کانال تلگرام اخبار نظام وظیفه آویژه

برای دسترسی آسانتر به مطالب سایت به کانال تلگرام روانشناسی آویژه بپیوندید (کلیک کنید).

اینستاگرام آویژه

مطالب ما را در اینستاگرام دنبال کنید ( کلیک کنید)

مشاوره خانواده تلفنی 24 ساعته

شماره بهترین مشاوره خانواده
4/5 - (73 امتیاز)

 

همه ی ما در زندگی به دنبال اهدافی هستیم و برای رسیدن به آنها تلاش می کنیم. در کنار اهداف فردی، ما در خانواده هدف مشترکی نیز داریم، مهمترین هدف یک خانواده، داشتن زندگی شاد و رابطه سالم و به دور از تنش و استرس است. در راه رسیدن به این هدف ممکن است بعضی اوقات خانواده ما با مشکلاتی روبه رو شود و ما نتوانیم راه درست را تشخیص بدهیم. مشاوره خانواده‎ خوب راه‎ حل‎ های مناسبی را برای هر خانواده ارائه میدهد که باعث می شود خانواده در مسیر درست پیش رود و به درستی اداره شود. ما خانواده خود را انتخاب نمی کنیم، ما در خانواده متولد می شویم پس باید برای ساختن یک خانواده خوب و روابط سالم در خانواده تلاش کرد.

اگر به دنبال بهترین مشاوره خانواده هستید که سرشار از ایده‌ ها، نکات و تمرین‌ هایی باشد که به شما کمک کند ارتباط بهتری داشته باشید و روابط خود را با خانواده، دوستان و همکارانتان بهبود بخشید. همچنین راهکارهایی برای مشکلات خود پیدا کنید، جای درستی آمده‌اید! شما عالی ترین مشاوره خانواده و مشاوره تلفنی را انتخاب کرده اید. مشاوران تخصصی مرکز مشاوره خانواده آویژه در کنار شما هستند و به شما کمک می کنند تمام بحران ها و مشکلات خانوادگی، فردی، اجتماعی و … را با بهترین شیوه ها و راهکارها حل کنید.

مشاوران تلفنی و مشاوران حضوری مرکز مشاوره آویژه از ابتدا تا انتهای حل مشکل به شما هم اندیشی و حمایت های لازم را ارائه می دهند. تا بتوانید به خوبی این دوره بحرانی را پشت سر بگذارید.

مشاوره خانواده رایگان

محبوبترین رویکردهای مشاوره چیست؟

رویکردهای مشاوره انواع مختلفی دارد. یک روانشناس خانواده با توجه به مشکلات شما از رویکردهای مختلفی برای بهبود و از بین بردن مشکلات استفاده می کند. روانشناسان مرکز مشاوره آویژه با سوالاتی که از شما و یا اعضای خانواده شما می پرسند، تصمیم می گیرند که چگونه و با استفاده از کدام رویکردها باید به شما کمک کنند. توجه داشته باشید که این رویکردها و انواع آنها یک بحث بسیار تخصصی است و توضیح مفصل آن مسلما شما را اذیت می کند. برخی از اهداف اولیه مشاوره، ایجاد محیط خانه بهتر، حل مسائل خانوادگی و درک مسائل منحصر به فردی است که ممکن است یک خانواده یا فرد با آن مواجه شود. در این قسمت برخی از مهم ترین و ساده ترین رویکردهای مشاوران آویژه را آورده ایم. تا شما با نحوه فعالیت دکتر مشاوره خانواده آویژه بیشتر آشنا شوید.

مشاوره بین فردی

این نوع مشاوره به کاهش سرزنش و افزایش اعتماد به نفس در فرد کمک می کند. در طی آن مشاوران به افراد یاد می دهند که چگونه با عوامل استرس زا و ناامید کننده روبرو شوند؟ و آنها را برطرف سازند.

درمان وجودی

این نوع از مشاوره به افراد کمک می کنند تا نیازها و خواسته های برآورده نشده خود را پیدا کنند و آنها را بشناسند. تحقیقات نشان می دهند که کاهش قابل توجهی از افسردگی، اضطراب و استرس و … در این نوع از درمان مشاهده شده است.

مشاوره مبتنی بر ذهن آگاهی

هدف آن کمک به مراجعان برای افزایش آرامش و حذف قضاوت ها و نگرش های منفی و استرس زا است. این تکنیک به شما کمک می کند تا یاد بگیرید چگونه با عوامل استرس زای عاطفی روبرو شوید.

واقعیت درمانی

شما با دریافت مشاوره واقعیت درمانی، کنترل بیشتری نسبت به زندگی خود پیدا می کنید. همچنین این رویکرد توانایی ایجاد روابط موثر را افزایش می دهد.

خانواده درمانی سیستمی

این نوع از رویکرد به افراد کمک می کند تا از نقاط قوت خود برای حل مشکلات سلامت روانی مثل افسردگی، استرس، پریشانی و … استفاده کنند. روانشناس خانواده ابتدا نقات قوت هر شخص را می یابد، سپس به افراد کمک می کند با استفاده از این نقاط قوت به سلامت روان خود کمک کنند.

خانواده درمانی کارکردی

مشاوران برای اغلب نوجوانانی که مشکلات رفتار پر خطر، خشونت یا استفاده از مواد مخدر را تجربه کرده اند از این نوع درمان استفاده می کنند. این نوع رویکرد به خانواده ها و نوجوانان کمک می کند تا بتوانند به یکدیگر اعتماد کنند و روابط سالم و احترام ها و ارزش هایی که در خانواده از بین رفته است را احیا کنند.

آموزش روانی

این نوع از رویکرد به خانواده کمک می کند تا درک بهتری نسبت به شرایط و سلامت روانی خود پیدا کنند. اطلاعاتی در مورد راه حل ها و رویکردها و … در اختیار افراد قرار می دهند تا بتواند از آنها برای سلامتی روانی خود استفاده کند.

خانواده درمانی حمایتی

افراد به صورت آشکار، احساسات و ناراحتی های خود را برای مشاوره تلفنی خانواده یا مشاوره حضوری تعریف می کنند. کارشناس خانواده به آنها برای ایجاد یک محیط امن در خانه و ایجاد روابط سالم با اعضای خانواده کمک می کند.

زوج درمانی

شما ممکن است بگویید که یک مشاور خوب می خواهم تا روابط زوجین را بهبود بخشد. مشاوران آویژه از زوج درمانی برای بهبود روابط عاطفی، جنسی و زناشویی و … در بین زوجین استفاده می کنند. آنها راهکارهایی برای ایجاد روابط سالم بین زوجین ارائه می دهند.

مشاوره خانواده تلفنی رایگان

مشاوره خانواده آویژه چه کمکی به ما می کند؟

هنگامیکه شما در زمینه هایی مانند: مشکلات رفتاری کودکان و نوجوانان، افسردگی و اضطراب، خشونت های خانگی یا خیانت، ناباروری، اعتیاد، تعارضات زناشویی، زوج درمانی و  … با سوال و یا مشکل مواجه شدید، می توانید از خدمات مشاوره خانواده آویژه کمک بگیرید. مزایای مشاوره خانواده با توجه به موضوع و مشکل ایجاد شده در هر خانواده، مختلف می ‏باشد. اما به طور کلی می تواند شامل موارد زیر باشد:

مشاوره خانواده باعث بهبود روابط و ارتباطات بین اعضای خانواده می‏ شود.

وظیفه و نقش هر فرد در خانواده را مشخص می کند.

باعث بهبود توانایی حل مشکلاتی که در خانواده وجود دارد، می‏ شود.

هنگامیکه اعضای یک خانواده نظرات متفاوتی دارند، با ارائه راه‏ حل‏ های مناسب خانواده را از بن بست نجات می ‏دهد.

باعث ایجاد همدلی عمیق ‎تر بین اعضای خانواده می ‏شود.

مشاوره خانواده بر روی کودکان نیز تاثیر مثبت می‎ گذارد و باعث می‎ شود فرزندان شما از افسردگی، رفتارهای نامناسب و توهین آمیز، اعتیاد به مواد مخدر و … دور شوند.

همچنین مشاوره خانواده شانس ابتلا نوجوانان به بیماری های روانی را کاهش می دهد.

مشاوره تلفنی خانواده

شما با روش مشاوره تلفنی به سادگی می توانید با درمانگر، مشاور، روانشناس یا زوج درمانگران مرکز روانشناسی آویژه ارتباط برقرار کنید. مرکز مشاوره تلفنی آویژه یک راه حل عالی برای ارتباط سریع با بهترین مشاور خانواده است.

اگر در زندگی با مشکل فوری و حیاتی مواجه شدید که می خواهید از کمک و راهنمایی مشاوره تلفنی فوری استفاده کنید، می توانید شماره تلفن مشاوره خانواده آویژه را شماره گیری کنید. ما متناسب با موضوع مشاوره شما، روانشناس و مشاوره تلفنی خوب و عالی را در خدمت شما قرار می دهیم.

مشاوره تلفنی یکی از چندین گزینه مشاوره آنلاین مرکز مشاوره روانشناسی آویژه است.

مشاوره تلفنی ابزار موثری برای کار با یک روانشناس سلامت روان هست.

رزرو وقت مشاوره تلفنی خانواده و تماس با مشاور خانواده به سادگی و در کمتر از 5 دقیقه امکان پذیر است.

با گرفتن شماره مشاور خانواده، رفت و آمد به کلینیک درمان حذف می شود و شما این امکان را دارید که از خانه در جلسه مشاوره شرکت کنید.

حتی ممکن است شما از مشاوره حضوری با یک درمانگر یا مشاور خانواده احساس راحتی نکنید، پس بهترین کار این است که روانشناس خانواده تلفنی را انتخاب کنید.

مشاوره تلفنی خانواده رایگان ۲۴ ساعته

مشاوره حضوری

مشاوره خانواده حضوری در مرکز روانشناسی آویژه در یک محیط خصوصی و محرمانه انجام می شود. در این مراکز به صورت خصوصی مشکل مراجعه کننده، ناراحتی‌ و نارضایتی او از زندگی بررسی می شود.

در مشاوره حضوری مشاور با دقت و حوصله به صحبت های شما گوش می دهد تا مشکلات از دیدگاه شما درک شود. دفتر مشاوره خانواده مکانی برای تغییر یا کاهش سردرگمی های شماست. مشاوران آویژه به هیچ وجه شما را قضاوت نمی کنند و از مشکلات و ناراحتی های شما سوء استفاده نمی کنند. اگر به دنبال یک مشاوره خانواده خوب در تهران هستید آویژه بهترین انتخاب برای حل مشکلات شماست.

جلسات مشاوره حضوری

در جلسات مشاوره خانواده حضوری، شما می توانید جنبه های مختلف زندگی و احساسات خود را بیان کنید. آزادانه و آشکارا در مورد آنها صحبت کنید. هر مشکل و یا مبحثی که گفت و گو در مورد آن با دیگران برای شما سخت است را می توانید بدون نگرانی از سوء استفاده یا قضاوت  به مشاور بگویید.

در هنگام صحبت با مشاور خانواده احساسات مخفی مانند خشم، اضطراب، اندوه و خجالت می توانند بسیار شدید شوند، مشاوره حضوری فرصتی برای کشف آنها فراهم می کند. همچنین امکان درک آنها را آسان تر می کند.

مشاوره خانواده به شما کمک می کند تا رفتار یا موقعیت هایی را که مشکل ساز هستند، شناسایی کنید. راه حل هایی را برای شروع تغییرات مثبت بیابید. مشاور خانواده باید به مراجعه کننده کمک کند تا بین گزینه های پیش روی خود بهترین آن را برای خود انتخاب کند.

هنگامی که مشاوران برای اولین بار با شما ملاقات می کنند، سعی می کنند ارزیابی کنند که چه نوع مشاوره ای برای شما مناسب است. مشاوران خانواده آویژه این کار را با گوش دادن به خواسته ها و مشکلات شما انجام می دهند.

مزایای مشاوره خانواده حضوری چیست؟

مشاوران خانواده در مشاوره حضوری، به صورت رو در رو می توانند ارتباطات غیرکلامی شما را مشاهده کنند. مثلاً صورت شما، نحوه نشستن شما و … . آنها از حالت های ظاهری شما درک عمیق تری از آنچه می گویید به دست می آورند.

مشاوره خانواده حضوری به شما امکان می دهد تا مهارت های ارتباطی خود را توسعه دهید.

مشاوره خانواده حضوری به صورت یک ارتباط درمانی موثر شکل می گیرد.

معایب مشاوره حضوری چیست؟

زمان طولانی رفت و آمد و هزینه های انجام شده برای حضور در کلینیک مشاوره.

عدم دسترسی مستقیم.

دسترسی دشوار به مشاوره در مناطق دور که امکانات حمل و نقل محدود است.

مشکل در جا به جایی افرادی که مشکل حرکتی یا ناتوانی های خاصی دارند.

دلهره آور بودن برای افرادی که اضطراب اجتماعی یا فوبیا دارند.

عدم فرصت کافی برای کسانی که باید از کودک کوچک خود مراقبت کنند.

 

شماره تلفن مشاوره خانواده آویژه  62999066-021 و 09353000102  است و با یک تماس از هر نقطه از کشور، می توانید با مشاوران متخصص ما در تماس باشید.


بیشتر بخوانید: مشاوره ازدواج برای انتخابی عاقلانه است یا زندگی ای عاشقانه ؟


مشاوره ویدئویی یا تصویری

اگر در خارج از کشور حضور دارید و درخواست مشاوره خانواده دارید، اصلا نگران نباشید. در حال حاضر مشاوران و روانشناسان آویژه برای هم وطنان خارج از کشور، جلسات مشاوره را به صورت ویدئویی ارائه می دهند.

مشاوره به صورت ویدئویی یا آنلاین می تواند در وقت شما صرفه جویی کند زیرا نیازی به مراجعه حضوری در کلینیک ندارید. از طرفی مشاوره آنلاین به جلوگیری از انتشار بیماری هایی مانند ویروس کرونا (COVID-19) کمک می کند.

اگر شما تمایل دارید که با یک مشاور خانواده خوب تماس ویدیویی داشته باشید، به راحتی می توانید با یک پیام وقت مشاوره خود را رزرو کنید و تاریخ و ساعت مشاوره مد نظر خود را تعیین کنید.

مزایای مشاوره ویدیویی

استفاده از مشاوره خانوداه ویدیویی مزایایی دارد که شامل موارد زیر می شود:

به حداقل رساندن رفت و آمد

استفاده از مشاوره آنلاین می تواند گزینه بسیار خوبی برای افرادی باشد که سفر کردن برای آنها دشوار است. به ویژه برای کسانی که در خارج از کشور هستند و دسترسی به مشاوره خوب خانواده و هم زبان، برای آنها سخت و محدود است. به یاد داشته باشید که مشاوره با یک متخصص هم فرهنگ و هم زبان کارایی بیشتری دارد. بنابراین  Skype یا watsap می توانند به آنها کمک کند تا به یک متخصص خانواده درمانگر متصل شوند.

بهبود حمایت از درمانجو ها

مشاوره ویدئویی یا آنلاین بستری را فراهم می کند که به روانشناسان مرکز آویژه اجازه می دهد تا شبکه هایی را برای ارائه پشتیبانی از مراجعه کنندگان، ایجاد کنند. مشاوران آویژه می توانند در زمان های بحرانی بدون فوت وقت با ایجاد ارتباط آسان با مراجعان خود در خارج از ساعات اداری هم اندیشی یا مراقبت های کارآمدی را ارائه دهند.

کاهش شیوع عفونت ها و بیماری ها

مشاوره از راه دور می تواند از انتقال احتمالی بیماری های عفونی بین بیماران و کادر مشاوره جلوگیری کند. این موضوع به ویژه در مواردی که شیوع این بیماری ها نگران کننده است، بسیار مفید است.

کاهش استرس

یک مشاوره از راه دور از طریق ارتباط آنلاین ویدیویی نه تنها فشار و استرس بیمار را که به مشاور مراجعه می‌کند، کاهش می‌دهد، بلکه تضمین می‌کند که افراد مبتلا به فوبیا، ترسی از مراجعه به مشاوره خانواده نداشته باشند.

 


بیشتر بخوانید: کانال مشاوره روانشناسی خانواده


 

مشاوره خانواده تلفنی رایگان شبانه روزی

 

سوالات متداول

آیا مکالمات من در جلسه مشاوره تلفنی ضبط می شود؟

خیر مگر اینکه شما خودتان اجازه این کار را به درمانگر خود بدهید.

آیا هزینه مشاوره خانواده به صورت تلفنی کمتر است؟

در مشاوره تلفنی خانواده شما هزینه رفت و آمد ندارید. و می توانید مدت بیشتری مشاوره داشته باشید.

به نظر شما مشاوره آنلاین بهتر است یا مشاوره تلفنی ؟

طبق آمار افراد در مشاوره تلفنی نتایج بهتری دریافت می کنند.

هدف مرکز مشاوره خانواده و روانشناسی آویژه از ارائه اطلاعات لازم در زمینه مشکلات سلامت روان، افزایش آگاهی شماست تا با توسعه دانش خود، جهت ارتقا و بهبود کیفیت زندگی خود، گامی مهم بردارید. لطفا برای کسب اطلاعات بیشتر سایر مقالات متخصصان مرکز مشاوره آویژه را مطالعه نمایید .

در این راستا مرکز مشاوره خانواده و روانشناسی آویژه خدمات متنوعی را در زمینه مشاوره خانواده به شما هم میهنان عزیز ارائه میدهد. جهت کسب آموزش های بیشتر این مقاله لاتین را مطالعه کنید.

منبع:Telephone Counseling – iCALL | Free Telephone & Email 

براي مشاوره در زمينه مشاوره خانواده تلفنی 24 ساعته

از مشاورين مشاوره خانواده و روانشناسي آويژه از سراسر کشور

با ۰۲۱۶۲۹۹۹۰۶۶ تماس بگيريد

 

نظرات

- 173 نظر:

  1. سلام من 15 سالمه یک خواهر دارم و سه برادر پدر و مادرم خیلی منو اذیت میکنند خواهرم با من خوب نیست برادر هام یجوری من رفتار میکنن انگار پدر گوشتگی باهم داریم چیکار کنم کمکم کنید خاهش

  2. با سلام من ریحانه مهرابی هستم
    ۲۳ سالمه دیگه خسته شدم تو خونه
    برادر خواهر مادر پدر منو اذیتم میکنه
    من تازه رفته بودم تو اتاق روبرویی زندگی کنم
    خواهرم نذاشت ازم گرفت من سر ساعت ۹ آشغالها رو ببرم
    من به خواهرم گفته بودم که من دیگه شام نمیخورم دیگه گفت باش نخور با تو دیگه کاری نداریم اون شامشو خورد گوشی هاشو ازم گرفت گفت حق نداری به گوشی هام دست بزنی حق نداری برق رو هم روشن کنی آخه من تو تاریکی به ساعت دسترسی نداشتم من دیگه بعضی از وسایلم و جمع کردم خواستم بیام این اتاق روبرویی به خواهرم دعوام شده بود گفتم شما همتون از دم امین آباد بستری شدین
    به نظر تون این خواهر شد برای من منو از اتاق خودم بیرون آخه نزدیک ها ی ۸ شبم برقارو خاموش میکنن برادرم طرف دار هانیه مادرسم طرفدار هانیه اس هانیه خواهر ناتنی منه خیلی اذیتم میکنه بعد میگه من اصلا اذیت نمیکنم آخه از اذیت کردن بیستم بیسته

  3. سلام خوب بود
    ولی اینکه من 18سالمه 4ساله که نامزد کردم(عقد کردم) چند ماه پیش فهمیدم نامزدم با یکی درارتباط هستشو بهش قول ازدواج داده که قبله من باهاش بوده و دوستش داره چند بار هم فهمیدم ولی بهش تذکر دادم ولی اصلا اهمیت نمیده حتی دراین باره هم باخودش حرف زدم ولی نمیتونم باهاش کنار بیامو حس میکنم دوباره داره بهم خیانت میکنه و چون چند بار نزاشتم باهاش ارتباط برقرار کنه یجورایی سرد شده…….چیکار کنم

    1. سلام، دوست عزیز شما باید از راهنمایی ها و کمک مشاوره به صورت تلفنی و یا حضوری استفاده کنید. شما می توانید با روانشناسان ما تماس بگیرید و مشکلتون را حل کنید.

  4. با سلام و عرض خسته نباشید خدمت شما . دختری 17 ساله هستم و تک فرزندم . با پدر و مادرم رابطه نسبتا خوبی دارم . ولی یکی از مشکلاتمون اینه که از کار های پدر و مادرم ، زود به زود دلخور میشم . پدرم خیلی وقتا حرفایی میزنه که واقعا آدمو ناراحت میکنه . خودشم میگه شوخی میکنه ( البته بعضی وقتها هم شوخی نمیکنه ) ولی حس میکنم که ناراحت نشدن از بعضی حرفایی که میزنه ، سخته . ولی الان مشکل من اینه که وقتی هم که ناراحت میشم و ناراحتیم رو با حرکاتی مثل رفتار سنگین نشون میدم ، هم پدرم و هم مادرم بیشتر از من ناراحت میشن به خاطر اینکه چرا ناراحت شدم . معمولا اینجور وقتا بهم میگن ما هم سن تو بودیم ، حق ناراحت شدن از پدر و مادر مون رو نداشتیم ، ما از تو راضی نیستیم و … و همچنین در ادامه ، اگه برنامه ای هم داریم ، مثلا اگه قراره سه تایی بیرون بریم ، به خاطر ناراحت شدن من ، برنامه رو کنسل میکنن . یعنی تقریبا من حق بروز دادن احساس ناراحتیم از رفتارشان رو ندارم ، چون ممکنه بعدش رفتار های ناراحت کننده تری ببینم . مادرم هم معمولا طرفداری پدرم رو میکنه . در کودکیم ، آدم زودرنجی بودم ، ولی الان تقریبا از چیزایی ناراحت میشم که اگه یه آدم بزرگ هم به جای من باشه ، ناراحت میشه . الان سوال من از شما اینه که در این جریان ، مشکل از کیه ؟ واقعا مشکل از منه ؟ یعنی من حق ندارم از رفتاری یا حرفی که دلمو شکسته ، شکایت کنم ؟ همونطور که ناراحتی پدر و مادرم مهمه ، ناراحتی من به عنوان یکی از اعضای خانواده ، مهم نیست ؟ دوست هم ندارم ناراحتشون کنم ، ولی وقتی به خاطر رفتاری ، از درون ناراحت میشم ، چه کار کنم ؟

  5. سلام پدر و مادرم به همه داداش و خواهرام هرچی بخان میده ولی من میخوام برم به تئاتر ولی پدرم نمیخواد پول رو بده یک با میخوام بهش بگم برای داداش بزرگم 35 ملیون خرج کردی برای خواهرم 20 ملیون خرج کردی برای داداش کو چیکم 50 ملیون خرج کردی پس من چی

  6. سلام خسته نباشید یمدته احساس میکنم همسرم باکسی حرف میزنه اخه شبا تاصبح بیدار میگه سریال نگاه میکنم و نمیدونم از چه طریقی بفهمم چون گوشیشم زیر بالشش میگیره و میخوابه البته جداازهم من زودتر تو اتاق خواب میخوابم و اون هم همونجا ک فیلم نگاه میکنه یمدته شبا خواب میبینم

    1. هر وقت احساس کردی داره بهت خیانت میشه،مطمئن باش که داره بهت خیانت میشه.

      1. سلام
        من پدرم از وقتی اینستا نصب کرده توی اینستاش زناب لخت دیدم یا دیدم پیام بده بهشون یا با مرد تازه با رنگ کار مون هم همین طور چطوری بهش بگم

  7. سلام من دختری ۱۷ ساله هستم و درس خوندن رو دوست ندارم و دلم نمیخاد درس بخونم خونوادم وضع مالی خوبی دارن ن پدرم و ن مادرم هیچ کدوم تحصیلات بالایی ندارن مامانم دیپلم داره و پدرم فوت شده ولی مادرم ازدواج مجدد کرده حالم خوب نیست و هیچ هدفی ندارم و اصلا چرا ما ب دنیا میایم و جرا از دنیا میریم توروخدا کمکم کنین من دوست ندارم این حسمو درس خوندن رو هم دوست ندارم و عکاسی رو دوست داشتم ک به اجبار اینکه یا ریاضی یا تجربی رفتم تجربی ولی میخام ترک تحصیل کنم بیشتر ساعات شبانه روز رو خوابم و پدرم و مادرم خیلی از دستم حرص میخورند کنترل خشم ندارم و خیلی زود گریم میگیره تورو خدا کمکم کنین توروخدا منو به یه آدم معمولب برسونین خواهشمیکنم تمنا میکنم

      1. با ازدواج کردن چیزی درست نمیشه
        بلکم بدتر میشه
        ازدواجو ی درمان برای افسردگی و حسای بد نبینیم 🙂

    1. نمیدونم الان تو چه حالی هست ولی من بدتر از تو بودم حتی علاقه ای به هیچیز نداشتم کلا ادم بی هدفی بودم دوس نداشتم کاری بکنم دوس نداشتم درس بخونم به اجباره خانوادم رشته ای که دوس نداشتمو خوندم بعدشم برام همسر پیدا کردن نمیگم شوهرم بده اتفاقا مشکل همینه کاش ی کاری میکرد از این بی تفاوتی تنبل و بی هدف بودن درام ۶ سال از زندگیش حروم من شده و من هنوز نمیتونم خودمو جمو جور کنم انگار باید رسالتم با بچه دار شدن به اتمام برسونم گند بزنم به زندگی چند نفر من با خودم بیشتر از اطرافیانم لج کردم دلم جیغ میخواد نه اصلا دلم هیچکاری نمیخواد فقط دوس دارم تنها زندگی کنم تنهای تنها،فقط خودم خودمو میتونه تحمل کنه نمیدونم از سر چیه که فک میکنی ممکنه ازدواج باعث تغیر زندگی میشه ولی نکن شاید اولیش شیرنو جالبو به مهمونی گشتو گذار باشه بعد کمکم بخوای نخوای اون روی بد زندگی خودشو نشون میده حتی اگه شوهرت خوبو چشم پاک قابل اعتمادو… باشه ولی وقتی ی چیز گندو بزرگ جاش تو دل کوچیکت خالی باشه هیچکدوم از اینا برات جالب نیست فقط سعی میکنی باجریان زندگی جلو بری ازخودت دست بکشی،دل خودم دنیا دنیا پر بیشترش این حرفام مخاطبش خودم بودم

    1. سلام شوهر من در حالت عادی خیلی شوخ ها میکن هم شوخی هم حرف های بی ادب
      بعد بک مراسم ک میشه ‌کلا فکرش اینکه اینجوری کن اونجوری کن درصورتی ک همه اونجوری منم اونطوری ولی گیر میده تو جمع اخم و تخم میکنن سر خانواده اش بارها شده ک کتک زده
      مثلا اون روز مادرم برام عیدی یلدا اورد‌ بود هم رو دعوت کردم بعد خاهرشوهرم کادو آورده بود میگف کمک کن زودباش بازش کنه
      بعد من گفتم یلدا یک عکس بندازیم با انار پیش خاهرشوهرم پیش جمع گف ولکن مسخره بازی ها چیه
      بعد موقعی هم ک میخابه من یدونه ظرف جابجا میکنم هرچی از دهنش درمیاد میگ
      میگ حالا خودما دارم کنترل میکنم وگرنه کبودت میکنم
      توراخدا کمکم کنید
      بعد هرچی فوش اینا میده من سکوت میکنم من بنظر شما چکارکنم

  8. سلام خسته نباشید
    من یه دختر 18 ساله هستم .مشکل من پدرم هست که هیچ وقت اجازه نداده تنها بیرون برم نه تنها من مادرمم همینطور .
    از اول زندگیش همینجور بوده همیشه به همه چیز و همه کس بد بین بوده و هست ولی من میگم علاوه بر بد بینی تعصب بیش از حد و حس مالکیت زیاد از حد به همه داره نمیدونم دلیل این بد بین بودنش چی ولی میدونم رو زندگی هممون تاثییر بدی گذاشته .من به عنوان یه نوجون که به سن بلوغ رسیده و در سلامت جسمی و عقلی کامله حق تفریح و بیرون رفتن و خوش گذرونی ندارم چون پدرم خوشش نمیاد و اجازه این کارو بهم نمیده الان سوال من اینجاست من بعد 18 سال اختیار حتی بیرون رفتن از خونه رو هم ندارم وحق با پدرم میخوام بدونم این درسته یا نه و اگه حق با منه چطور میتونم شکایت کنم چون کوچک ترین ازادی ندارم و بارها باهاش صحبت کردم اما فایده ای نداشته .
    ممنون میشم کمکم کنید با سپاس

    1. با سلام
      سعی کنید این حرف هارو به صورت منطقی به والدینتون بگید و ببینید واکنششون به صحبت های به دور از هیجان شما چیه

    1. با سلام

      خودتون چی فکر میکنید؟ چرا فکر میکنید مشکل از شماست؟

  9. من دیگ میخام خودموراحت کنم هرچقدرب خداالتماس کردم ولی هیچی دیگ بسه

    1. با سلام من دختری ۳۰ ساله هستم که در یک فروشگاه بزرگ کار میکنم قبلا همه چیز خوب بود همه باهام خوب بودن بعد از اینکه مدیریت عوض شد همه باهام لج کردن برای اینکه حقوقم از همشون بیشتر بود بعد از اون همه همکارای دخترم که نامزد داشتن و شوهر همش جمع میشدن راجب شوهرهاشو بامن حرف میزدن یا بهم اشاره میدن که چه چیزی بگن جلوم و خلاصه کلی رفتارای زشت و زننده که من بخاطر اینکه هنوز نیومده جلو واسم ب اونا حسادت کنم یعنی اونا اینطوری بامن برخورد میکردن و کلی مسخرم کردن حالا منم ب کارام نیاز دارم ولی واقعا نمیدونم چجوری در مقابلشون برخورد کنم ازتون میخام که راهنماییم کنید

      1. عزیزم خودتو ناراحت نکن منم از این ادما زیاد دیدم ولی تنها راهش اینه خودتو قوی محکم کنی و محلشون ندی عزیزم

        1. سلام من ۳۵سالمه همسرم ۳۰سالشه یه فرزند دارم ۵سالشه با شوهرم مشکل دارم چرا احترام نمیزارن و کم توجهی و عاطفی نداره هر کاری گفتن انجام دادند و حرف خودش میزنه باهام نمیخندند همش با گوشی استفاده میکنه بعد میگن شک نکن حق منه اما نداشت بریم مشاوره به من گفتن ما با هم مشکلی نداریم درصورتی که اینطور نیست واقعا ناراحتم شوهرم همش منو دعوا میکنه نمیخواست مشکل حل بشه خواهشا بهم راهنمایی کنی

  10. سلام چند سال هست باشوهرم زندگی میکنم حدودا ۱۰ساله ولی معتاده یه دختر ۷ساله دارم ولی الان با هم سردیم خیلی کار به کار هم نداریم از سرکار میاد میشینه جلو تلویزیون بعد هم تو گوشی ولی من که صبح تا شب تنهاتو خونه شب هم تنها الان دیگه خسته شدم دلم واسه بچگیم و جوونیم تنگ شده از شوهرم خیلی ناراضی هستم راهنماییم کنید ممنون میشم

    1. با سلام
      این مشکل شما مرب.ط به رابطه هر دو نفر شماست . اگه انقدر دارید اذیت میشید چاره ای جز مطرح کردن خواسته هاتون با شریک زندگیتون و مطالبع اونها نیست.

      1. سلام من ی پسری آشنا شده بودم فضای مجازی نیت ازدواج سه سال باهاش حرف میزدم هر بار می اومد دعوا بحثمون میشد همش ی وقتا سر چیزا بی خودی ناحق قهر لجبازی درک ی سری چیزا نمی‌کرد خانوادشو طول میداد نمی آورد از لجش یا هر بارم پیش من پیش خانوادم فامیلام دروغگو میشد و منم خیلی دوسش داشتم ولی مریض شدم سر دردا بد گرفتم چیزا چرتو پرت بد میومده تو سرم گه اوقات میاد عزابم میده کم خوابی تا صبح داشتم مجبورم می‌کرد عکسا لختی می‌گرفت ازم میگفت هدفش ازدواجه با من فشار جنسی تا صبح عزابم میداد بهش میگفتم درک نمی‌کرد میگفت ی وقتا خوابم میاد ی وقتا واقعا احتیاج داشتم کمکم نمی‌کرد ولی من هر وقتی اون تمایل داشت عکسا لختی هر عکسی نیت پاک ازدواج دوس داشتن براش می‌فرستادم ولی اون ی جاها حسای درکم نمی‌کرد من ردش کردم گفتم پشیمون شدن هیج وقت باهات ازدواج نمیکنم ولی بازم سه ساله هعی رقت اومد دوباره بازم میاد عادتشع من چکار کنم مریض شدم هر بار اومد دعوا بحث سره هر چیزا الکی بی خودی لج اینکارا صدا منو در می‌کرد من ناراحت میشدم بلاکش میکردم بهانه میکرو بلاکم کردی راهنماییم کنید الان سرم مریض شده کم خوابی دارم چیزا بد میاد تو سرم باید چکار کنم راهنماییم کنید

        1. با سلام
          هر رابطه ای برای ازدواج نمیشه حساب کرد. این رابطه قطعا برای ازدواج آینده ای نداره . بهتره زودتر تمومش کنید.

      2. سلام.من ازتون ی راهنمایی میخوام زندگیم ک با عشق شروع شده و با چنگ و دندون حفظ کردمشو خودم خراب کردم

  11. سلام
    خسته نباشید
    من ۲۲ ساله و دانشجوی کارشناسی و نامزدم ۲۶ ساله هستن و دیپلم شغل ازاد ما حدود ۴ ماهه که نامزد شدیم و نامزدم سه بار در طول یک سال به خواستگاری من اومدن تا اینکه به اصرار خانواده بدون هیچ علاقه ای جواب مثبت دادم بدون هیچ شناختی از همیدگه مشکل ما اینه که هیچ صحبتی با هم نداریم هر موقع پیام یا زنگ میزنه صبحت زیاد ما در حد ۱۰ دقیقه اس یادمه اولین بار که صبحت کردیم از ظاهر من ایراد گرفت من دلخور شدم اما گفتم می گذره اما ایشون سرد برخورد میکردن نه پیام صب بخیری نه ابراز علاقه در عوض ایراد میگرفتن من به جای اینکه دلگرم بشم دلسرد میشدم باعث میشد که به جای قهر کردن و اینکه بگم از حرفت ناراحت شدم ی مدت سرد برخورد کنم اینا گذشت ی روز گفت چرا ما با هم حرفی نداریم بزنیم منم زدم زیر گریه که دوسدارم منم مث بقیه شاد باشم حرف بزنیم اما تو حتی ی پیام صب بخیر به من نمیگی ایراد میگیری و پیامام دیر جواب میدی بعد از اون قضیه بهتر شد باهام اما هنوزم من ی پیام میدم ساعات هاا جواب نمیده بعد زنگ میزنه میگه آره نتونستم سرکار بودم و اینا نکات منفیش بود اما با درک و خوش اخلاقه و من علاقه پیدا کردم بهش اما این کم حرفیمون ذهن هر دوی مارو درگیر کرده که نکنه به مشکل بر بخوریم
    من نمیدونم درمورد چی حرف بزنیم باهم آخه درمورد شغلش که من اطلاعی ندارم منم فقط تو خونه ام و درس میخونم واقعن نمیدونم درمورد چی حرف بزنیم جز ی سلام و احوال پرسی هیچی نداریم برا گفتن ممنون میشم راهنمایی بفرمائید

    1. با سلام
      تا اینکه به اصرار خانواده بدون هیچ علاقه ای جواب مثبت دادم بدون هیچ شناختی
      مشکل همینه
      باید از ابتدا سعی کنید همیگر را بشناسید و بفهمید

  12. سلام پسرم من فیلم های ناجوری نگاه کرده است میشه منو راهنمایی کنی

    1. با سلام
      حتما باهاش صحبت کنید و بهش بگید که این فیلم ها چه عوارضی دارند

      1. سلام وقت بخیر
        پسر من ۹ سالشه و توسط یکی از اقوام آزار و اذیت شده ..حتی اون فرد ازش فیلم گرفته .و با اون فیلما تهدیدش می‌کنه …چجوری میتونم با مشاورین شما ارتباط تلفنی داشته باشم ..هیلاری ناراحتم و اصلا نمی‌دونم چه واکنش و رفتاری نشون بدم ..حتی چندین بالاتر و همیشه به پسرم گوش زد میکردم درمورد قسمت های خصوصی بدن و…خیلی نصحیت های دیگه اما اصلا گوش نمیده و الان نزدیک به یک هفته اس افسرده و خشمگینع من چیکار باید کنم ..چجوری با مشاورین شما ارتباط تلفنی باید داشه باشم

          1. سلام با خط ۱۲۳ تماس بگیرید و این مورد چون کووک ازاری هست کارشناسها پیگیری میکنن حتما

  13. سلام خسته نباشید من دوماهه که عقد کردم همسرم تهران مشغول کار هستش و من اصفهان هستم بعد گرفتن عروسی به تهران میرم
    سریه موضوعی بحث کردیم و سه روزه باهم صحبت نکردیم نه تلفنی ونه چت
    قرار بود وقتی اومد اصفهان بریم باهم ماشین لباسشویی بخریم دوروز پیش بهم زنگ زد که کارتمو که دستته بده داداشم بعد از ظهر میاد جلوی در خونتون بره ماشین لباسشویی بخره با خواهرم من خیلی ناراحت شدم ولی چون سرش شلوغ بود و سرکار بود چیزی نگفتم و قطع کردم ظهر بود که زنگ زد باهاش صحبت کردم که قرار مگه نبود باهم بریم لباسشویی بخریم چرا باید داداشت و خواهرت برن چرا دخالت میکنن تو کارای ما ؟واز این جور حرفا
    شوهرم قطع کرد گوشی روم و دیگ زنگ نزد بعد یه ربع پیام داد که به داداشم گفتم صبرکن هفته دیگ که خودم اومدم بریم بگیریم
    منم خوندم پیام و هیچی نگفتم
    بعد از ظهر شد و داداش همسررم اومد و گفت ما میخوایم بریم لباسشویی بخریم کارت هم بده مننم هنگ موندم ولی چیزی نگفتم کارت و دادم و رفتن
    شوهرم که چندساعت بعدش زنگ زد باهاش دعوا کردم و قطع کردیم الان سه روزه گذشته یه تماس هم نداشتیم باهم اشتباه از من بوده یا شوهرم؟!

    1. سلام اینجا اشتباه هر دو سمت شماست که چا انقدر لجبازی مکنید

      1. سلام دختر17ساله م درمورده مشکلاته خونوادم واقعا احتیاج ب راهنمایی و مشورت دارم و هیچکسی نیست دوربرم ازش کمک بگیرم ی برادر بزرگتر ازخودم دارم 26سالشه مشکل اصلی داداشمه که نه شغلی داره نه درامدی نه فکری خیلی بیخیال میگذره و عین کبک سرشو کرده زیر برف هیچیم براش اهمیتی نداره اصلا چندساله ک الکل مصرف میکنه الان و همه هدفو فکرش شده مشروب ازکسیم ترسی نداره ک بخاد برنامشو تغییر بده مادرم از جوش زدن و نگرانی جلو چشمم داره ازبین میره و متاسفانه زورم ب هیچکدوم نمیرسه برا بهترشدن خونوادم و خودمم این وسط سردرگم موندم اگ کمکی هس خاهش میکنم راهنماییم کنین

        1. با سلام
          دوست عزیز و مهربان هر کسی باید مسئول زندگی خودشه شما در بهترین حالت میتونید با مهمربانی نگرانی خود را مطرح کنید

          1. سلام من دختری ۱۷ ساله هستم و درس خوندن رو دوست ندارم و دلم نمیخاد درس بخونم خونوادم وضع مالی خوبی دارن ن پدرم و ن مادرم هیچ کدوم تحصیلات بالایی ندارن مامانم دیپلم داره و پدرم فوت شده ولی مادرم ازدواج مجدد کرده حالم خوب نیست و هیچ هدفی ندارم و اصلا چرا ما ب دنیا میایم و جرا از دنیا میریم توروخدا کمکم کنین من دوست ندارم این حسمو درس خوندن رو هم دوست ندارم و عکاسی رو دوست داشتم ک به اجبار اینکه یا ریاضی یا تجربی رفتم تجربی ولی میخام ترک تحصیل کنم بیشتر ساعات شبانه روز رو خوابم و پدرم و مادرم خیلی از دستم حرص میخورند کنترل خشم ندارم و خیلی زود گریم میگیره تورو خدا کمکم کنین توروخدا منو به یه آدم معمولب برسونین خواهشمیکنم تمنا میکنم

          2. با سلام
            باید از والدینتون بخواید تا شما را مشاوره ببرند

    2. سلام من حدودای یک سال هست که عاشق پسر عموم شدم .
      راهی هسته که این حس رو از خودم دور کنم ،فقط به خاطر توجه های پسر عموم عاشقش شدم

  14. سلام و خسته نباشید

    من 23 سالمه و با پسری اشنا شدم خیلی به من دروغ میگه ولی فکر میکنم خیلی هم دوستم داره 6 ماهه دوست شدیم و رو من غیرت خاصی داره با دروغهاش چکار کنم قصد ازدواج هم داریم

    1. بااینجور آدم اصلا بفرمایید ازدواج نکن که بری سر خونه زندگیت ب مشگل میخوری اونم بدجور .منطق ب مرور جای دوست داشتن توی زندگی مشترک میگیره

  15. سلام وقتتون بخیر . ببخشید ۲۸ سالمه مذکر.
    . برای ازدواج امادگی دارم و شرایطش رو هم دارم دوسه نفر هستن ک یجورایی میخوان بامن ازدواج کنن ولی من خیلی استرس دارم ازین ک تو زندگی مشترک اخلاق همسرم عوض بشه و مشکلات دیگه ک داریم میبینیم تو زندگی . نمیتونم انتخاب کنم یه دختری هست دوسال ازم بزرگتره ولی پاکه و باحیا و فهمیده بیش از اندازه ابراز علاقه میکنه بهم .قیافه مناسبی هم داره . گفتم مهریه کم مدنظرمه قبول کرد .حتی ب دروغ گفتم نمیتونم بچه دار بشم گفت من تورو میخوام بچه دار شدن هم توکل برخدا . واقعا یعنی این دختر خانم دوستم داره؟

    1. سلام
      با چند تا رفتار یا سوال بی ربط نمیشه کخ ثبات شخصیتی تشخیص داد. باید دوران آشنایی حتما طی شود.

    2. با سلام من ی دختر دارم ی نفر میخادش دخترم پانزده سالش هست پسره بیست و دو سالشه باباش قبول نمی‌کرد الان که قبول کرده نمیراره حتی باهم حرف بزنن اون دوتا هم خیلی هم دیگه رو دوست دارن چکار کنم تا قبول کنه باهم حرف بزنن

  16. باسلام وخسته نباشیدمن یه دختر ۱۷ساله هستم حدودیک ساله که ازدواج کردم توزندگی پدرم خیلی سختی کشیدم والانم توندگی شوهرم خوبه خدارشکر ولی بخاطرهرمسئله کوچیکی زودقهرمیکنه تقریبا۱۰ سال باهم تفاوت سنی داریم شده من کاراشتباهی کرده باشم یاحتی بعدشم ازش معذرت خواهی میکنم ولی اون خیلی سخت بامن رفتارمیکنه تاچندین روز اصلا باهام حرف نمیزنه یاانقدبدمیشه که حتی شبا واسه خواب هم نمیاد خونه شوهرم شغلش راننده جاده هست.یه هفته نیس همش دوروز هست همون دوروزم که اینجوری میشه خیلی تنهایی میکشم چیکار کنم؟؟؟ اینکه شوهرم انقدزودقهرنکنه یاحتی اگه قهرمیکنه انقدطولانی نشه همیشه هم برای آشتی کردن من پیش قدم میشم خیلی هم غیرتی هست که به قول بقیه دل سیاهست وبیشترهم سراین موضوع باهم دعوامیکنیم ماخونمون هم دوطبقس وبالاسر مادر وپدرش میشینیم.اوناهم رفتارخوبی ندارن وبیشترموقع ها منوبارفتارشون آزارم میدن!!!! دلم خییییلی گرفته!!!

    1. سلام
      همیشه هم برای آشتی کردن من پیش قدم میشم اولا این کار اشتباهه و دوما لطفا حتما بایید این احساساتو با همسرتون در میان بگذارید.

  17. بسیار مفید و ارزشمند بود منتظر مطالب به روز دیگه هستیم. ممنون از شما
    مرکز تخصصی نگارش پایان نامه مدیریت

  18. سلام ممنون به خاطر مطالب مفیدتون
    از خدمات ترجمه دانشجویی ما می‌تونین با قیمت مناسب و کیفیت بسیار عالی استفاده کنین آدرس سایت ما:

  19. سلام ایام ب کامتون انشالله من دختری۱۴ساله دارم ک اخلاقش تند هست و کم طاقت همیشه بهانه میگیره با فامیل و با من اصلا سازگار نیست خیلی سعی میکنم باهاش برخورد خوبی داشته باشم اما برای چند ساعت دوباره بهم میریزه و جیغ میزنه مدام میگه برادر کوچکش ک ۴سالشه رو ب اون ترجیح می‌دهیم واقعا شرایط سختی برامون شده ب هیچ عنوان با کسی نمیسازه و بددهن شده

    1. سلام
      البته این شرایط استثنایی نیست. بچه های اول بیشتر حس منحرف شدن توجه والدین حس میکنند بهتره سعی کنید حتی اگر خسته هم میشید برای دخترتون این سو تفاهم حل کنید و بیشتر سعی کنید با رفتارهای محبت آمیز آرامش بیشتری به فرزندتون بدید

      1. سلام من ۳۴ سالمه ودوتا بچه ۱۱و ۷ ساله دارم شوهرم شغلی داره که با خانوم ها در ارتباطه یا به نظر من خودش دوست داره که در ارتباط باشه واین موضوع منو عذاب میده داوطلب برای کارهایی که ربطی به این نداره وتوش خانوم ها باشن ومن ۶ساله دارم این موضوع وتحمل میکنم همیشه هم بحث میکنیم منو مقصر جلوه میده و خیلی ایرادات دیکه داره واقعا دیگه خسته شدم تا الان ام موندم باهاش بخاطر بچه هامه ولی دیگه نمیتونم مشکلاتش یکی دوتا نیست میدونه کاری که میکنه من خوشم نمیاد باز اون کار وانجام میده ومن خیلی عذاب میکشم دلم شکسته منی که زمانی عاشقش بودم با کارهاش ازش متنفر شدم

        1. با سلام
          حتما وقتی یه محیط توش تنوع باشه به زندگی زناشویی صدمه میزنه . باید با همسرتون صحبت کنید که این روال نمیتونه ادامه داشته باشه

    2. بااینجور آدم اصلا بفرمایید ازدواج نکن که بری سر خونه زندگیت ب مشگل میخوری اونم بدجور .منطق ب مرور جای دوست داشتن توی زندگی مشترک میگیره

  20. سلام ببخشید میخواستم بدونم وقتی یه نفر و کامل شناخته باشم بعد بخوام ببینم با ایشون ازدواج کنم یا نه باید ب چه بخشی مراجعه کنم؟ مشاوره ازدواج یا چیز دیگه .چون سوالای مشاوره قبل ازدواج و خوندم جواب همشو میدونستم

  21. سلام وقت بخیر
    پسری دارم 6 ساله و یه دختر 4 ساله. پسرم خیلی عصبی و بداخلاق شده و با خواهرش بد اخلاقی میکنه و شبها هم میترسه واقعا نمیدونم چکار کنم حتی تو سایت ویرا برگ هم یه فرصت تخفیفی بود و میخواستم ازش استفاده کنم اما واقعا نمیدونم با رفتن پیش روانشناس مشکلش حل میشه یا نه؟ یا اینکه باید برم پیش یه دکتر روانپزشک. ممنون میشم راهنماییم کنید.
    با تشکر از سایت خوبتون. موفق باشید.

    1. با سلام
      چون دوتا فرزند دارید که از لحاظ سنی نزدیک به هم هستند بهتره حتما در موردشون مشاوره بگیرید

      1. سلام من ٢٣ سالمه تازه ٦ماه و١٣ روز با مردى ك دوست بوديم با كلى عشق و علاقه ازدواج كرديم.از همون دوران صيغه فهميدم دسته بزن دارو تا يه بحثى ميشد ميگفت نميخوادتم حتى ب روز قبل ازمايش برا ازدواجم دعوا كرديم و از سركار وقتى اومد خونه منو ديد گريه ميكرد ميگفت بخدا نميخوامت برو گفتم پس حرفاي عاشقانه ايي ك بهم ميزنى گفت ي زنم از خيابون پيدا كنم همينارو بهش ميگم منم اونشب با مرگ موش خوزكشي كردم ولى نميدونم از كجا فهميد زود بردتم دكتر گذشت تا ما ازدواج كرديم و رفتم سر خونه زندگيمون اويل سر هرچيزي كتك رو ميخوردم با كلى فوش تا جايي ك يبار دستم شكست و پرده گوشم پاره شد من طاقت بي محلي و از من دور بودنش و ندارم بخدا تا جايي ك غصه عالم ميشمه تو دلم روزايي ك بعد افش ميخواد بره سركار اخه از ٥:٤٠ ديقه صب ميره تا ٦:٣٥ ديقه غروب خونه نيستش محل كارشم جوريه نميتونيم باهم زنگ يا تماس تصويرى داشته باشيم فقط يواشي ميتونيم بهم ايميل بزنيم هميشه دلم و ميشكنه و كلى همش تحقيرم ميكنه هميشه ب من ميگه كر گيج نفهم بخدا ي جاهايي حرفاش و نميشنوم تقصير من نيست اونروزي من داشتم كلن زيرو رو خونه رو تميز ميكردم ك اومد خونه از تميزى ظاهر مرتب خونه خوشحال بشه قبلش بهش ي پيام عاشقونه داده بودم منتظر جواب بودم همش ولى بخدا فك كردم كارش زياد
        تا اين ك ساعت ٤:١٣ ديقه ظهر من ديگه كلن كاراى خونه رو كردم و شامم پختم حمموم رفتم اومدم بالا از طبقه پايين گوشيمو برداشتم ديدم ١٧ دقيقه پيش ي ايميل زده
        ولى كارى بود رفتم تو برنامه ديدم عع برا منم ايميل فرستاده بود ولى بخدا من از ذوقم اصلن ب ساعت نگاه نكردم فقط باعشق دوتا پيام بهش دادم قربون صدقه اش رفتم بعد ي ايميل ديگه كارى فرستاد منم بهش دادم اينجا چه خبرهااا با ايموجى خنده
        ايميل زد كجا بودي منم توضيح دادم ك كجا بودم و اومدم ديدم ايميل دارم متوجه نشده بودم شب ك از سركاراومد با كلى عشق و خنده رفتم درو باز كردم ديدم سرسنگين اومد خونه رفت نون خريد اومد اونجور مواقع منم دلم ميشكنه ك انقد باهام سرسنگين گفت كجا بودى امروز منم باز توضيح دادم گفتم امروز برا خريد شامم حتى از خونه بيرون نرفتم من عادت دارم تا سر كوچه برم بهش پيام ميدم ك از محل كار اومد بيرون بدونه من تا سوپر ماركت رفتم و اومدم گفتم بخدا نديدم ميگه من از ساعت ١١ پيام دادم تو ٤ اومدى جواب دادى از اون شب باهام سرسنگين شد صبا عادت دارم از گردنش اويزون بشم براش چهار قل و ايت الكرسي بخونم بعد راهى بشه سر كار باهام سرد بخورد ميكرد با ي خداحافظ زير لبي ميرفت تمومه دلخوشيم محبتاش و خندهاشه بخدا خيلي بهش وابستم و دوستش دارم دو روز اينجورى گذشت حتى من از ٣شنبه تا٥ شنبه تا سر كوچم نرفتم بخاطر اين ك انقد تو خودم رفته بودم بخاطر سردي بينمون پنج شنبه شب ديگ حوصله نداشتم فك كنم ك شام بپزم همون طبق روال فقط خونه رو تميز كردم حتى انقد ذهنم درگير همسرم و كاراش بود ك نقاشيمم خراب كردم من حتى اون موقعا از صب تا شب نميتونم غذا بخورم فقط گريه ميكنم ك باهام قهره 😭اومد از سركار رفتم دم در گفتم برا شام نون بگير با تخم مرغ من نشيندم موقعه ايي ك لباساشو بر ميداشتم بخدا نشنيدم ك ميگه رب و بيار پايين فكر كردم ميگه لباسارو خودم مياوردم اخ اروم حرف ميزنه اينجور موقعا حتى جواب سلامم زير لبي ميده ..من نشنيدم كارارو كردم منتظر شدم از حموم اومد رفتم تخم مرغ بزنم گفت نزن ميام گفتم نه ميپزم برو منم نيمرو كردم بعد ك اومد پايين گفت نشنيدي گفتم رب بيار سر اون ك تخم مرغ نيمرو شد نه املت قيافه گرفت سر سفره نيومد گفتم بيا شام نيومد گفتم منم نميخورم اين شد بهونه گفت نخورى گرون تمومه ميشه مييرمت خونه مامانت با ناراحتى خوردم ولى دلم تركيد گفتم دور روز خونه رو كردى جهنم سر اين ك من پيام و دير جواب دادم گفت چون خونه نبودى اينترنت نداشتى ي ذره بحث كرديم گفت حاضر شو ببريم خونه مامانت با بابات حرف دارم بابامم بياد اونجا مشكل مارو حل كنن خسته شدم ازت نرفتيم يعنى خودش نرفت
        ميگه من خستش كردم ميگه من همش تو عصابشم ميگ موقعهايي ك اينجورى بحث ميكنيم و تو از خودت اين رفتارارو در ميارى ديگه نميتونم دوست داشته باشم من فقط دلم شكسته ازش از تموم حرفاش ياد اون كاراو حرفاش ك ميفتم دلم اتيش ميگيره وقتي ميگه تو ارزش محبت كردن ندارى دلم ميتركه ميگه از ازدواج با من پشيمونه دو ساعت بعد باز طاقت نياوردم قهر باشيم گفتم بيا دوتا جمله بهت بگم باز بجا اشتى بحث گرفت بالا گفتم اصلن ميرم ن خونه بابام ميرم يجا ك وقتى دلت برا خودم و خوبيام تنگ شد نباشم اون موقعه بفهمى من بد نبودم من فقط دلم از حرفاش شكسته بود گفت اره برو برا خودت يكى وپيدا كن ك عاشقت باشه و مرد باشه منم زدم بهش بخاطر حرف زشتش رفتم پايين من گريه ميكردم خودش گفت بيا بالا اومدم تو جام داشتم گريه ميكردم يهو پاشد عصبي بود گفت از ساعت ٨ ميخوام بخوابم نزاشتي من و زد و ساعت و شكست و گفت روزگارت و بخاطر تمومه ديقها و ثانيهايي ك نزاستى بخوابم سياه ميكنم ساعت ١١ خوابيد صبم رفت نميدونم چيكار كنم كلى ب خانوادمم فش داد من نميدونم چيكار كنم

        1. با سلام
          اولا از این جزئیاتی که گفتی مشخصه که خودتم شخصیتت کوچیک می کنی این اشتباه وقتی بیش از حد به یه نفر بخوای بجسبی او زرف از شما دور میشه!

          ميگه از ازدواج با من پشيمونه ؟؟؟
          خب با صداقت بپرس از چی شما خوشش نیومده؟ این خیلی مهمه همسر /ارزوهاش چجوریه؟؟ ازش سوال کن ؟

          1. بنظر بده دنبال گناه کار نباشید طرفین فقط بسمتسازش حل مشکل راهنمایی کنید خانمی که نمیدونه بعد طلاق چ مشکللاتو بلاهایی ممکنه سرش بیاد وآگاه کنیدهمینطور آقایون

    2. سلام و خسته نباشید خیلی ممنونم واسه وقتی که میذارید من هر موقع وقت کنم میام مقالات سایت شمارو مسخونم خیلی به دردم میخورن خ از مشکلات زندگیمو حل کردن فقط یه درخواست دارم لطفا فایل صوتی هم بزارسن تا یه خلاصه ای از دون مقاله بگه مجبور نشیم همشو بخونیم اینجوری دیگه یه مشورت خانه کامل دارین به قول شاعر که میگه
      ” مشورت خانه بهشتک گردد “

      1. سلام من دوتا پسر دارم اختلاف سنیش دوسال و هفت ماهشه پسر بزرگ پنج سالو چهارماهش خیلی عصبیه از موقع که پسرکوچکم به دنیاامده ناخونشو نگرفتم به نظرتون چیکارکنم

        1. سلام
          باید توجیهش کنید که قرار نیست رفتارهای شما با ایشون تغییر کنه

      2. بنظر بده دنبال گناه کار نباشید طرفین فقط بسمتسازش حل مشکل راهنمایی کنید خانمی که نمیدونه بعد طلاق چ مشکللاتو بلاهایی ممکنه سرش بیاد وآگاه کنیدهمینطور آقایون

    3. سلام به نظرم از یه روانشناس کودک کمک بگیرید برای پرخاشگری پیش روانپزشک نبرید چون فقط دارو میدن و بچه ها به داروها ی روانپزشکی عادت میکنن عوارض داره داروهو

  22. سلام من یه زنم که از دوران ۱۴ سالگی هیچی از زندگیم نفهمیدم ۱۴ سالم بود که منو به زور دادن به پسر دایم نمیخواستمش کسه دیگه ای رو دوست داشتم از پسر دایم به هر بدبختی بود جدا شدم اما وقتی جدا شدم اون کسی که دوسش داشتم دختر خواهرم که دوسال از من کوچیک تر بود دزدید برد بهش تجاوز کرد ۱۷ سالم شد باز منو به عقد یه روانی در اوردن از اونم جدا شدم خیلی بدبختی دیدم خدا یه نور امید تو زندگیم روشن کرد عاشق پسر عموم شدم تو اوج بدبختی یه امیدی شد برام باهم به هر بدبختی بود ازدواج کردیم خانواده عموم مخالف بودن اما شوهرم جلوشون وایسادعموم خودش وقتی شوهرم ۱۵ سالش بوده مرده یه خواهر شوهر دارم که از ۹ سالگی که پد شوهرم مرده شوهرم سرپرستیشونو کرده خواهرشو خیلی دوست دارم منم خدا شاهده خیلی دوسش دارم خیلی چیزا هست که توان نوشت ندارم اما خیلی کم اوردم دوبارم خودکشی کردم اما نشده خیلی حالم بده کمکم کنین خواهش میکنم من یه پسر ۳ ساله دارم اما کاملا ناامیدم

    1. با سلام
      ممنون که تجربیاتتون اینجا به اشتراک گذاشتید. الان که بلاخره یه شریک خوب برای بازگشت به زندگی دارید چرا خود کشی؟

      1. چون عمر خوشیم زیاد نبود فقط میتونم بگم اصلا حالم خوب نیست این قدر فکر میکنم که دستو پام بیحس میشه بهم توجه نمیکنه عشقش زود یادش رفت هیچ وقط فکر نمیکردم این جوری بشه حس میکنم به اخر رسیدم چون رفتاراشو با بقیه دیدم همینم منو داغون میکنه

  23. سلام وخسته نباشید من نزدیک به دوساله ازدواج کردم و شاغل هستم راستیتش روم نمیشه از همسرم یه خرجی بگیریم نمیدونم چجوری باید بهش بگم

    1. با سلام
      شاید این به این خاط هست از ابتدا به این مسئله اهمین ندادید و قراردادی در این باره نبستید حالا زمانش رسیده در این مورد باز با هم تفاهم کنید تا شما حس بهتری داشته باشید.

  24. سلام من 5 ساله ازدواج کردم با پدر ومادرم همیشه رابطه داشتیم اما خانوادم از بعضی رفتارهای شوهرم خوششون نمیومد اما یه مدته اختلاف نظرات بیشترشده شوهرم با خانوادم قطع رابطه کرده بدگویی هم میکنه

    1. با سلام
      در این مورد هم خانواده خودتون مشکل ایجاد میکنه و هم شوهرتون بهتره با یک مشاور مشورت کنید.

    2. سلام من یه دختر۱۸ساله ام و با یه پسر۳۱ساله نامزدکردم خوب اولش موقعیتش خوب بوده و تاالان یه اشکالات جزئی تو رفتارش دیدم اما۳ماهه نامزدیم و هنوز نتونستم بهش علاقه مند بشم و دوست دارم یه زندگی با عشق رو تجربه کنم و وقتی به خانوادم میگم که می خوام نامزدیمو به هم بزنم میگن می خوای آبروی ما رو ببری
      دیگه کسی واسه تو نمیاد میگن این دل دلیه
      ازاون طرف فکر میکنم اگه ازدواج کنم و علاقه بوجودنیادمثل یه آدم مرده می مونم
      واینو بگم که قبلا یه خواستگار داشتم ردش کردم و جدیدا بهش علاقه مند شدم نمی دونم چیکارکنم همش کارم گریس
      نمی دونم چه تصمیمی بگیرم
      می ترسم برم تو زندگی نتونم و طلاق بگیرم که دیگه بدتر میشه
      همش میگن این آبرو ریزی
      از اینکه بهم میگن نامزدت بد قیافست اذیت میشم
      نمی تونم تحمل کنم
      خواهش میکنم کمکم کنید

      1. سلام
        1 برای ازدواج دیر نیست
        2 عجله نکنید
        3 به نطرم برای ازدواج صبر کنید تا به پختگی برسید

  25. سلام
    من برای مشاوره مزاحمتون شدم، خواستم کمکم کنین
    من ۴ ماه پیش ازدواج کردم، بعد گذشت ۱۲ روز خانومم ازم درخواست طلاق میکنه هر کاری میکنم نمیتونم بهش نزدیک بشم،
    ایا من نخوام اون از چه راهی میتونه از من طلاق بگیره خواهشا کمکم کنین
    سپاس

    1. با سلام
      لطفا اول بررسی کنید که چرا ناگهانی میخواد متارکه منه بعد بخواید اقدام حقوقی کنید.

  26. من 15سالمه 7ماهی میشه ازدواج کردم البته به خواسته مادرم ولی خودمم فکر بچه گونه کردم میخام از همسرم جداشم

          1. اونوقت زن من برعکس انتظار داره من مثل این خانوم باهاش رفتار کنم عجیب نیست حس زنانگی درش نیست

  27. سلام داکتر محترم / محترمه امیدوارم صحت مند باشید.
    من یک دختر چهارساله و یک پسر دوساله دارم .
    دخترم یک مشکل دارد بیرون از خانه با کسی حرف نمی زند با موبایل هم با دوستانم حرف نمی زند ..همرای ما خیلی خوب گب میزنه …کودکستان میرود آنجا هم زیادتر با اشاره مفهوم خود را میرسانه .‌‌..بازی میکنه روابط اش خوبه اما یکان مشکل صحبت نکردن است ……حتی بعضی وقت که ناراحت باشد همرای ما هم حرف نمی زند پرخاشگری میکند… ‏ لطفا رهنمای کنید
    شاید ازدست خودم شده باشد چون اولاد اول بود من به هیچ چیزی نمی ماندم دست بزند می گفتم کثیف است ویا افگار میشی حالا خیلی پشیمانم با این سخت گیری اعتماد به نفس اش پایین آوردم حالا راه حل اش چیست؟
    تشکر

    1. سلام . لطفا به مشاوره و کاردرمانگر مراجعه کنید تا از نظر ترش اجتماعی بررسی شود.

  28. سلام من دوفرزندپسریکی۷ساله ودومی ۳ساله دارم اولی خیلی شرولجبازه که واقعانمیدونم چطوررفتارکنم

    1. با سلام
      در این حیطه در سایت ما مقاله های خوبی در مود برخورد با فرزند 7 ساله و لجباز وجود دارد لطفا مطالعه کنید.

  29. سلام زنم بهم خیانت کرده تصمیم گرفتم خودش رو ببخشم ولی کسی که باهاش در ارتباط بوده را میخوام مجازات کنم البته درحد کنترل شده که منجر به فاجعه ای نشه

  30. سلام، من دوست دارم دکور خونمون رو عوض کنم چون دوست دارم یک دکور تک داشته باشم، اما همسرم مخالفت میکنه و به نظرتون چطور میتونم راضیش کنم که بتونیم دکور قشنگ تر از این دکور فعلی رو داشته باشیم؟ خونمون خیلی دلگیر هست به نظرم خرید کاغذ دیواری یا خرید پوستر دیواری میتونه خیلی تاثیر خوبی داشته باشه روی خونمون و بیشتر از اون روحیه امون ولی قبول نمیکنه ممنون میشم کمکم کنید

    1. با سلام
      مطمئنید که همسرتون ضرورت این کار را از منظر شما درک میکنه؟

    2. باعرض سلام نمازروزهاتون قبول باشه من ازاهواز مزاحمتون میشم خواستم بابته خانمم بگم که من الان ۹سال ازدواج کردم وصاحبه این زندگی یک دختر۵ساله هستش خانم بنده منودوست داشت ومنم همین طورمن کارم ازاده وکارم زیادپردرامدنیست که بتونم نیازهاشوبرطرف کنم من اینارومیبینم ومنکرنمیشم که خانمم داره بهش سخت میگذره ولی سیع کردم باعشق ومحبت وصبراونوراضی نگه دارم ومیدونم صبرهم اندازه وتحمل داره ولی اخلاق خانمم داشت عوض میشودوکارهای میکردکه منواذیت میکردمثلا ازمن عکس میگرفت یافیلم میگرفت به خانوادم برادرام خانوادش ازخواهربرادرمادرهمه نشون میدادکه بگه من کارنمیکنم ومیخوادجوری بهشون ثابت کنه من مقصرنیستم قسم دورغی میخوردوقتی کاری انجام میدادمنکرمیشودبهرحال هرچی توزندگیمون میشودبه خانوادش میگفت ومن روخراب میکردوقهرکردناش شروع وزیادمیشودن ومن باهزارمکافات باشرایطی که پدرخانمم میذاشت قبول میکردم خونه جداباشه گرفتم گفت خونه عوضش کن عوض کردم خیلی چیزهاروانجام میدادم ولی الان ۲ساله رفته قهروبامن حرف نمیزنه ورفت مهریشوبه اجراگذاشت وطلاق میخواد

      1. با سلام. این موضوعات قطعا ریشه دار هست دوست عزیز نمیشه در چند خط زاه حا تعبیع کرد به یه مشاور توی شهرتون برید و سعی کنید راهنمایی بگیرید.

  31. سلام
    من خانوادم مذهبی هستن منم هستم ولی نه به اندازه ی اونا من دوست دارم حجابم اپن باشه ولی اونا قبول نمیکنن چی کار کنم قبول کنن؟ ( هر کاری هم کردم قبول کنن ولی نشد )
    من خیلی احساسی هستم چی کار کنم انقدر احساسی نباشم؟
    ممنون میشم اگر جواب بدین

  32. سلام، من چهارساله با پسر خالم ازدواج کردم خداروشکر زندگی خوبی داریم ولی همسرم اوایل که ازدواج کردیم اخلاقی داشت که در طول این چهارسال پررنگ تر شده، اینه بهش هر کاری که میگم انجام بده میگه الان نه، مثلا میگه فردا یا فلان روز خیلی کم پیش میاد اون کار رو تو اون روز انجام بده آخرش مجبور میشم خودم انجام بدم در حالی که کافیه مادرش بهش بگه بیا خونمون کمکمون کن سریع میره، من حسودی نمیکنم که چرا میره بهشون کمک میکنه ولی اینکه به ناراحت نشدن خانوادش خیلییییی بیشتر اهمیت میده تا من داره اذیتم میکنه، همش فکر میکنم دوست نداره بهم کمک کنه حتی بهش هم گفتم من تو فردا های تو زندگی میکنم ولی خانوادت تو امروز تو هستن، چیکار کنم که حرفمو گوش کنه، چجوری خواستمو بیان کنم؟؟ اینم بگم وقتایی که کاری رو انجام داده انقد طول کشیده( مثلا بعد چهار ماه) و آخرش من گریه کردم که انجام داده

    1. با سلام
      این مشکل شاید به این دلید باشد که شما نسبت خویشاوندی با هم دارید و حریم رابطه اتان به خوبی ترسیم نشده. شاید به خاطر این باشد که از ابتدا رابطه صمیمی با یکدیگر داشته اید.
      1 بهتر است در مورد وظایف با یکدیگر توافق کنید
      2 حتما در وظایف یکدیگر دخالت نکنید
      3برای انجام وظایف یکدیگر مشوق بگذارید

    2. سلام من‌ ۱۷ سال ازدواج کردم شوهرم فقط ۱سال باهم خوش بودیم و از اوایل بارداری آخر و فهمیدم که شوهرم برام خیانت با فامیل های خودم توهم فامیل های خیانت میکنه وهم کار با مواد مخدر است و۲تا هم بچه دارم وپیش همه بامن دعوا‌میکنه و دوست دار همیشه با بامن دو باشه و چند سالی هم هست دوراز هم میخوابیم

      1. با سلام
        مشکل شما ابعاد مختلفی دارد لطفا با مشاور تماس بگرید و هم اندیشی در مورد مشکلات خود داشته باشد.

  33. سبام زن ۳۰دساله هستم ۵ سال است که ازدواج کرده و دختری ۳ ساله دارم .اوایل ازدواج رابطه من و شوهرم خیلی خوب بود ولی در ماه های آخر بارداری متوجه شدم ک شوهرم با یک زن متاهل و هم چنینن نامزد سابقش چت میکند .دعوا و مشاجره کردیم .از اون روز شخصیت خودش رو رو کرد ..بد دهن و بد دست شد مدام کتکم میزنه و فحش رکیک میده خیلی اذیتم میکنه هر چند مدتی جدا از من میخوابه هنوز هم بعد ۵ سال با این دو زن تلفنی در ارتباطه کلا این دوتا ثابتن از هر مونثی که هر جا ببینه رد نمیشه .خیلی دارم اذیت میشم خیلی لطفا کمکم کنید .حتی پول هم بهم نمیده کارت پول تو خونه هست ولی من حق تک تومن خرج کردن ازش رو ندارم .فقط مدام میگه من دوستت دارم ولی فقط با زبون میگه احساس میکنم یه دیوونه روانیه

    1. با سلام
      موقعیت شما را به این نوشته اندک شاید نتوانم خوب درک کنم. ولی شما با چند مشکل اساسی مواجه هستید.
      خیانت
      فحاشی
      کتک زدن
      عدم تامین مالی
      عدم رابطه عاطفی
      شما باید از یکی شروع کنید تا بتوانید رابطه را کنترل کنید
      بهتر است از فحاشی و کتک زدن شروع کنید
      به هیچ وجه در این موقعیت ها خود را قرار ندهید و موقع عصبانیت کنار ایشان نباشید.
      سعی کید اجازه توهین به ایشان را اصلا ندهید.
      اگر امکانش برای شما فراهم است با مشاور صحبت کنید

  34. سلام وقتتون بخیر
    ما یک پسر ۲۰ ساله دچار افسردگی بسیار شدید در خانواده داریم که همش افکار خودکشی در سر دارد و به دلیل قرص های ضد افسردگی که مصرف میکند بدنش طوری شده که حتی انرژی که از تخت پایین بیاد ندارد.هرکاری که بهش پیشنهادد میدهیم علاقه ای به انجام آن ندارد ما باید محیط خانواده را برایش به چه شکلی در بیاوریم که انگیزه ی او بالا برود رفتار ما با او باید چگونه باشد لطفا راهنماییم کنید ممنونم

    1. دوست عزیز افسردگی با افکار خود کشی را باید بسیار جدی گرفت و با افسرده خویی اشتباه نگیرید. لطفا در اسرع وقت به روانپزشک مراجعه کنید تا عوارض قرص ها بررسی شود.

      1. سلام وقتتون بخیر..من سه ساله ازدواج کردم..خداروشکر با شوهرم مشکلی ندارم تنها مشکلم خونواده شوهرمه..خسته شدم از رفتاراشون سرکوچیک ترین مسئله مادرشوهرم دعوام میکنه و قهر میکنه..اینم بگم عروس خالمم..بااینکه الان زندگی مستقلی داریم از منو شوهرم خیلی توقع داره ک هروز بریم خونشونو کاراشونو بکنیم..دو هفتس بخاطر این قضیه باهام بد ب مشکل خوردن..چند شب پیش خونوادش اومدن تو خونم ب سروصدا کردنو فحش دادن.تو حرفاشون فقط میگفتن ک باید هرچی گفتیم بگین چشم..شوهرمم باهاشون دعوا کرد..الان مقصر منو میدونن میگه ک تو باعث شدی پسرمون ب رومون وایسه..از اون موقع تا حالا همش دارن با پیام دادن بهمون تهدیدمون میکنن اگه آدم نشین زندگیتونو ب آتیش میکشم..از همه طرفم فشار میارن رومون ک اونا بزرگترن باید کوتاه بیاین..واقعآ دیگه نمیدونیم چیکار کنیم.دو هفتس آرامش نذاشتن واسمون..ممنون میشم اگه راهنماییمون کنید😔

        1. با سلام
          مشکلات خانوادگی نیاز به حریم سازی مجدد و تعیین انتظارات معلوم بین دو طرف دارد. شما میبایست باشخصه وارد این ماجرا نشوید و عرصه را به میدان جنک و انتقام مجدد تبدیل نکنید

          1. سلام من شوهرم ۹ ساله معتاده دختر ۷ ساله دارم روزهای اول خوب بود بعد که دخترم به دنیا آمده تا الان اصلا رابطه درستی نداریم شوهرم صبح میره سرکار شب میاد تو گوشی میره و جدو تلویزیون حرف اصلا باهم نتیزنیم الان من خسته شدم از این وضع من خودم در ۱۵ سالگی مادرم به این آقا داد الان ۲۵ سالمه ولی بچگیمو جوونیم رفت دلم داره به حال خودم میسوزه راهنمایی کنید

  35. سلام وقتتون بخیر
    ما یک پسر ۲۰ ساله دچار افسردگی بسیار شدید در خانواده داریم که همش افکار خودکشی در سر دارد و به دلیل قرص های ضد افسردگی که مصرف میکند بدنش طوری شده که حتی انرژی که از تخت پایین بیاد ندارد.هرکاری که بهش پیشنهادد میدهیم علاقه ای به انجام آن ندارد ما باید محیط خانواده را برایش به چه شکلی در بیاوریم که انگیزه ی او بالا برود رفتار ما با او باید چگونه باشد لطفا راهنماییم کنید ممنونم

    1. با سلام
      دوست عزیز افسردگی با افکار خود کشی را باید بسیار جدی گرفت و با افسرده خویی اشتباه نگیرید. لطفا در اسرع وقت به روانپزشک مراجعه کنید تا عوارض قرص ها بررسی شود.

  36. سلام . من یه رازی رو به داییم گفتم. داییم با اینکه قول داده بود رفت به مامان و بابام گفت که من دوست پسری داشتم…
    بعدش من حدود چند روز از داییم متنفر بودم. اما تنها پناه من از دست محدودیت های پدر و مادرم خودش بود. کمکم کرد. با اینکه نتیجه ای نداشت اما دو ماه درگیرم بود و از کارش خیلی خیلی پشیمون. الان بهش وابسته شدم و خیلی اذیت میشم. مامانمینا هم نمیذارن ببینمش که مبادا بازم رازی چیزی بهش بگم… چیکار کنم

  37. سلام،توروخدا یکی نجاتم بده این خانواده دارن منو اذیت میکنن کارم شده فقد گریه من یدختر۲۲سالم ک با مردی ازدواج کردم ک نمیخامش اون ۳۲سالشه قبلنم زنوبچه داشته من هنو یکماه نشده ازش سردشدم ب خانوادمم گفتم امااونا بخاطر ابروشون هربار منو بزور فرستادن حالا نمیخامش اما خانوادم نمیزارن جداشم من بچه طلاقم پیش مادرم بزرگ شدم بابامم پیش زن دیگشه مامانم میگه اگه طلاق بگیری یا بیرونت میکنم یا میفرستمت پیش بابات بابامم اخلاق درستی نداره دست بزن داره تاحالا خرجیمو نداده اونروز اومده بود منو کتک زد گف اگه طلاق بگیرم منو میکشه میبره خونش خفم میکنه تروخدا نجاتم بدین😭😭

    1. با سلام
      شما بهتر است با یک وکیل صحبت کنید. درثانی بهتر است به این فکر کنید که چگونه مستقل تر زندگی کنید اگر تمام راه حل های رفع مشکلات زناشویی خود را پیموده اید.
      اگر کسی تجربه مشترکی دارد زیر این نظر به اشتراک بگذارد.

    2. بمون خودتو ارتقا بده تحصیل کار درآمد پیدا کن مستقل شو بعد طلاق بگیر به هیچ وجه بچه دار نشو فقط خودتو بالا بکش تا مستقل زندگی کنی کار درآمد تحصیل حرفه تخصص کسب و کار راه چاره ت اینه فقط

  38. با سلام.من و همسرم 6ساله ازدواج کردیم و یه دختر4ساله داریم.زندگیم و همسرم رو خیلی دوست دارم و عاشقشم همه چیزهم خوبه خداروشکر خونه و ماشین و کار و خودمم کارمند هستم.بحث و دعوا هم زیاد داشتیم مخصوصا اولای زندگی ولی سریع آشتی می کردیم.شوهرم از اون آدمایی که یه دفعه داغ میکنه و هرچی از دهنش درمیاد بهم میگه.منم اون لحظه فقط سکوت میکنم میزارم خودشو خالی کنه ولی بعد از ده دقیقه همه چیز و فراموش میکنه.انگار که هیچ اتفاقی نیوفتاده.کلا احساساتش خیلی کمه. کم که نه ولی بروز نمیده. در کل با همه چیز و اخلاقش کنار اومدم چون خیلی دوسش دارم و بهش خیلی خیلی اعتماد دارم فقط یه چیزی خیلی اذیتم میکنه و نمیتونم تحمل کنم، اونم اینه که روزی سه تا چهار نخ سیگار میکشه.ما کلا تو خانوادمون سیگاری نداشتیم خودمم متنفرم از سیگار و دود سیگار.جلوی هیچکس نمیکشه حتی جلو ی من.میگه بهت احترام میزارم جلوت نمیکشم.هیچکی خبر نداره که سیگار میکشه ولی من دوست ندارم همش سر همین سیگار باهم دعوا داریم و التماسش میکنم که بذار کنار.بهش میگم تو نباید سیگاری بشی.خودش میگه نیستم آدم سیگاری روزی یه پاکت میکشه و من فقط 3 یا 4تا.خلاصه هیچجوری نمیتونم با خودم کنار بیام سر این قضیه.لطفا راهنماییم کنید چطوری کنار بیام یا چطوری بتونم کمکش کنم بذاره کنار

    1. باسلام
      متن مشکل شما را با دقت مطالعه کردیم این طور که معلوه اواویت مشکل شما مسئله سیگار کشیدن ایشان است.
      قدم اول را باید شروع کنیم
      1. باید حریم اینکه کسی نمیداند او سیگار میکشد حفظ شود
      2. همسر شما خوشو سیگاری نمیدونه مهمترین چیز این هست که شوهر شما باید درک کند که به سیگار عادت کرده. با تکنیک های مختلف این را باید به او بفهمانیم که فرقی نئاد که روزی چند نخ میکشی در هر صورت تو به این ماده وابستگی پیدا کرده ای
      تا قدم های بعدی در کنار شما هستیم..

      1. سلام من یه دختر۱۸ساله ام و با یه پسر۳۱ساله نامزدکردم خوب اولش موقعیتش خوب بوده و تاالان یه اشکالات جزئی تو رفتارش دیدم اما۳ماهه نامزدیم و هنوز نتونستم بهش علاقه مند بشم و دوست دارم یه زندگی با عشق رو تجربه کنم و وقتی به خانوادم میگم که می خوام نامزدیمو به هم بزنم میگن می خوای آبروی ما رو ببری
        دیگه کسی واسه تو نمیاد میگن این دل دلیه
        ازاون طرف فکر میکنم اگه ازدواج کنم و علاقه بوجودنیادمثل یه آدم مرده می مونم
        واینو بگم که قبلا یه خواستگار داشتم ردش کردم و جدیدا بهش علاقه مند شدم نمی دونم چیکارکنم همش کارم گریس
        نمی دونم چه تصمیمی بگیرم
        می ترسم برم تو زندگی نتونم و طلاق بگیرم که دیگه بدتر میشه
        همش میگن این آبرو ریزی
        از اینکه بهم میگن نامزدت بد قیافست اذیت میشم
        نمی تونم تحمل کنم
        خواهش میکنم کمکم کنید

  39. مشاوره خانچاده ساعتی چقدر هزینشه مشاوری که دکترا داره و مشاوری که کارشناسی ارشد داره هر دوتاشونو لطفا توضیح دهید با سپاس فراوان

    1. باسلام
      طبق تعرفه سازمان نظام روانشناسی تعرفه خدمات مشاوره برای مدرک کارشناسی ارشد 90 هزارتومان و برای مقطع دکتری 110 تومان برای هر 45 دقیقه میباشد. برای اطلاع از هزینه خدمات مشاوره آویژه با شماره 09353000102 تماس بگیرید

  40. سلام ببخشی من بین ۲ نفر گیر کردم 😔نمیدونم برا زندگیم چه تصمیمی بگیرم یبار ازدواج کردم الان عاشق یه نفر شدم هم سن خودمه خانواده ش نمیزارن باهم ازدواج کنیم گیر داده که بدون خبر هیچکس ازدواج کنیم تا وقتی صاحب بچه شیم خانواده م با خبر بشن از اینورم یه نفر هست ک عاااااشقم شده جونشو برام میده ولی زن داره بچه داره هر کار میکنم دست از سرم بر نمیداره میخاد زنشو طلاق بده میگه اگه منو ول کنی ترو میدزدمو این حرفا میگه شده به زور تورو مال خودم میکنم ولی اینم میدونم تا عمر داره با خانواده ش زندگی میکنه هر دوی اونام در یک حدن چه از لحاظ مالی چه قیافه چه رفتار چه سن نمیدونم چیکار کنم

    1. با سلام
      با ارزوی موفقیت برای شما در کل روند مشاوره به این صورت نیست که برای کسی تصمیم گیری شود ولی باید توجه داشته باشید که مورد دومی که شرح ماوقع آن را توضیح دادید کیسی نیست که شما بتوانید در ان آرامشی را بیابید سعی کنید این گزینه را فراموش کنید و برای خود جذاب جلوه ندهید. در مورد گزینه اول حدااقل بهتر است چند ماه با هم آشنا شوید ولی حتما با اطلاع خانواده نه برای اینکه فقط خانواده او راضی شوند بلکه برای اینکه در رابطه شما امنیت عاطفی و تعهدی داشته باشید.
      امیدواریم بتوانید این مرحله را با موفقیت پشت سر بگذارید

  41. سلام.چند هفته پیش سر ی موضوعی دخترم با همسرم دعواشون شد همسرم اومد که بزنه ی کوچولو هم دستش خورد به صورتش..البته چند بار اینجوری پیش اومده
    حالا دختر به من که مادرش میگه از بابا بدم میاد بره از اینجا میبینمش حالم بد میشه مهر امسال دخترم دست به خودکشی زده بود قرص خورده بود.الان خیلی نگرانش هستم.ممنون میشم راهنمایی کنین.

    1. با سلام
      در مورد خود کشی قطعا میبایست موضوع جدی گرفته شود. این موضوع نیاز به ریشه یابی و علت شناسی دارد که حتما باید به مشاور مراجعه کنید.
      در مورد موضوع دخترتان نیز با توجه به سن راهکار داده میشود که آیا فرزند شما نوجوان کودک یا جوان است. در هر صورت همسر شما برای کنترل کردن فرزندش نباید از خشونت کلامی یا فیزیکی استفاده کند.

  42. سلام من یه دختر 23 ساله هستم حدود 2 سال و 8 ماهه با یه نفر دوستم از عید سال 98 یعنی یک سال پیش به من گفت قصد ازدواج باهام رو داره ولی باید صبر کنم امسال بهم گفت حداقل دوسال دیگه باید صبر کنم خیلی همو دوست داریم این ثابت شدس اما واقعا این همه مدت صبر کردن واقعا سخت و اذیت کنندس اینجا ایرانه و بالاخره کسی ما رو جایی ببینه درست نیست مخصوصا برای من که یه دخترم بهش میگم ما میتونیم الان فقط در حد یه صحبت خانواده ها که شکل رسمی داشته باشه نامزد باشیم بعد از اون صبر کردن راحت تر میشه قبول نمیکنه میگه به هیچ عنوان واقعا دارم اذیت میشم از این شرایط خیلی سر این موضوع بحث و دعوا داشتیم نمیدونم باید چیکار کنم واقعا به راهنمایی احتیاج دارم میشه لطفا منو یه راهنمایی کنید؟

    1. با سلام
      شما حتما برای اینکه بخواهید این رابطه را برای یک زندگی مشترک اماده کنید میبایست تضمین هایی داشته باشید. قطعا باید با والدین خود و پدر و مادر ایشان مسئله در میان گذاشته شود.

      1. سلام من ی دختر ۱۷ساله هستم ک برای تحصیل نیاز ب پول دارم ک پدرم با وجود نداشتن مشکل مالی این هزینه رو پرداخت نمیکنه و معلما هم ب خاطر ضعفم توی درسا ب پدرم زنگ میزنن و اونم عصبانی میشه و سرم دادو فریاد میکنه ولی برام هزینه ای نمیکنه میگه با همین امکاناتی هم ک داری درس بخون و من ب ۷۰۰هزار تومن نیاز دارم و اون نمیدع و مدام تحقیرم میکنه و اگه باهاش میخام حرف بزنم سرم داد میزنه و کتک کاری میکنه حتی مادرمو خاهرامو نمیدونم چکار کنم از عصبانیت دارم روانی میشم حتی اگر اون هزینه رو پرداخت کنه ب نظرتون با این حجم از عصبانیت طی ۱۷سال زندگی میتونم درس بخونم؟

        1. سلام دوست عزیز
          حجم خشمت درک میکنم . ولی میدونی متاسفانه شاید فقظ پدرت در این مسئله دخیل نیست. وضعیت مالی چیزی هست که خیلی چیزاش دست ما نیست. امیدوارم در آینده بتونی به خورت افتخار کنی که توی این وضعیت پیشرفت کردی. موفق باشی

        2. سلام من دختری ۱۷ ساله هستم و درس خوندن رو دوست ندارم و دلم نمیخاد درس بخونم خونوادم وضع مالی خوبی دارن ن پدرم و ن مادرم هیچ کدوم تحصیلات بالایی ندارن مامانم دیپلم داره و پدرم فوت شده ولی مادرم ازدواج مجدد کرده حالم خوب نیست و هیچ هدفی ندارم و اصلا چرا ما ب دنیا میایم و جرا از دنیا میریم توروخدا کمکم کنین من دوست ندارم این حسمو درس خوندن رو هم دوست ندارم و عکاسی رو دوست داشتم ک به اجبار اینکه یا ریاضی یا تجربی رفتم تجربی ولی میخام ترک تحصیل کنم بیشتر ساعات شبانه روز رو خوابم و پدرم و مادرم خیلی از دستم حرص میخورند کنترل خشم ندارم و خیلی زود گریم میگیره تورو خدا کمکم کنین توروخدا منو به یه آدم معمولب برسونین خواهشمیکنم تمنا میکنم ۹

  43. سلام من یه دختر 23 ساله هستم حدود 2 سال و 8 ماهه با یه نفر دوستم از عید سال 98 یعنی یک سال پیش به من گفت قصد ازدواج باهام رو داره ولی باید صبر کنم امسال بهم گفت حداقل دوسال دیگه باید صبر کنم خیلی همو دوست داریم این ثابت شدس اما واقعا این همه مدت صبر کردن واقعا سخت و اذیت کنندس اینجا ایرانه و بالاخره کسی ما رو جایی ببینه درست نیست مخصوصا برای من که یه دخترم بهش میگم ما میتونیم الان فقط در حد یه صحبت خانواده ها که شکل رسمی داشته باشه نامزد باشیم بعد از اون صبر کردن راحت تر میشه قبول نمیکنه میگه به هیچ عنوان واقعا دارم اذیت میشم از این شرایط خیلی سر این موضوع بحث و دعوا داشتیم نمیدونم باید چیکار کنم واقعا به راهنمایی احتیاج دارم میشه لطفا منو یه راهنمایی کنید؟

    1. سلام خسته نباشید من و پسر ۱۱ ساله ام همیشه با هم جروبحث میشود ومن غاصبی میشوم

      1. با سلام
        دوست عزیز بهتر بود توضیحات بیشتری میدادید. باید توجه داشته باشید که فرزندان شما ممکن است رفتارهایی داشته باشند که از نظر شما اعصاب خورد کن باشدو ولی باید بدانید که عصبی شدن شما ماجرا را پیچیده تر میکند و حالت دفاعی فرزند شما را تشدید خواهد کرد قدم اول افزایش تاب آوری شماست.

    1. با سلام
      بستگی به میزان تحصیلات مشاور شما دارد. دکتری یا کارشناسی ارشد

  44. باسلام خانمی ۱۹ساله هستم که سه ساله ازدواج کردم شوهرم مشکل داره بچه دارنمیشیم ولی بغیراینا اخلاقش خیلی بده حتی الان توروستاییم وعیدخونه پدرومادرم نیومدبخاطرمشکلاتمون میخواستم خودکشی کنم ولی جرعت نداشتم موندم چیکارکنم

    1. با سلام
      قطعا صدمه رساندن به خودتان راه حل مناسبی نیست. سن همسرتان چقدر است؟ لطفا با یک مشاور مشورت کنید و شرایط را به صورت کامل شرح دهید تا ریشه مشکلاتتان ارزیابی شود.

      1. سلام ببخشیدمن مشکلی که دارم اینه من ۲۲سالمه حدود۷ساله ازدواج کردم وباعلاقه باهمسرم ازدواج کردم ولی بعدازازدواج فهمیدم کع انتخاب من کل انداشتباه بوده چون همسرمن بشدت اوایل زندگیمون دروغ میگفت بعدهافهمیدم ایشون دزدی هم میکنن وبعدازآشکارشدن دزدیشون فهمیدم موادمخدرهم استفاده میکنن یعنی قرص متادون میخورن ولی بااین همه بدی که در حق من زندگیمون کردن ولی بازم من کناراومدم تااینکه یک شب من خواب بودم ساعت های ۳ونیم شب بودخواهرم خونه ماخوابیده بوداون شوهرحرومزادم رفته بود سروقت خواهرم ولی تارفته بوددست ب بدن خواهرم گرفته بوداون بیدارشده بودواون حرومزاده سریع اومده بودداخل اتاقمون خودش وزده بودب خواب خواهرم میگه این باراولش نبودتاحالاچندین باراینکارکرده ولی خواهرمن خیلی مذهبین میگفت ب مادرم درباره این موضوع گفتم ولی مادرم گفتن بخاطرزندگی خواهرت چیزی نگوبهش وقتی ب شوهرحرومزادم گفتم بشدت حاشاکردن وگفتن تووخواهرت دارین بمن تهمت میزنین حالابشدت حالم ازاین حرومزاده بهم میخوره موندم چیکارکنم توروخدامن وکمکم کنین ونظرتون وبگین من باهاش چیکارکنم اززندگی باهاش خیلی خستم

        1. با سلام
          هم وطن عزیز امیداوارم مشکلاتت زود تر حل بشود. اگر واقعا میبینی که همسرت

          به زندگی پایبند نیست

          به شما اهمیت نمیدهد

          دروغ میگوید

          از دروغ گویی احساس شرمندگی نمیکند

          و در کل شخصیتی ضد اجتماعی دارد

          ماندن در این زندگی به صلاح شما نیست.
          اگر فرزندی ندارید برای بچه دار شدن اقدامی نکنید
          حتما به همسرت هشدار لازم را بده که در صورت ادامه این رفتار ها ادامه این زندگی برای شما ممکن نیست. حتما سعی کنید استقلال مالی و حمایت اجتماعی پیدا کنید.

  45. سلام بنده با یه دختر خانمی دوست بودم قصد ازدواج داشتیم حدود 14 ماه باهم بودیم بهش شک کردم تحقیق کردم متوجه شدم بایکی از دوستان خودم دوست شده یه خونه پایین محل ما گرفتن کردن خونه تیمی یسری بچه محلمون رفته بودن هنوزم میرن البته به گوشم رسوندن یسریا هم هیچی نمیگن ولی وقتی میبینمشون حس میکنم مسخرم میکنن بهم می‌خندن الان حدود یک سال رابطه نداریم نه میتونم فراموشش کنم نه اینکه میتونم این کارشو به خودم بقبولونم راستش خیلی اوضام بده شبا خواب ندارم فقط تو خودم دارم میریزم راستش 4 سال وسه ماه پاکیه مواد داشتم انقد حالم بده الان حدود دوهفته هست باز شروع کردم یجورایی واقعا کم آوردم از زندگیم دیگه بخاطر این داستان کل رفیقامو ول کردم همش بغضم میگیره نمیدونم راهی هست ممنون میشم اگه کمکم کنید

  46. سلام بنده با یه دختر خانمی دوست بودم قصد ازدواج داشتیم حدود 14 ماه باهم بودیم بهش شک کردم تحقیق کردم متوجه شدم بایکی از دوستان خودم دوست شده یه خونه پایین محل ما گرفتن کردن خونه تیمی یسری بچه محلمون رفته بودن هنوزم میرن البته به گوشم رسوندن یسریا هم هیچی نمیگن ولی وقتی میبینمشون حس میکنم مسخرم میکنن بهم می‌خندن الان حدود یک سال رابطه نداریم نه میتونم فراموشش کنم نه اینکه میتونم این کارشو به خودم بقبولونم راستش خیلی اوضام بده شبا خواب ندارم فقط تو خودم دارم میریزم راستش 4 سال وسه ماه پاکیه مواد داشتم انقد حالم بده الان حدود دوهفته هست باز شروع کردم یجورایی واقعا کم آوردم از زندگیم دیگه بخاطر این داستان کل رفیقامو ول کردم همش بغضم میگیره نمیدونم راهی هست ممنون میشم اگه کمکم کنید

    1. با سلام
      دوست عزیز این مشکل شما بیشتر یک سوگ عاطفی میباشد. قطعا به سمت مواد مخدر رفتن برای تسکین درد راه حل مناسبی نیست. شما بیشتر باید روی کار های خود تمرکز کنید تا اینکه دیگران در مورد شما چه فکر میکنند.

        1. با سلام
          دوست عزیز هر روندی برای تغییر نیازمند صبر و منطقی بودن است.
          لطفا از تغییرات کوچک شروع کنید
          لطفا احترتم دیگران را نگه دارید
          لطفا برای کارهای خود توجیهات منطقی بیاورید
          لطفا از کوره در نروید

      1. خسته شدم از زندگیم
        از مدام خسته بودن و نارحت بودن
        از افسردگی شدیدم
        از نفس کشیدنم
        از همه چی و همه کس خستم
        حتی از چیزی که خیلی توی دنیا دوستش داشتم الان خستم
        خستم

  47. سلام من ی دختر ۱۷ ساله ام ک از بچگی ترس از انت دادن داشتم و دارم تو دبیرستان هم از من ی بت شکست ناپذیر ساخته بودن کنکور ک دادم بد شد و افسرده شدم و دیگ نتونستم ادامه بدم و حتی سراغ کتابا هم نمیرم چی کار کنم؟خیلی هم درسخون بودم ولی یهو بریدم هرچی هم استراحت میکنم فایده نداره

    1. با سلام
      قطعا بعد از ناکامی هیجانات انسان منفی تر خواهد شد. اگر این احساسات و افکار بیش از یک ماه ادامه یابد نیازمند رسیدگی دارد ولی در غیر این صورت به مانند یک سوگ رفع میشود.

      1. سلا وخسته نباشید خدمت شما،میخواستم در مورد حق طلاق که به دختر داده میشود در عقد نامه ،سوال کنم در چه صورتی میتوانیم از آن حق استفاده کنیم،آیا باید حتما این حق محضری شود،ممنون میشوم جواب دهید

      2. چیکار کنم که پدر رو مادم بمیرند اصلا دوسشون ندارممم خیلی بدم میاد شون

  48. سلام وقت بخیر و خسته نباشید

    من و همسر پنج سال هست که رابطه داریم،۳سال و نیم قبل از ازدواج و یک سال و نیم هست که عقد کردیم،خیلی همدیگر را دوست داشتیم و داریم،و خیلی خیلی هم دعوا داشتیم و داریم،با این هم دعوا های بلند و طولانی به مدت ۳ ساعت ولی بازم دلمان برای هم تاپ تاپ میزنه،چند وقت بود که من درگیر مشکلات ماللی بودم،و خانومم اهل خیلی زیاد غر زدن هست،و چند وقت از هر چیزی کوه میساخت،فک کنید هر روز دعوا داشتیم طولانی ۳ ساعت و دوبار در روز،ی جوری شدم ی حسی دلخلم داشت سرد میشد و فاصله میگرفت،هیع گفتم خانوم جان عاشقتم دوست دارم ولی میترسم از اینکه بین مون فاصله بیوفته،و همینجور این دعواها ادامه داشت،همسرم دختر خالم میشه،و اینکه هیع من سرد میشدم و بیشتر فاصله میگرفتم و همش ناخوداگاه بود بدون اینکه سهمی تو این اتفاق داشته باشم،تا اینکه ی دختر خاله دیگم تماس گرفت،قبلا ی رابطه مختصری باهم داشتیم و خانومم از این موضوع اطلاع داشت،و کلا بدش میومد از این دختر خاله،و منو منع میکرد از ارتباط با اون،و منم هرجا اون بود نمیرفتم،جایی بودم اون میومد میزدم بیرون،محرم ها و یا مناسبت ها میرفتیم شهرستان اینو میدیدم اخم میکردم و هیچ سلام و علیکی نداشتیم،تا اون شب که اتفاقی تماس کوکاه گرفت و گفت شارژ ندارم و پیام دادیم،و خیلی حرفها زده شد،خیلی چرت و پرت ها گفتیم،حرفهایی ک بعدش همسرم دید واقعا ازرده شد،همسرم خیلی خوبه ی فرشته اس،مهربون دوست داشتنیه،وفادار،و… اینو دید بهم ریخت و همش از طلاق و جدا شدن حرف میزنه،و من واقعا دوسش دارم،و بدون اون نمیتونم ادامه بدم،خواهش میکنم کمکم کنید

    1. با سلام یه موضوعی که وجود داره این هست که در مورد شما بعد از به وجود آمدن مشکلات یه ارتباط فرازناشویی هم اضافه شده. این موضوع نمیشه دست کم گرفت اونم توی این شرایط حاد روابط بین فردی . استدعا داریم که به همسر خور توجه کنید و کار خود را توجیه نکنید. از محبت به هیچ وجه به عنوان ابزار استفاده نکنید. رابطه شما نیاز به یک اعتماد سازی اساسی دارد که به هیچ وجه نمیشود از آن سرسری گذشت. باز موردی بود سوال کنید.

  49. سلام و خسته نباشید
    حدود 2 ماه است که از همسرم جدا شده ام و یک دختر 2 سال و سه ماهه داریم. از آنجا که حضانت تا 7 سالگی با مادرشه، من فقط 24 ساعت در هفته میتوانم او را ببینم که برای هردوی ما خیلی سخته. وقتی تلفنی باهاش زنگ میزنم میگه بابا الان بیا اینجا و گاهی قهر میکنه و نمیخاد صحبت کنه. فکر میکنه من رهاش کردم و دیگه دوستش ندارم. موندم چطور براش توضیح بدم که مادر لجبازش نمیذاره که بیشتر ببینمش، که نسبت به مادرش دچار دوگانگی نشه و هم از من بدش نیاد.
    ممنونم واقعا

    1. با سلام. لطفا اولین کاری که میکنید جلو فرزندتان از مادرش بدگویی نکنید. سپس سعی کنید با همسرتان در مورد ضرورت دیدارهایتان برای سلامت روحی دخترتان توضیح دهید. اگر امکان دارد برای دیدار با فرزندتان برنامه تعیین کنید تا بتوانید انتظارات او را براورده کنید. اگر سوالتان ریز تر بود باز میتوانید مطرح کنید. آوِیژه در کنار شماست.

    2. سلام . من یه رازی رو به داییم گفتم. داییم با اینکه قول داده بود رفت به مامان و بابام گفت که من دوست پسری داشتم…
      بعدش من حدود چند روز از داییم متنفر بودم. اما تنها پناه من از دست محدودیت های پدر و مادرم خودش بود. کمکم کرد. با اینکه نتیجه ای نداشت اما دو ماه درگیرم بود و از کارش خیلی خیلی پشیمون. الان بهش وابسته شدم و خیلی اذیت میشم. مامانمینا هم نمیذارن ببینمش که مبادا بازم رازی چیزی بهش بگم… چیکار کنم

      1. با سلام
        دوست عزیز باید بدانید که نباید مسائل حساس خود را با خویشاوندان خود مطرح کنید. مسائل شما به نحوی مسائل خانواده شما هم محسوب میشود. در این چنین موارد حساسی از یک فرد امین کمک بگیرید که والدین روی او حساس نباشند

        1. سلام خسته نباشیدمن یه زن22ساله هستم 4سالی هس که ازدواج کردم خداروشکرشوهرم خوبه خیلی همدیگرودوس داریم یه مردی ک تازگی به جمع خانواده مااضافه شده یعنی شوهرعمم رومن چشم داره اینومن نمیدونستم امایه روزکه عمم چنددقیقه رفت کاری انجام بده اون لب منوبوسیدمن عصبانی شدم گریه کردم الان نمیدونم بایدچیکارکنم نمیدونم بایدبه عمم بگم به شوهرم بگم چیکارکنم توروخداااکمکم کنیدمن دارم روانی میشم

          1. با سلام . اصل اینه که چیزی پنهان نمونه . ولی در شرایط فامیلی که شما دارید فعلا رفت آمدتون کم کنید و با ایشان خیلی محکم و سرسنگین رفتار کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

براي تماس با مشاور کليک کنيد!