدی یعنی چهلم هم رو دیدیم از دوباره ۵ دقیقه به هم زل زدیم بدون اینکه حرفی بزنیم و دوستام هم متوجه شدن داستان از چه قراره و من هر پنجشنبه اون رو می بینم و مطمئنم اون منو دوست داری و می خواست باهام ارتباط برقرار کنه ولی نمی تونست خب خلاصه اگه میشه کمکم کنید
کسی خواستگاری پول پرست ها نمیآید
ما ی خانواده ای بسیار فقیر اصلا خونه ای درست حسابی نداریم ی نفرو دوس دارم ک غریبه هستش میخواد بیاد خواستگاریم میترسم بااین اوضاعمو نظرش عوض کنه یاهرچی عینی دعا کنید خوب بشه اوضاع
سلام من با یه آقایی هستم حدود چهار ساله بهم پیشنهاد ازدواج هم داده اما همش بهونه اینکه الان وضعیت مالیم خوب نیست و منو حتی به همه خانوادش گفته و با خواهرشم در ارتباطم ولی همش طولش میده و بعضی وقتا هم بهم خیلی بی اعتماد میشه چیکار کنم اقدام کنه
سلام من مدت بیست سال با یک اقایی آشنا هستم رابطه ما از راه دور بود ایشون استرالیا هستن الان بیست سال شده ما همو میشناسیم امدن ایران همو دیدیم خیلی دوست داره خانواده منو ببینه اما اصلا حرفی از ازدواج نزده و من واضح گفتم که هدفم ازدواجه دیگه چیزی نیست که ما از هم ندونیم اصلا غیر از ازدواج همچی جوک بنظر شما اجازه بدم خانوادم ببینه این کار درسته
چه خبر ۲۰سال ازدواج کن برو دیگه
۲۰ سال وقت کمی نیست زودتر تکلیفت را باهاش مشخص کن …
منم همین مشکل دارم چیکار کنم بیاد خاستگاری
سلام من عاشق یه پسر شدم ک ۱۵ سال ازمن بزرگ تره چطور بهش پیشنهاد ازدواج بدم ک اون قبول کنه لطفا کمکم کنین
چند روزه با یکی آشنا شدم میخوام عرض یکماه یا کمتر ازدواج کنیم ولی آقا میگن نه و شش ماه بعد باهم ازدواج میکنیم میگه خونمو دارم درست میکنم
عاشق چیش شدی پول و موقعیت اجتماعیش درسته چون شما دخترا فقط عاشق پول میشوید
من از همون نوزادی که بت دنیا آومده ام عمهام اینا گفتن تو عروس ماهستی الان من ۱۶سالهمه وپسر عمه ام ۲۲ واقعا همو دوست داریم عاشق همیم اومد درمورد آینده صحبت کرده کجا زندگی کنیم دیگه خلاصه الانم دوستم داره ولی پدر ومادرش که میگن دیگه باید عقد کنی میگه الان من درس میخونم
سلام من یه دختر ۱۴ ساله هستم یک ماهی هست با یکی به اسم قاسم دوست شدم بهش میگم نمیای منو بگیری میگه باشه بشناسمت میام میگیرمت
واین وسط پیر عموش آمده خواستگاریم اونم منو دوست داره منو به خانوادش معرفی کرده ولی من از قاسم خوشم میاد ولی قاسم منو حتی با داداششم معرفی نکرده الان من این وسط با کدوم باشم کردم قسط ازدواج دار کدوم دروغی یه
ت اونی ک بهت اهمیت ارزش میده رو بچسب
پسر عموم بهت پیشنهاد دوستی داد گفتش که قسم خورده که بعد باهم زندگی کنیم الان داره میگه من تو با هم ازدواج نمی کنیم دلیلش هم بهم نمی گه لطفا کمکم کنین
بگین. لطفآ
گوربابای قاسم
با کسی ک دوست داره ازدواج کن…زن ها همیشه میتونن قلبشون برا دوست داشتن کس دیگه جوونه بزنه…ولی مرد ها هیچوقت نمیتونن کسی رو که دوست دارن رو ول کنن…پس با کسی ازدواج کن که اون دوست داره…نه تو اونو
سلام خوبین من با یکی رل زدم کم مونده هفت ماه بشه درحالی ک ی ماه بود خونوادم فهمید و در این وضع باهم موند با اینکه زیادم نمیبینمش تو این چند وقت هفت هشت بار بازور دیدمش وقتی درباره ی ازدواج صحبت میکنم میگ من هنور کارو بارم اوکی نیس یا میگ چندسال دبگ میخام ازدواج کنم از کجا بفهمم دوسم داره؟
قصد ازدواج نداره.
احتمالا علاقه اين فرد زياد نيست
سلام من یک خانم 23 ساله هستم دوتا طفل دارم یک دختر و یک پسر هفت سال میشه ازدواج کردم شوهرم همیشه منو لت و کوب میکنه یعنی هر روز باید بخونه ما جنگ و دعوا باشه شیشه هم میکشه یک بچه مجردو چهار سال میشه ک میشناسم خیلی وابسته همیم همش بخاطر حال و روزم اشک میریزه و میگه حیف تو چند روزی میشه میگه طلاق بگیر با من ازدواج کن خوشبخت ترین میشی کنار من مجرد هم هست آیا راست میگه بنظر تون 24 ساعت از احوالم خبر گیر هست حتی وقتی شوهرم منو لت و کوب میکنه اون منو تداوی میکنه و زار زار گریه میکنه لطفاً نظر بدین
حتی اگر با اون پسر هم ازدواج نکنی طلاق بگیر مگه عرزه نداری ی ذره پس انداز کنی ی سرپناه و ی نون بخور و نمیر برا خودت و بچه هات پیدا کنی گلم بخاطر بچه هات ازش جدا شو
سلام من عاشق یه پسری شدم ولی نمیتونم بش بگم چیکار کنم اونم عاشق من بشع
بهترين خودت باش
مستقيم بهش بگو دوسش دارى
مگر شما دخترا غیر از پول عاشق چیز دیگری هم میشوید
سلام من الان ۲ ماهه ک با یه پسر اشنا شدم و خیلی دوسش دارم اونم دوسم داره و خودش پیشنهاد ازدواج داده….. ولی خونوادش راضی نمیشن میخواد ک همسر قبلی دوس پسرم برگرده ولی خودش نمیخواد همسر قبلیشو الان چکار کنم بیاد خواستگاریم خونوادش تورو خدا کمک کنید من یه بار شکست عشقی خوردم نمیخوام دگ تجربه داشته باشم درکم کنید خواهش میکنم بگین چیکار کنم هروزم با دوس پسرم حرف میزنم یه موقعی هایی هس خوبه یه موقع ها سرد صحبت میکنه عشقا دل کمک لطفا?
پسری ک عاشقت باشه عرضه اینم داره خانوادشو راضی کنه .این وظیفه اونه ن تو
چرا یک پسر باید عاشق یک پول پرست بشه
باسلام یک آقا پسر۲۵ساله تقریبا۸ماهه ازطریق مجازی با دخترم آشنا شده و به خودم پیام میده وبه همسرم هم زنگ زده که دخترمو میخواد برای ازدواج شهرمون به هم دور هست
ولی تا به الان فقط یکبار مادر آقا پسر تماس گرفته اقاپسر هم هر روز یک بهانه ای میاره که نمیتونه بیاد خواستگاری وقسم خورده که مشکلاتشون حل کنه ودختران بدست بیاره دخترمم خیلی این آقا پسر رو دوست داره ولی فقط عکسهای همدیگرو دیدن حضوری همو ندیدن
الان به نظرتون ما باید چکار کنیم با این آقا پسر؟
باید حتما یک تا شش ماه همدیگر را بصورت حضوری ببیند (دو سه بار در ماه هم کفایت دارد) و حتی خانواده ها هم حضوری همدیگر را ببینند. حتما یک فضای مناسب ایجاد کنید که همدیگر را از نزدیک ببینند شاید بعد مدتی نظرشون راجب همدیگر عوض شد. من چندتا از دوستانم به همین صورت ازدواج کردند پسره اهل شهرکرد بود و دوستم هم مشهدی بود و چندسال دوست مجازی بودند و بعد پسره مشهد آمد و از نزدیک مدتی همدیگر را میدیدند و بعد از یکسال ازدواج کردند. حتما خانواده ها باید همکاری کنند و فضای مناسب را ترتیب بدن و حتی لازم شد چند روز شما به شهر اونا برید و چند روز اینا به شهر شما بیان و شام و ناهار در خدمت هم باشید چون مسئله تفاوت فرهنگی هم هست و بهتره خانواده ها با رسم و رسوم همدیگر آشنایی پیدا کنند مثلا دوستم من فارس بود ولی شوهرش لر بختیاری بود و فرهنگشون از زمین تا آسمون متفاوت بود. محل زندگی مشترک زوجین در آینده هم مهم هست مثلا کدوم شهر زندگی کنند مثلا الان دوستم با شوهرش شیراز زندگی میکنند.
سلام . من ۲۴ سالمه و الان ۲ ساله عاشق یکی شدم اولین بار خودم بهش پیشنهاد ازدواج دادم با وجود اینکه یک دخترم اون هم قبول کرذ فعلا تو شرایطی هستیم که واقعا همو دوست داریم و عاشق همیم اما هنوز نشده باهم ازدواج کنیم طرف مقابلمم اصلا حرفی نمیزنه موندم رو هوا بلاخره کی میتونم به عنوان همسر تو زندگیم داشته باشمش لطفا بهم بگید چیکار کنم ازین اوضاع بیرون بیام ؟
خودتو دلخوش نکن چون برا منم همین اتفاق افتاد، اون برا اینکه تورو از دست نده قبول کرده ولی به محض اینکه یکیو پیدا کنه تورو هم ول میکنه
سلام خوبید من دختر ۱۵ سالمه با پسر تو مجازی آشنا شودم الان یک ساله از رابطه دارم اون اولش میخواست باهم ازدواج کنیم الان میگه نامزد دارم من احساس میکنم دورغ میگه چکار کنم بیاد خواستگاری من
دعانویس خواهر دعانویس
چرا مردم رو به اشتباه مى ندازين
دعا نويس اگه مى تونست كارى كنه براى خودش مى كرد تا وضعش اين نباشه
با سلام خدمت شما.من مادر ی پسر جوان ۲۴,سال هستم ایشون با ی دختر ۱۸ساله دوست شده و تصمیم ب ازدواج گرفته ولی من اصلا تایید نمیکنم بخاطر قیافه دختر خانم اصلا باهم جور نیستن .لطفاً کمکم کنید وراهنماییم کنید ک چطور پسرم رو از این ازدواج منصرف کنم .باتشکر
سلام . باید به نظر پسرتون احترام بزارید و با این موضوع کنار بیاید ایشون یک پسر ۲۴ ساله هستن که به بلوغ رسیدن قبل از اینکه راجب ظاهر این خانم نظر بدید ببینید ایا اخلاق خوبی دارن؟ در ضمن سن ۱۸ سالگی اوج بلوغ یک دختره و طبیعیه که ظاهر دختر فرق کنه
در ضمن همه خلقت خدا هستن و ظاهر دست ادما نیست
عقد پسر دایی ودختر عمه رو تو اسمونا نوشتن راسته یا نه اینه مثالش
قطعا چرت و پرته….
ازدواج فامیلی توصیه نمیشود. ولی من زیاد دیدم که دختر خاله پسر خاله یا پسر دایی و دختر عمه یا پسر عمو و دختر عمو عاشق هم شوند یا اینکه باهم ازدواج کنند. ولی بهتر این بچه ها جوری بار بیایند که همدیگر را به چشم خواهر و برادر ببینند. در منطقه ما هم میگن عقد پسر عمو و دختر عمو در آسمانا نوشته شده. من اولین نوه دختری و پسری هستم. من سه تا دختر عمو دارم. دختر عموهای من از من 5 و 7 و 10 سال کوچکترند و واقعا مثل خواهرم هستند نه بیشتر.
چرته
من ی نفر خیلی دوست دارم ۹ ماه هست رابط داریم اما اون متوجه علاقه من بخودش هست ولی هنوز در مورد ازدواج یا اصلا علاقه ک ب من داره حرفی نزده ی چند بار ازش خواستم نظرش بدونم احساساتش بگه بهم گفته مرد ها با رفتار کاراشون مشخص میکنن ک دوستت دارن یانه و من موندم در مورد آینده بااون حرف بزنم یانه
سلام من یکی خیلی دوست دارم ۹ ماه باهمیم اما اون میگ ازدواج نمیکنم کلا و از این حرفا….بهش گفتم میخام ازدواج خیلی راحت موفق باشید وتو تنها کسی بودی ک خاطرات خوشی باهاش دارم چکار کنم
فراموشش کن .
طرف میاد ۴سال التماس میکنه میگر دختر را سال بعد میگه من نمیخوامت …بعد این بنده خدا خودش داره میگه نمیخواد تو گیر دادی خودتا بدبخت کنی..این که نمیتونم فراموش کنم…اینا واسه این بهتر از اونا ندیدی همچین که یه عاقل تر پیدا کردی مامانتم یادت میره اون که ثحله …
سلام، من عاشق پسر داییم هستم ازکجا بفهمم که اونم منو دوست داره یانه؟؟؟؟
سلام.یه طوری به پسر دائی ت،بفهمان که مثلآ بهش بگو”آیا این فرضیه راست و درسته؛میگن عقد پسردائئ و… توی آسمونا
سلام منم همین شرایط دارم ببخشی منظورتو از اینکه بهش بگی این فرضیه راست و درسته یعنی چه؟میشه واضح بگید مرسی
مثالش اینه
راسته که عقد پسر دایی و دختر عمه رو تو آسمونا نوشتن
احتمالش هست ولی فک نکنم شایدم اصلا غیر ممکن باشه شایدم یعنی ۵۰.۵۰هست هم عروسی کنن هم نه من طرف خودم پسر داییم هست از بچگی میشناسمش رفت امد داریم از اون خوشم نیاد اونم از من خوشش میاد اما یکم درمورد ازواج تردید میکنه نمدونم چرا
خخخخخخخخخخخخ
سلام وقت بخیر ببخشید میگم منم یکی هست طرفای کنگونه همو ولی مامانم اومد بهمش زد رابطه مارو میخواستم یه کاری برام بکنی ممنونت میشم