دیر حرف زدن کودک؛چه زمانی باید نگران حرف نزدن کودک باشیم؟
دیر حرف زدن کودک یکی از نگرانیهای رایج والدین است. بسیاری از پدر و مادرها وقتی میبینند فرزندشان نسبت به همسالان خود کمتر صحبت میکند، با سؤالهایی مانند «حرف نزدن کودک تا چه سنی طبیعی است؟» یا «آیا دیر حرف زدن کودک نشانه کم هوشی است؟» مواجه میشوند.
گاهی اطرافیان به والدین توصیه میکنند که نگران نباشند و میگویند بعضی کودکان دیرتر شروع به صحبت میکنند یا یکی از اعضای خانواده نیز در کودکی دیر حرف زده است.
با این حال، اگرچه سرعت رشد کودکان با یکدیگر متفاوت است، رشد گفتار و زبان نیز دارای مراحل و نقاط عطف مشخصی است که بهتر است متناسب با سن کودک بررسی شود.
بنابراین، به جای اینکه صرفاً منتظر بمانیم، بهتر است بدانیم سن حرف زدن کودک چه زمانی است، چه میزان واژگان برای هر سن انتظار میرود و چه زمانی لازم است از متخصص کمک بگیریم.
گفتاردرمانگران آویژه چگونه به تأخیر در گفتار کودک کمک میکنند؟
تاخیر در گفتار کودک چیست؟
اصطلاح «کودک دیرحرفزن» معمولاً برای کودک نوپایی به کار میرود که حدود ۱۸ تا ۳۰ ماه سن دارد و تعداد کلماتی که بیان میکند، کمتر از حد انتظار برای سن اوست؛ در حالی که سایر جنبههای رشد او مانند درک زبان، بازی، مهارتهای حرکتی، تفکر و مهارتهای اجتماعی معمولاً متناسب با سن پیش میروند.
در این کودکان، مشکل اصلی بیشتر در زبان بیانی و استفاده از کلمات برای برقراری ارتباط دیده میشود.
حرف نزدن کودک تا چه سنی طبیعی است؟
یکی از پرتکرارترین سؤالات والدین این است که حرف نزدن کودک تا چه سنی طبیعی است؟
پاسخ این سؤال به سن کودک و سایر مهارتهای رشدی او بستگی دارد. همه کودکان دقیقاً در یک زمان شروع به صحبت نمیکنند، اما وجود برخی نقاط عطف زبانی میتواند به والدین کمک کند تا وضعیت رشد گفتار کودک را بهتر ارزیابی کنند.
در ۱۸ ماهگی
کودک معمولاً باید بتواند دستکم حدود ۲۰ کلمه استفاده کند. این واژهها بهتر است فقط اسم نباشند و انواع مختلفی از کلمات را شامل شوند؛
مانند اسمها، فعلها، واژههای مربوط به موقعیت، صفتها و کلمات اجتماعی مانند «سلام» و «خداحافظ».
اگر کودک در این سن هنوز تعداد بسیار محدودی کلمه استفاده میکند، بهتر است موضوع با دقت بیشتری بررسی شود.
در ۲۴ ماهگی
در حدود ۲ سالگی، کودک معمولاً باید بتواند حدود ۵۰ تا ۷۵ کلمه استفاده کند و دو کلمه را در کنار هم قرار دهد.
برای مثال:
- «سگ رفت»
- «بیسکویت بخور»
- «دست کثیف»
نکته مهم این است که ترکیب کلمات باید توسط خود کودک ساخته شود، نه اینکه صرفاً عبارتهایی را که بارها شنیده است، حفظ کرده و تکرار کند.
سن حرف زدن کودک چه زمانی است؟
برای سن حرف زدن کودک نمیتوان یک عدد دقیق و یکسان برای همه کودکان تعیین کرد. رشد زبان یک فرایند تدریجی است و کودکان ممکن است کمی زودتر یا دیرتر به برخی مراحل برسند.
با این حال، تفاوت فردی نباید باعث شود تمام تأخیرهای گفتاری را طبیعی بدانیم.
اگر کودک به نقاط عطف مهم رشد زبان نرسیده باشد، بهتر است والدین برای ارزیابی دقیقتر با متخصص گفتار و زبان مشورت کنند.
آیا دیر حرف زدن کودک نشانه کم هوشی است؟
لزوماً خیر.
حرف نزدن کودک به تنهایی به معنای پایین بودن هوش کودک نیست. بعضی کودکان دیرتر شروع به استفاده از کلمات میکنند، اما در زمینههایی مانند بازی، درک زبان، مهارتهای اجتماعی، حرکتی و تفکر، رشد مناسبی دارند.
در واقع، بسیاری از کودکان دیرحرفزن با گذشت زمان به سطح مورد انتظار میرسند. با این حال، نباید تصور کرد که همه کودکان بدون دریافت کمک تخصصی خودبهخود جبران میکنند.
حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد از کودکان تاخیر در گفتار دارند.
بنابراین، بهتر است به جای برچسب زدن به کودک یا مقایسه او با دیگران، وضعیت رشد گفتار و زبانش به طور تخصصی بررسی شود.
کودک دیرحرفزن یا دچار تأخیر زبانی؟
تا حدود دو سالگی، بیشتر کودکان معمولاً میتوانند دستکم ۱۰۰ کلمه را به زبان بیاورند. این واژهها میتوانند شامل نام افراد و اشیای آشنا، کلمات مربوط به انجام کارها، واژههای توصیفی، عبارتهای مربوط به مکان و ضمایر سادهای مانند «مال من» باشند.
با گسترش دایره واژگان، کودک کمکم شروع به کنار هم قرار دادن دو کلمه میکند و عبارتهایی میسازد که از قبل حفظ نکرده است؛ برای مثال:
- «موز بخور»
- «مامان برو»
- «کتاب من»
اما همه کودکان دقیقاً با همین سرعت و الگو پیش نمیروند. بعضی از کودکان دیرتر شروع به صحبت میکنند و در این شرایط ممکن است والدین جملههایی مانند «او فقط دیرحرفزن است» یا «هر وقت خودش بخواهد حرف میزند» را از اطرافیان بشنوند.
اما کودک دیرحرفزن دقیقاً چه کودکی است؟ و چه تفاوتی میان دیرحرفزدن و تأخیر زبانی وجود دارد؟
دیر حرف زدن کودک چیست؟
انجمن گفتار، زبان و شنوایی آمریکا (ASHA)، اصطلاح «دیرحرفزن» را برای کودکانی به کار میبرد که شروع رشد زبان در آنها با تأخیر همراه است، اما مشکل تشخیص داده شده دیگری یا تأخیر قابل توجهی در سایر زمینههای شناختی و حرکتی ندارند.
به زبان ساده، کودک دیرحرفزن ممکن است در یادگیری و استفاده از کلمات از همسالان خود عقبتر باشد، اما سایر بخشهای رشد او، مانند درک کردن، بازی کردن، تعامل اجتماعی و مهارتهای حرکتی، میتواند متناسب با سنش پیش برود.
بنابراین، صرفاً حرف نزدن کودک به این معنا نیست که او دچار مشکل جدی در رشد است. برای شناخت علت، باید مجموعهای از مهارتهای کودک بررسی شود.
دیر حرف زدن کودک چگونه ارزیابی میشود؟
متخصصان معمولاً هنگام ارزیابی یک کودک دیرحرفزن، به دو موضوع مهم توجه میکنند:
- تعداد کلماتی که کودک استفاده میکند
- توانایی کودک در ترکیب کردن کلمات
کودکی که در ۲۴ ماهگی کمتر از ۵۰ کلمه استفاده میکند و هنوز نمیتواند عبارتهای ساده دوکلمهای بسازد، معمولاً در گروه کودکان دیرحرفزن قرار میگیرد.
همچنین متخصص بررسی میکند که آیا کودک در فاصله ۱۸ تا ۲۴ ماهگی نشانههایی از افزایش سریع واژگان یا همان «جهش زبانی» داشته است یا خیر.
البته این معیارها بهتنهایی برای تشخیص کافی نیستند و وضعیت هر کودک باید بهصورت فردی بررسی شود.
تفاوت کودک دیرحرفزن با کودک دارای تأخیر زبانی چیست؟
یکی از مهمترین نکات در ارزیابی دیر حرف زدن کودک این است که فقط تعداد کلمات او را در نظر نگیریم.
کودک دیرحرفزن معمولاً درک زبانی خوبی دارد؛ یعنی ممکن است نتواند به خوبی صحبت کند، اما حرفهای دیگران را میفهمد و میتواند دستورهای ساده را دنبال کند.
این کودکان ممکن است برای جبران محدودیت گفتاری خود، بیشتر از اشاره، حرکات بدن و سایر روشهای غیر کلامی استفاده کنند.
در ارزیابی کودک دیرحرفزن به چه چیزهایی توجه میشود؟
متخصص معمولاً بررسی میکند که کودک:
- آیا تلاش میکند کلمات را تقلید کند؟
- آیا برای برقراری ارتباط از اشاره و حرکات استفاده میکند؟
- آیا تلاش میکند دو کلمه را کنار هم قرار دهد؟
- آیا صداهای گفتاری مختلف را تولید میکند؟
- آیا حرفهای والدین و اطرافیان را میفهمد؟
- آیا میتواند از زبان برای برقراری ارتباط اجتماعی استفاده کند؟
- آیا در بازی کردن متناسب با سن خود عمل میکند؟
وجود مهارتهای مناسب در این زمینهها میتواند نشانه مثبتی باشد و احتمال رسیدن تدریجی کودک به همسالان خود را افزایش دهد.
آیا کودک دیرحرفزن به گفتاردرمانی نیاز دارد؟
همه کودکان دیرحرفزن لزوماً به درمان فوری و فشرده نیاز ندارند؛ اما این موضوع به معنی بینیازی از پیگیری نیست.
ارزیابی و پایش توسط گفتاردرمانگر یا متخصص گفتار و زبان میتواند بسیار کمک کننده باشد.
پس از مشخص شدن سطح فعلی مهارتهای زبانی کودک، متخصص میتواند به والدین آموزش دهد که چگونه در محیط خانه فرصتهای بیشتری برای صحبت کردن و یادگیری واژهها ایجاد کنند.
همچنین روند رشد زبان کودک بررسی میشود تا مشخص شود آیا دایره واژگان او در حال افزایش است یا خیر.
اگر کودک در طول زمان پیشرفت مناسبی نداشته باشد یا مشکلات دیگری در رشد او مشاهده شود، ممکن است گفتاردرمانی یا سایر خدمات تخصصی توصیه شود.
آیا دیر حرف زدن کودک خودبهخود برطرف میشود؟
بسیاری از کودکانی که در سالهای اولیه زندگی دیر شروع به صحبت میکنند، بین ۳ تا ۵ سالگی به بخش قابل توجهی از همسالان خود میرسند.
بااینحال، دیرحرفزدن همیشه موضوعی نیست که بتوان آن را نادیده گرفت. برخی از این کودکان ممکن است در سالهای بعد همچنان در زمینه زبان، یادگیری یا مهارتهای سوادآموزی به حمایت بیشتری نیاز داشته باشند.
به همین دلیل، رویکرد مناسب این نیست که والدین صرفاً منتظر بمانند و ببینند چه اتفاقی میافتد؛ بلکه بهتر است رشد کودک را زیر نظر داشته باشند و در صورت وجود نگرانی، ارزیابی تخصصی انجام دهند.
چه چیزی باعث زود حرف زدن کودک میشود؟
برخی شرایط محیطی میتوانند فرصتهای بیشتری برای رشد زبان و ارتباط کودک فراهم کنند:
۱. هر روز با کودک بازی کنید
بازی یکی از بهترین راههای یادگیری برای کودکان است. والدین میتوانند هنگام بازی، نام وسایل، رنگها، حیوانات و کارهایی را که انجام میدهند به کودک آموزش دهند.
هر روز زمانی را بدون تلفن همراه، تلویزیون و سایر عوامل حواسپرتی به بازی اختصاص دهید. مهمترین موضوع، تعامل و توجه والد به کودک است.
۲. فعالیتها و اسباببازیها را ساده نگه دارید
کودک لزوماً به تعداد زیادی اسباببازی نیاز ندارد. بهتر است وسایلی انتخاب شوند که بتوان کودک با آنها به روشهای مختلف بازی کند و فرصت تعامل و خلاقیت داشته باشد.
بازی در فضای باز نیز میتواند مفید باشد؛ زیرا کودک در محیط بیرون فرصت دیدن، شنیدن، لمس کردن و تجربه کردن محرکهای مختلف را پیدا میکند.
۳. با کودک کتاب بخوانید
کتابهای تصویری و رنگارنگ میتوانند فرصت خوبی برای تقویت زبان باشند. هنگام خواندن، فقط متن را برای کودک نخوانید؛ درباره تصاویر سؤال بپرسید و او را به مشارکت تشویق کنید.
برای مثال میتوانید از کودک بخواهید حیوان داخل تصویر را نام ببرد یا صدای آن را تقلید کند.
کتابخوانی علاوه بر کمک به یادگیری واژهها، میتواند توجه، تخیل، حل مسئله و ارتباط عاطفی میان والد و کودک را نیز تقویت کند.
۴. احساسات و هیجانها را به کودک آموزش دهید
کودک باید بهتدریج یاد بگیرد احساسات خود را بشناسد و درباره آنها صحبت کند.
کلماتی مانند:
- خوشحال
- ناراحت
- عصبانی
- ترسیده
- متعجب
- ناامید
- حسود
را در موقعیتهای روزمره به کودک آموزش دهید.
مثلاً اگر کودک از رفتن نزد پزشک میترسد، به جای نادیده گرفتن احساس او، میتوانید احساسش را نامگذاری کنید و به او اجازه دهید درباره آن صحبت کند.
۵. رنگها را آموزش دهید
کودکان معمولاً در حدود سالهای دوم زندگی بهتدریج شروع به یادگیری رنگها میکنند، اگرچه زمان یادگیری در کودکان مختلف متفاوت است.
ابتدا از رنگهای ساده مانند قرمز، زرد، سبز و آبی شروع کنید و پس از یادگیری آنها، رنگهای دیگر را اضافه کنید.
فعالیتهای مناسب برای آموزش رنگها عبارتاند از:
- رنگآمیزی
- خواندن و خواندن ترانههای مربوط به رنگها
- بازی با توپها یا قطعات رنگی
- دستهبندی وسایل همرنگ در خانه
- بازی با خمیر
تکرار یکی از مهمترین بخشهای یادگیری است؛ بنابراین یک مفهوم را بارها در موقعیتهای مختلف تکرار کنید.
۶. استفاده از زبان اشاره را آموزش دهید
اگر کودک هنوز نمیتواند بهخوبی صحبت کند، استفاده از چند علامت ساده میتواند به او کمک کند نیازها و خواستههایش را بهتر منتقل کند.
آموزش علامتهایی برای مفاهیمی مانند «بیشتر»، «کمک» یا «بده» میتواند راه دیگری برای برقراری ارتباط در اختیار کودک قرار دهد.
استفاده از نشانهها لزوماً مانع رشد گفتار نمیشود و میتواند به کودک کمک کند تا زمانی که مهارت گفتاری او بهتر شود، ارتباط مؤثرتری برقرار کند.
۷. وسایل مورد علاقه کودک را کمی دور از دسترس قرار دهید
یکی از روشهای تشویق کودک به برقراری ارتباط این است که وسیلهای را که دوست دارد در جایی قرار دهید که آن را ببیند اما نتواند بهراحتی بردارد.
برای مثال میتوانید اسباببازی یا خوراکی مورد علاقه او را در یک ظرف شفاف و در محلی قرار دهید که کودک بتواند آن را ببیند.
در این شرایط کودک فرصت پیدا میکند برای رسیدن به وسیله موردنظر، از اشاره، نگاه، صدا یا کلمه استفاده کند.
هدف این نیست که کودک را ناراحت کنید؛ بلکه باید یک موقعیت طبیعی برای درخواست کردن و برقراری ارتباط ایجاد شود.
۸. با کودک آواز بخوانید
آوازها و شعرهای کودکانه میتوانند فعالیتی سرگرمکننده برای تقویت مهارتهای زبانی باشند.
کودکان معمولاً به موسیقی، حرکت و تکرار علاقه دارند. خواندن ترانه با کودک میتواند به یادگیری واژهها، تقویت حافظه و مشارکت در ارتباط کمک کند.
میتوانید هنگام آواز خواندن، حرکات ساده نیز انجام دهید تا کودک با ریتم و کلمات همراه شود.
۹. از فعالیتهای روزمره برای آموزش استفاده کنید
لازم نیست آموزش گفتار همیشه به شکل یک تمرین رسمی انجام شود. کارهای روزمره فرصتهای بسیار خوبی برای یادگیری هستند.
برای مثال هنگام:
- حمام کردن
- صبحانه خوردن
- لباس پوشیدن
- جمع کردن اسباببازیها
- آماده شدن برای بیرون رفتن
نام اشیا و کارهایی را که انجام میدهید بیان کنید.
تکرار یک کلمه یا مفهوم در موقعیتهای مختلف باعث میشود کودک بهتدریج آن را بهتر درک کند و بتواند در شرایط متفاوت از آن استفاده کند.
۱۰. از روش «خودگویی» استفاده کنید
در خودگویی، والد درباره کاری که خودش انجام میدهد با جملات کوتاه و ساده صحبت میکند.
برای مثال هنگام بازی با توپ، میتوانید بگویید:
«این توپ است.»
«توپ را میگیرم.»
«توپ میپرد.»
«توپ گرد است.»
لازم نیست جملات طولانی و پیچیده باشند. بهتر است طول جملههای شما متناسب با سطح گفتاری کودک باشد یا فقط کمی از توانایی فعلی او بالاتر باشد.
اگر کودک هنوز صحبت نمیکند، از کلمات کوتاه و ساده استفاده کنید. اگر کودک کلمات تکی میگوید، میتوانید بهتدریج عبارتهای دو یا سهکلمهای را وارد گفتوگو کنید.
تکرار اهمیت زیادی دارد. یک کلمه یا عبارت را در موقعیتهای مختلف بارها تکرار کنید تا کودک فرصت کافی برای شنیدن، درک کردن و استفاده از آن داشته باشد.
سخنی از مشاوارن آویژه
اگر درباره سن حرف زدن کودک یا روند رشد زبان او نگرانی دارید، بهترین کار این است که به جای صبر کردن بدون پیگیری، با یک متخصص گفتار و زبان یا متخصص رشد کودک مشورت کنید.
مهمترین نکته این است که دیر صحبت کردن بهتنهایی نمیتواند میزان هوش کودک را مشخص کند. هر کودک مسیر رشد مخصوص خود را دارد و ارزیابی دقیق باید بر اساس مجموعهای از مهارتها و روند رشد او انجام شود.
مشاوران مرکز مشاوره خانواده آویژه برای تهیه این مقاله زحمت زیادی کشیدهاند. این مطلب کاربردی درباره تأخیر در گفتار کودک را از دست ندهید و حتماً دیدگاه و تجربه خود را در انتهای پست بنویسید؛ شاید نظر شما به والدین دیگری هم کمک کند.

















یک پاسخ
آیا دید گاه شما دربین کدام سین در اطفال صدق می کند ؟ اطفال که سن شان هفت ساله و یابالا ترباشد چی راهکار وجود دارد تشکر