روانشناسی شکست عشقی و اینکه چگونه میتواند به شما کمک کند
شکست عشقی میتواند احساسی شبیه این باشد که یک کامیون بزرگ از روی شما رد شده، در حالی که سوار یک ترن هوایی هستید!
چرا ممکن است یک جدایی تا این اندازه دردناک باشد، حتی اگر رابطهای که داشتید همیشه خوب و رضایتبخش نبوده باشد؟
پاسخ بسیاری از این سؤالها را میتوان در روانشناسی شکست عشقی پیدا کرد.
این مطلب توسط روانشناسان مرکز مشاوره آویژه نگارش شده است. این مقاله را با دقت مطالعه کنید و اگر تجربه، سؤال یا نظری دارید، آن را در بخش دیدگاههای انتهای پست با ما و دیگران به اشتراک بگذارید؛ شاید تجربه شما بتواند به فرد دیگری که در شرایط مشابه قرار دارد کمک کند.
۵ نکته مهم روانشناسی شکست عشقی
همه ما دوست داریم عشق را فقط یک احساس بدانیم؛ احساسی زیبا که بین دو نفر شکل میگیرد.
اما تحقیقات روانشناسی نشان دادهاند که عشق فقط یک احساس ساده نیست؛ بلکه در مغز مانند یک حالت انگیزشی قوی عمل میکند.
برای مغز، عبور از شکست عشقی شبیه ترک کردن مواد اعتیادآور است
پژوهشگران با استفاده از تصویربرداری مغزی (MRI) مغز افرادی را بررسی کردند که احساس میکردند عمیقاً عاشق هستند.
آنها متوجه شدند بخشهایی از مغز که با مواردی مانند:
- پاداش گرفتن
- از دست دادن
- میل شدید و اشتیاق
- کنترل احساسات
ارتباط دارند، هنگام عاشق شدن فعال میشوند.
به زبان ساده، مغز ما طوری برنامه ریزی میکند که به سمت فرد مورد علاقه مان حرکت کنیم.
بعد از جدایی چه اتفاقی برای مغز میافتد؟
نکته جالب اینجاست که حتی وقتی رابطه تمام شده و فرد دیگر خوشحال نیست، مغز همچنان همان حالت «دنبال کردن پاداش» را ادامه میدهد.
یعنی حتی اگر بدانید رابطه تمام شده، بخشی از مغز شما هنوز انتظار دارد آن فرد دوباره برگردد و همان حس خوب گذشته را ایجاد کند.
جالبتر اینکه همین قسمت از مغز که هنگام عشق و دلتنگی فعال میشود، در افراد معتاد به مواد مخدر مانند کوکائین نیز فعالیت زیادی دارد.
به همین دلیل بعضی متخصصان معتقدند که بعد از جدایی، مغز ما تا حدی شبیه فردی رفتار میکند که در حال ترک یک ماده اعتیادآور است.
نتیجه مهم
وقتی درگیر شکست عشقی هستید، ممکن است منطقی فکر کردن برایتان سخت شود.
در این شرایط ممکن است:
🔴 مدام بخواهید به فرد سابق خود پیام بدهید.
🔴 دنبال فرصتی برای برگشتن رابطه باشید.
🔴 اشتباهات گذشته را فراموش کنید و فقط خوبیها را ببینید.
🔴 تصور کنید بدون آن فرد نمیتوانید زندگی کنید.
اما این احساسات بخشی از واکنش طبیعی مغز شماست.
به همین دلیل در دوران شکست عشقی بهتر است فقط به احساس لحظهای خود اعتماد نکنید.
اگر خانواده یا دوستان نزدیکتان میگویند:
«الان پیام نده»
یا
«بهتر است کمی فاصله بگیری»
ممکن است واقعاً حرف درستی بزنند.
اگر احساس میکنید کنترل احساسات برایتان دشوار شده، استفاده از مشاوره شکست عشقی میتواند کمک کند تا بهتر احساسات خود را بشناسید و مسیر بهبود را راحتتر طی کنید.

شکست عشقی باعث میشود ذهن شما افراطی فکر کند
یکی از موضوعات مهم در روانشناسی شکست عشقی این است که بعد از پایان یک رابطه، ذهن ما ممکن است به شکل عجیبی تغییر کند.
وقتی با یک موقعیت بسیار استرسزا مانند جدایی و شکست عشقی روبهرو میشویم، مغز احساس خطر میکند و سیستم «جنگ یا گریز» را فعال میکند.
تفکر سیاه و سفید بعد از جدایی چیست؟
یکی از واکنشهای ذهن در زمان فشار روانی، چیزی است که روانشناسان به آن تفکر سیاه و سفید یا تفکر همه یا هیچ میگویند.
در این حالت، فرد فقط دو حالت افراطی را میبیند و نمیتواند شرایط را به شکل متعادل بررسی کند.
برای مثال ممکن است بعد از شکست عشقی با خودتان بگویید:
- «من دیگر هیچ وقت عاشق نمیشوم.»
- «هیچ کس مثل او پیدا نمیشود.»
- «او بهترین آدم دنیا بود.»
- «او بدترین انسانی بود که وارد زندگی من شد.»
- «زندگی من بدون او تمام شده است.»
در حالی که واقعیت معمولاً بین این دو حالت افراطی قرار دارد.
چرا ذهن بعد از شکست عشقی اینگونه فکر میکند؟
وقتی مغز در شرایط استرس شدید قرار میگیرد، تلاش میکند سریع نتیجهگیری کند تا احساس کنترل بیشتری داشته باشد.
اما مشکل اینجاست که این نوع فکر کردن باعث میشود:
- گزینه های واقعی زندگی را نبینیم.
- آینده را تاریک تر از واقعیت تصور کنیم.
- احساساتمان شدیدتر شود.
- بیشتر در چرخه غم، خشم و ناامیدی گیر کنیم.

چگونه افکار افراطی بعد از شکست عشقی را کنترل کنیم؟
اولین قدم این است که متوجه افکار افراطی خود شوید.
به کلماتی که در ذهن خود استفاده میکنید توجه کنید.
کلماتی مانند:
- همیشه
- هرگز
- بهترین
- بدترین
- هیچکس
- همه
وقتی متوجه شدید چنین فکری دارید، از خودتان چند سؤال بپرسید:
آیا این فکر واقعاً منطقی است؟
مثلاً:
«من دیگر هیچ وقت عشق واقعی پیدا نمیکنم.»
یا فقط به دلیل درد و ناراحتی فعلی چنین احساسی دارید؟
فکر متعادلتر چه میتواند باشد؟
به جای اینکه بگویید:
«من دیگر هرگز خوشحال نمیشوم.»
میتوانید بگویید:
«الان دوران سختی را میگذرانم، اما احساسات من با گذشت زمان تغییر خواهند کرد.»
این نوع نگاه باعث میشود ذهن آرامتر شود و تصمیمهای بهتری بگیرید.
نقش درمان شناختی رفتاری (CBT) در شکست عشقی
یکی از روشهای مؤثر روانشناسی برای کنترل افکار منفی، درمان شناختی رفتاری (CBT) است.
در این روش به فرد کمک میشود افکار غیر واقعی و افراطی خود را شناسایی کند و آنها را با افکار منطقیتر جایگزین کند.
برای مثال:
فکر منفی: «من بدون او هیچ ارزشی ندارم.»
فکر سالمتر: «من ناراحتم، اما ارزش من به بودن یا نبودن یک فرد دیگر وابسته نیست.»
به همین دلیل، در برخی موارد مشاوره شکست عشقی میتواند به افراد کمک کند تا الگوهای فکری آسیبزا را بشناسند و راحتتر از رابطه گذشته عبور کنند.

بعد از شکست عشقی، ذهن شما همیشه نمیتواند واقعیت را همانطور که بوده به یاد بیاورد
یکی از بخشهای مهم در روانشناسی شکست عشقی این است که بدانیم ذهن ما همیشه یک دوربین دقیق و بدون خطا نیست.
استرس بعد از جدایی چگونه خاطرات ما را تغییر میدهد؟
حالا تصور کنید فردی در شرایط بسیار پر استرس قرار گرفته است؛ مثل زمانی که یک رابطه مهم به پایان میرسد.
وقتی شکست عشقی اتفاق میافتد، بدن و مغز وارد حالت فشار روانی میشوند.
در این شرایط، هورمون های استرس مانند:
- کورتیزول
- نوراپینفرین
در بدن افزایش پیدا میکنند.
تحقیقات نشان دادهاند که این هورمونها میتوانند باعث شوند ذهن ما بیشتر روی خاطرات منفی تمرکز کند و بخشهای مثبت تجربه را کمتر به یاد بیاورد.
چرا بعد از شکست عشقی مدام رابطه را مرور میکنیم؟
یکی از رایجترین رفتارها بعد از جدایی این است که فرد بارها و بارها رابطه گذشته را در ذهن خود مرور میکند.
ممکن است ساعتها فکر کنید:
- چرا این اتفاق افتاد؟
- کجا اشتباه کردم؟
- اگر آن روز فلان حرف را نمیزدم چه میشد؟
- آیا میتوانستم رابطه را نجات دهم؟
- آیا هنوز دوستم دارد؟
این مرور مداوم گذشته، در ابتدا طبیعی است؛ زیرا ذهن تلاش میکند اتفاقی را که برایش دردناک بوده، درک کند.
یعنی هر بار که داستان رابطه را تعریف میکنید، دوباره همان دردها را تجربه میکنید.

یک تمرین ساده برای بازسازی نگاه به رابطه
هر زمان متوجه شدید فقط خاطرات منفی را مرور میکنید، این تمرین را انجام دهید:
یک خاطره مثبت از رابطه را هم به یاد بیاورید.
مثلاً:
- لحظهای که خوشحال بودید.
- زمانی که از یکدیگر حمایت کردید.
- تجربه خوبی که با هم داشتید.
هدف این کار این نیست که رابطه را دوباره ایدهآل کنید؛ بلکه کمک میکند واقعیت را کاملتر ببینید.
رابطهها معمولاً ترکیبی از لحظات خوب و بد هستند.
چرا صحبت کردن با مشاور میتواند کمککننده باشد؟
گاهی بعد از شکست عشقی، صحبت کردن با دوستان باعث میشود فقط بخشهای منفی رابطه را بارها تکرار کنیم.
دوستان معمولاً از روی محبت طرف ما را میگیرند و ممکن است ناخواسته باعث شوند بیشتر در خشم، ناراحتی یا احساس قربانی بودن باقی بمانیم.
اما یک متخصص در مشاوره شکست عشقی میتواند به شما کمک کند داستان رابطه را به شکلی بررسی کنید که باعث رشد و بهبود شما شود.
مشاور به شما کمک میکند:
- احساسات خود را بهتر بشناسید.
- از مرور وسواسگونه گذشته خارج شوید.
- واقعیت رابطه را بدون تحریف ببینید.
- برای آینده تصمیمهای سالمتری بگیرید.

اثر گلوله برفی روانی؛ چرا یک جدایی کوچک میتواند درد بزرگی ایجاد کند؟
یکی از موضوعات جالب در روانشناسی شکست عشقی این است که گاهی شدت ناراحتی ما با اتفاقی که افتاده، تناسب ندارد.
شاید اطرافیان بگویند:
«فقط یک ماه با هم بودند، چرا اینقدر ناراحت است؟»
اما واقعیت این است که همیشه میزان درد ما فقط به مدت رابطه بستگی ندارد.
گاهی یک جدایی میتواند احساسات و زخمهایی قدیمیتر را فعال کند؛ زخمهایی که شاید سالها در ذهن ما پنهان ماندهاند.
اثر گلوله برفی روانی چیست؟
روانشناسان به این اتفاق میگویند اثر گلوله برفی روانی (Psychological Snowball Effect).
تصور کنید یک گلوله کوچک برفی از بالای یک کوه شروع به حرکت میکند.
در ابتدا کوچک است، اما هرچه پایینتر میآید، برف بیشتری جمع میکند و بزرگتر و سنگینتر میشود.
گاهی شکست عشقی هم همینگونه عمل میکند.
یک اتفاق در زمان حال، مثل تمام شدن یک رابطه، میتواند احساسات و دردهای قدیمی را فعال کند.
ناگهان ناراحتی فقط مربوط به همین رابطه نیست؛ بلکه تمام احساسات حلنشده گذشته هم به آن اضافه میشوند.
چرا یک جدایی میتواند زخمهای قدیمی را فعال کند؟
ممکن است فرد در گذشته تجربههایی مانند این داشته باشد:
- احساس طرد شدن
- دوست داشته نشدن
- نادیده گرفته شدن
- خیانت یا از دست دادن اعتماد
- تنهایی شدید
- تجربه یک رابطه آسیبزا
وقتی یک شکست عشقی اتفاق میافتد، ذهن ممکن است دوباره همان احساسات قدیمی را فعال کند.
به همین دلیل گاهی فرد واکنشی بسیار شدیدتر از چیزی که انتظار میرود نشان میدهد.
او فقط برای رابطه فعلی ناراحت نیست؛ بلکه دردهای قدیمی هم دوباره زنده شدهاند.

نوشتن احساسات چه کمکی میکند؟
وقتی احساسات خود را روی کاغذ میآورید، ذهن فرصت پیدا میکند چیزهایی را که در درون شما ماندهاند بهتر نشان دهد.
میتوانید بنویسید:
🔴 الان دقیقاً چه احساسی دارم؟
🔴 بیشتر از چه چیزی ناراحتم؟
🔴 آیا این احساس برای اولین بار ایجاد شده یا قبلاً هم آن را تجربه کردهام؟
🔴 این جدایی چه چیزی را در مورد خودم به من نشان میدهد؟
گاهی همین نوشتن ساده کمک میکند متوجه شوید درد اصلی فقط مربوط به رابطه اخیر نیست.
شکست عشقی میتواند باعث شوک روانی شود؛ یک واکنش واقعی و قابل درک
یکی دیگر از موضوعات مهم در روانشناسی شکست عشقی این است که بدانیم پایان یک رابطه میتواند برای ذهن و بدن ما مانند یک اتفاق بسیار تکان دهنده عمل کند.
بعضی افراد تصور میکنند ناراحتی بعد از جدایی فقط یک احساس ذهنی است و فرد باید «خودش را جمع کند» و سریع به زندگی عادی برگردد.
اما واقعیت این است که شکست عشقی میتواند واکنشهای واقعی روانی و حتی جسمی ایجاد کند.
شوک عاطفی یا شوک روانی بعد از شکست عشقی چیست؟
شکست عشقی، مانند بسیاری از تجربههای آسیبزا، میتواند باعث چیزی شود که روانشناسان به آن شوک عاطفی (Emotional Shock) یا واکنش استرس حاد (Acute Stress Reaction) میگویند.
این حالت زمانی اتفاق میافتد که ذهن و بدن با یک اتفاق ناگهانی و دردناک روبهرو میشوند و هنوز فرصت پردازش کامل آن را پیدا نکردهاند.
در این شرایط ممکن است فرد احساس کند:
- اتفاقی که افتاده واقعی نیست.
- هنوز منتظر برگشتن فرد مقابل است.
- نمیتواند باور کند رابطه تمام شده است.
- احساس سردرگمی و گیجی دارد.

بعد از شکست عشقی چگونه بهتر از خودمان مراقبت کنیم؟
لازم نیست فوراً قوی باشید یا وانمود کنید که هیچ اتفاقی نیفتاده است.
به خودتان فرصت بدهید.
چند کار مهم که میتواند به بهبود شما کمک کند:
به خودتان زمان بدهید
عبور از یک رابطه مهم، یک فرآیند است.
هیچ زمان مشخصی وجود ندارد که همه افراد در آن کاملاً خوب شوند.
بعضی افراد در چند هفته بهتر میشوند و بعضی دیگر به زمان بیشتری نیاز دارند.
خودتان را با دیگران مقایسه نکنید.
از خودتان مراقبت کنید
در دوران شکست عشقی، مراقبت از جسم و روان بسیار مهم است.
سعی کنید:
- غذای سالم بخورید.
- خواب کافی داشته باشید.
- ورزش کنید.
- با افراد حمایتکننده در ارتباط باشید.
- کارهایی انجام دهید که به شما احساس آرامش میدهد.

تصمیمهای بزرگ را عجولانه نگیرید
وقتی احساسات شدید هستند، بهتر است تصمیمهای مهم زندگی را کمی به تأخیر بیندازید.
برای مثال:
- وارد رابطه جدید شدن برای فرار از درد
- قطع کردن ناگهانی مسیر زندگی
- تصمیمهای شدید از روی خشم یا ناراحتی
ممکن است بعداً باعث پشیمانی شوند.
اگر نیاز دارید کمک بگیرید
گاهی افراد فکر میکنند کمک گرفتن نشانه ضعف است، اما واقعیت این است که شناخت احساسات و درخواست حمایت میتواند نشانه آگاهی و مراقبت از خود باشد.
در مشاوره شکست عشقی، فرد میتواند یاد بگیرد:
- چرا اینقدر دچار درد شده است.
- چگونه با دلتنگی کنار بیاید.
- چگونه افکار منفی را مدیریت کند.
- چگونه دوباره اعتمادبهنفس خود را به دست آورد.
- چگونه برای روابط سالمتر در آینده آماده شود.

مشاوره شکست عشقی به شما کمک میکند بهتر عبور کنید
شکست عشقی فقط یک ناراحتی ساده نیست.
این تجربه میتواند روی:
🟢 ذهن
🟢 احساسات
🟢 رفتار
🟢 بدن
تأثیر بگذارد.
در این مقاله درباره روانشناسی شکست عشقی یاد گرفتیم که:
- مغز بعد از جدایی میتواند مانند زمان ترک یک وابستگی واکنش نشان دهد.
- شکست عشقی باعث میشود گاهی افکار افراطی و غیرمنطقی داشته باشیم.
- خاطرات ما بعد از جدایی ممکن است تحت تأثیر استرس تغییر کنند.
- بعضی دردهای شدید بعد از جدایی ممکن است به زخمهای قدیمی مرتبط باشند.
- شکست عشقی میتواند باعث واکنشهای واقعی جسمی و روانی شود.
مهمترین نکته این است که بدانید احساسات شما طبیعی هستند.
اگر اکنون درگیر شکست عشقی هستید، به خودتان فرصت بدهید، از حمایت دیگران استفاده کنید و در صورت نیاز از یک متخصص کمک بگیرید.
مشاوره شکست عشقی میتواند به شما کمک کند این دوران سخت را بهتر درک کنید و مسیر بازگشت به آرامش را با آگاهی بیشتری طی کنید.
به یاد داشته باشید:
شکست عشقی پایان زندگی نیست؛ بلکه تجربهای دردناک است که میتواند فرصتی برای شناخت بهتر خود، رشد شخصی و ساختن آیندهای سالمتر باشد.
















21 پاسخ
سلام گفت عاشقمه رفتم باهاش تو رابطه بعد عاشق خودش کردم بعد گذاشت رفت
سلام کمکم کنید فراموشش کنم دارم دیوانه میشم 14سالمه
سلام من بخاطر خانواده ازش جدا شدم چیکار کنم فراموشش کنم دارم میمیرم
سلام من ۱۷ سالمه عاشق دختری از فامیلامون شدم ولی فامیلای دور هست و من میترسم بگم بهش و نمیدونم که به من علاقه داره یا نه و سعی میکنم پیش اون خوش قیافه و آراسته باشم تا به خودم عاشقش کنم و زیاد همدیگه رو نمی بینیم و میترسم برم بگم بهش که به پدرو مادرش بگه و من فقط اونو برای آیندم انتخاب کردم نه برای همین سال که بدون کار و اینا ازدواج کنم باهاش و من هنوز درس میخونم تا کار و ماشین و اینا داشته باشم بعد باهم ازدواج کنیم چون میترسم که کسی دیگه ای باهاش اوکی شه بخاطر همین فقط میخوام بگم بهش که فقط باهم حرف بزنیم و با کسه دیگه ای اوکی نشه ولی به میترسم بگم که بره به پدر و مادرش بگه و اگه بشه راهنماییم کنید
سلام بر حضرت یوسف سلام بر زلیخا عشق حقیقی و واقعی بر روح وروان انسان تاثیر گذار است در صورت شکست آدمی را دگرگون می سازد حتی زبان از تعریف آن قاصر است
سلام دو ماه با هم بودیم و من شدیدن وابسته شدم و دوسش دارم اونم همینطور ولی بخاطر اینکه همیشه دعوا میکنم باهم بعث میکنم توع رابطمون و کات کردیم و قتی بعد از مدتی که کات کردیم دو باره یا من یا اون بر میگردیم دوباره به رابطمون ولی بازم دعوا میکنیم تصمیم گرفتیم که دیگه برايه آخرین بار همه چیو تموم کنیم و کات کردیم الان یه هفته ای هست که خیلی براش گریه میکنم بدون اون نمیتونم دیگه همه چیو تموم کردیم ولی الان بدون اون نمیتونم و اونم همینطور چیکار کنم که بتونم فراموشش کنم
خدایا نگذر از اون که باعث جدایی دونفر که عاشق هم بودن شد
الهی آمین. اما هم میخواستم اما مادرش نذاشت
الهی آمین
اسمش آناهیتاس💜کاش برمیگشت و میزاشت کمی حرف بزنم
سلام من ۱۵سالمه و یکی خیلی و بدجور عاشقش شدم و اونم منو خیلی دوس داره و عاشقمه الان بخاطر خانواده میخام ازش جدا بشم و اون اصلا خبر نداره من دو روزه دارم گریه میکنم و نابود شدم باید چیکار کنم ک بتونم فراموشش کنم خاطراتشو من اصلا توانایی ندارم ک بتونم فداموشش کنم
من خیلی دوسش دارم اون پسر عمه ی منه ولی من میترسم بهش بگم چون فامیلیم من با کسی تا حالا نبودم ولی اون فکر کنم با چند نفری بوده ما بچه بودیم یک سالی با هم رفیق بودیم جوری که ما همو خواهر و برادر میدونستیم ولی بعد یک سال رفتاراش تغییر کرد الان پنج ساله من دوسش دارم و نمیتونم بهش بگم من 12 سالمه اون 16
سلام دانیال برای اونی که مرد یه فاتحه بهتون
دفنش کن …یه چن روز عزاداری کن بعد برگرد به زندگی…اون بدون تو خوشحاله …تو چرا نباشی؟؟؟
ولی به نظرم لیاقت منو نداشت قشنگ نیست ، کلمه بهترش اینه بگیم من انتخابش نبودم چون معیاراش با من فرق داره انتخابش اینطوری قشنگ حرف بزنیم
سلام من از یه رابطه دو سال که هرروز و هرشب و هرلحظه کنار هم بودیم اومدم بیرون.. اون اعتیاد داشت و منم امید به اینکه روزی خوب میشه همیشه رفیقاشو موادشو بمن ترجیح میداد روزای اخر فقط بی احترامی و بی حرمتی بود.. من خودم تموم کردم این رابطرو ولی الان نزدیک دو ماه شده که نیستیم باهم و تو این دوماه حالم خوب نمیشه هرروز و هرروز گریه هام بیشتر میشهه انگار یه تیکه از قلبم نیست.. به بهونه های ریزو کوچیک بهش اس میدم اونم همینطور.. و دلم پر زده بببینمش.. واقعا حالم خوب نیست
سلام دوست خوب فکر کن ببین داری عاقلانه رفتار میکنی یا احساسی؟ اگر با عقلت تصمیم گرفتی که عالیه ادامه بده .ما تو سن پایین احساسی عمل میکنیم روی خودت کار کن و خودتو قوی کن گاهی جذبش شری چون خودت از درون کمبود و مشکلی داری وقتی اونو حل کنی دیگه دنبال اون نمیری چون میدونی که یه کار پوچ و باطل هست و اخرش هیچی نیست
سلام ب همه دل شکستها . من ۷ سال با پارتنرم زندگی کردیم روز و شب ساعت و دقیقه ها باهم گذروندیم هم عشق دادیم هم دعوا میکردیم و زود اشتی میکردیم چون بدون هم نمیتونستیم خلاصه سرتون رو در نیارم زندگی خوب و جذابی پیش هم داشتیم و کم کم میخواستیم ب ازدواج نزدیک بشیم چیزی ک برناممون بود و یهو گفت این رابطه درست نمیشه و مشکل داره و از این بهانها خلاصه رفت و رفت و رفت من موندم و دل شکسته و حال خراب و افسرده جونم ب لب رسیده خلاصه ک عاشقی و عشق مزخرف ترین حال موجوده و دل دادن ب کسی احمق ترین کار یک انسانه لعنت ب عشق ک منو کُشت و رفت …
سلام و عرض و احترام
در صورت امکان راهنمایی بفرماید :
۱۴ سالم بود ۱۵ سالش بود دوسش داشتم نمد شاید دوسم داشت بهم ی کاغذی داد ک اسم خودشو خودمو با خط میخی نوشته بود 🙂 کلا دختر خجالتی بود سالی دو سه بار میدیدمش الانم همین طوری ع سالی ۲ ، ۳ با میبینمش 😔 سال اول اوک بود سوال دوم وقتی شد ۱۶ سالش براش گوشی خریدن لعنت ب کسی ک براش گوشی خرید 🥲 عوض شده بود میگفتن باورم نمیشد ی آدم خجالتی ک ب زور تو چشمای من نگاه میکرد با چن نفر تو رابطه باشه چون فامیل دور بود امارشو کمکی داشتم از این و اون بهم میگفتن با فلان کس تو خیابون فلان دیدنش فلان جا دیدنش و … خب باورم نمیشد چون دوسش داشتم هنوزم دوسش دارم 🙂 تا این که ی ماه قبل دیدمش آره راست بود همه حرفای در موردش ۱ روز کامل باهم بودیم ی جا بودیم سرش تو گوشی بود از حرفاش با یکی دیگ از دخترای فامیل فهمیدم درست بود همه حرفاشون 🙁 همون روز چن بار تصمیم گرفتم بهش بگم اخه نامرد این بود رسمش؟! منی ک غیر تو ب چشم های هیچ دختری خیره نشده بودم این بود مزدم؟! الان من ۱۷ سالمه اونم ۱۸ 😔 دیگ نمی دونم چیکار کنم باهاش همون روز تصمیم گرفتم فراموشش کنم همون شب کلی گریه کردم ولی فرداش دوباره همه حرفاش همه حرکتاش جلو چشمم بود 😭 هرچی سعی میکنم خودمم قانع کنم ازش متنفرم نمیتونم 🙂 نفرینش کنم؟! ن نمیتونم 😅 تا این ک تصمیم گرفتم دفعه بعدی ک دیدمش کاغذ شو بدم بهش 🙂 نمی دونم چی بگم بهش یا اصن ندم بهش🙂 اگه میشه کمکم کنید 🙂
اگه داستانه منو بشنوی که سکته میکنی میگی چطور تا الا نفس کشید از ورزش به اعتیاد به درو از اجتماع خانواده همه کسم فقط به خاطره اون الآنم باهمین ولی نباشیم بهتره چون هروز قلبمو تیکه تیکه میکنه من چیکار کنم خوب بشم 22سالمه انگار ۴۰سالمه…
سلام دانیال امیدوارم که حالت خوب بشه بهترین راه حل بیخیالیه و فراموشی کسی که رفت رفته و مرده فراموشش کن
سلام درکتون میکنم یه مدت ازش دوری کنیدنبینش پیام نده زنگ نزن امتحانش کن ببین واقعادوست داره براش محمی امیدوارم به نتیجه برسی منم به کسی دل بستم تامر ازدواج هم رفتیم برای آینده مون برنامه ریزی کردیم امانشد داغون شدم اما دارم سعی میکنم فراموش کنم شایدبتونم😔