آویژه
تخصصی‌ترین مرکز مشاوره روانشناسی و خانواده

دلایل مشکلات خانوادگی؛ اختلاف با خانواده را چگونه مدیریت کنیم؟

دلایل مشکلات خانوادگی

بسیاری از افراد در مقطعی از زندگی با خودشان می‌گویند:

💔 «دیگه نمیتونم با خانواده زندگی کنم

💔 «چرا هر بار که دور هم جمع می‌شویم، دعوا و تنش ایجاد می‌شود؟»

💔 «اختلاف با خانواده را چگونه مدیریت کنیم؟»

اگر شما هم چنین احساساتی را تجربه کرده‌اید، بدانید که تنها نیستید. در واقع یکی از مهم‌ترین موضوعات در روانشناسی مشکلات خانوادگی بررسی همین تنش‌ها، سوء تفاهم‌ها و روابط ناسالمی است که گاهی بین اعضای خانواده شکل می‌گیرد.

🌹 اگر تجربه‌ای در زمینه مشکلات خانوادگی دارید یا راهکاری به شما کمک کرده است، حتماً در بخش دیدگاه‌های انتهای این صفحه با ما و سایر مخاطبان به اشتراک بگذارید.

شاید تجربه شما بتواند گره از مشکل فرد دیگری باز کند و به او در ساختن روابطی سالم‌تر کمک کند. ❤️

روانشناسی مشکلات خانوادگی

⚠️ نمونه‌هایی از روابط خانوادگی ناسالم

روابط ناسالم خانوادگی شکل‌های مختلفی دارند. برای مثال:

  • پدری که دائماً از شما انتقاد می‌کند و باعث اضطراب شما می‌شود.
  • خواهری یا برادری که حسادت او منبع دائمی تنش در خانواده است.
  • عضوی از خانواده که رفتار کنترل‌گرانه دارد و در همه تصمیم‌های شما دخالت می‌کند.
  • بستگانی که هر دیدار خانوادگی را به صحنه‌ای از درگیری و حاشیه تبدیل می‌کنند.

این نوع روابط در طول زمان می‌توانند کیفیت زندگی شما را به شدت تحت تأثیر قرار دهند.

اختلاف با خانواده را چگونه مدیریت کنیم

دلایل مشکلات خانوادگی چیست؟

قبل از اینکه درباره راه حل مشکلات خانوادگی صحبت کنیم، باید بدانیم اختلافات خانوادگی از کجا شروع می‌شوند.

بسیاری از تنش‌های خانوادگی ریشه در موضوعاتی دارند که در ظاهر ساده به نظر می‌رسند اما در طول زمان به اختلافات عمیق تبدیل می‌شوند. از جمله:

💰 مسائل مالی

👵 مراقبت از والدین سالمند

👰 ورود اعضای جدید به خانواده

🗳️ اختلافات مذهبی و سیاسی

💔 مشکلات حل‌ نشده گذشته

این موارد از رایج‌ترین دلایل مشکلات خانوادگی هستند که در ادامه مقاله به طور کامل به آن‌ها خواهیم پرداخت.

اختلافات مذهبی و سیاسی

یکی دیگر از مهم‌ترین موضوعات در روانشناسی مشکلات خانوادگی، اختلاف نظر درباره مسائل مذهبی، سیاسی و ارزشی است.

شاید در گذشته اعضای خانواده شما دیدگاه‌های نسبتاً مشابهی داشتند، اما با گذشت زمان، تجربه‌های زندگی، تحصیلات، محیط اجتماعی و رسانه‌ها می‌توانند باورها و عقاید افراد را تغییر دهند.

😔 چرا اختلافات عقیدتی این‌قدر دردناک هستند؟

وقتی کسی عقاید ما را زیر سؤال می‌برد، ممکن است احساس کنیم:

💔 شخصیت ما مورد حمله قرار گرفته است.

💔 به ارزش‌های ما بی‌احترامی شده است.

💔 درک نمی‌شویم.

به همین دلیل چنین بحث‌هایی اغلب به سرعت احساسی و پرتنش می‌شوند.

روانشناسی مشکلات خانوادگی

اختلاف با خانواده را چگونه مدیریت کنیم؟

اگر با اعضای خانواده درباره مسائل سیاسی یا مذهبی اختلاف دارید، این راهکارها می‌تواند کمک‌کننده باشد.

هدف بحث را مشخص کنید

قبل از ورود به هر گفتگو از خود بپرسید:

❓ آیا واقعاً می‌خواهم مسئله‌ای را حل کنم؟

❓ یا فقط می‌خواهم ثابت کنم حق با من است؟

اگر هدف فقط برنده شدن باشد، احتمالاً هیچ‌ کس برنده نخواهد شد.

بیشتر گوش دهید، کمتر حمله کنید

بسیاری از افراد هنگام بحث فقط منتظر هستند تا نوبت صحبتشان برسد.

اما شنیدن واقعی یعنی:

✅ تلاش برای درک دیدگاه طرف مقابل

✅ پرسیدن سؤال به جای قضاوت

✅ احترام گذاشتن حتی در صورت مخالفت

از بحث‌های بی‌پایان دوری کنید

اگر متوجه شدید بحث فقط باعث عصبانیت بیشتر می‌شود، گاهی بهترین تصمیم پایان دادن محترمانه به گفتگو است.

مشکلات حل‌نشده گذشته

گاهی ریشه اصلی اختلافات خانوادگی در اتفاقات امروز نیست؛ بلکه به سال‌ها قبل برمی‌گردد.

در بسیاری از خانواده‌ها زخم‌های قدیمی هرگز ترمیم نشده‌اند و در موقعیت‌های مختلف دوباره سر باز می‌کنند.

برای مثال:

😔 احساس تبعیض بین فرزندان

😔 بی‌توجهی عاطفی در دوران کودکی

😔 اختلافات قدیمی میان خواهر و برادرها

😔 دعواهای مالی گذشته

این مسائل می‌توانند سال‌ها در ذهن افراد باقی بمانند و روابط خانوادگی را تحت تأثیر قرار دهند.

چرا گذشته را فراموش نمی‌کنیم؟

ذهن انسان اتفاقات دردناک را راحت‌تر از اتفاقات خوشایند به یاد می‌آورد.

به همین دلیل ممکن است:

🔸 سال‌ها از یک اتفاق گذشته باشد.

🔸 طرف مقابل حتی آن را فراموش کرده باشد.

🔸 اما شما هنوز از آن ناراحت باشید.

این موضوع کاملاً طبیعی است، اما اگر مدیریت نشود می‌تواند به منبع دائمی تنش تبدیل شود.

راه حل مشکلات خانوادگی

راه حل مشکلات خانوادگی ناشی از گذشته چیست؟

درباره احساسات خود صحبت کنید

بسیاری از افراد سال‌ها ناراحتی‌های خود را پنهان می‌کنند.

اما احساسات سرکوب‌شده معمولاً از بین نمی‌روند؛ بلکه به شکل خشم، کینه یا فاصله عاطفی ظاهر می‌شوند.

سعی کنید در فضایی آرام درباره احساسات خود صحبت کنید.

بخشش را تمرین کنید

بخشش به معنای تأیید رفتار اشتباه نیست.

بخشش یعنی:

🌷 رها کردن بار سنگین خشم

🌷 آزاد کردن خود از ناراحتی‌های گذشته

🌷 فرصت دادن به خود برای آرامش بیشتر

اگر اشتباه کرده‌اید، عذرخواهی کنید

گاهی بهترین راه ترمیم یک رابطه خانوادگی، یک عذرخواهی صادقانه است.

⚠️ همه اختلافات خانوادگی قابل حل نیستند

این نکته‌ای مهم در روانشناسی مشکلات خانوادگی است.

بسیاری از روابط خانوادگی با گفتگو، همدلی و تلاش متقابل بهبود پیدا می‌کنند؛ اما همه روابط این‌گونه نیستند.

گاهی یکی از اعضای خانواده:

❌ مسئولیت رفتار خود را نمی‌پذیرد.

❌ به دیگران آسیب عاطفی وارد می‌کند.

❌ تمایلی به تغییر ندارد.

❌ به مرزهای دیگران احترام نمی‌گذارد.

در چنین شرایطی ممکن است حل اختلاف بسیار دشوار باشد.

😞 وقتی با خودتان می‌گویید: «دیگه نمیتونم با خانواده زندگی کنم»

این جمله معمولاً زمانی گفته می‌شود که فرد برای مدت طولانی تحت فشار روانی قرار داشته باشد.

اگر بارها با خودتان گفته‌اید:

💔 «دیگه نمیتونم با خانواده زندگی کنم»

بهتر است قبل از هر تصمیم مهم:

✅ احساسات خود را بررسی کنید.

✅ با یک فرد قابل اعتماد صحبت کنید.

✅ از یک مشاور خانواده کمک بگیرید.

✅ راه‌های مدیریت تعارض را امتحان کنید.

گاهی مشکل قابل حل است و گاهی لازم است مرزهای جدیدی در رابطه ایجاد شود.

دلایل مشکلات خانوادگی

راه حل مشکلات خانوادگی

بعد از شناخت دلایل مشکلات خانوادگی، مهم‌ترین سؤال این است:

چگونه آرامش را به روابط خانوادگی برگردانیم؟

خبر خوب این است که بسیاری از تنش‌های خانوادگی با یادگیری چند مهارت مهم قابل کنترل و حتی قابل حل هستند.

😌 اولین قدم: استرس خود را مدیریت کنید

زمانی که عصبانی، خسته یا مضطرب هستید، احتمال درگیری چند برابر می‌شود.

هرچه آرامش بیشتری داشته باشید، بهتر می‌توانید با موقعیت‌های دشوار خانوادگی روبه‌رو شوید.

مرزهای سالم خانوادگی ایجاد کنید

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات در روابط خانوادگی این است که افراد تصور می‌کنند چون با هم نسبت خانوادگی دارند، باید همه چیز را تحمل کنند.

اما واقعیت این است که حتی در صمیمی‌ترین خانواده‌ها نیز وجود مرزهای سالم ضروری است.

🔹 مرز سالم چیست؟

مرز یعنی مشخص کردن اینکه:

✔️ چه رفتاری برای شما قابل قبول است.

✔️ چه رفتاری برای شما آزاردهنده است.

✔️ دیگران تا چه حد اجازه دخالت در زندگی شما را دارند.

✔️ چه موضوعاتی خصوصی هستند.

مشاوره خانواده توصیه می‌کنند به جای واکنش‌های انفجاری، مرزهای خود را به‌صورت شفاف و محترمانه بیان کنید.

اشتباه رایج در خانواده‌ها

بعضی افراد سال‌ها ناراحتی‌های خود را پنهان می‌کنند.

سپس ناگهان منفجر می‌شوند و درگیری بزرگی شکل می‌گیرد.

در حالی که بیان تدریجی و محترمانه خواسته‌ها معمولاً نتایج بهتری دارد.

❤️ همدلی را فراموش نکنید

گاهی رفتار آزاردهنده یک عضو خانواده ریشه در مشکلاتی دارد که شما از آن خبر ندارید.

ممکن است فرد مقابل:

😔 افسرده باشد.

😔 دچار اضطراب شده باشد.

😔 با مشکلات مالی دست‌وپنجه نرم کند.

😔 احساس تنهایی یا شکست داشته باشد.

این به معنای توجیه رفتار اشتباه نیست، اما همدلی می‌تواند به درک بهتر شرایط کمک کند.

دیگه نمیتونم با خانواده زندگی کنم

مهارت حل تعارض را یاد بگیرید

بسیاری از خانواده‌ها به دلیل نداشتن مهارت گفتگو دچار مشکل می‌شوند.

هنگام اختلاف:

✅ به جای حمله کردن، احساسات خود را بیان کنید.

✅ به حرف طرف مقابل گوش دهید.

✅ از توهین و تحقیر پرهیز کنید.

✅ روی مشکل تمرکز کنید، نه شخصیت افراد.

✅ به دنبال راه‌حل مشترک باشید.

🚫 به جای این جملات:

❌ «تو همیشه همین‌طوری هستی!»

❌ «هیچ‌وقت درست رفتار نمی‌کنی!»

❌ «همه مشکلات تقصیر توست!»

از این جملات استفاده کنید:

✅ «این موضوع باعث ناراحتی من شده.»

✅ «دوست دارم درباره این مسئله صحبت کنیم.»

✅ «فکر می‌کنم بتوانیم راه‌حل بهتری پیدا کنیم.»

بپذیرید که نمی‌توانید دیگران را تغییر دهید

یکی از مهم‌ترین درس‌های روانشناسی مشکلات خانوادگی این است:

❗ شما مسئول تغییر دیگران نیستید.

بسیاری از افراد سال‌ها تلاش می‌کنند:

  • شخصیت والدین خود را تغییر دهند.
  • خواهر یا برادرشان را عوض کنند.
  • رفتار بستگان را کنترل کنند.

اما اغلب این تلاش‌ها نتیجه‌ای ندارد و فقط باعث فرسودگی روانی می‌شود.

آنچه می‌توانید کنترل کنید

✔️ رفتار خودتان

✔️ واکنش‌های خودتان

✔️ مرزهای خودتان

✔️ تصمیم‌های خودتان

این موارد قدرت واقعی شما هستند.

گاهی فاصله گرفتن بهترین راه‌حل است

برخی افراد تصور می‌کنند برای حفظ احترام خانواده باید هر رفتاری را تحمل کنند.

اما متخصصان سلامت روان تأکید می‌کنند که در بعضی شرایط کاهش ارتباط می‌تواند اقدامی سالم باشد.

به‌خصوص زمانی که:

🚫 توهین و تحقیر دائمی وجود دارد.

🚫 سوءاستفاده عاطفی رخ می‌دهد.

🚫 مرزهای شما بارها نقض می‌شود.

🚫 سلامت روانتان در خطر قرار گرفته است.

اختلافات خانوادگی

چه زمانی باید ارتباط با یکی از اعضای خانواده را محدود یا قطع کنیم؟

یکی از سخت‌ترین موضوعات در روانشناسی مشکلات خانوادگی این است که تشخیص دهیم چه زمانی باید برای حفظ سلامت روان خود، ارتباط با یک عضو خانواده را کاهش دهیم یا حتی قطع کنیم.

بسیاری از ما از کودکی یاد گرفته‌ایم که خانواده همیشه در اولویت است و باید هر شرایطی را تحمل کنیم. اما متخصصان سلامت روان معتقدند که حفظ سلامت جسم و روان نیز به همان اندازه اهمیت دارد.

⚠️ آیا قطع رابطه با خانواده همیشه اشتباه است؟

پاسخ کوتاه این است: خیر.

هرچند در بسیاری از موارد می‌توان اختلافات خانوادگی را با گفتگو، همدلی و مراجعه به مشاور حل کرد، اما بعضی روابط آن‌قدر آسیب‌زا هستند که ادامه آن‌ها می‌تواند سلامت روان فرد را تهدید کند.

🚩 نشانه‌هایی که ممکن است نیاز به فاصله گرفتن داشته باشید

اگر یکی از اعضای خانواده به طور مداوم:

🔴 شما را تحقیر می‌کند.

🔴 به شما توهین می‌کند.

🔴 از نظر عاطفی یا روانی به شما آسیب می‌زند.

🔴 مرزهای شخصی شما را نادیده می‌گیرد.

🔴 رفتارهای کنترل‌گرانه و آزاردهنده دارد.

🔴 باعث اضطراب، استرس یا افسردگی مداوم شما می‌شود.

ممکن است لازم باشد درباره محدود کردن ارتباط با او فکر کنید.

همیشه از کم کردن ارتباط شروع کنید

متخصصان توصیه می‌کنند قبل از قطع کامل رابطه، ابتدا روش‌های ملایم‌تر را امتحان کنید.

برای مثال:

✅ مدت زمان دیدارها را کاهش دهید.

✅ تماس‌های تلفنی را کمتر کنید.

✅ از ورود به بحث‌های تنش‌زا خودداری کنید.

✅ مرزهای مشخصی تعیین کنید.

✅ فقط در موقعیت‌های ضروری ارتباط داشته باشید.

در بسیاری از موارد همین تغییرات می‌تواند شرایط را بهتر کند.

کنار آمدن با احساس گناه پس از فاصله گرفتن از خانواده

یکی از رایج‌ترین احساساتی که افراد پس از محدود کردن ارتباط با خانواده تجربه می‌کنند، احساس گناه است.

ممکن است با خودتان فکر کنید:

😔 «شاید من آدم بدی هستم.»

😔 «شاید باید بیشتر تحمل می‌کردم.»

😔 «شاید مقصر اصلی من هستم.»

اما باید بدانید که مراقبت از سلامت روان، خودخواهی نیست. اگر رابطه‌ای دائماً به شما آسیب می‌زند، فاصله گرفتن از آن می‌تواند اقدامی سالم و ضروری باشد.

مهم‌ترین درس روانشناسی مشکلات خانوادگی

یکی از مهم‌ترین نکاتی که متخصصان بر آن تأکید می‌کنند این است که:

  • شما نمی‌توانید گذشته را تغییر دهید.
  • نمی‌توانید همه اعضای خانواده را تغییر دهید.
  • نمی‌توانید همه اختلافات را از بین ببرید.

اما می‌توانید:

✅ واکنش‌های خود را مدیریت کنید.

✅ مرزهای سالم تعیین کنید.

✅ مهارت‌های ارتباطی خود را تقویت کنید.

✅ روابط سالم‌تر و محترمانه‌تری بسازید.

حل مشکلات خانوادگی

سخنی از مشاوران آویژه

روانشناسی مشکلات خانوادگی به ما نشان می‌دهد که بسیاری از تنش‌های خانوادگی ریشه در مسائل مالی، مراقبت از والدین سالمند، اختلافات مذهبی و سیاسی، ورود اعضای جدید به خانواده و زخم‌های حل‌نشده گذشته دارند.

اگر از خود می‌پرسید:

❓ دلایل مشکلات خانوادگی چیست؟

❓ اختلاف با خانواده را چگونه مدیریت کنیم؟

❓ بهترین راه حل مشکلات خانوادگی چیست؟

باید بدانید که اولین قدم، شناخت ریشه مشکلات و سپس استفاده از مهارت‌هایی مانند مدیریت استرس، تعیین مرزهای سالم، افزایش همدلی و یادگیری حل تعارض است.

و اگر گاهی با ناامیدی می‌گویید:

💔 «دیگه نمیتونم با خانواده زندگی کنم»

به یاد داشته باشید که کمک گرفتن از یک مشاور خانواده یا روانشناس می‌تواند مسیر جدیدی برای حل مشکلات و بازگرداندن آرامش به زندگی شما ایجاد کند.

این مطلب توسط روانشناسان و مشاوران خانواده آویژه با دقت و حساسیت بالا بازنویسی و ترجمه شده است تا به شما کمک کند ریشه اختلافات خانوادگی را بهتر بشناسید و مؤثرترین راهکارهای مدیریت و حل آن‌ها را یاد بگیرید.

لطفا به این مقاله امتیاز دهید
امتیاز کاربران: 4.8 از 5
بیشتر بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

25 پاسخ

  1. سلام و عرض خسته نباشید من با پدره پسرم نمیخوام زندگی کنم ولی طلاقم نمیده بیکار هست یعنی کار نمیکنه اعتیاد هم داره پسرم دو شیفت کار میکنه که اصلا خونه نباشه دعوای ما رو ببینه پسرم ۲۲ سالشه خستم به خدا دست به خودکشی هم زدم چند بار ولی فقط زندانیم زندانیم کرده حقه بیرون رفتن تنهایی ندارم همش مراقبمه لطفا راهنماییم کنید

  2. سلام خانومی هستم ۳۷ ساله خداروشکر باهمسرم خوب هستیم ولی خیلی خانواده خودم بدهستند شب یلدا دور هم جمع شدند منو نگفتند کلا با خانواده شوهرم هم چپ هستند حالم ازشون به هم می خوره پدرم فردی بسیار پسر دوست وبی عاطفه ای هست مادرم هم ازون بدتر خواهرام باهم خوب هستند ولی بامن به شدت سرد وبی روح پسری اوتیسم دارم نمی دونم چرا اینقدر احساس تنهایی دارم

  3. سلام من 17 سالم هست چند سالی است اختلافات من و خانواده ام خیلی زیاد شده اختلاف همه ما زیاد شده یعنی بیش از حد اندازه غیر قابل تحمل و خسته کننده است مثلاً همه خانواده ام فشار مالی شدیدی بر پدرم وارد میکنن و پدرم عصبی و ناراحت میشه و توی خونه داد و بی داد می‌کنه یا مادرم نمیتونه درست دادلشمو یا آبجی مو کنترول کنه اونا هم خیلی ضرر مالی میرسونن آبجی خیلی بی ادب و حرف گوش نکن شده داداشم از اون بدتر فقط من موندم هرکاری میکنم ک خانواده مو بفهمونم گوش ک نمیدمن هیچ منو هم عذاب میدم به حدی رسیدی ک مشکل عصبی پیدا کردم هم خانواده مو دوست دارم و از هم ازشون متنفر هستم نمیدونم چیکار کنم واقعا خیلی سخت شده لطفا زود پاسخ دهید
    با تشکر

  4. سلام ده ساله ازدواج کردم دوتا بچه دارم
    شوهرم ی آدم اجتماعیه.. زندگیشو خیلی دوس داره برا منو بچه هامم تا اونجاییکه در توانشه کم نمیذاره ولی متاسفانه خونوادم اصلا اینو نمیفهمن از شوهرم زیاد خوششون نمیاد
    ناگفته نمونه دوتا خواهر مجردم خونه دارم که متاسفانه یکیشون تو کارای همه دخالت میکنه
    هر دفعه خونه پدرم می‌آییم ی دعوایی با خواهرام میکردم ولی هیچوقت نمیذاشتم همسرم بفهمه
    تا اینکه بار آخر خواهرم اینقد با صدای بلند صحبت کرد که همسرم متوجه شد…
    اون لحظه جمع کردیم اومدیم خونمون که ی شهر دیگه هستیم…ی کم با همسرم بحث کردیم ولی ادامه دار نبود اونم گفت اصلا به من ربطی نداره خانواده خودته….
    ولی من فرداش به پدرم زنگ زدم عذرخواهی کنم
    اما متاسفانه اینقدر پدرمو پر کرده بودن و از همسرم بد گفته بودن که پدرم هرچی از دهنش اومد به همسرم گفت اون لحظه سکوت کردم هیچی جوابشو ندادم فقط گفتم زندگیمو دوس دارم
    از اون روز دیگه خانوادم بهم زنگ نزدن الان نزدیک ۴ماهه…
    امشب متوجه شدم یکی از خواهرام ازدواج کرده…
    خیلی دلم شکست…

    1. باسلام
      همین که میگید دعا کنید یعنی که آدم فهمیده ای هستید قطعا خدای بزرگ به شما توجه و عنایت خاص داره و…
      اصلا امیدتون رو از دست ندید فقط توی سن ۵۵ سالگی ام اینطور فهمیدم یک از طرف دعوا باید و باید بزرگتر ، عمیق تر تفکر و تحمل کنه و ایثار کنه قطعا شما لایقش هستید…
      مطالعه و مشاوره گرفتن و نیم من بشیم و غرور و کبر رو بذاریم کنار و دیگه اینکه فرصت صدا به صدا رسیدن رو بدیم و هزار راه نرفته …
      خدایا شکرت بابت توجه و عنایتی که همیشه به همه داری و… دست یاری و نیاز به کمک تو می تونه ما رو نجات بده پس به ما توفیق صبر و بردباری عنایت کن ،و عشق و محبت که کلید و رمز اصلی خانواده ها و جامعه هست بر دل های همه مردم و ما جاری کن
      خدایا کمکمون فرما که تحمل پذیر و گوشی شنوا در مقابل حرفهای طرف مقابل رو داشته باشیم
      لازمه بدانید که من دل دردمندی دارم.
      باسپاس
      بخدا می سپارمت…
      مهدی

  5. عرض سلام وخسته نباشیدنمیخام زیادتوضیح بدم فقط اینکه ۳۷سالم حدود۱۰ازدواج کردم ۳تابچه دارم واینکه دیگه رفتارهای خانومم نمیتونم تحمل کنم هم ب خودش هم ب من وهم ب بچهاعذاب میده باکوچکترین حرف دیوونه بازی درمیاره ب کس هم روم نمیشه بگم دلمم بهش میسوزه ولی واقعاخسه کننده هس میخام جدابشم فقط اینکه بچها رومیتونم بگیرم منظورپیش خودم باشن ازپس مخارج برمیام خداروشکر دستم ب دهنم میرسه مشکل ازاین بابت ندارم بچهامم دوس دارم زندگیمم فقط خسه شدم

  6. به نظرم مشکلات خانوادگی برا هر بچه ای پیش میاد فضولی موقوف و خب اگه واقعا بی دردی آفرین بعضی ها میگن شما بی احساسید مگه من چی گفتم ضمنا عالم دهر نیستم

  7. من۱۸سالمه ازاول مامانمو بابام ازهم متنفربودن هیچ وقت پدرم بهم محبت نکرد بهم میگه ازاول نمیخواستمت:)

  8. سلام .خودزنی نکن.انسان عاقل به خودش ضررنمیرسونه.اذیت شدنت هم بایددلیل داشته باشه.یامقصریدکه کاری انجام میدهیدکه باعث آزارخانواده شدیدکه بایدهرطوری هست جلوی این اشتباهت روبگیری.یاخانواده دچارمشکل هستندمثلا فردی ازخانواده دچاربیماری عصبی یادراین زمینه میباشد.که گاهی بایدتحمل کردتافرصت مناسبی برسه مثلا وقت ازدواج برسه خواهی نخواهی بایدزندگی جدیدی درست کنی انشاالله.صبر

  9. سلام من اسمم سما هست ۱۴ سالمه
    خیلی تو خانواده اذیت میشم به زور تحمل میکنم تا حالا شده چندین بار دست به خودزنی زدم و بیشتر منو موقع درس خواندن اذیت میکنن یه راه حل میخاستم 🙏🙏💔

  10. من ٣٧سالمه چهار فرزند دو دخت دو پسر دارم دارم روی بعضا موضوعات خوانواده همسر وخوانواده من بین من وهمسرم دعوا میشه از لحاظ مالی هر دوخونواده در حالت خوبی هستند وبه ما هیچ کدام خوانوادا کمک مالی نمیکند

  11. علی مراد شبانکار ، ۲خانه زده بنام همسراش ، برادر من که اول ازدواج هست فکر کنم پراید رو زده به نام خانمش ؛ هستند کسانی که ممکن سوء استفاده کنند ، ولی معصومه بایک ادم سن بالا ازدواج کرده وباید چیزی بنامش میزدن ، مسلم شوهر خواهر طاهره خانه زده به نام همسرش خودش اجاره نشین هست البته همسرش دوتا بچه داره

  12. سلام من 18 سالمه مجردم خیلی از خانوادم منفر شدم و حتی چند بارم قصد خودکشی داشتم خانوادی من بیشتر ب برادرم اهمیت میدن منو فقط مثل خدمت کار خودشون کذاشتن
    خیلی از این زندگی بی زارم و هیچ همدل و هم دردی ندارم اصلن توان و تحمل این زندگی را ندارم

  13. من هم با اینکه ۱۱ سالم هست مامانم هر موقع باهاش دعوام میشه منو از خونه میندازه بیرون و بهم میگه برو آشغال جمع کن شو.

    من از این موضوع خیلی ناراحتم و هیچ کس رو ندارم که باهاش درد و دل کنم حتی وقتی با خواهرم میخوام درد و دل کنم جوری بهم سیلی میزنه که تا یه هفته جاش درد میکنه با اینکه یه دخترم.

  14. سلام ممنون از اینکه برای همه وقت میزارید برای همین من هم دوست دارم پیام بفرستم.

    من 31 سالمه و مجرد هستم تنها در شهر دیگری دور از خانواده هستم و علاقه ای به زندگی با خانواده ندارم. خانوادم همیشه میخواستن روی من کنترل داشته باشن و مسیری که خودشون دوست دارن من برم. من همیشه توی مدرسه شاگرد اول بودم، ریاضیم خوب بود و حفظی دوس نداشتم با اینحال خانواده گیر داده بودن باید برم پزشکی، زیاد درس نمیخوندم و با همون سر کلاس مطالب یاد میگرفتم. با اینکه شاگرد اول بودم خانواده همیشه روم فشار میاورد برای درس و من هی بیشتر کفری میشدم. نمیذاشتن با دوستام رفت و امد کنم. نزدیک کنکور این فشارها انقدر زیاد شده بود که چندبار از داداش بزرگم کتک خوردم در حدی که همه لباسام پاره شده بود و داغون بودم. با اون اتفاقا از درس فاصله گرفتم و یکسالم پشت کنکور بودم و بعد رفتم دانشگاه ازاد.
    حتی توی بچگی وقتی کوچیک بودم یادمه یه مجسمه مار تو خونمون بود و مادرم میگفت اگه نخوابی این میاد میخورت و تا سال ها من شبا کابوس مار میدیدم. همیشه سر فوتبال بازی کردن تو کوچه از مامانم کتک میخوردم.
    من تا 20 سالگی هیچوقت حتی یک تولد نداشتم بعد نمیدونم چجوری ناراحت میشن وقتی تولدشون یادم میره.
    4تا بچه هستیم و من بچه اخرم. و اینکه میگن همه چی واسه ته تغاریه دروغی بیش برای من نبود.
    توی دانشگاه به برنامه نویسی علاقه مند شدم با همون نیمچه حمایت خانواده یه کلاس برنامه نویسی تونستم برم و یاد بگیرم.

    الان شغلم برنامه نویس هستم. اما بدلیل انتخاب راه استارت آپ و کارآفرینی بجای کارمندی در شرایط خیلی سخت مالی هستم. خانوادم هیچوقت کمکم نکردن و وقتی مقایسه میکنم با دوستام میبینم همشون یه برحه ای از زندگی حمایت بزرگی از خانواده گرفتن.

    حس تنهایی همه وجودمو برداشته و این خاطراتی که گفتم و کتک هایی که توی بچگی خوردم اذیتم میکنه.
    هرچی شرایط کاری مالی سخت تر میشه این خاطرات هم بیشتر داره منو میخوره.
    من هیچوقت راجب این چیزا نگفتم به خانواده شاید چون درون گرا هستم. البته خیلی دوستای خوب و قدیمی دارم و اجتماعی هستم.

    نمیدونم چجوری باید مقاومت کنم. شما میتونید راهنماییم کنید؟

    1. با سلام
      هرچی شرایط کاری مالی سخت تر میشه این خاطرات هم بیشتر داره منو میخوره.
      نکته همین جاست

      گذشته رفته و کابوسی بیش نیست و آینده هم در بهترین حالت خیالات ماست.

      به قول مولانا

      بگذار و بگذر

      1. سلام و خسته نباشید من از شوهرم میخوام جدا بشم ولی طلاقم نمیده ۳۸ سال دارم پسرم ۲۰ سالشه دیگه نمیخوام با پدره پسرم زندگی کنم کلی هم دعوا داریم اعتیاد داره و کار نمیکنه پسرم دو شیفت کار میکنه ولی مخالف طلاق هست موندم سره دوراهی لطفا کمکم کنید خسته شدم به خدا فقط یه زندانیم با یه زندانبان 😭😭😭😭😭😭😭

    2. من یه مقدار از شما بزرگترم ولی با این شرایط مواجه بودم یادمه یکی بهم گفت یه نقطه صفر در نظر بگیر و از انجا روابط عاطفی جدید رو شروع کن گذشته رو فراموش کن والا تا اخر عمر ول کن نیست امیدت به اینده باشه و این که این امتیاز شماس که روی پای خودت هستی هر چقدر در شرایط بد این امتیازیه که بعدها خیلی کمکت میکنه موفق باشی و در ارامش

    3. به نظرم شما توقعتون برای کمک اشتباهه چون دوست دارین کارمندی و تجربه نکنید
      نیاز از خانواده باید عاطقی باشه نه توقع مالی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

در تلگرام

کانال ما را دنبال کنید

در اینستاگرام

پیج ما را دنبال کنید

در آپارات

کانال ما را دنبال کنید

نمادک و لوگو

مرکز مشاوره خانواده و روانشناسی آویژه

مشاوره تلفنی خانواده، ازدواج، روانشناسی و عشق

آویژه
تخصصی‌ترین مرکز مشاوره روانشناسی و خانواده