ازدواج با مرد بچه دار؛ قبل از ازدواج این واقعیتهای مهم را بدانید!
ازدواج با مرد بچه دار میتواند تجربهای متفاوت، عمیق و حتی بسیار شیرین باشد؛ اما در عین حال، چالشهایی دارد که اگر قبل از ازدواج درباره آنها فکر نکنید، ممکن است بعداً با مشکلات جدی روبهرو شوید.
وقتی عاشق مردی میشوید که از ازدواج قبلی خود فرزند دارد، در واقع فقط وارد رابطه با یک مرد نمیشوید؛ بلکه وارد بخشی از زندگی و خانوادهای میشوید که پیش از شما شکل گرفته است.
💚 این مقاله حاصل تلاش و دقت مشاوران مرکز مشاوره خانواده آویژه است تا مهمترین نکات درباره ازدواج با مرد بچهدار را در اختیار شما قرار دهد.
اگر این موضوع دغدغه شماست، مقاله را از دست ندهید و حتماً دیدگاه و تجربه خود را در انتهای مطلب بنویسید؛ شاید نظر شما بتواند به تصمیمگیری و آگاهی دیگران هم کمک کند.
ازدواج دختر مجرد با مرد طلاق گرفته بچه دار
بنابراین اگر در فکر ازدواج با مردی که بچه دارد هستید، بهتر است قبل از تصمیم نهایی، همه جوانب را با دقت بررسی کنید.
ازدواج با مرد بچه دار چه تفاوتی با ازدواج معمولی دارد؟
در یک ازدواج معمولی، زن و مرد معمولاً زندگی مشترک خود را از نقطهای نسبتاً مشترک آغاز میکنند.
اما وقتی مرد از ازدواج قبلی خود فرزند دارد، بخشی از زندگی گذشته او همچنان در زندگی جدید حضور خواهد داشت.
فرزند او ممکن است در برنامههای روزمره شما، تصمیمهای خانوادگی، مسائل مالی، تعطیلات، سفرها و حتی برنامهریزی برای آینده نقش داشته باشد.
⚠️ از طرف دیگر، ممکن است همسر سابق او نیز به دلیل فرزند مشترک، همچنان با او در ارتباط باشد.

نکات مهم ازدواج با مرد بچه دار
بنابراین قبل از ازدواج با مردی که بچه دارد باید بدانید که این ازدواج فقط درباره رابطه شما و همسرتان نیست؛ بلکه درباره ساختن یک خانواده ترکیبی نیز هست.
اولین سؤال مهم: آیا واقعاً آماده پذیرش فرزند او هستید؟
گاهی در دوران عاشقی با خودمان میگوییم:
«من بچههایش را هم دوست خواهم داشت.»
اما زندگی واقعی با تصور دوران آشنایی متفاوت است.
ممکن است فرزند همسرتان در ابتدا شما را دوست نداشته باشد.
ممکن است نسبت به شما حسادت کند.
ممکن است از حضور شما در کنار پدرش ناراحت باشد.
حتی ممکن است رفتارهایی داشته باشد که برایتان آزاردهنده باشد.
این موضوع لزوماً به معنی بد بودن کودک نیست.
کودک ممکن است احساس کند با ورود شما، جایگاهش نزد پدرش تغییر کرده است یا هنوز امیدوار باشد پدر و مادرش دوباره به زندگی مشترک برگردند.
📌 به همین دلیل، اگر قصد ازدواج دختر مجرد با مرد طلاق گرفته بچه دار را دارید، نباید انتظار داشته باشید که فرزند او از همان روز اول شما را مانند مادر خودش بپذیرد.
یک نکته مهم:
قرار نیست جای مادر کودک را بگیرید.
بهتر است ابتدا یک رابطه سالم، محترمانه و تدریجی با او بسازید و اجازه دهید اعتماد به مرور شکل بگیرد.
۱۴ نکته طلایی ازدواج دختر مجرد با مرد مطلقه چیست؟ در این باره باید مقاله ازدواج با مرد مطلقه از نظر روانشناسی را بخوانید.
اگر مرد مورد نظر شما پسر دارد، رابطه پدر و پسر را جدی بگیرید
ازدواج با مردی که فرزند پسر دارد ممکن است شرایط خاص خودش را داشته باشد.
سن پسر، شخصیت او، میزان وابستگیاش به پدر و رابطهای که با مادرش دارد، همگی میتوانند بر زندگی آینده شما تأثیر بگذارند.
ممکن است یک پسر نوجوان نسبت به ازدواج مجدد پدرش حساس باشد.
ممکن است تصور کند شما جای مادرش را گرفتهاید.
یا حتی ممکن است از اینکه پدرش زمان بیشتری را با شما سپری میکند ناراحت شود.
در چنین شرایطی، نباید وارد رقابت با فرزند شوید.
پدر نیز نباید بین همسر و فرزندش یکی را انتخاب کند.
📌 آنچه اهمیت دارد، ایجاد مرزهای سالم، احترام متقابل و تقسیم درست نقشها است.

رابطه مرد با همسر سابقش را نادیده نگیرید
یکی از مهمترین موضوعاتی که قبل از ازدواج باید بررسی کنید، رابطه مرد با همسر سابقش است.
اگر آنها فرزند مشترک دارند، احتمالاً ارتباطشان بعد از طلاق کاملاً قطع نمیشود.
این ارتباط میتواند طبیعی و محدود به مسائل مربوط به فرزند باشد؛ اما گاهی ممکن است پرتنش، عاطفی یا حتی مخرب باشد.
بنابراین از خودتان بپرسید:
- آیا مرد توانسته از ازدواج قبلی خود عبور کند؟
- آیا هنوز از نظر عاطفی وابسته به همسر سابقش است؟
- آیا دائماً درباره او صحبت میکند؟
- آیا همسر سابقش در تصمیمهای زندگی او بیش از حد دخالت میکند؟
- آیا برای ارتباط با همسر سابقش مرز مشخصی دارد؟
- آیا میتواند بدون دعوا و تنش مسائل مربوط به فرزند را مدیریت کند؟
اگر پاسخ این سؤالها برایتان روشن نباشد، بهتر است قبل از ازدواج عجله نکنید.
دلیل طلاق قبلی او را جدی بررسی کنید
اینکه یک مرد قبلاً ازدواج کرده و طلاق گرفته، به تنهایی نشانه بد بودن او نیست.
آدمها ممکن است به دلایل مختلفی از هم جدا شوند.
اما مهم است بدانید چرا ازدواج قبلی او به پایان رسیده است.
- آیا خیانت اتفاق افتاده؟
- آیا اعتیاد وجود داشته؟
- آیا مشکل خشم یا خشونت داشته است؟
- آیا مسئولیتپذیر نبوده؟
- آیا مشکلات مالی باعث اختلاف شده؟
- آیا اختلافات عمیق شخصیتی وجود داشته؟
📌 مهمتر از دلیل طلاق، این است که ببینید مرد مورد نظر شما از ازدواج قبلی خود چه چیزی یاد گرفته است.
اگر همه مشکلات را گردن همسر سابقش میاندازد و خودش هیچ مسئولیتی برای شکست ازدواج قبلی قبول نمیکند، بهتر است با دقت بیشتری رفتار کنید.
کسی که از گذشته خود درس نگرفته، ممکن است همان الگوها را در ازدواج جدید نیز تکرار کند.
۶ نشانه مهم که آینده رابطه را آشکار میکند! در این مورد حتما مقاله از کجا بفهمیم رابطه به ازدواج ختم میشود؟ را بخوانید.

آیا او از نظر عاطفی برای ازدواج جدید آماده است؟
گاهی فرد از نظر قانونی طلاق گرفته، اما از نظر احساسی هنوز از ازدواج قبلی خارج نشده است.
- ممکن است هنوز خشمگین باشد.
- ممکن است دائماً گذشته را مرور کند.
- ممکن است هنوز امیدوار باشد رابطه قبلی برگردد.
- یا ممکن است فقط برای فرار از تنهایی وارد رابطه جدید شده باشد.
در چنین شرایطی، ازدواج میتواند تصمیم عجولانهای باشد.
⚠️ قبل از ازدواج با مرد بچه دار بهتر است مطمئن شوید که او واقعاً آماده ساختن یک زندگی جدید است، نه اینکه فقط میخواهد جای خالی رابطه قبلی را پر کند.
درباره سبک تربیتی با یکدیگر صحبت کنید
یکی از چالشهای مهم خانوادههای ترکیبی، تفاوت در شیوه تربیت فرزندان است.
- ممکن است شما معتقد باشید کودک باید آزادی بیشتری داشته باشد، اما همسرتان بسیار سختگیر باشد.
- ممکن است شما با تنبیه مخالف باشید، اما او معتقد باشد سختگیری ضروری است.
- ممکن است شما روی نظم و مسئولیتپذیری تأکید کنید، اما او بیش از حد آسان بگیرد.
این اختلافها اگر قبل از ازدواج بررسی نشوند، بعداً میتوانند به دعواهای جدی تبدیل شوند.
قبل از ازدواج درباره این موارد صحبت کنید:
- قوانین خانه
- نحوه برخورد با بیاحترامی
- تنبیه و تشویق
- ساعت خواب
- استفاده از تلفن همراه
- درس و مدرسه
- مسئولیتهای کودک در خانه
- نحوه برخورد شما با فرزند او
- حدود اختیارات شما بهعنوان نامادری
⚠️ شما نباید وارد خانوادهای شوید که هیچ جایگاه مشخصی در آن ندارید.
عشق زیر سایه کنترل و خودخواهی چگونه است؟ در این رابطه حتما مقاله اختلال شخصیت خودشیفته و ازدواج را بخوانید.

آیا همسرتان در شرایط سخت پشت شما میایستد؟
این یکی از مهمترین سؤالات در ازدواج با مردی که بچه دارد است.
فرض کنید روزی بین شما و فرزند او اختلافی پیش آمد.
- مردی که قرار است همسر شما باشد چه واکنشی نشان میدهد؟
- آیا بدون شنیدن حرف شما فوراً طرف فرزندش را میگیرد؟
- آیا از ترس ناراحت شدن کودک، هیچ مرزی تعیین نمیکند؟
- یا میتواند همزمان هم از فرزندش حمایت کند و هم با شما منصفانه رفتار کند؟
یک همسر سالم قرار نیست بین همسر و فرزندش یکی را انتخاب کند.
بلکه باید بتواند مرزهای درست و عادلانهای برای همه اعضای خانواده ایجاد کند.
⚠️ اگر مردی از شما انتظار دارد مسئولیتهای خانواده را بپذیرید، اما در مقابل هیچ حمایت و جایگاهی برای شما قائل نیست، باید این موضوع را جدی بگیرید.
مسائل مالی را قبل از ازدواج شفاف کنید
وقتی با مردی که فرزند دارد ازدواج میکنید، احتمالاً بخشی از درآمد او همچنان صرف فرزند یا فرزندانش خواهد شد.
این موضوع کاملاً طبیعی است.
ممکن است هزینههایی مانند:
- مدرسه و دانشگاه
- لباس
- درمان
- بیمه
- کلاسهای آموزشی
- تفریح
- سفر
- هزینههای روزمره
- یا حمایت مالی از فرزند
وجود داشته باشد.
مشکل زمانی ایجاد میشود که شما بدون اطلاع از وضعیت مالی وارد ازدواج شوید و بعداً احساس کنید تمام برنامههای مالی زندگی مشترکتان تحت تأثیر مسئولیتهای گذشته او قرار گرفته است.
⚠️ شفافیت مالی قبل از ازدواج میتواند جلوی بسیاری از اختلافات آینده را بگیرد.
۶ راز تبدیل دوست پسر به شوهر چیست؟ در این مورد باید مقاله چگونه دوست پسر را به شوهر تبدیل کنیم؟ را بخوانید.

اگر خودتان فرزند دارید، شرایط متفاوت میشود
اگر شما هم فرزند دارید، موضوع پیچیدهتر خواهد شد.
چون حالا فقط قرار نیست شما وارد زندگی او شوید؛ بلکه او نیز وارد زندگی شما و فرزندتان میشود.
باید ببینید آیا مرد مورد نظر با فرزند شما رابطه خوبی برقرار میکند یا خیر.
- آیا برای او احترام قائل است؟
- آیا صبور است؟
- آیا مسئولیتپذیر است؟
- آیا میتواند بدون تبعیض با فرزندان خانواده رفتار کند؟
اگر قرار است خانوادهای ترکیبی شکل بگیرد، باید درباره نقش هر فرد و قوانین خانه از قبل صحبت کنید.
تفاوت عشق به فرزند خودتان و فرزند همسر را بشناسید
ممکن است بعد از ازدواج متوجه شوید احساسی که نسبت به فرزند خودتان دارید با احساسی که نسبت به فرزند همسرتان دارید، دقیقاً یکسان نیست.
این موضوع لزوماً به معنی بیمحبتی نیست.
پیوند عاطفی میان والد و فرزند معمولاً شکل خاصی دارد و ممکن است با رابطهای که با فرزند همسر ایجاد میکنید متفاوت باشد.
بنابراین خودتان را مجبور نکنید که از همان روز اول احساس مادری نسبت به فرزند همسرتان داشته باشید.
⚠️ احترام، مهربانی، صبر و ثبات رفتاری معمولاً مهمتر از تلاش برای ایجاد یک صمیمیت مصنوعی است.
آیا میتوانید با حضور دائمی گذشته او کنار بیایید؟
وقتی مردی از ازدواج قبلی فرزند دارد، گذشته او کاملاً از زندگی شما حذف نمیشود.
عکسهای قدیمی، خاطرات، مراسم خانوادگی، مدرسه فرزند، ارتباط با خانواده همسر سابق و بسیاری از مسائل دیگر ممکن است همچنان وجود داشته باشند.
⚠️ قرار نیست گذشته او را پاک کنید؛ قرار است ببینید آیا میتوانید با گذشته او کنار بیایید و در زمان حال زندگی کنید یا نه.
از خودتان بپرسید: آیا واقعاً برای این زندگی آمادهام؟
قبل از ازدواج دختر مجرد با مرد طلاق گرفته بچه دار بهتر است به جای اینکه فقط از خودتان بپرسید:
«آیا من او را دوست دارم؟»
سؤالهای عمیقتری بپرسید:
- آیا من آماده پذیرش فرزند او هستم؟
- آیا میتوانم با همسر سابقش کنار بیایم؟
- آیا میتوانم بپذیرم که فرزندش همیشه بخش مهمی از زندگی او خواهد بود؟
- آیا او در زمان اختلاف از من حمایت میکند؟
- آیا از نظر عاطفی احساس امنیت میکنم؟
📌 اگر پاسخ بسیاری از این سؤالها منفی است، بهتر است قبل از ازدواج مکث کنید.
همسر مناسب شخصیت وسواسی کیست؟ در این مورد حتما مقاله ازدواج با اختلال شخصیت وسواسی جبری را بخوانید.

پشیمانی از ازدواج با مرد بچه دار
چرا بعضی زنان بعداً پشیمان میشوند؟
پشیمانی از ازدواج با مرد بچه دار معمولاً زمانی شدیدتر میشود که زن قبل از ازدواج، مشکلات احتمالی را کوچک شمرده باشد.
گاهی عشق باعث میشود فرد با خودش بگوید:
- «بعداً درست میشود.»
- «بچهها بالاخره من را دوست خواهند داشت.»
- «همسر سابقش دیگر مهم نیست.»
- «بعد از ازدواج همه چیز بهتر میشود.»
اما واقعیت این است که ازدواج معمولاً مشکلات حلنشده را از بین نمیبرد.
اگر قبل از ازدواج مشکل جدی در رابطه مرد با فرزندش، همسر سابق، مسائل مالی یا مسئولیتپذیری وجود داشته باشد، ممکن است بعد از ازدواج بیشتر خودش را نشان دهد.
به همین دلیل، هدف این نیست که شما را از ازدواج با مرد بچهدار بترسانیم.
📌 هدف این است که قبل از ازدواج، واقعیت را همانطور که هست ببینید.
رابطه لانگ دیستنس موفق چگونه است؟ در این مورد باید مقاله چگونه در رابطه لانگ دیستنس جذاب باشیم را بخوانید.
آیا ازدواج با مرد بچه دار میتواند موفق باشد؟
قطعاً بله.
داشتن فرزند از ازدواج قبلی به این معنی نیست که یک مرد نمیتواند همسر خوبی باشد.
بسیاری از مردان مطلقه دارای فرزند میتوانند زندگی مشترک سالم و موفقی بسازند.
آنچه اهمیت دارد، شخصیت مرد، میزان مسئولیتپذیری، بلوغ عاطفی، رابطه او با فرزندش، نحوه مدیریت رابطه با همسر سابق و توانایی او در ایجاد مرزهای سالم است.
اگر مرد مورد نظر شما:
- صادق باشد؛
- مسئولیت اشتباهات گذشتهاش را بپذیرد؛
- از نظر عاطفی آماده ازدواج باشد؛
- رابطه سالمی با فرزندش داشته باشد؛
- مرز مشخصی با همسر سابقش داشته باشد؛
- از شما در شرایط سخت حمایت کند؛
- و برای ساختن یک خانواده جدید واقعاً تلاش کند،
📌 داشتن فرزند از ازدواج قبلی لزوماً مانع خوشبختی شما نخواهد بود.

سخنی از مشاوران آویژه
ازدواج با مرد بچه دار نه یک انتخاب کاملاً اشتباه است و نه تصمیمی که بدون فکر بتوان آن را انجام داد.
اگر در مورد ازدواج با مردی که بچه دارد مردد هستید، پیش از تصمیم نهایی بهتر است شرایط خودتان، شخصیت مرد، رابطه او با فرزندش و وضعیت خانواده قبلی او را با دقت بررسی کنید.
💚 پشت این مقاله، ساعتها دقت و تلاش مشاوران مرکز مشاوره خانواده تلفنی آویژه قرار دارد.
اگر درباره ازدواج با مرد بچهدار سؤال یا تردیدی دارید، این مطلب میتواند نگاهتان را روشنتر کند. مقاله را از دست ندهید و تجربه یا نظر خود را در بخش دیدگاهها بنویسید؛ شاید حرف شما چراغ راه فرد دیگری باشد.


















300 پاسخ
سلام من ۴ساله بامردی ازداوج کردم ک یه دختر داشت بعد ۲سال زن سابقش که شوهرداشت طلاق گرفت الان رفته زیرپای شوهرم ومیخواد منو ب زور بندازه بیرون اززندگیم خیلیی سخته ولی من مطمینم ک خداپشتمه و هیچ کاریم نمیتونه بکنه
دقیقامثل خودم خانواده یاخودشوهر اگه بزبون بیارن بفهم طرف اون رودارن نه تورو مامثل یک عروسک یاپرستاری هستیم که بایدمواظب باشیم وبازی مون بدن همه روتجربه کردم فقط بین دوراه موندم کجاوچرا؟
ببخشید ازدواج با مرتبه داری که زنش فوت شده چطور؟
به نطرمن هم بامرد بچه دار هیچوقت ازدواج نکنید باوجودی که باعشق ازدواج کردم هنوزسال ازدواجم نشده بودبخاطر بچه ۶سالش برگشتم خونه پدرم باوجودی که قرار بود پیش مادرشوهرم باشه ولی هر روز خدا خونه من بود این منو خیلی اذیت میکردوقتی هم به شوهرم میگفتم دعوام می کرد بچه مه بگم نیاددلش واسم تنگ میشه بخدا این مسیری که پاتوش گذاشتم جز پشیمونی اه حسرت هیچی برام نداشت خوهرای گلم شما با مردی که بچه دار ازدواج نکنید
بنظر من اشتباه می کنید بچه احتیاج به محبت داره اون حق داره با پدرش زندگی کنه… شما میدونید بچه رو از خونش برونید میره ولو میشه و بد عاقبت؟
احسنت من موافقم وای از روزی که بخوای حرفی به بچش بزنی
من شمارو درک میکنم چ ن منم همین شرایط شما رو داشتم وهمسرش گفت به بچه محبت نی بهت میکنم و الان جدا شدم
واقعا سخت بود
وابچشه خب یکم براش محبت میکردی
وابچشه خب یکم براش محبت میکردی
تنها
منم متاسفانه با مردی که ۱۵سال ازخودم بزرگتره ازدواج کردم دوتا بچه داره ..هرکاری میکنم نمیتونم بچه هاشو قبول کنم سعی خودمو میکنم ولی تهش میشه جنگ و دعوا با همسرم ..نه اونا منوقبول دارن نه من اونا رو….همسرمو دوس دارم ولی اینکار اشتباه محض بود..کاش ازدواج نمیکردم کاششش
سلام، همه اینجور نیستن
اگه مرد اخلاق خوبی داشته باه وبچه ها خوبی تربیت کرده باشه
با تو هم خوبن
هرگز به بچهها همسرتون توهین نکنید
چون اونا هم مثل بچه خودتون هستن
چرت نگو بابا این کدوم آیه بود؟
آدم بچه خودشو نوازش میکنه ، دعوا میکنه ، نصیحت میکنه ، اگر کار بدی بکنه قدرت اینو داره ک حتی تنبیهش کنه و کسی هم ب خودش حق نمیده بگه کارت اشتباهه و برعکس میگن تربیت بچش برا مهمه ولی امان از روزی ک ب بچه شوهر بگی از اینجا پاشو بشین اونجا هزار تا انگ بهت میچسبونن ک نامادریه دیگه . بابا اگر این بچه قرار باشه بامن زندگی کنه بسپارید ب خودم همه چیزو . چرا محبتای این ب قول شما نامادری رو نمیبینید هیچوقت چرا حق نداریم بگیم این کارت اشتباهه چرا واقعا؟؟ همین اخلاقا همین حرفا باعث میشه ک این زن از این بچه متنفر بشه . بذارید براش مادری کنه بذارید مثل بچه خودش بزرگش کنه دخالت نکنید
سلام واقعا زندگی با مردی که بچه داره سخته من خودم تجربه کردم اولویتشون فقط بچه ها هستن حتی اگر حرف حق بزنی خبری از عشق و محبت هم نیست چون اونا این دوران رو گذروندن و الان فقط بچه ها براشون مهمن من شش ماهه ازدواج کردم مادرشون فوت شده و بچه ها پیش ما هستن به شدت بد اخلاق و افسرده خسته شدم دیگه به فکر طلاق افتادم چون از نظر روحی روانی جسمی واقعا نابود شدم تو رو خدا کسی این اشتباه رو نکنه حتی اگر مجبور بشین تا اخر عمر تنها باشین
من خواستگار بچه دار دارم
نمیدونم چکار کنم
با اینکه خودم مطلقه ام و بچه ندارم
تو دوراهیم ؟؟؟؟
سلام. توی دو راهی نمون و جواب رد بده
اینو داره کسی بهت میگه که با کلی اطمینان پا توی این مسیر گذاشت و الان بعداز دو سال دارم هر ش و روز به جدایی فکر میکنم اما نمیتونم
این راه رو نرو که راه برگشتش خیلی سخته
سلام من یه خواستگار دارم عاشقمه ک دوتا بچه داره و حضانتشون دست مادرس و پدر هیچ حقی نداره برگردنشون
اینم میگه بچه هامو نمیخام
مادرشونم شوهر کرده و شوهره هی خبر میبره میاره که پدرشون باید یجوری خرج دخترا رو بده
مادر زن قبلیشم مثل مار همیشه با این طرف درارتباطه و ناراضیم از ارتباطشون و مخفی باهاش تماس داره ک جویای حال دختراش باشه
بنظرتون چکار کنم؟؟؟؟میترسم ازدواج کنم بعد سرو کله بچه هاش بیان توی زندگیم
ولی این اقا میگه تعهد محضری میدم ک بچه هامو نمیخام و حق ندارن بیان توی زندگیت
چکار کنم ؟؟؟؟خیلی دو دلم
اصلا قبول نکن چون من با همچین مردی 4ماه ازدواج کردم و خیلی پشیمونم
واقعا سخت بود
خواهش میکنم…بهتون التماس میکنم زن مرد بچه دار نشید…خیلی زجر میکشید…من این کارو کردم…خیلی پشیمونم…منی که آروم و مهربون بودم، به شدت افسرده و خشمگین شدم. خواهش میکنم نکنید…با زندگیتون بازی نکنید
منم همین شرایط دارم خیلیی سختم هرروز فکر جداییم دوتا بچه داره شوهرم هرروز با همسرانش در ارتباطه واقعا بریدم
دقیقا منم افسرده و پرخاشگر شدم با اینکه بچه شوهرم پیش مادرشه ولی میخام جداشم خیلی اذیتم،پسرشوهرم همش میگه تو حسودی
سلام آره تورو خدا نشید منم این کارو کردو الان خیلی پشیمونم و اگه راهز هست نشونم بدید
دنبال دردسری قبول کن
سلام بنظر من اصلانم اشتباه نیست من بامردی ازدواج کردم ک ی دختر شش ساله داره و من اول بعنوان پرستار رفتم خونم ولی کم کم با دختره دوست شدم و الان ب من میگه مامان و اصلان دوست نداره جای بدون من بره. درسته اون بچه خودم نیست ولی اون بچه گناهی نداره. اگه خودتون بخواین مطمعینن میتونید بهترین زندگی داشت
ما داریم راجب نتیجه اکثریت صحبت میکنیم نه موفقیت توی یکی دو درصد اقلیت . دلیل نداره چون حالا شما شانس اوردی نسختو واسه همه بپیچونی
افرین دقیقا
اصلا به هیچ عنوان قبول نکن مطلقه باشی مگه چی شده اشتباه نکن منم با مرده بچه دار ازدواج کردم الان ج ا شدم یه اشتباه و دوباره تکرار نکن
سوال منم هست لطفا کارشناس محترم جواب بدن
دور از جون شما خریت محضه که براتون راه برگشتی نمیمونه الان یکبار شکست خوردین اما انتخاب مردی که از ازدواج قبل بچه داره شکست بسیار بدتری هست
سلام نمیتونی تحمل کنی خیلی سخت خیلی.
گول ملاکای همسرتونخوری مثه من پشیمون میشی. زن فقط توجه میخواد ومردبچه دار اولویتش بچه شه
من با مرد مطلقه بچه دار ازدواج کردم ولی بچه هاش رو نپذیرفتم و الان بچه هاش پیش پدر و مادر شوهرم زندگی میکنند، از همون اول شرط بزارید و نپذیرید، چون اینا جز دردسر هیچی نیستند، مخصوصأ وقتی مادر عفریته شون گوشاشون رو با حرف پر میکنن
دقیق همینه
من شمارو درک میکنم چ ن منم همین شرایط شما رو داشتم وهمسرش گفت به بچه محبت نی بهت میکنم و الان جدا شدم
بله حرفت درسته رحمت بر پدرومادرت خواهر
دقیقاااااا…
وای خدای بزرگ ای کاش ای کاش قبل از ازدواجم این مطالب رو میخوندم
با کلی امید و ارزو برای رضای خدا پسر همسرم رو پذیرفتم بهم گفتن این پسر اصلا مادرش رو ندیده محبت ببینه خیلی اروم و مهربونه و کلی تعریف و تمجید ولی ای خدای عزیزم خودت منو نجات بده تو مسیری اومدم که هر لحظش زجره فقط زجر تمام
بعد از یک سال صاخب یک دختر شدم و به خاطر تنها عشق زندگیم موندم تو این خراب شده
هر روز به مرگ خودم راضیم
تفاوت فرهنگی شدید بین منو شوهر عوضیم بماند
پسر اشغالش رو هم باید تحمل کنم
پسر الان هفده سالشه
خودش رو صاحب تمام خونه میدونه
تمام خونم رو به گند کشیده
گلدون هام رو شکسته .من بد بخت کارمندم میرم سر کار میام پولام رو هم با پر رویی تمام میگیرن خرومشون باشه .الهی که بمیرن جفتشون باهم
خیلی دردناکه
طلاق بگیر وبا دخترت زندگی کن
من یه دختر ۲۵ساله هستم و مجرد یک ساله با آقایی رابطه دارم ک همسرو دو فرزند پسر داره من بشدت بهش علاقمند هستم و ایشون هم همینطور یکساله هیچی ازش ندیدم ک بگم این نقطه منفی رو داره الان دل کندن ازش برام شده مرگ و از طرفی نگران ایندمم میگه ازدواج کنیم بچهارو نمیارم پیش خودم چون میدونم اذیت میشی نمیدونم چیکار کنم و بخاطر رابطه هایی ک باهم داشتیم بکارتمم از دست دادم نگران اینم هستم
خب چرا گذاشتیش پرده بکارتت رو بزنه؟؟؟ بلاخره مشکل آور هم هست🙄
متاسفم برات که وارد زندگی ی آدم متاهل شدی بهتره به خودت بیای و وجدان بخواب رفته را بیدار کنی
بنظرم برو خواستگاری ش
تا بگیرتت
دیگه زنی بدرد پسر نمیخوری
برو ترمیم کن،مثل نود درصد دخترا گواهی سلامت تقلبی بگیر
وای چرا اینکارو کردی این تو خراب کردی هرچه سریع تر کات کن
خدالعنت کنه زناییروک میرن توزندگیه مردمتأهل وزندگیویه زنوبادوتابچه بهم میریزن منم الان دوتابچه پسردارم وزندگیم بخاطرآشغالی مث شماهاداره بهم میخوره ازآه منوبچه هام نمیشه اون زن وشوهرخائنم
کاملا داری اشتباه میکنی احساسی فک نکن من وارد ی زندگی متهلی شدم بچه هاش و اورد من بزرگ کردم هر روز کتک هر روز فهش خرجی نمیداد دقیقا مثل تو ک میگی عاشقشم فلان زندگیم نابود شد الان جدا شدم بدترین روزهای زندگیم کشیدم خاهش میکنم تو زندگی ادم متهل نرید خیلی گناه داره بچه ها از مادرشون جدا میشن هیچ کس مادر خود بچه نمیشه خاهش میکنم راهتو عوض کن پا رو احساست بزار میددنم خیلی سخته با این وجود ک کلی کتک خوردم اما دوسش دارم ولی جدا شدم
بنظرم بله چون یادش میدن میاد جای باباش شروع ب ادیت کردن میکنه نکنین. ما این کارو کردیم شما نکنین
سلام خسته نباشید من ۴ سال ازدواج کردم با مردی ک دوتا بچه داره ی پسر ۹ ساله و دختر ۶ ماهه ک الان دختره ۴ سالشه ب حدی اذیت شدم ب مرگ خودم راضیم انقد پسرش ادیت میکنه ک خدا میدونه یعنی اشتباه الان ب فکر جدای شدم همش باخانم سابق ش و خانوادش صحبت میکنه میگه گفتن برگرد خب تو ک میخاستی گوه خوردی اومدی منو بیچاره کردی نصف حرفاس ک گفتم بیچارم کردن..مالی جانی
دقیقامثل خودم خانواده یاخودشوهر اگه بزبون بیارن بفهم طرف اون رودارن نه تورو مامثل یک عروسک یاپرستاری هستیم که بایدمواظب باشیم وبازی مون بدن همه روتجربه کردم فقط بین دوراه موندم کجاوچرا؟
سلام من دختر ۲۶ ساله هستم خواستگار زیاد دارم ولی الان یه خواستگار اومده به ظاهر ادم منطقی و منصفی هست و تحقیق کردیم ادم خوبیه خانم سابقش گذاشته رفته ادم بد دهن و عصبی بوده یه پسر ۵ سالع داره ک مادرش توی یکسالگی ولش میکنه میره این اقا ۷۰ درصد از ملاک های ازدواج من و داره تنها مشکلش همین پسرشه حالا تو دوراهی گیر کردم ک قبول کنم یان چون خیلی ادم سخت گیری هستم توی انتخاب همسر این تغریبا از بقیه خواستگارا خوب بود حالا تو دوراهی گیر کردم ک انتخابش کنم یا ن گفته قبل از عقد خونه و ماشین به اسمت میزنم بعنوان پشتوانه مالی خیالت راحت باشه یه بار بهش جواب منفی دادم اما بیخیال نمیشه همزمان سه تا خواستگار دیگ دارم ولی این از همه بهتره شرایطش نسبت به بقیه بنظر شما چیگار کنم خیلی سر درگمم اعصابم واقعا بهم ریخته
سلام من ۲۵ سالم بود که جداشدم وپسرم اون موقع ۵سالش بود یه سالی گذشتو با یه مرد ۳۷ساله که یه پسر ۸ماهه داشت ازدواج کردم با اینکه میدونستم راهی که میرم سخته ولی به پسرش که هنوزشیرخشک میخورد علاقه مند شدمو خیلی با پسر خودم فرق نداشت فقط فرقش این بود که دیگه به دیدن پسرم نرفتم وازطرفی هم خبردارشدم که افسرده وبیمارشده ودچارسوتغذیه شده یکی از دلایلم حساسیت شوهرم بود که فکرای بدی میکرد وازطرفی تمام زحمت وعلاقمو برای پسرش میخاست کم کم اختلافا وشک وتردیدها شروع شدو کم کم شد تهمت…با اینکه چیزی برای پسر ناتنی ام کم نزاشتم چون خودم بزرگش کردم و واقعا دلم براش میسوزه چون الان که ۵سالشه نمیدونه من نامادریشم واصلا مادرشو ندیده کم کم متوجه بی علاقگی همسرم به خودم شدمو فهمیدم هنوز به همسرسابقش فکر میکنه چون مدام مقایسم میکرد از زیبایی تا حتی مدل راه رفتن ولی زحمتی که برای بزرگ کردن پسرش کشیدم هیچوقت به چشمش نیومد بارها متوجه بدگویی هاش جلوی پسرش ازخودم شدم.. ازدواج ما اشتباه بود…یه اشتباه محض….هیچ گونه احترامی وحق وحقوقی برام تایین نکرد ومدام دنبال بهانه که من در شانش نیستم….تمام باقیمانده احساس وغرورم رو زیرپاش بارها له کردو حتی جوونیمم گرفت توی این ۵سال…..بارها متوجه شدم شماره همسرسابقمو پیدا کرده وعلت طلاقمون رو پرسیده با اینکه روز اول میدونست من مطلقه ام وخودم تاجایی که لازم بود رو گفتم…اما مدام تحقیرم میکنه که به من دختر ۱۴ساله باکره میدادن تو درشانم نیستی..به خاطر فشارها وتهمتاش یه بارخودکشی کردم ولی متاسفانه نجاتم دادن….بدون هیچی پسرش رو قبول کردم دریغ ازیه تشکرو قدردانی…..متاسفانه خیلی توی رابطه منو پسر ناتنیم دخالت میکنه ودو بهم زنی میکنه….باردار که شدم توی ۵ماهگی بزور پزشک اورد وبا قرص سقطش کرد بعدازاون فهمیدم فالش خوب نبود….کشور ما ازدواج جزع اجباراته بخصوص شهرستانها والا خیلیها خارج تنها زندگی میکنن وکسی توی حریمشون سرک نمیکشه….
عزیزم اگ جوری ک شما تعریف میکنی باشه و مقصراصلی آقازاده میتونم بگم خیلی بی شخصیته و اصلا لیاقت خوبی های تورو نداره منم همسرم ی پسرداره ولی خیلی رفتارش بامن خوبه و اصلا تورابطه منوپسرش دخالت نمیکنه
سلام منم موافقم با نظر شما و متاسفانه خودم همچین شرایطی دارم که اصلا زندگی و طعم خوشبختی نچشیدم
سلام دوستان خوبم من در زندگیم دو نفر رو میشناسم که هر دو بچه داشتند و با تمام ناملایماتشان و بدبختیهایی که در زندگیشون از نظر مالی داشتند چهارتا بچه هاشون دکترا گرفتند و ازدواج آنها هم با دکترهای هم سن و سال خودشان اتفاق افتاد و الان زن و شوهر با افتخار با هم هنوز هم یه زندگیه خیلی راحت و پر از نشاط و شادابی دارند و در کنار عروس و دامادشان زیباتر از زندگیه خودشان دارند زندگی را میگذرانند بستگی به رفتار و کردار و محبت و مهربانیه طرفین دارد زندگی پستی و بلندی زیاد دارد در فراز و نشیبهای زندگی باید پشت همدیگر را با استواری تمام حفظ کنند که زندگی بر وفق مرادشان باشد با امید به اینکه همه ی زندگیها بدون دردسر و به خوشی و خرمی در کنار همدیگر تا پایان عمر به راحتی و زیباییه تمام برای همه ی قشرهای عالم هستی به خوبی و خوشی بگذرد سختگیر نباشید و زندگی را هر چه قدر آسان برگذار زمان به حریم زندگی نزدیکترش کنید به همان اندازه لذتبخش خواهد بود به امید اینکه در زندگی با محبت باشیم مهربان باشیم و به یکدیگر عشق بورزیم
دو طرف بچه داشتن باشن خوبه باهم كنار ميان
اینی که شما میفرمایید هر دو بچه دارن اما ما داریم از ازدواج ی نفر مجرد یا مطلقه با ی نفر دیگه که بچه داره حرف میزنیم
ازدواج با مرد بچه دار ،خصوصا پچه ای که دختر باشد اشتباه محض است ، الویت دوم قرار گرفتن فقط منظور الویت احساسی نیست ،به لحاظ مالی ،به لحاظ احساسی ،به لحاظ جایگاه در خانه و از هر نظر شما دوم هستین ،اگه ظرفیت و علاقه به فداکاری محض دارین ،اگه بچه دار نمیشین فقط این کار رو بکنید وگرنه غلط است غلطی که پایان ندارد …
قربون دهنت
باسلام
هیچوقت با مردیکه دارای فرزند هستش ازدواج نکنید مطمئن باشید اولویت اولش بچه هاش هستند، حداقل مدتی حداقل یک سال و بیشتر نامزد باشید تا ببینید اوضاع چطوره
سلام من دختری ۳۰ ساله هستم حدوداً سه سالی میشه که با مردی تو همین شرایط که طلاق گرفتن ارتباط عاطفی برقرار کردم ایشون ۱۵ سال از من بزرگترن و یه فرزند دختر ۱۹ ساله و یه پسر ۸ ساله دارن که بچه ها با همسر سابقشون زندگی می کنن من تو این مدت شناختم نسبت به شخصیت و عشق و محبتشون نسبت به خودم اطمینان پیدا کردم اما متاسفانه خونوادم طوری گارد گرفتن که من حتی عنوان کردن و باز کردن این موضوع برام بشدت ترسناک شده حدودا دو سال پیش مادرم متوجه این ارتباط و علاقه من به این آقا شده بودن تا مرز سکته پیش رفتن خانم سابق این خانم تا فهمیدن این آقا تصمیم به ازدواج داره کولی بازی درآورد اومد پیش برادر بزرگم که من بخاطر بچه هام می خوام برگردم سر زندگیم ولی وجود دختر شما مانع شده بعد برادرم که فهمید هنگ کرد من هم گفتم این زن بیماره الان این مرد مجرده به اون زن ربطی نداره بعد برادرم گفت تو اصلا ارتباطت رو با این آدم قطع کن این آدم یه مرد شیاده که می خواد یه زن جوون ببره و تورو گول زده من هم یه مدتی رابطه رو قطع کردم بخاطر خونواده و اصلا حالم خوب نبود حتی برای اینکه به این شخص فکر نکنم به یکی از خاستگارام که موقعیت اجتماعی و ثروتمند بودن فرصت آشنایی دادم منتها تو مدتی که با این آقای خاستگار بیرون می رفتم اصلا برام رفتارشون جالب و جذاب یا حتی دلنشین نبود بنابراین ادامه ندادمو جواب منفی دادم من در تمام طول تحصیلم از ۱۶&۱۷ سالگیم خاستگارا و خواهان بسیاری داشتم با شرایط و موقعیتی که شاید برای هر دختری آرزو باشه منتها هیچ یک از اونها حتی شرایطشون نظرمو جلب نکرد و باز با همین آقایی که بهشون علاقه مندم با شرط و شرایط جدید که پیش پاشون گذاشتم ارتباطمو از سر گرفته و ادامه دادم
و در این دو سال اصرار خانوادم برای اینکه من به یکی از خاستگارام جواب مثبت یا حتی فرصت آشنایی بدم زیاد شده و همه این اصرار به این خاطره که نکنه من با این آدم ارتباط داشته باشم ولی من الان ۳۰ سالمه دیگه یه بچه ۱۸ ساله نیستم تا به قبل آشنایی با آدمی که عاشقشم خودمو درگیر هیچ احساسی نکردم من نسبت به شخصیت و عشق ایشون نسبت به خودم اطمینان دارم من هم نگرانی در رابطه با بچه هاشون دارم منتها با مشاور های زیادی صحبت کردم که اونها هم نظرشون بر این بود که بچه ها مانع خوشبختی من نمیشن اون آقا با دخترشون صحبت کرد در رابطه با من و دخترش گفته که آرامش و حال خوب پدرش براش مهمه فقط نباید ازش انتظار رفت و آمد نداشته باشن بعد از ازدواج با من
من هم موندم چطور حتی سر این موضوع رو تو خونواده خودم باز کنم چون خونوادم منو ترسوندن که ما خودمونو میکشیم وای مردم چی میگن یه دونه دخترشونو با این همه خاستگار دادیم به یه مرد مطلقه اونم با دو تا بچه همش منو با آبرو و جون خودشون تهدید می کنن من واقعا از این شرایط خسته شدم از این بلاتکلیفی از این که دارم زیر بار این فشار له میشم موندم چطور به چه شکلی با یک شرایط مناسب بتونم صحبت کنم باهاشون و تصمیمم رو مطرح کنم
لطفا دوستانی که شرایط مشابه منو دارن راهنمایی کنند ممنون میشم
ببین عزیزم من خودم ۲۵سالمه بامری ک یه پسر دوساله داره ازدواج کردم میدونم الان خیلی خوبه رابطه ولی منطقی فکر کن ن احساسی فرداروز میتونی اینوبپزیری ک باخانم سابقش روبرو بشه صحبت کنه بالاخره بچه دارن ب این راحتی ک فکرمیکنی نیست بخدا خودتوتموم میکنی حیفی
دقیقادقبول دادم.خیلی هانون مجردیم و نمیدونیم دقیقا تو زندنی متاهلی چیا مهمه ولی بنطرم ازدواج با مرد مطلقه بچه دار حتی اگه کلی هم پولدار باشه اشتباهه
من ۶ ماهه با مردی ازدواج کردم که همسرشون فوت کرده بود
یه پسر دوازده ساله داره که من از همون اول گفتم هیچ مسئولیتیشو قبول نمیکنم
یعنی خودمو کنار کشیدم از تمام کارایی که ممکنه انجام بده
وقتی میری توی زندگی مشکلات کم کم پیدا،میشن
هر چی سن بچه بیشتر باشه ارتباط گرفتن باهاش سخت تر میشه
مخصوصا بچه ای که بهش اعتماد به نفس کاذب دادن اصلا ازت حرف شنوی نداره و فثط بلده پول خرج کنه
تو نمیتونی جلو همچین بچه ای ر رو بگیری فقط تنها راهش اینه که کاری کنید که همسرتون شما رو اولویت قرار بده . همیشه خودتون رو خیرخواه بچه نشون بدید حتی اگه براتون اهمیت نداشته باشه . در هر صورت ازدواج با مرد متاهل دارای فرزند سخته و هر کسی هم مشکلات خاص خودش رو داره چون آدما با هم متفاوتن
خاهش میکنم با مردی ک بچه داره ازدواج نکنید پشیمون میشوید منم خودمم پشیمونم روانی شدم
عزیزم شما تهش چی شد جدا شدی؟؟
با سلام
دخترم سعی کن احساسی تصمیم نگیری
مردان با تجربه تاهل و رابطه جنسی قبلی بسیار حره ای تر از یک پسر ممکنه رفتار کنن.
شما که از یک موقعیت مناسب خانوادگی و سنی برخوردارین به یک گزینه حتی با شرایط متوسط مجرد فکر کنید بسیار موفق تر از ازدواج با مرد متاهل وبا سن بالا خواهید بودید.
تورو خدا مثل خودم زندگیتو تباه نکن
منم مجرد و ۲۷ساله بودم که ی اقا که ۲سال از طلاقش میگذشت و دوتا بچه داشت همکارم شد دقیقا انقدر ابراز عشق کرد مثل شاهزاده سوار بر اسب سفید ده سال اومد و رفت تا خانوادمون راضی کرد الان ۹ماهه عروسی کردیم از هفته بعد عروسی هر بار رفتیم خونه مادرش گفتن باید پسرشو ببری تا ماه نهم عروسی کلا از خونه انداختنش بیرون که برو پیش بابات باید بری از دخالت تو زندگی من ۵تاا خواهر و مادر و زن سابقش از طریق مادر شوهرم و…. بگیر تا انتظارات نابجای همسرم بعد از اون عشق رویایی از من منو به جنون کشونده افسرده و غمگین و داغون موندم بمونم یا برم تو رو خدا نکنین کخ من کردم من ۱۰سال جنگیدم تا شد الان میگم غلط کردم غلط….
سلام تصمیمت بیان کردی ؟ ازدواج کردی
من با مردی ازدواج کردم که پسر8ساله داشت ، از ماه دوم عروسی اومد پیش ما، با محبت بود منم همه کاری براش میکردم و میکنم اما به مرور با مادرش با دایی و … صحبت میکنه بعد رفتارش با من عجیب میشه ، شدید دورغ میگه همه چی رو انکار میکنه تا 13سالگی شب ادراری داشت الان 14سالشه ، من سعی میکنم و کردم که خوب بشه ،هرغذایی خواست درست کردم و میکنم بازم رفتارهای اذیتم میکنه و فقط بخاطر اینکه شوهرمو دوست دارم موندم و میسازم اما زندگی پرتلاطمی دارم
سلام اگه با مردی که فرزند داره ولی پیش مادرشه ازدواج کنیم چی؟ اونم برا خانم مشکل ایجاد میکنه؟
بنظرم بله چون یادش میدن میاد جای باباش شروع ب ادیت کردن میکنه نکنین. ما این کارو کردیم شما نکنین
اره چون ممکنه بعدمادربچه بخادازدواج کنه وپسرمیادپیش شماوشوهرمادره قبولش نکنه
وای چرا اینکارو کردی این تو خراب کردی هرچه سریع تر کات کن
شک نکن که مشکل بوجود میاد کشیدم که میگم
عزیزم بچه ها قابل کنترلن بچه های طلاق خودشون بشخصه باعث اذیت نیستن اون پدر بچه هاس که مداوم دختریو که باعشق و هزار ارزو همه ی شرایط مردو قبول کرده و بچه هارو بپذیرفته مورد ازار قرار میده.همسر من توقعاتی که از من نسبت به بچه هاشو داره از مادر خوده بچه ها نداشته…
دقیقا درسته منم بیست پنج سالم بود ازدوتج کردم بامردی که دوتا دختر که یکنیم سالش وهفت سال الان کوچیکه پنج بزرگه تو دوازدهبچهاخوبن پدر شکاکه بهم چه کنم هرکاری براشون کردم
یلدا جان الان راضی هستی از انتخابت؟؟؟؟اگه برگردی عقب بازم همین انتخابو میکنی؟
منم دقیقا الان تو شرایط تو هستم و بیست و پنج سالمه و سه سال با یه اقا ارتباط داشتم و الان داریم ازدواج میکنیم ولی ۲ تا دختر کوچیک داره .
منم با مردی که دوتا پسر داره ازدواج کردم.بخاطر خدا پذیرفتم دوتابچه رو بزرگ کنم .نمیدونستم این دوتا بچه عامل بدبختیه من میشن.میدونی از جانب اون بچه ها مشکلی پیش نمیاد بلکه همسرم بخاطر حساسیت نابجا بخاطر بچه هاش هر دفعه قلبمو میشکنه و من واقعا پشیمونم از اینکه پا تو این راه گذاشتم.خاهش میکنم اگر دختر مجرد هسید و طعم مادر بودنو تجربه نکردیدبا مرد بچه دار ازدواج نکنید.ته بدبختیه
وای قربون دهنت که دقیقا روزگار منم همینه روانی شدم دوست دارم یا بمیرن یا بمیرم خسته م از دستشون پدرشون دیگه خیییلی پررو هست و پرتوقع
۱-به نظر من،قبل از صحبت با چنین فردی کامل از روحیات و خواسته های خود مطلع باشیم.
۲-قبل از ورود مردخواستگار: با یک مشاوره ی زبده صحبت کنیم و تستهای روانشناسی را امتحان دهیم تا اخلاقها
وروحیّات نهفته ماپدیدار گردد.
۳- هم کفو بودن خانواده ها مهمترین شرط لازم برای یک ازدواج موفق خواهد بود که این امر نباید فراموش
گردد چون میخواهيم،عروس این خانواده شویم.
۴-زمان صحبت وحتّی قبل از ورود خواستگار فرزندانش
را در کنار او تصور نمائیم. ولازم است قبل از برگزاری مراسم رسمی خواستگاری با اطلاع خانواده ها با هم گفت و گویی داشته باشیم تا بتوانیم تصمیم درستی اتّخاذ نمائیم.
《باتشکر از مطالب ارزنده گروه محترم》
دقیقا هم کفو بودن خانواده ها مهم هست. چون دختر باید حداقل حمایت خانواده خود را داشته باشد.
شناخت خود و نکات قوت و ضعف خود و نیز شرایط و خصوصیات طرف مقابل اهمیت زیاد دارد. متاسفانه دخالت و تحریک در تمام خانواده های ایرانی کم و بیش وجود دارد و نمیتوانند فردی را بپذیرند که جای عزیز آنها را پر میکند. لذا به قیمت نابودی فرزند و نوه و خواهرزاده و برادرزاده هم که شده سعی میکنند بچه را تحریک کنند تا مایه عذاب و رنج طرف بشوند. آیا حاضرید چنین مشکلاتی را ببینید و از آن بگذرید؟ یکبار و دوبار نه، منظورم هزاران بار تا زمان رسیدن به سن بیست سی سالگی بچه هست.
سلام ممنون بابت تمام اطلاعات خوبی که دادین
کاش من هم قبل از مرتکب شدن به این اشتباه این مطالب رو خونده بودم و تحقیق کرده بودم تا منطقی و درست تصمیم میگرفتم
از همه ی عزیزانی که میخوان با همچین شرایطی ازدواج کنن توصیه میکنم در بهترین و بهترین حالت بازهم تجدید نظر بکنن
من به عنوان خانومی که بچه همسرم از ازدواج قبلیش رو به عنوان هدیه ای از طرف خدا پذیرفتم و با محبت فراوان تلاش کردم برای رابطه سازی
به شدت پشیمانم
اینو مطئن باشید اون بچه هرگز بچه ی خودتون نمیشه و رفتار های اون بچه در بهترین حالت به شدت روی روحیات شما تاثیر منفی
من خواهش میکنم از همه
خواهش
در شرایطی برابر ازدواج کنید
زن مطلقه بچه دار با مرد مطلقه بچه دار
در غیر به شدت پشیمان خواهید شد
سلام واقعا موافقم .من هم در این شرایط ازدواج کردم و الان بعد از ۳ سال زندگی پر تنش بخاطر بچه های همسرم و حساسیت پدرشان،در شرف طلاق هستیم.و سر درگم هستم چه تصمیمی بگیرم
سلام منم موافقم با نظر شما و متاسفانه خودم همچین شرایطی دارم که اصلا زندگی و طعم خوشبختی نچشیدم
کاش این پبجو قبل ازدواجم دیده بودم هنوز سالگرد ازدواجمنشده دارم جدا میشم
چرا داری جدا میشی؟؟منم شرایط تورو دارم..با یکی در رابطم که دختر ۷ساله داره..خانوادش میگن بعداز ازدواج نگهش میدارن چکارکنم؟
گول نخور دروغ محضه تو دیگه اشتباهات ما رو تکرار نکن جوانی و سلامتی و آرزو هاتو با بچه یکی دیگه خراب نکن
فکر میکنید در هفته دو روز پیش شماست ولی در واقع توی کل تصمیمات زندگی و اینده شماست..نکنید .اشتباه بزرگیه..من کردم و گفتم یک بچه کجای زندگی منو سنگ میکنه ..تا تونست بچه و مادرش اذیتم کردن..الانم میدوشن شوهرم رو هیچ پولی نمیزارن بمونه..خیلی سخته…بزرگ ترین اشتباهم بود…من مجرد بودم و خوشحال وکار میکروم و سفر میرفتم..چه کاریه
من هم ۲۸ سالم بود ک جدا شدم بدون اینکه بچه ای داشته باشم.تحصیل کرده هم هستم.بعد یک سال و نیم با مردی ازدواج کردم ک دختر هشت ساله داشت،ماجرا از این قرار بودعلی رغم اینکه شوهرم تنها خواستگاری بود ک بچه داشت بقیه بچه ای تو کار نبود ولی چون برام هم کفو بودن مهم بود شوهرم ک اومد دیدم شرایط خودش بهم میخوره و شرایط خوبی هم داره و دکتره و استاد دانشگاه،
تو خواستگاری ب من گف ک بچم لوسه و من پرسیدم یعنی چ طوری ی گفت طوریش نیس فقط لوسه.و خانوادشم همش تو مخ من ک این خودش گفته بابا مامان بخر برام و این مادر ندیده و رفتن رو احساسات من کار کردن…منم گفتم فرض میکنم دخترمه و ثواب داره و یتیمخ و بهره اخرتم ،خیلی عجله داشتن برا عقد،من هم قبول کردم و عقد کردیم از فردا عقد این بچه رو خانواده شوهرم انداختن ب جون من و د در رو…
کم کم فهمیدم مشکل روحی داره فهمیدم مشکل جسمی داره و نمیتونه حرکات رو خوب انجام بده بردمش مشاوره گف ببر روانپزشک و رواندرمان بردم گف فلان اختلالات رو داره.مدرسه غیر حضوری بود تا حضوری شد گفتن این مشکل داره و فلان،و روانپزشک و این دکتر و اون دکتر ،شوهرم مرد گنده زیر دست باباش بود،پدرش همه کاره زندگی مون…ی ماه از عقد گذشته بود تا فهمیدم مشکل داره التماس درخواستش کردم ن مهر نه هیچ چی فقط جدا شیم اصرار ک نه دوستت دارمو و من تو رو میخوام و تو انتخابمی واز این شر و ورها… کلاس مینوشتمش بیرونش میکردن.میگف این تابلو رو جمع کنین میترسم شبا جیغ میزد .اصلا کمپلت همسرم پیش دخترش میخوابید ک میترسه و من تنها تو اتاق با بغض میخوابیدم .پدر شوهرم میگف این زن مریضش کرده.براش همه چی میخریدم ب فکر بودم رو براهش کنم.ولی آی زجرم میداد زجرم میداد.خلاصه بعد هشت ماه ک خودم افسردگی گرفتم و دکتر گف تو نباید این بچه رو نگه داری خانواده همسرم ک فهمیدم شوهرم رو مجبور کردن ک ب بهانه منو بفرسته خونه بابام ..بعدم دیگ جواب تلفنامو نداد.ن پولی نه هیچ چی…تو برزخ بعدم خانواده شوهرم مجبورش کردن ک طلاهامم ازم بگیرن و مهریمم ندن…بعد عین اشغال انداختنم بیرون.در حالیکه خودشون هفته ای دو روز اون بچه رو میبردن دکار تهران و میدونستن بچه مریضه ولی میگفتن باید بدون قرص زنت نگهش داره.و اصلا حاضر نبودن حتی دو روز نگهش دارن.
با خودم میگم اونا چی میخان جواب خدا رو بدن،شبا چطور سر رو بالشت میذارن…اینده اون بچه ی پر از ناهنجاری چ خواهد شد.ولی مطمئنم خدا تاوان سختی ازشون میگیره…
ب والله ک ازشون راضی نیستم.
ازدواج با مرد بچه دار یک حماقت غیر قابل جبرانه ی غلط نابخشودنی و بخاطر این ازدواج نه خودم و نه خانوادم رو نمیبخشم…با بهارین شرایط خانوادگی مالی تحصیلی مذهبی و…الان خاکبرسر عالمم و تا اخر عمر تو اوج جوونیم باید تنها باشم….
من فریب خوردم چ فریبی…
من پرستار بودم و خودم اینو نفهمیده بودم
وای چرا اینکارو کردی این تو خراب کردی هرچه سریع تر کات کن
حرف های جالبی زدید ولی خب
یه وقت هایی استثنا هایی هم هست
مثلا من خودم و با میل خودم بعد از طلاق والدینم حتی یک روز هم پیش مادرم نموندم.(بنا به دلایل شخصی)
ولی خب با این حال خیلی از خانم ها اصلا با شنیدن کلمه ی فرزند بدون هیچ دلیلی میگن نه!
انگار اون بچه یه عفریته هست و می خواد همیشه تو هر کاری سنگ جلو پای اون خانم یا آقا بندازه
اون بچه مثل سرطان میمونه تو زندگی مثل سرطان غیرقابل درمان من تازه عقد کردم و با بچه شوهرم ک دختر هست و هنوز کلاس اول اما بااین حال ب حدی زجرم میده و اذیتم میکنه ک دلم میخاد یااونو بکشم یا خودمو !!!بنظرم ازدواج با مردی ک بچه داره گوه خوری محض
دقیقا. موردشور خودشون و بچه با بچه هاشونو ببرن. خانوم ها ازدواج با مرد بچه دار مثله یه کابوسه که تمومی نداره. فقط جنگ اعصاب هم با خودت درگیری هم با اطرافیان. بنظرم آدم بی شوهر پیر بشه ولی هیچ وقت با مرد بچه دار ازدواج نکنه
دقیقاباحرفتم موافقم
منم موافقم
سلام اکثر نظرات و خواندم و جالب بود واسم.خانمم بعد از ۱۸سال زندگی مشترک و دو تا بچه گفت میخوام برم و بعد ۸سال انواع آزار دادن به من،البته فقط بخاطر بچهها و انتخاب خود بچهها به طلاق گرفتن ما بود بالاخره جدا شد و به خیال خودش به زرنگی یه سری اموال منم برد و بچههایی که قرار بود با اون زندگی کنند و برگردوند طرف من.حالا خدا رو شکر بعد دو سال به آرامش خودم رسیدم شب راحت میخوابم یه بار دستم روش بلند نشد،به پدر و مادرش توهین نکردم.حالا دوستان بگن گناه من چیه منی که مرد زندگی و زن داری بودم الان باید چوب اشتباهات و طرز فکر اشتباه یه عده ای رو بخورم،هر چند الان دیگه به فکر ازدواج مجدد نیستم.ممنون
ترو خدا نکنین اینکارو
مهمترین مشکل شما انتخابیه
که اشتباه بوده
به نظر شما مردی که بچه داره باید بمیره؟
گناه اون بچه چیه؟
مشکل اصلی اینه شما نمیتونین بچه شوهرتون و مثل بچه خودتون بدونین
براتون آرزوی خوشبختی و عاقبت به خیری دارم
سلام هروقت تواین شرایط قرارگرفتی نظربده شما خودتونم بکشین واسه بچه شوهر باز نمیفهمن بقدری پشت سرت دروغ میگن که ادم ازخودش بدش میاد منم موافقم بامرد بچه دارازدواج نکنید من که روانی شدم رفت
درسته
ممنونم بابت تمامی نظراتتون،،،من واقعا دو دل بودم،،خداروشکر که این مطالب تونست منو آگاه بکنه،ا
به نظر من هیچ وقت با مردی که بچه داره ازدواج نکنید بدبخت میشید -من خودم ازدواج کردم پشیمونم
دقیقا من ازدواج کردم با مردی ک ی بچه دختر داشت ی دوز پیش من بود ده روز پیش اون ی هفته پیش من یک ماه پیش اون حالا مشکلاتی ک پیش اومد بماند الان بعد ۸ سال اورده ک ازین ب بعد با تو باشه منم با وجود یک بچه و تن ندادن خونه بابامم.
دقیقا منم همینطور
ب نظر من هم اشتباهه .من پشیمونم ب شدت.آخرشم هم میگه تو ک کاری نکردی براش .قدردان نیستند
خواهش میکنم یه گروه بزنین اینطوری میتونیم مشکلات رو حل کنیم
عزیزم بچه ها قابل کنترلن بچه های طلاق خودشون بشخصه باعث اذیت نیستن اون پدر بچه هاس که مداوم دختریو که باعشق و هزار ارزو همه ی شرایط مردو قبول کرده و بچه هارو بپذیرفته مورد ازار قرار میده.همسر من توقعاتی که از من نسبت به بچه هاشو داره از مادر خوده بچه ها نداشته…
دقیقا
آره شوهر منم همینطوره
وای بچه ها من ۱۹سالمه ویک ازدواج ناموفق ک درحد نامزدی بود داشتم وطلاقم گرفتم تا ک یک مردمطلقه ۳۲ساله اومد خواستگاریم با وجود دوتا بچه دختر یکی ۱۱یکی ۸ وای من شرط مهمم این بود بچه هاشو نیاره اونم قبول کرد حتی تو سند ازدواج ولی بعد ۳ماه عروسی گرفتیم روز اول مادرشوهرم و خواهر شوهرم و البته ک از زیر خوده شوهرم اصرار ک بچهاش باید بیان جای باباش منم بخاطر آبروی خانواده ام نتونستم رد بشم میخواستم شب اول ک آوردن برگردم خونه بابام ک پدرومادرم نزاشتن الان اون دختر ۱۹ساله خنده رو انگار مرده عصبی شدم میگم نامرد حداقل پیش من اونقد قربون صد قشون نرو من اذیت میشم وقتی نیستم هرکاری میکنی بکن ولی اگ من برم بشینم جاش یکم بغلش کنم منو اون ور میکنه میگ برو اون ور با یک بهونه پامیشه ازکنارم اصلا واااااااااای مغزم نمیکشه داغون شدم
ازدواج با مرد بچه داره یه عمر پشیمونی هست که هرگز قابل جبران نیست
من ازدواج کردم مجرد بودم مرد یه پسر ۸ ساله داشت روانیم کرده پسرش بچه های طلاق همشون عقده ای هستن انگار ما باعث طلاق مادرش شدین نکین توروخدا با مرد بچه دار ازدواج نکنین پیر بشید از مجردی ولی قبول نکنید
من یه مرد۳۹ ساله هستم با دوفرزند که پیش مادرشون هستن قصد ازدواج دارم و قصد آوردن بچه ها رو ندارم