۲۰ نشانه مرد کنترل گر و زن کنترل گر؛ از حسادت تا محدود کردن شما
یک همسر کنترل گر همیشه آشکارا تهدیدکننده یا پرخاشگر نیست. گاهی ممکن است به دلیل ناامنی و احساس آسیب پذیری، از روشهای دستکاری عاطفی استفاده کند.
افراد در هر سن، جنسیت، گرایش جنسی یا موقعیت اجتماعی و اقتصادی ممکن است در روابط کنترلگرانه قرار بگیرند و هر یک از طرفین میتواند نقش فرد کنترلگر یا فرد تحت کنترل را داشته باشد.
روشهای کنترل در رابطه میتواند شامل تهدیدهای غیرمستقیم، تحقیر یا تمسخر و استفاده از احساس گناه برای تأثیرگذاری بر طرف مقابل باشد.
برای مثال، وقتی درباره مرد کنترل گر صحبت میکنیم، نباید تصور کنیم که هر مردی که حسادت میکند یا درباره رفتار همسرش سؤال میپرسد، الزاماً فردی کنترلگر است.
مسئله زمانی جدی میشود که این رفتارها به شکل مداوم، افراطی و محدودکننده ظاهر شوند. البته زن کنترل گر نیز میتواند دقیقاً همین الگوهای رفتاری را در رابطه نشان دهد.
این مقاله حاصل تلاش و تجربه مشاوران مرکز مشاوره خانواده آویژه است؛ حتماً آن را بخوانید و با نوشتن دیدگاهتان در پایان مقاله، به دیگران هم برای شناخت بهتر روابط کمک کنید. 🌱
۲۰ نشانه همسر کنترل گر
گاهی دستکاری عاطفی آنقدر پیچیده است که فرد تحت کنترل واقعاً باور میکند خودش آدم بد رابطه است یا باید بسیار خوش شانس باشد که شریک کنترلگرش حاضر است او را تحمل کند. چه رفتار کنترل گرانه در نهایت به سوء استفاده شدیدتر عاطفی یا جسمی منجر شود و چه نشود، چنین رابطهای سالم نیست.
اگر بیش از چند مورد از این نشانهها را در رابطه خود یا رفتار شریک عاطفیتان مشاهده میکنید، موضوع را جدی بگیرید.
۱. دور کردن شما از دوستان و خانواده
این رفتار ممکن است بهصورت کاملاً ظریف شروع شود، اما اغلب یکی از نخستین گامهای همسر کنترل گر است. شاید از اینکه چقدر با برادرتان تلفنی صحبت میکنید شکایت کند، یا بگوید دوست صمیمیتان را دوست ندارد و فکر نمیکند دیگر نباید با او رفتوآمد کنید.
هدف او این است که شبکه حمایتی شما را از بین ببرد و در نتیجه قدرتتان را کاهش دهد؛ بهگونهای که وقتی بخواهد حرف خودش را به کرسی بنشاند، کمتر بتوانید یا بخواهید در برابرش مقاومت کنید.
در چنین شرایطی، فرقی نمیکند با یک همسر کنترل گر زن روبهرو باشید یا یک مرد کنترلگر؛ نتیجه میتواند مشابه باشد:
- کاهش ارتباط فرد با منابع حمایتی و افزایش وابستگی به شریک عاطفی.
۲. انتقاد دائمی، حتی درباره مسائل کوچک
اگر هر انتقاد کوچک بخشی از یک الگوی دائمی در رابطه باشد، احساس پذیرفته شدن، دوست داشته شدن و ارزشمند بودن بسیار دشوار خواهد شد.
اگر از نگاه شریک عاطفیتان هر کاری که انجام میدهید نیاز به اصلاح دارد، چگونه قرار است شما را به عنوان یک فرد برابر ارزشمند بداند و بدون قید و شرط دوست داشته باشد؟
۳. تهدیدهای آشکار یا غیرمستقیم علیه شما یا خودش
برخی افراد تصور میکنند تهدید فقط زمانی مشکلساز است که جنبه جسمی داشته باشد. اما تهدید به ترک رابطه، محروم کردن شما از برخی «امتیازات» یا حتی تهدید زن کنترل گر به آسیب زدن به خودش نیز میتواند به همان اندازه دستکاری عاطفی باشد.
برای مثال، یک شوهر کنترل گر ممکن است همسرش را تهدید کند که اگر مطابق خواستههای او رفتار نکند، حمایت مالی، خانه یا حتی امکان ارتباط با فرزندان را از دست خواهد داد.
گاهی فرد تحت کنترل در رابطه باقی میماند، نه به این دلیل که میترسد خودش آسیب ببیند، بلکه از این میترسد که اگر رابطه را ترک کند، شریکش دست به خود آزاری بزند.
در موارد دیگر، فرد ممکن است تهدید شود که در صورت ترک رابطه یا حتی ترک شدن از سوی شریکش، خانه، دسترسی به فرزندان یا حمایت مالی خود را از دست خواهد داد.
واقعی بودن یا نبودن این تهدیدها تفاوت چندانی ندارد؛ در هر صورت، تهدید به ابزاری برای رسیدن مرد کنترل گر به خواسته هایش و به قیمت آسیب زدن به شریک عاطفی تبدیل میشود.
۴. مشروط کردن پذیرش، توجه و علاقه
«الان تمایلی به رابطه صمیمانه با تو ندارم؛ اما اگر بیشتر ورزش کنی و کمی وزن کم کنی، برایم جذابتر میشوی.»
«اگر حتی زحمت درست کردن شام را هم به خودت نمیدهی، نمیدانم اصلاً از این رابطه چه چیزی نصیبم میشود.»
«اگر بیشتر به موهایت رسیدگی میکردی، جذاب میشدی.»
برخی از این جملات آشکارتر از بقیه هستند، اما پیام همه آنها یکی است:
«تو همینطور که هستی، کافی نیستی.»
این یکی از الگوهای مشترک بسیاری از روابط کنترلگرانه است. یک مرد کنترل گر ممکن است محبت، توجه یا صمیمیت خود را به رفتارهایی مشروط کند که از همسرش انتظار دارد.
۵. حساب و کتاب بیش از حد در رابطه
در یک رابطه سالم و پایدار، نوعی تعادل وجود دارد. طبیعی است که دو طرف مراقب یکدیگر باشند و برای هر کمک کوچک، حساب و کتاب دقیق انجام ندهند.
اما اگر شریک عاطفی شما دائماً تمام کارهایی را که برای یکدیگر انجام دادهاید در ذهنش ثبت کند ــ چه برای کینه به دل گرفتن، چه برای درخواست جبران یا چه برای گرفتن تأیید و تشویق ــ ممکن است از این روش برای حفظ برتری خود در رابطه استفاده کند.
چنین شرایطی میتواند واقعاً خسته کننده باشد.
۶. استفاده از احساس گناه به عنوان ابزار کنترل
بسیاری از افراد کنترل گر در دستکاری احساسات شریک خود مهارت دارند و کاری میکنند که احساسات طرف مقابل به نفع خودشان عمل کند.
اگر بتوانند شریکشان را دائماً بابت اتفاقات روزمره دچار احساس گناه کنند، بخش زیادی از کار خود را انجام دادهاند. فرد تحت کنترل به تدریج تلاش میکند هر کاری انجام دهد تا دیگر احساس گناه نکند.
این مسئله اغلب باعث میشود فرد از خواستههای خود کوتاه بیاید و قدرت و نظر مستقل خود را در رابطه کنار بگذارد؛ دقیقاً همان چیزی که مرد کنترل گر میخواهد.
۷. ایجاد احساس بدهکاری
مرد کنترل گر ممکن است در ابتدای رابطه با رفتارهای بسیار پررنگ و ظاهراً عاشقانه وارد شوند.
اما اگر دقیقتر نگاه کنید، بسیاری از این رفتارها ــ مانند هدیههای گرانقیمت، انتظار تعهد جدی در ابتدای رابطه، دعوت به رستورانهای لوکس یا تفریحات پرهزینه، یا در اختیار گذاشتن کامل خودرو یا خانه ــ میتوانند بعدها به ابزاری برای کنترل تبدیل شوند.
این رفتارها در شما انتظار جبران ایجاد میکنند یا باعث میشوند احساس کنید به دلیل تمام چیزهایی که آن فرد برایتان انجام داده، به او بدهکار هستید.
در نتیجه، زمانی که نشانههای هشدار بیشتری ظاهر میشوند، ترک رابطه از نظر عاطفی و عملی دشوارتر خواهد شد.
۸. جاسوسی، سرک کشیدن یا درخواست اطلاع رسانی دائمی
زن کنترل گر معمولاً احساس میکند حق دارد بیشتر از آنچه واقعاً حق اوست درباره شما بداند.
ممکن است مخفیانه تلفن شما را بررسی کند یا آشکارا از شما بخواهد همه چیز را با او در میان بگذارید. شاید تلفنتان را چک کند، وارد ایمیل شما شود یا دائماً سابقه جستوجوهای اینترنتیتان را بررسی کند.
برای مثال، مرد کنترل گر ممکن است تلفن همسرش را بررسی کند، پیامهای او را بخواند یا دائماً درباره محل حضور و افرادی که با آنها در ارتباط است سؤال کند.
بعد هم این رفتار را با جملاتی مانند این توجیه کند:
«قبلاً از من سوء استفاده شده.»
«اگر کار اشتباهی نمیکنی، پس نباید مشکلی با نشان دادن گوشیات داشته باشی.»
او علاقهای به اعتماد کردن به شما ندارد و میخواهد مانند یک مأمور مراقب رفتار شما باشد.
۹. حسادت شدید، اتهامزنی یا بدگمانی
حسادت شریک عاطفی ممکن است در ابتدای رابطه حتی خوشایند به نظر برسد و به عنوان نشانهای از علاقه یا وابستگی تعبیر شود.
اما وقتی حسادت شدید میشود، میتواند ترسناک و مالکانه باشد.
مرد بددل و کنترل گر هر تعامل شما با دیگران را نوعی رفتار عاشقانه تلقی میکند، نسبت به افرادی که با آنها در ارتباط هستید دائماً بدبین یا تهدیدشده احساس میکند، یا شما را به دلیل تعاملات کاملاً معمولی سرزنش میکند، ممکن است فردی ناامن، مضطرب، رقابتجو یا حتی بسیار بدبین باشد.
در مورد مرد بددل و کنترل گر، این بدبینی ممکن است به شکل سؤالهای مداوم، بررسی تلفن، محدود کردن ارتباط با دیگران یا اتهام خیانت ظاهر شود.
۱۰. احترام نگذاشتن به نیاز شما برای تنها بودن
یکی دیگر از روشهای کنترل این است که باعث شود بابت زمانی که برای خودتان نیاز دارید احساس گناه کنید یا کاری کند تصور کنید چون به زمان کمتری با او نیاز دارید، پس به اندازه کافی دوستش ندارید.
طبیعی است که نیاز دو شریک به زمان تنهایی دقیقاً یکسان نباشد؛ حتی اگر هر دو فرد اجتماعی یا هر دو درونگرا باشند.
در روابط سالم، صحبت درباره این نیازها میتواند به یک توافق مناسب منجر شود.
اما در روابط کنترلگرانه، فردی که به زمان تنهایی نیاز دارد ممکن است به عنوان فردی خودخواه یا مقصر معرفی شود یا حتی از داشتن این زمان محروم شود.
۱۱. مجبور کردن شما به «کسب کردن» اعتماد یا رفتار خوب
شما نباید مجبور باشید هر روز و در تمام ساعات، جزئیات محل حضور خود را گزارش کنید.
همچنین شریک عاطفی شما نباید به طور خودکار حق دسترسی به ایمیل، پیامکها یا سابقه جست و جوهای اینترنتی شما را داشته باشد.
اگر اعتماد یا حتی رفتار محترمانه چیزی تلقی شود که باید ابتدا آن را «به دست بیاورید»، نه چیزی که به طور طبیعی در یک رابطه وجود دارد، توازن قدرت در رابطه بههم خورده است.
این رفتار ممکن است در یک همسر کنترل گر به شکل مطالبه مداوم برای اثبات وفاداری و صداقت دیده شود.
۱۲. فرض کردن گناهکار بودن شما تا زمانی که بیگناهیتان ثابت شود
دوست پسر کنترل گر معمولاً در ایجاد این احساس مهارت دارد که حتی پیش از آنکه بدانید چه کار اشتباهی انجام دادهاید، احساس کنید مقصر هستید.
او ممکن است «مدارک» اشتباهات شما را نگه دارد، بهگونهای که احساس کنید پرونده کاملی علیه شما تشکیل داده است؛ حتی اگر خودتان دقیقاً متوجه نشوید چه کار کردهاید.
از جای فنجان قهوه مورد علاقه او گرفته تا اینکه بدون اطلاعش با همکارتان ناهار خوردهاید، همیشه فرض بر این است که نیت بدی داشتهاید.
چرا؟ چون این کار میتواند بهانهای برای تنبیه شما یا جلوگیری از تکرار آن «اشتباه» باشد؛ یعنی کاری کند مطابق میل او رفتار کنید.
۱۳. خسته کردن شما از بحث تا جایی که تسلیم شوید
زن کنترل گر ترجیح میدهد بهصورت پنهانی نفوذ خود را اعمال کند، اما برخی دیگر آشکارا و به طور مداوم وارد بحث و درگیری میشوند.
این مسئله به خصوص زمانی دیده میشود که شریکشان فردی آرامتر و دوریکننده از تعارض باشد و زن کنترل گر بتواند تقریباً در هر اختلافی پیروز شود.
گاهی فرد تحت کنترل نه به این دلیل که قانع شده، بلکه صرفاً به دلیل خستگی از دعوا و درگیری، تسلیم میشود.
۱۴. تحقیر باورهایی که مدتها به آنها پایبند بودهاید
اینکه شریک عاطفی بتواند با شما درباره باورهایتان گفتوگویی جالب داشته باشد و دیدگاههای تازهای به شما نشان دهد، میتواند مفید باشد.
اما اینکه کاری کند احساس کنید کوچک، سادهلوح یا احمق هستید، یا دائماً تلاش کند نظر شما را درباره چیزی که برایتان اهمیت دارد تغییر دهد، رفتار سالمی نیست.
پذیرش دیدگاههای جدید خوب است، اما در یک رابطه سالم این موضوع باید دوطرفه باشد. زنان کنترل گر معمولاً فقط میخواهند شما بیشتر شبیه خودش فکر و رفتار کنید.
۱۵. ایجاد این احساس که به اندازه کافی خوب نیستید یا شایسته او نیستید
برای مثال، یک شوهر کنترل گر ممکن است دائماً همسرش را با زنان دیگر مقایسه کند تا اعتماد به نفس او را کاهش دهد و وابستگی بیشتری در رابطه ایجاد کند.
هدف میتواند این باشد که شما احساس کنید باید بابت داشتن او در زندگیتان سپاسگزار باشید.
این وضعیت باعث ایجاد رابطهای میشود که در آن شما بیشتر و بیشتر تلاش میکنید تا او را حفظ کنید و راضی نگه دارید؛ شرایطی ایدهآل برای فردی که میخواهد بر رابطه سلطه داشته باشد.
۱۶. شوخی و تمسخرهایی که احساس ناخوشایندی ایجاد میکنند
آیا این شوخی برای هر دو طرف راحت و محبت آمیز است یا خیر؟
در بسیاری از روابط کنترل گرانه، سوء استفاده عاطفی ممکن است پشت جملهای مانند «شوخی کردم، نباید به دل بگیری» پنهان شود.
در این حالت، نه تنها انتقاد اولیه همچنان پا برجاست، بلکه واکنش شما نیز مورد انتقاد قرار میگیرد و به شما گفته میشود که «نباید اینطور احساس میکردید».
در واقع، به شما القا میشود که حق داشتن احساسات خودتان را ندارید؛ روشی کلاسیک در رفتار زنان کنترل گر.
۱۷. تعاملات جنسی که بعد از آن احساس ناخوشایندی دارید
یک رابطه کنترل گر یا همراه با سوء استفاده میتواند به رابطه جنسی نیز راه پیدا کند.
گاهی فرد حتی در همان لحظه احساس میکند چیزی درست نیست، اما در موارد دیگر، ممکن است بعد از رابطه احساس ناراحتی یا آشفتگی کند.
در هر دو حالت، اگر به طور مداوم نسبت به اتفاقاتی که در رابطه جنسی شما رخ میدهد احساس ناخوشایندی دارید، میتواند نشانهای باشد که مشکلی در رابطه وجود دارد.
۱۸. بی میلی به شنیدن دیدگاه شما
ممکن است متوجه شوید که دائماً حرفتان قطع میشود یا نظراتی که بیان میکنید خیلی سریع نادیده گرفته میشوند.
در چنین شرایطی، چه با زن کنترل گر روبهرو باشید و چه با یک مرد کنترل گر، مسئله اصلی این است که یک طرف رابطه تلاش میکند نظر و خواستههای خود را بر دیگری تحمیل کند و جایی برای گفتوگوی برابر باقی نمیگذارد.
آیا توانسته است حرف شما را بشنود و بپذیرد، یا بلافاصله آن را رد کرده و حتی شما را به دلیل داشتن چنین نظری مقصر دانسته است؟
۱۹. تشویق شما به رفتارهای ناسالم مانند سوء مصرف مواد
نادیده گرفتن اهداف شما برای تناسب اندام، وسوسه کردن مداوم شما با سیگار پس از اینکه آن را ترک کردهاید، یا احترام نگذاشتن به تصمیم شما برای نوشیدن فقط یک لیوان نوشیدنی به جای سه لیوان، همگی میتوانند روشهایی باشند که مرد کنترل گر از طریق آنها تلاش میکند مانع تلاش شما برای سالمتر و قویتر شدن شود.
از آنجا که زنان کنترل گر معمولاً با ضعیف کردن شریک خود احساس قدرت بیشتری میکنند، استفاده از چنین روشهایی برای آنها ابزار طبیعی کنترل است.
۲۰. تضعیف اهداف شغلی یا تحصیلی شما با ایجاد تردید نسبت به خودتان
مرد کنترل گر اغلب میتواند از خود شما به عنوان ابزاری علیه خودتان استفاده کند؛ به این صورت که در ذهن شما درباره توانایی، هوش یا میزان تلاش لازم برای موفق شدن، تردید ایجاد میکند.
این هم روش دیگری برای گرفتن استقلال شماست؛ روشی که باعث میشود بیش از پیش به او وابسته شوید و در نهایت به اهداف خود فرد کنترلگر خدمت کند.
مرد کنترل گر، زن کنترل گر یا همسر کنترل گر؛ چگونه رفتار کنترلگرانه را بشناسیم؟
رفتار کنترلگرانه فقط به یک جنسیت خاص محدود نمیشود. مرد کنترل گر، زن کنترل گر، شوهر کنترل گر یا همسر کنترل گر ممکن است از روشهای مشابهی برای محدود کردن طرف مقابل استفاده کنند؛ از حسادت و بدبینی گرفته تا بررسی تلفن، ایجاد احساس گناه، تهدید، تحقیر و دور کردن فرد از خانواده و دوستان.
بنابراین برای تشخیص یک رابطه ناسالم، بهتر است به جای تمرکز صرف بر جنسیت، الگوی رفتاری فرد و میزان تأثیر آن بر آزادی، آرامش، اعتمادبهنفس و استقلال طرف مقابل را بررسی کنیم.
همچنین باید توجه داشت که هر نوع حسادت، نگرانی یا اختلاف نظر به معنای کنترلگری نیست. آنچه اهمیت دارد، تکرار رفتارها، شدت آنها و نادیده گرفتن مرزهای شخصی طرف مقابل است.
این مقاله با تلاش مشاوران مرکز مشاوره خانواده آویژه تهیه شده تا نشانههای یک رابطه کنترلگر را بهتر بشناسید. 💚
مقاله را از دست ندهید و حتماً دیدگاه و تجربه خود را در پایان مطلب بنویسید؛ شاید نظر شما راهگشای فرد دیگری باشد.


















23 پاسخ
عالی بود عالی . من مدتی زندگی کردم با مرد کنترل گر و دیگه نتونستم ادامه بدم ! بریدم . رفتارهای ایشون دقیقا همین هایی بود که اینجا گفته شده
سلام. منم یک خانم ۴۴ ساله ام. بیست ساله ب اجبار پدرم که خودش سلطه گر و کنترل کننده بود با یه مرد که از قضا کپی برابر اصل خودش بود از نظر سلطه گری و کنترل کنندگی ازدواج کردم! چه بگم که نگم بهتره ! دوستی ندارم قوم و خویشی ندارم تفریح و سرگرمی ندارم کاری ندارم انگیزه ی زندگی ندارم الان هیچ ! به ریز و درشت کارهای من چه شخصی چه غیر شخصی کار داره ! چه بگم چه نگم چه بپوشم چه نپوشم! حتی خرید حق ندارم برای خونه انجام بدم اولاش سعی میکردم بجنگم ولی حذف نشم ولی چقدر تا کجا! از جرو بحث و دعوا مرافعه خسته ام دلم میخواد برم تو یک جزیره تگ و تنها بزای خودم زندگی کنم خیلی بهتر از،این باتلاقیم که اسمش زندگیه! هیچ حق انتخاب نداشتن حرفت برای کسی ارزش نداشتن هیچ کسی را نداشتن یعنی پایان زندگی! الان حال و روز یک اسیر و زندانی رو دارم و دارم روزشماری میکنم که این حبس ابد من با اعمال شاقه تمام بشه! تو رو خدا اگه متن منو میخونید برام دعا کنید خدا گناهان منو تقصیرات منو ببخشه و زودتر خلاصم کنه !
خدا به داد دل هرچی مرد برسه که عزت و احترامشو زن کنترل گر و وسواسش برده، پیش همه هم تعریف خودشو نده پیش من میاد ازخودش تعریف میده توهین و ناسزا بخودم و خانوادم میگه منم هزارتا میشنوم هزارو یکمی یا فحشش میدم یا ازعصبانیت میزنم بهش، بهم میگه وحشی هستی، پلیس میاره روم. یعنی اینجور آدما خدای تبرئه و توجیهن. کارمو بابت شک هاش و کنترلهاش گفت ول کنم بیام شهر خودشون
یکساله الان به گدایی افتادم دیگه خونوادم میگن ولش کن،بخاطر بچه سه سالمم دارم شکنجه های این بددهن کنترل گر وسواس فکری و عملی و شکاک رو تحمل میکنم، ناراحتی عصبی گرفتم😢😢😢😢😢😈😈😈😢😢😢
درکت میکنم
این زنت خودشیفته است. بندازش دور
مال من صدبرابر خرابتر بود انداختمش دور هر چند منو وابسته ی خودش کرده بود ولی تا ناراحت میشدم یاد رفتارش می افتادم به خودم می بالیدم که تونستم طلاقش بدم اونم
کاملا درک میکنم چی میگید خدا بدادمون برسه
مردکنتل گر همیشه تو دام خودش گرفتاره ازبس به زنش گیر میده بعد میفهمه شریکش سرشو کلاه گذاشته اونوقت میگه وکیل خوب کی میشناسه روزیش به شاخ اهوی
حقا مزخرف خیلی زیاد نمیذاره کار کنی نمیذاره با دوستات بری بیرون نمیذاره لباست خودت انتخاب کنی اه اه لاشی هرزه کنترلر دهاتی 🖕🖕🖕مسخره بی کلاس هرزه حالم بهم خورد
سلام
زنهای کنترلگر را خدا نصیب هیچکس نکند
رفتارشان انسان را تا حد جنون میرساند
اگر هنوز به مرحله ی عقد نرسیده اید فرار کنید و پشت سرتان را هم نگاه نکنید
اگر التماستان هم کردند گول نخورید
اگر کاندید دیگر هیچکس را مقصر ندانید جز خودتان که آگاهانه خود را غلام یک ارباب شکنجه گر سیاه دل کرده ای
زنان کنترل گر بدترین کیس ها برای ازدواج هستند .سمی و مخرب. آنها همیشه احساس حاکمیت و حکمرانی در زندگی دارند . شما را از تمام دوستان و آشنایانتان جدا میکنند .خواسته هایتان و علایقتان را به قعر گورستان میفرستند و هرگز برای علایق شما، حریم شخصی شما و حتی استعدادهایتان ذره ای ارزش قائل نیستند و شما مدام درحال خودخوری خواهید بود .اگر درچنین رابطه ای هستید سریعتر آن را پایان ببخشید و اگر امکان پایان دادن به آن وجود ندارد به شما تسلیت میگویم چون مثل من باید تا آخر عمر دلمرده و غمگین باشید با دلی پر از حسرت های ریزو درشت و در انتها شما هستید که بازنده ی سلامتی و عمر خود خواهید بود و حتی اگرطرف مقابل شما الهه ی زیبایی هم باشد از روابط عاطفی و بودن در کنار او و حتی روابط زناشویی با او لذتی نمیبرید.
خیر نبینه مردی که دشوار مشکلات روانی ازدپاج میکنه ،خودشم بحق میدونه زندگی زن و فرزندشم نابود میکنه شوهرم به شدت کنترل گر و دخترم از این طرز فمرپدرش به ستوه اومده ،خودم دارم تحملش میکنم ولی اعصاب دخترم از دستش داغون شده واقعا باید چکار کرد ؟
یه زندگی پر از حسرت ….
کاملا درکت میکنم منو دخترم هم همینطوریم😞
منم شوهرن اینطوریه وقتی بهش گوش نیدم خیلی کنترلم میکنه ومحبور نیشم بهش توجه وگوش ندم
من ۲۰ سال پیرتر شدم از بس زنم منو در انزوا نگه داشته دوست و رفیق بیرون رفتن تنهایی تعطیل خسته شدم آخرین راه خودکشی یا سوختن باهاش بخاطر بچه ها نمیشه ولش کرد خدا ازشون نگذره هیچ وقت نمیبخشمش
زنان کنترلگر را هرگز خدا نیامرزد.مرد تا مرز نابودی می کشاند دیگر طوری می شوید که دیگران خیال می کنند تو عرضه هیچ کاری را نداری اعتماد به نفس خود را از دست می دهی،حتی کسی حاضر نیست با دخترت یا پسرت ازدواج کند.
دقیقا درست میگی.منتظر روزی هستم که در پیشگاه خداوند ببینم باز هم میتونه حرف خودش را به کرسی بنشونه!
سلام ممنون از مطلب خوبتون
چرا مدام نوشتید شوهر کنترل گر ؟! در حالی که این یک خصیصه دو طرفه هست !؟ فمنیست یا مرد ستیزی قاطی یک مقاله علمی نکنید
کاملا درست میگین
اتفاقا بیشتر خانمها خصیصه کنترل گری دارند
متاسفانه این مردها هستند که دائما بخاطر زور بازو حس قدرت دارند..وفکر میکنن که زن بردشون هست هر طور دلشون بخواد رفتار کنن..الهی خیر نبینن هر چی مرد کنترل گر پرخاشگر روانی هست
به نظرم کنترل تا یه حدی لازم وگرنه که فک میکنم هر گلی یه بویی داره وقتی یکی کنترلت نمی کنه یعنی عزیزم بندازم دور مابقی بچسب هات تر از منن منم میگه باشه عشقم برم لباشو ببوسم
اصلا اينجوري نيس