آویژه
تخصصی‌ترین مرکز مشاوره روانشناسی و خانواده

متوجه خیانت مادرم شدم؟ ۱۱ وظیفه فرزندان در برابر خیانت مادر

متوجه خیانت مادرم شدم؟

وقتی فرزندی از خیانت مادرش باخبر می شود، آنقدر دچار اضطرب و سردرگمی می‌ شود که نمی‌ تواند مانند گذشته با او ارتباط برقرار کند. بسیاری از فرزندان در چنین شرایطی با سوالات و احساسات پیچیده‌ ای روبرو می‌ شوند: «وظیفه فرزندان در برابر خیانت مادر چیست؟» یا «وقتی مادرم به پدرم خیانت می‌ کند چیکار کنم؟ این سوالات ذهن آنها را درگیر می‌ کند و احساسات پیچیده‌ ای به وجود می‌ آورد.

در این میان، جملاتی مانند «مامانم دوست پسر داره» ممکن است در ذهن فرزند نقش ببندد. این حقیقت برای فرزندانی که هنوز در حال پردازش این خیانت هستند، می‌تواند به شدت گیج‌کننده و آزاردهنده باشد.

پس از خیانت مادر، اکثر فرزندان همزمان دو احساس متناقض دارند. از یک سو می‌خواهند از مادرشان بپرسند چرا چنین کاری کرده است و از سوی دیگر ممکن است بخواهند پدرشان را از این موضوع مطلع کنند. اما در مورد هیچ‌کدام از این کارها اطمینان ندارند که درست است یا خیر! فکر کردن به هر کدام از این گزینه‌ها به آنها احساس وحشت و نگرانی می‌دهد، چون ممکن است به یکی از طرفین آسیب برسد.

با این حال، اقداماتی وجود دارد که می‌توانید انجام دهید. هر خیانت داستان خاص خود را دارد و درمان آن هم باید به شیوه‌ای متناسب با وضعیت فردی و شرایط خاص انجام شود.

تعریف خیانت چیست؟
تعریف خیانت چیست؟

وقتی مادرم به پدرم خیانت میکنه چیکار کنم؟

زمانی که با خیانت مادر مواجه می‌شوید، احساسات پیچیده و منفی زیادی ممکن است به سراغتان بیاید. اولین گام مهم این است که احساسات خود را شناسایی و ابراز کنید.

ابراز و شناسایی احساسات خود

خیانت یک عمل است. وقتی می گوییم «احساس نگرانی میکنم»، منظورمان از احساسات ناشی از آن است. باید در مورد احساساتی که باعث ایجاد این استرس و نگرانی شده است، دقیق تر صحبت کنید.

برخی از احساسات منفی که ممکن است با آنها روبرو شوید عبارتند از:

خشم

شما بی وفایی و خیانت مادرتان نسبت به پدر خود را دیده اید و یکی از طبیعی ترین احساسات در چنین شرایطی عصبانیت است. «چطور ممکن است؟! چطور توانستند؟! خیلی ناراحت کننده است!»

غم و اندوه

ممکن است زمانی که یک خیانت را کشف می کنید، گریه کنید. شاید به این دلیل باشد که شما احساس از دست دادن والدین خود را می کنید. از دست دادن اعتماد، از دست دادن کسی که دوستش دارید، از دست دادن خاطرات خوشی که با آنها دارید، از دست دادن آینده ای که با آنها تصور کرده اید.

شوکه شدن

بله، احتمالاً وقتی متوجه شدید که مادرتان به پدر شما خیانت کرده است، شوکه شده اید. شاید هیچ گاه تصوری از احتمال این موضوع نداشته اید.

ترس

ممکن است نگران عواقب این خیانت مادر باشید. ممکن است این خیانت به معنای یک تحول بزرگ در زندگی شما باشد و این همه تصورات منفی در مورد آینده شما را می ترسانند.

نفرت

شما حتی نمی توانید در مورد خیانت مادر فکر کنید زیرا باعث می شود حالتان به هم بخورد.

بی اعتمادی

ممکن است محبت و دوست داشتن مادرتان را زیر سوال ببرید و شک کنید که آیا واقعا مراقبت شما هست یا خیر. از این گذشته، مادری که خیانت کرده است به وضوح احساس می کند که شما چیزی نمی دانید.

شرم

ممکن است خودتان را سرزنش کنید و از آنچه اتفاق افتاده احساس شرمندگی کنید. شاید به این فکر کنید  که دیگران ممکن است بفهمند مادر شما یک زن خیانتکار است و با شما طوری رفتار کنند که شرمنده شوید.

تنهایی

این خیانت مادر شماست و نه کس دیگری. ولی چون نمی توانید به کسی بگویید حس رها شدگی می کنید.

سردرگمی

ممکن است به سادگی نتوانید آنچه را که اتفاق افتاده است درک کنید؟

این یک گام مهم برای شناسایی احساسی است که در هر لحظه دارید. ممکن است پس از خیانت مادر به پدر، بسیاری از این احساسات را داشته باشید. به احتمال زیاد در یک زمان چند مورد از این احساسات دور سرتان می چرخند. این مقاله را حتما بخوانید: آیا بعد از خیانت میشود زندگی کرد؟

وظیفه فرزندان در برابر خیانت مادر

در مقابل خیانت مادرتان بی احترامی نکنید.

هنگام مواجه شدن با خیانت مادر، ممکن است تمایل شدیدی برای احترامی داشته باشید.

لطفا نکنید!

ممکن است از آنچه اتفاق افتاده احساس خشم داشته باشید و احساس کنید که آنها مستحق مجازات هستند، اما این کار سازنده نیست.

اگر یک راه برای بدتر کردن آسیب خیانت و به تأخیر انداختن روند بهبودی وجود داشته باشد، آن برنامه ریزی برای بی احترامی و انتقام است.

در برابر وسوسه بی احترامی و درگیری با مادرتان مقاومت کنید. این احساسات در نهایت محو می‌شوند و می‌گذرند و خوشحال می‌شوید که از بی احترامی به مادرتان خودداری کرده اید.

در مقابل خیانت مادر بی احترامی نکنید
در مقابل خیانت مادر بی احترامی نکنید

ابتدا سعی کنید آرام شوید.

وقتی مادرتان به پدر شما خیانت کرده است، در کوتاه مدت بهترین راه حل این است که فعلا از او دوری کنید.

این بدان معناست، فعلا به آنها پیام ندهید، شبکه های اجتماعی آنها را هر 5 دقیقه چک نکنید!.

به احساساتی که در بالا در مورد آنها صحبت کردیم فکر کنید که چه آتشی در شما ایجاد کرده اند. ابتدا سعی کنید این آتش که به شدت می سوزد فروکش کند.

قابل احتراق ترین سوخت برای آن آتش تماس با کسی است که خیانت کرده است. بنابراین، برای اینکه آتش خاموش شود، باید سوخت به آن اضافه نکنید. خوب دقت کن ببین چی گفتم!

شما باید کمی وقت بگذارید و رابطه خود را مادرتان مدیریت کنید.

با فروکش کردن آتش، عواطف شما در نهایت شروع به آرام شدن خواهند کرد. اکنون در موقعیت بسیار بهتری خواهید بود که به وضوح فکر کنید و رویدادها را پردازش کنید و تصمیم بگیرید که چه کاری بهتر است که انجام دهید.

در اینجا بهتر است زود قضاوت نکنید، پیشنهاد می کنیم مقاله نشانه های خیانت زنان را خوب بخوانید.

چطور می‌خواهید با خیانت مادر برخورد کنید

با یک مشاور صحبت کنید.

در این مواقع، بهتر است در مورد احساساتی که در مورد خیانت مادر دارید با یک فرد مورد اعتماد صحبت کنید.

با این حال، نکته مهم این است که با کسی صحبت کنید که بتواند نسبتاً بی طرف بماند و به شما کمک کند.

دلیل این امر این است که آنها می توانند مشاوره ای صادقانه و بازخوردی سازنده در مورد مشکل شما برای مقابله با این موقعیت ارائه دهند.

چیزی که شما به آن نیاز ندارید این است که یک فرد بی اطلاع، هیزم به آتشی که قبلاً در مورد آن صحبت کردیم، اضافه کند. این ممکن است در آن لحظه برای شما احساس خوبی داشته باشد، اما به شما کمکی نمی کند که مشکلاتتان را حل کنید.

اگر کسی را ندارید که بتوانید در این مورد با او صحبت کنید، توصیه می کنیم با یک متخصص مشاوره خیانت صحبت کنید.

مطرح کردن موضوع خیانت با یک مشاور
مطرج کردن موضوع خیانت مادر با یک مشاور

دلایل خیانت را بررسی کنید.

در مورد چگونگی وقوع این خیانت فکر کنید.

بی احتیاطی بود؟ ناشی از کمبود صمیمیت بود؟ یا این یک اقدام عمدی و آگاهانه بود؟

همه ما گاهی در کسری از ثانیه کاری را انجام می دهیم و فوراً از آن پشیمان می شویم. خیانت های اتفاقی مانند افشای اطلاعات شخصی بدون شک آسیب زا است، اما تا حدودی قابل بخشش است.

سطح بعدی یک خیانت سهوی است، خیانتی که به دلیل ضعف یک نفر به وجود می آید.

برای برخی از افراد، کنترل برخی تمایلات بسیار دشوار است، حتی اگر به شما قول داده باشند که این کار را انجام نخواهند داد.

وقتی متوجه می‌شوید دلیل خیانت مادر چیست، شاید بتوانید کمی همدردی کنید.

البته خیانت هایی وجود دارد که عمدی است، یا از روی بدخواهی، فرصت طلبی یا بی تفاوتی و بی عاطفگی روی می دهند.

درک اینکه خیانت مادر شما کدام یک از این خیانت ها می باشد می تواند به شما کمک کند تا بر احساسات منفی غلبه کنید و از حادثه عبور کنید.

رابطه مادرتان را بررسی کنید.

مادرتان چقدر درد عاطفی دارد؟

همه چیز به نزدیکی رابطه والدین شما بستگی دارد. خواهید دید که پدر و مادر شما چقدر برای یکدیگر ارزش قائل هستند.

خیانت مادری که از سمت همسرش هیچ محبتی نمی بینید، با خیانت همسری که غرق محبت شوهرش می باشد، بسیار متفاوت است.

اینکه مادرتان چقدر برای رابطه ارزش قائل هست، تعیین می کند که آیا او تصمیم دارد رابطه خود را نگه دارد یا پدرتان را برای همیشه کنار می گذارد.

رابطه مادرتان را بررسی کنید
رابطه مادرتان را بررسی کنید

با مادرتان صحبت کنید.

این گام بزرگی است که برداشتن آن نیاز به جرات و اراده دارد. اما به مادری که خیانت کرده چه می گویید؟

خوب، وقتی احساس آمادگی کردید، با او صحبت کنید و بگویید که خیانت چه احساسی به شما داد و هنوز هم در مورد آن چه احساسی دارید.

یک نکته مهم این است که آنچه را که می خواهید بگویید به گونه ای باشد که بر احساسات شما متمرکز شود نه او. به این ترتیب، می توانید از قرار دادن مادر در حالت دفاعی اجتناب کنید و گفتگو را دوستانه نگه دارید.

بنابراین، جملات خود را با “من” شروع کنید. گفتن: «من وقتی فهمیدم احساس شوک کردم» بهتر از گفتن «تو به پدر خیانت کردی که…»

از این کلمات برای بیان تاثیری که اعمال مادرتان روی شما گذاشته استفاده کنید.

نه تنها این مسئله، بلکه حتی مشخص کنید که دقیقاً چه چیزی بیشتر به شما آسیب زده است. اینکه دیگر احساس می‌کنید که نمی‌توانید به او اعتماد کنید یا خیانت او در بخش‌های دیگر زندگی‌تان چه عواقبی داشته است؟

می توانید به عنوان مثال بگویید: “وقتی خیانتت کسی بفهمه این من را در موقعیت دشواری با همسرم قرار می دهد و من نگران زندگی آینده خودم هستم.»

اگر به شما کمک می کند تا افکار و احساسات خود را در قالب کلمات بیان کنید، بهتر است نامه ای برای مادرتان بنویسید. می توانید آن را به او بدهید تا بخواند. این به ویژه در مواردی مفید است که در شرایطی که از او خجالت می کشید.

برای اطلاعات بیشتر پیشنهاد می کنیم مقاله خیانت همسر را بخوانید.

وقتی مادرتان به پدر شما خیانت کرده است

خیانت مادر همیشه به معنای بدی شخصیت او نیست

گاهی اوقات، خیانت ممکن است ناشی از مشکلات شخصی، احساسی یا روانی باشد که مادرتان تجربه کرده است. این نکته که خیانت لزوماً نشان‌دهنده یک شخصیت بد یا گناهکار نیست، می‌تواند به شما کمک کند تا از یک زاویه دیگر به ماجرا نگاه کنید. درک دلیل و شرایط ممکن است به شما کمک کند که از احساسات منفی کمتری رنج ببرید.

به دنبال یافتن یک راه‌حل مشترک باشید

در شرایطی که احساس می‌کنید آماده صحبت با مادرتان هستید، سعی کنید به جای مواجهه مستقیم و پرخاشگری، راه‌حل‌هایی مشترک بیابید. می‌توانید از او بخواهید که توضیح دهد چرا این کار را کرده است و اینکه آیا راهی برای جبران یا بهبود رابطه‌تان وجود دارد.

این گفت‌وگو باید با هدف درک متقابل و حل مسئله صورت گیرد، نه به منظور انتقام یا سرزنش.

وقتی مادرم به پدرم خیانت میکنه چیکار کنم؟

به خودتان زمان بدهید تا تصمیمات مهم بگیرید

اینکه چطور می‌خواهید با خیانت مادر برخورد کنید، زمان و تفکر زیادی می‌طلبد. به خودتان اجازه دهید که این تصمیمات را به صورت آرام و در کمال تفکر بگیرید. این تصمیمات باید مبتنی بر احساسات و ارزش‌های شخصی شما باشد و نباید تحت تأثیر فشارهای موقت قرار بگیرند.

در نهایت، برخورد با خیانت مادر یک فرآیند پیچیده است که نیاز به صبر، تفکر و درک متقابل دارد. با دنبال کردن این راه‌حل‌ها، می‌توانید به تدریج با این بحران عاطفی کنار بیایید و بهترین تصمیمات را برای خودتان اتخاذ کنید. در ادمه حتما مقاله وظیفه فرزندان در برابر خیانت پدر را بخوانید.

مشاوره خیانت آویژه

در این مقاله مرکز مشاوره خانواده آویژه در خصوص نحوه صحیح برخورد با خیانت مادر نکاتی را بیان کردیم. اگر شما هم نکاتی به ذهنتان می رسد و در این پست از آن صحبت نشده است، بهتر است تا آن را در قسمت نظرات بنویسید تا دیگران هم از آن استفاده کنند و از سوی دیگر در مقاله دیگری در حیطه مشاوره خیانت به صورت اختصاصی به آن پرداخته شود.

لطفا به این مقاله امتیاز دهید
امتیاز کاربران: 4.7 از 5
بیشتر بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

423 پاسخ

  1. مامانم از خیلی وقت پیش که یادمه داشت به بابام خیانت میکرد منم خیلی بچه بودم فهمیدم با یه مرد سرکارش که میشد گفت مدیر عامل شرکتشون بود اون مرد حتی از شرکت هم رفته ولی مامانم هنوز باهاش ارتباط داره و پیاماشونو پاک میکنه ولی خیلی قربون صدقه هم میرن از طرفی اصلا به مامانم نمیخوره که همچنین ادمی باشه

  2. سلام خسته نباشید
    چند ماهی میشه از خیانت مادرم خبر دارم اولین بار که پیام هاشرو دیدم زنگ زدم به اون شماره که مطمئن بشم مرده و وقتی یه مرد جواب داد حالم اونقدر بد شد راهیه بیمارستان شدم وقتی مامانم اومد بالا سرم تازه از حالت گیجی و بیهوشی و بی حالی دراومده بودم گفتم داری به بابا خیانت میکنی پیچوند گفت نه همچین چیزی نیست مسئله اش فرق داره خلاصه کلی بهانه و …… دو روز بعدش گوشیش دستم بود دیدم پیام ها رو پاک کرد بازگردانی کردم دیدم اون حروم زاده پیام داده بهش که دخترت با فلان شماره زنگ زده بهم مامانمم گفته بود آره شک کرده بهمون یه خورده بیشتر باید رعایت کنیم از این به بعد تا پیام ندادم پیام نده و یه جورایی یه سری کد دارن برای ارتباط گرفتن من به روی خودم نیاوردم ولی شماره ی مرده رو استعلام گرفتم اسم و فامیلی اش رو پیدا کردم و بعد یه مدت مامانم برگشته بود شهر خودشون وقتی اومد باز پیام هاش رو که بازگردانی کردم دیدم ملاقات داشتن یه جایی (از تمام پیام هاشون اسکرین دارم ) و اون مرد خودش متاهله و او شهر زندگی میکنه اسمش زنش رو هم میدونم و بعد از چند روز یه شهر دیگه بودن به خاطر یه سری کار های پزشکی مادربزرگم امروز دوباره که برگشته دیدم 500 تا پیام دادن تو این چند روز نشستم خوندم دیدم این مرده هم پا شده رفته او شهر که ببینه مامانم رو و حتی زنش ها باهاش اومده اون شهر پیچونده که ببینه واقعا درک نمیکنم مامانم هیچی کم نداره محبت های بی اندازه ی پدرم بابام نمیزاره خم به ابروش بیاد تو نود درصد کار های خونه همراهی میکنه برای شغل مادرم (درامد خانواده امون 90 درصد از شغل مادرم هست ) برای همچیزش حمایتش میکنه یه مرد بی گناه که چون خودش پدر و مادرش رو از دست داده مامانم همه وجودشه ولی نمیکشم واقعا چهره ی مظلوم پدرم رو مبینم از طرفی هم مادرم واقعا برای زندگی ما کم نذاشته همه چیز رو برامون فراهم کرده بهترین مادر بوده الان نگران اینم یه درصدم این موضوع رو یکی دیگه بفهمه قراره چی بگن قراره چیکار کنم از همه چیز ترس دارم خودم 19 سالمه یه برادر 15 ساله دارم خودم با یه ادم واقعا درست تو رابطه ام که خیلی هم رو دوست داریم و واقعا هم به هم متعهدیم با هم درس میخونیم حتی با هم کنکور دادیم و با هم دانشگاه رفتیم و ….. الان از اینکه پارتنرم هم بعد این موضوع قراره چطور برخورد کنه میترسم از اینکه کسایی که دوستشون دارم اسیب ببینن یا از دستشون بدم خیلی میترسم میخوام امار این مرده رو دربیارم ولی نمیدونم چطوری اصلا نمیدونم چیکار کنم حتی به خودکشی هم فکر کردم به اینکه مادرم واقعا براش مهم نیست اگه این قضیه درز پیدا کنه چه بلایی قراره سر من و دادشم بیاد مردم قراره چطور برخورد کنن باهامون بابامون قراره چش بشه واقعا از همه چی بریدم پشت سرم هم حالم بد میشه وضعیتی روانیم خیلی وخیمه

  3. سلام من ۱۶ سالمه
    چند روز پیش خواستم از گوشی مامانم ساعت رو چک کنم دیدم یه نوتیف هست نوشته سلام خوبی عزیزم ؟
    بعد اسمش علی بود ولی گفتم شاید فامیلیه حالا قضاوت نکنم
    امشب که مامانم خواب بود خواستم برای خودم نت بزنم گوشیشو برداشتم نت که زدم رفتم توی پیامکاش تا پیامک نت که برا خودم زدم رو پاک کنم چون نتمو خیلی زود تموم کرده بودم نمی‌خواستم صبح بگه چرا انقد زود تموم کردی و اینا
    دیدم توی پیامک ها یکی هست با فامیل سیو هست پیاما باز کردم فهمیدم مامانم به بابام خیانت می‌کنه ، گوشی رو دوباره گذاشتم سر جاش بعدش فهمیدم که پیامارو انگار پاک میکرد بعد هر چک رفتم دوباره گوشیشو برداشتم ( خواب بود خودش ) با گوشی خودم از تمام پیامک ها عکس گرفتم ، به جرعت میگم سخت ترین شبمه امشب همین چند ساعت پیش تمام این اتفاقات افتاد و دارم واقعا میمیرم
    من بابام قبلا دوران نوجوانیش چون یکی به پدرش بی احترامی کرده بود طرف رو کتک زد اون رفت کما بابام هم چند سال رفت زندان یعنی منظورم اینه که بابام اگه بفهمه امکانش هست هم مامانم رو بکشه هم خودشو
    پدرم آدم بدی نیست ولی این مسائل خیلی ذهنش رو بهم می‌ریزه چون توی هشت سال جنگ ایران و عراق جنگیده و یه مقدار از اعصاب خوردیش بخاطر موجی بودن هست
    دو خواهر دارم که از من بزرگ تر هستن یکی کنکوریه یکی هم شهری دیگه زندگی می‌کنه روحیه لطیفی دارن و خودشون درگیر مشکلات زندگیشون هستن
    به من بگین درد خودمو به اونا هم بدم ؟
    پدرم از پدرش بهش چندین هکتار زمین رسیده و پدرم از بچگی سرشون کار کرده و عمرشو گذاشته یه مدتی میشه که زمین هارو داره از دست میده به دلایلی ، حالا من چطوری بگم که زنش..؟ می‌تونه تحمل کنه ؟
    لطفاً به من بگید چیکار کنم خواهش میکنم

    1. الان در شوک هستی. در این وضعیت تصمیم‌های عجولانه نگیر.

      به پدرت چیزی نگو، به خواهرت هم فعلاً نگو.

      این موضوع بزرگ‌تر از آن است که تنهایی حملش کنی یا مدیریت کنی.

      چند روز به خودت زمان بده و اگر قرار شد با کسی صحبت شود، اول با یک مشاور حتما صحبت کن. اگرنه یک بزرگسال عاقل و قابل اعتماد در جریان قرار بگیرد.

      وظیفه تو نجات دادن خانواده یا حل کردن این بحران نیست. فعلاً فقط مراقب خودت باش و هیچ اقدام ناگهانی انجام نده.»

  4. این مشکل باید ریشه یابی بشه مگرنه با تحدید چیزی درس نمیشه باید بشینید با مادرتون از کمبوداش حرف بزنید و دلیلشو بپرسید شاید حق با اون باشه و به فکر چاره باشید یا راهی پیدا کنید مگرنه با زور نهایتش دوروز میتونید جلوشو بگیرید

  5. سلام من الان۱۹سالمه از ۵سالگی شاهد رابطه های متعدد مادرم با عموم بودم اکثر چت ها و عکساشون هم دیدم
    پارسال دیگه با گریه و اعصاب خوردی به مادرم گفتم قطع کن رابطتو به ظاهر قبول کرد اما نمیدونم در واقعیت هم قطع بوده یا نه چون ۲۱بهمن ماه دوباره عکس هاشون دیدم و مامانم میگه چند ماه پیام میداد و اصرار میکرد تا قبول کردم اما به موقع فهمیدم و اجازه ندادم باهاش بره بیرون رابطه داشته باشن الان ۳ماه که دعوا داریم و مادرم هم به من میگه باید این حرف و تموم کنی منم الان یک هفتس دیگه دربارش چیزی نگفتم اما خودم عصبی و پرخاشگرم چیکار کنم؟

  6. منم ۲۵ سالمه
    از بچگی شاهد خیانت های مادرم بودم ولی دقیق نمیدونستم چی به چیه
    الان چند وقته فهمیدم با عموی خودش تو رابطه اس و حرفای سکسی و عاطفی باهم میزنن و همش منتظر فرصت هستن که خونمون خالی بشه خیلی به خودم فشار میومد نمیدونستم چکار کنم سردرگم بودم
    به کی بگم اخه؟! به پدرم بگم که فاجعه میشه به داداشام بگم هم همینطور خلاصه خیلی فرصت دادم بهشون و تهدیدشون کردم ولی بازم به کارشون ادامه میدادن دیگه نتونستم جلو خودمو بگیرم😭 جلوی داداشم مادرمو تهدید کردم برخورد بد و جدی داداشمو دیدم ترسیدم آرومش کردم الکی بهش گفتم فقط بهش گفته تنهایی داخل خونه و کارو جمع کردم ولی اگه بقیه چیزا رو میگفتم و اسکرینا رو نشون میدادم خیلی بد میشد🥲🥲 منم خیلی ادم استرسی هستم
    خلاصه خیلی تحت فشارم خیلی…

    1. قرار گرفتن در چنین موقعیتی واقعاً فشار روانی زیادی ایجاد می‌کند. سعی کنید به تنهایی بار این موضوع را به دوش نکشید و قبل از هر تصمیم یا اقدامی که ممکن است به درگیری شدید خانوادگی منجر شود، با یک مشاور یا فردی عاقل و مورد اعتماد صحبت کنید. در حال حاضر مهم‌ترین موضوع، حفظ آرامش و سلامت روان خودتان است. 🌷

  7. الان ۱۴ سالمه و وقتی کلاس سوم بودم یعنی نه سالم مامانم یک مرده ای رو به اسم (مزاحم ) سیو کرده بود اینا به هم پیام میدادن زنگ میزدن..این کار ادامه داش تا همین چند ماه پیش مامانم یک بازی رو به اسم منچیکو نصب کرد یک بازی آنلاین هس که زن و مرد باهم منچ بازی میکنن مامانم با اون پسرا همش چت می‌کرد و من چجوری فهمیدم؟یک روز رفتم تو گالری مامانم و تو قسمت حذف شده هاش رفتم دیدم که قسمت بالاتنه اش رو لخت کرده بود و از اون قسمت عکس گرفته بود و معلوم بود که قصدش از اون عکس چیه خلاصه که بهش شک کردم و سعی کردم بیشتر وارد گوشیش بشم تا ببینم چیکار میکنه بعد چند روز وقتی خواب بود گوشی‌رو یواشکی برداشتم و رفتم تو روبیکا که با چند تا پی وی مختلف که همشون عکس مرد های مختلف بود مواجه شدم همون صحنه انگاررررر دنیاااا رو سرم خراب شد حالم خیلییی بد شد چند روزش همش‌گریه میکردم با خودم میگفتم اگه بگم زندگیمون خراب شه چی اگه نگم باز خود بابام بفهمه چی من فقط دوست داشتم زندگی آرومی داشته باشیم چون مامان بابام تو خونه قبلیمون همشششش دعوا میکردن ولی جدیدا بابام خیلی مهربون بودو نیاز های ج.نسی.عاطعی و معیشتی مامانم هم برطرف میکرد تا اینکه یک روز باهاش دعوام شد وبهش همه چی رو گفتم و زود جبه گرفت که تو دروغ میگی من اصن تاحالا این کارو نکردم از این حرفا بعد از اینکارو تصمیم گرفتم که از همه مرد ها و چت هاشون اسکرین شات بگیرم تازه با همشون چت های عشقولی کرده بود دوباره چند بار بهش تذکر دادم اما اصن انگار نه انگار
    خلاصه بعد چند روز بهش واسه چندمین بار گفتم قبول نکرد گفت دروغ‌میگی از این حرفا این که عکس هارو بهش نشون دادم و همرو خوند و فقط چند ثانیه ای سکوت کرد و فقط گفت(تو هیچی نمیفهمی) منم ول کردم وقتی دیدم خیلی بهم صدمه میزنه ولی نمیشد واقعا ول کرد همش به اون قضیه فکر میکردم بعد چند هفته باز دوباره دعوام شد و گفتم منم دل دارم منم بچه ام منم احساس دارم و داد زد و گریه کرد و گف بابای تو وقتی ۴ یا ۵ سالت بود هر شب با زنا می‌خوابیده و پولاشو خرج اونا میکرده میگفت هر شب دهنش تو یکی از ک..ص زنا بوده و به من حتی پول نمی‌داد که یک لباس زیر بخرم برا خودم میگف شماها اصن لباس نداشتین بهش گفتم براچی طلاق ندادی گف اون موقع به مامانش گفته بود مامانش هم گفته بشین سر جات تو دوتا بچه داری ببین با این حرفاش واقعاااااا دیگههههه حالم بد شد جوری‌ که وقتی داشتم گریه میکرم اصن دست خودم نبود و جیغ میکشیدم و نفسم بالا نمیومد انگار یک حمله عصبی بهم دست داده بود خلاصه مامانم هنوز به کارش ادامه میده و من دیگه اصن به این قضیه اهمیت نمیدم والان هم با بیرون رفتن با دوستام.فیلم دیدن و….. سعی میکنم خودمو سر گرم کنم اما اصلا نمیشه بهش فکر نکرد اونایی که همچین چیزی رو تجربه کردن خوب میدونن من چی میگم و این حس رو کاملا درک میکنن

    1. عزیزم تو وارد مسئله‌ای شدی که برای سن تو خیلی سنگین و آسیب‌زاست و طبیعی است که ذهنت درگیر و خسته شود. مشکلات بین پدر و مادرها تقصیر تو نیست و مسئول حل کردنش هم تو نیستی. بهتره بیشتر مراقب آرامش روان خودت باشی و احساساتت را با یک مشاور، فرد مطمئن یا بزرگسال امن در میان بگذاری تا این فشار را تنها تحمل نکنی. 💙

  8. منم ۱۳ سالمه که مادرم دارع به پدرم خیانت می کنه چجوری اونم یه شب گفت من نمیام خونه ما گفتیم چرا گفت که از دست پدرست عصبانی ام که درحالی پدرم هیچ کاری نکرده رفت تو اون یکی خونه خوابید من چند روزی شک داشتم مخفیانه بعد برگشت به خونه گوشیشو چک کردم یه مرد که از همکاراشه که اون a.m.m سیو کرده پیاما شو دیدم شب ساعت ۱۲ قرار گذاشته بودن تو ماشین….. واقعا کارهای زشت و خیلی واجعه اور بعد رفتم پروفایل مرده رو چک کردم مرده خودش بچه داره….. واقعت که خیلی شوک زدم نمی دونم چیکار کنم شما میگید چیکار کنم

      1. من تازگیا متوجه شدم مامانم داره یه کارایی میکنه مثلا یه حرفایی میزنه که منو حساس کنه
        خیلی ازش بیزار شدم فقط بهم بگین چیکار کنم و چجوری بهش بفهمونم که من متوجه خیانتش شدم😰حالم بشدت بده بخدا کم مونده دیووونهههه بشم🖤🥵وقتی به کارای کثیفش فکر میکنم و بهش نگاه میکنم اوقم میگیره

    1. چرا واقعا چه دلیلی داره من 14 سالمه و مامانم داره این کارو میکنه

  9. سنم زیر 17 ساله ، پدر مادرم هیچ رابطه عاطفی باهم ندارن و چندسالی میشه باهم قهرن ، البته بی تفاوت نیستن و همش دعوا می کنن بعضی وقتا درحد تحدید به قتل و تلاش برای خفه کردن هم میرسه . فقط بخاطر من و داداشم و مسائل خانوادگی اسمشون توی شناسنامه هم هست
    چند وقتی هست متوجه شدم مادرم خیانت می کنه و توی گوشیش برای چندنفر قلب میفرسته اونا هم میفرستن
    البته من از روی پیدا کردن پسوردش توی یکی از شبکه های اجتماعی این موضوع رو فهمیدم که الان هم پسوردشو تغییر داده
    وقتی برای کسی پیام میده یا کسی بهش پیام میده زیر دوثانیه پیام هارو پاک میکنه ، توی امتحانات هم هستیم که باعث شده اصلا تمرکز روی درس خوندن نداشته باشم
    به نظرتون من باید به خیانت واکنش نشون بدم یا بخاطر بی محبتی پدرم به مادرم اهمیتی ندم؟

    1. ببین عزیزم من توی شرایط تو بودم و هستم و کارا شتباهی که انجام دادم این بود که واکنش نشون دادم چون میدونی بعدش چیشد؟هیچی همه تقصیر ها میافته گردن تو تو فقط تمرکز کن روی خودت و آیندت. بقیه به هیچ جاییت نباشن میدونم سخته ولی شدنیه

  10. منم 16 سالمه و مامانم داره به بابام خیانت میکنه…تازه چنذ روزه که فهمیدم و فقط روزا حالم خوبه، شبا که خونم و درس خوندنم تموم میشه انقدر حالم بد میشه که بعضی وقتا دو سه ساعت گریه میکنم و حتی چشم دردم گرفتم، نمیدونم واقعا این خیانت درسته یا نه ولی حالم از اون مرتیکه و همه اعضای خانوادم و کل فامیل به جز ابجیم بهم میخوره… همش دعا میکنم یه بلایی سر اون مرده بیاد یا خودم یه اتفاقی برام بیوفته که مامانم سر عقل بیاد و برگردیم به همون زندگی که شاید یکم بهتر بود…بیشتر از همه دلم واسه بابام میسوزه با اینکه یه سری اتفاقا افتاده اما من انقدر باباییم که وقتی این قضیه رو فهمیدم تا اخر شب معده درد داشتم…حتی به خودکشیم میخوام فکر کنم تا شاید سر عقل بیاد مامانم..

  11. سلام من مامانم ۴۴سالشه به بابام چهارساله که خیانت کرده و تمومی نداره 🥲
    همش حس میکردم تقصیر داداشمه که خب به نظرم واقعا هم هست برا همین هم از مامانم نفرت دارم هم از داداشم هم از اون فرد میدونید داداشم چهار سال پیش کلاس اول بوده و اینم بگم مامانم با مردا خیلی راحته هه ولی رابطش بابام خیلی خوبه بابام هم همینطور مامانم چهار سال پیش میره دنبال داداشم توی مدرسه اش بعد این یارو اسنپ بوده مامانم هم از روی راحتی جلوی طرف و میگیره که سوارشن بعد داداشم میشینه جلو هی اذیت میکنه و مثلا میگه این چیه اون چیه و اینا بعدداداشم به مامانم میگه که این اقاهه خیلی خوبه دوست دارم ماشین یاد بگیرم و…. مامانم هم شماره طرف و میگیره و دیگه تقریبا میشه گفت فقط کم مونده اسمش بره تو شناسنامه مامانم همه مسافرتتمون با این یارو میریم دیگه واقعا خسته شدم نمیدونم چیکار کنم مامانم خیلی راحت به بابام خیانت کرد داییم هم همش میگفت این یارو رو همجا اوردید کلید همه جا بهش دادید و اعتراض میکرد منم تصمیم گرفتم بهش نشون بدم پیامای مامانم بازم ترسیدم یه مدته داداشم هم فهمیده و همش میخواد بگه ولی من جلوش میگیرم و خیلی گریه میکنم 😭😭❤️‍🩹

  12. سلام بزارید براتون تعریف کنم. الهی چشمتون روز بد نبینه (خیانت مادر) الان سال ۱۴۰۴ هستیم درسته؟ حالا یه پدرسگ از سال ۱۳۹۸ یعنی چند؟ یعنی ۶ ساله که مداون دارن به هم پیام و زنگ خالاصه… الان ۱۴ سالمه که سال ۹۸ ۸ سالم بود درسته؟ اون موقع کوچک بودم همش بهش زنگ میزد و می‌گفت این دختره دوستمه. تا اینکه ی روز هواسش نبود دستش خورد و تماسش خورد رو بلندگو!!!!!! حالا جالبش اینجاست مرتیکه متولد ۱۳۴۶ هست پیری عوضی! همش مینویسه چه خبر از محمد؟ (محمد داداشمه) تا اینکه دیروز اومدم ی کد بفرستم رو گوشی مامانم گوشیشو روشن کردم دیدم مرتیکه هنوز پیام داده. تا اینکه بعد ۶_۷ سال شمارش رو گرفتم! الان نمیدونم چطوری بفهمم چه پیام هایی به هم میدن.

  13. مادر من خم توی ین ۴۰ سالگی با یه مرد که خودش هم تازه زن داره رابطه دارن با هم عکس قلب و دوست دارم میفرستن با هم همش میرن بیرون با اون مرتیکه……
    دارن به بابام خیانت میکنن من میخوام به بابام بگم وای فکر میکنم اگه کار رو بدتر کردم چی از اون مرده خیلی بدن میاد میخوام بکشمش. دیوث…..

    بنظرتون چی کار کنم ؟؟؟

    1. شما رو نمیدونم
      ولی مادر من که از چشمم داشت می افتاد(رابطه آنچنانی که نداشت ولی فهمیدم که با یک یارویی داره چت میکنه و اگر کاری نکنم دیگه کار از کار می‌گذره)
      تقصیر بی غیرتی پدرم هم بود که روی زنش نظارت نداشت و حواسش به دور برش نبود
      خلاصه با حرفم یه تلنگر و تشری بهش زدم (یه تذکر که یکم به خودش بیاد) یعنی تمام اعضای خانواده دارن از غلطت با خبر میشن. اولش یکم جیغ جیغ کرد
      خلاصه شب که گوشیش رو برداشتم دیدم شماره مرتیکه رو حذف کرده و مسدود هم زده خلاصه خیالم راحت شده از اون موقع…….
      زن ها بخصوص مادرخانواده بی حیا هم باشه و بخواد خیانت کنه از اینکه آبرو حیثیت واسه اش نمونه می‌ترسه و جواب داد…..این مرتیکه هم از زندگی مون گم و گور شده مادرم رو هم بخشیدم و دیگه همه چی درست شد

  14. من هیفده سالمه چندروزه متوجه این اتفاق شدم اصلا نمیدونم چیکار کنم دارم دیوونه میشم به هیچکس اعتماد ندارم راجب این موضوع صحبت کنم باهاش ولی نیاز دارم با یکی حرف بزنم شبا که میخوام بخوابم تو سرم تصویر حرفاشون میاد واقعا حس بدیه امیدوارم بقیه تجربش نکنن

    1. ولی تو این بحث پسرای با غیرت خیلی ضربه می خورن نمیدونم چی بگم ولی واقعا نمیشه خیانت رو درک کرد ……….. امروزه همسر و زن باحیا و با آبرو خیلی کم پیدا میشه ….. مواظب ناموستون باشین

  15. سلام ممنون از سازنده این سایت من تصمیم گرفتم دیگر با مادر خودم کاری نداشته باشم و روآینده خودم تمرکز کنم من الان۱۴ سالمه امید وارم کسی درد خیانت مادر را نکشه من در سنه ۱۲ فهمیدم مادرم دار به بابا خیانت می‌کنه خودم را قانع کردم فکر منحرف خودم ولی۱۳ سالگی م
    طمئن شدم وتالان این راز را دارم خوشحالم تنها نیستم🫠

    1. من یه جورایی بیشتر وقتا حالم بهم میخوره از مامانم ، چون با همکلاسی دانشگاهش همش با هم پیام میدن و زنگ میزنن صحبت میکنن و چرت و پرت میگن و می‌خندن نمیدونم بابام هیچ بی محبتی در حقش نکرده ولی اینجور داره میکنه

  16. سلام. مشکل خیلی بزرگیه اما نمیشه مادر رو رها کرد. ما نمی‌تونیم حتی یک روز از زمانی که توی شکمش ما رو حمل کرده جبران کنیم. یادتون بیاد از خواب و استراحت و خیلی چیزا زده تا نوزادش رشد کنه.
    می‌دونم سن خیلیاتون زیاد نیست ولی دیگه وقتشه بزرگ فکر کنید.
    👈فقط به مادر محبت کنید و خودتون رو هم فراموش نکنید. یعنی باید حواستون باشه که این اخلاق و رفتار مادر توی شما اثر نذاره. به روی خودتون و مادر نیارید که چه کار زشتی داره انجام میده. فکر کنید اتفاقی نیفتاده. یه فرزند خوب باشید. کم کم ان‌شاءالله درست میشه. برای مادر دعا کنید. دوست دارید مادر براتون چکار کنه؟ مثلا باهاتون حرف بزنه. همین کارو خودتون انجام بدید. کنارش بشینید و باهاش حرف بزنید. دست و پاهاشو ببوسید. گاهی براش هدیه بخرید. تا می‌تونید بهش محبت کنید

      1. هرکسی باتوجه به شرایط خودش نیاز به مشاوره داره. تا بتونه شرایط رو بهتر کنه و یا بدون آسیب و یا با آسیب کمتر زندگی کنه. نمیشه نسخه واحد داد.

        نوشتن برام سخته! خیلی!
        من کاری که خودم دارم انجام میدم رو نوشتم. خودم حسابی داغون شدم. حتی روی قیافم تاثیر گذاشته این درد. مشاوره رفتم، خیلی فکر کردم. مادر من مریض (روحی) شده و نمی‌تونم رهاش کنم. الان که بیشتر بیرون میرم می‌بینم که تنهایی آزارش میده و بیشتر قرص می‌خوره. خیلی برای من زحمت کشیده. یه موقعی من مشغول کارای خودم شدم و مادرم احساس تنهایی شدید بهش دست داد. اون مرد آشغال خیلی فریبکاره، از نبود من استفاده کرد و مادرمو حسابی فریب داد. حاضرم همه چیزو بدم که مادرم برگرده از کارش.
        مامانم درست میشه «مطمئنم» 😔 چون من دارم همه کاری می‌کنم که خوب بشه
        خدایا! مادرمو می‌خوام مثل قبل که آلوده نشده بود
        مادر 😔

        1. مادرم همیشه می‌گه دعا کن حالم خوب بشه. الان خیلی بهتر شده. خدا رو شکر. چون بهش گفتم: مادرمو با تمام دنیا عوض نمی‌کنم.
          مادر 😔💖

        2. مادره که مادره چه ربطی داره؟ یعنی چونکه مادره حق داره خیانت کنه و کل زندگی رو به گند و کثافت بکشه؟
          اگر به مشورت یکی مثل تو گوش داده بودم که الان چند تا داداش و آبجی حرام زاده هم بغل دستم بود!!!
          خیانت دیدی باید اگر میتونی سرکوب و متوقفش کنی نه اینکه در حق پدرت و خودت و مادرت هم ظلم کنی
          اتفاقاً سکوت شما باعث تباهی خودت و خانواده ات خواهد بود

          1. کار مادرم قابل تایید نیست. ولی من گفتم که مادرم بیمار (روحی) شده و دارو مصرف می‌کنه. متأسفانه من دیر متوجه همه چی شدم. دیگه کاری ندارم به اینکه چیکار می‌کنه. الان اولویت اولم مادرم شده. هرجا باشم سریع خودمو می‌رسونم خونه. همیشه کنارش هستم تا احساس تنهایی و افسردگی نکنه. الان خیلی فرق کرده.
            تهدید اونم برای مادر هیچ خوب نیست و حتی شاید موقتی باشه. باید کمک کرد. البته کار شما جالب بود که گفتی پیام‌ها رو دیدی ولی موضوع مادرم حادتر هست. کاش زود فهمیده بودم. حتی خودمم در معرض خطر بودم و خبر نداشتم. یه بار نامرد گفت بیا دستمو بگیر حالم بده، منم دستشو گرفتم ولی ازش ترسیدم، دستمو کشیدم و از اتاق رفتم بیرون. بعدا به مادرم گفتم این مشکل داره و دست منو ول نمی‌کرد. مامانم فقط با تعجب نگاهم کرد. اونجا خیلی تعجب کردم. که مادرم همیشه روی این چیزا حساس بود چرا چیزی نگفت؟ که بعد از مدتی متوجه ماجرا شدم
            مادرم چرا خودتو فراموش کردی؟

        3. تا حالا مادری رو دیدی که به دخترش بگه منو مامان صدا نکن؟
          یا به دوست پسرش بگه این خواهرمه؟
          پس همه مادرا لایق محبت و احترام نیستن.

      2. مشکل مادرم خیلی جدیه.
        دست خودش نیست! اصلا نباید تنها باشه. عمدا اون فرد که از آشناهاست رو دعوت می‌کنه خونه. نگران نیست که منم توی خطر باشم. انگار براش مهم نیست یا فکر نمی‌کنه خطری داشته باشه.
        نگاه‌های زل اون آشغال اعصاب منو بهم می‌ریزه. حتی از لایه در نگاه می‌کنه. قرص هم روی مادرم اثر نداره. یه روز خیلی خوبه، خوشحال مهربون. یه روز بد ناراحت خسته که اشکم درمیاد.
        خداجون مامانمو کمک کن

        1. سلام من مامانم با ۴۳سال سن با عموم ریختن روی هم وقتی که پیام هاشون رو میبین حالم از ما مامانم بهم میخوره و اشک توی چشمام جمع میشه نه میتونم به کسی بگم ولی دیگه باید به رابطشون پایان بدم و تصمیم گرفتم از پیاماشون مدرک بردام و با مادرم اتمام حجت کنم که اگه تمومش نکنه به همه میگم

  17. اما من احساس میکنم کسایی که این درد رو کشیدن بیشتر از بقیه مراقب زندگی مشترکشون هستن و کمتر خیانت میکنن و اینکه خودمم این درد رو چشیدم💔

    1. دقیقا همینطوره من یه دختر ۲۱ سالم که ۱۳ ساله بخاطر این موضوع درگیر مشکلات روحی زیادیم که یکیشون بی اعتمادی به اکثر آدما و عدم اقدام به رفتن در رابطه با فردی که عاشقش هستم . امیدوارم کسی که خیانت هم میکنه بدونه بچه ها در هر سنی که هستن متوجه میشن‌. و این عمل بی شرمانشون رو پنهانی انجام بدن . مجازات انسان های بی لیاقت خیلی سخت تره…

    2. دقیقا همینطوره من یه دختر ۲۱ سالم که ۱۳ ساله بخاطر این موضوع درگیر مشکلات روحی زیادیم که یکیشون بی اعتمادی به اکثر آدما و عدم اقدام به رفتن در رابطه با فردی که عاشقش هستم . امیدوارم کسی که خیانت هم میکنه بدونه بچه ها در هر سنی که هستن متوجه میشن‌. و این عمل بی شرمانشون رو پنهانی انجام بدن . مجازات انسان های بی لیاقت خیلی سخت تره…

      1. ببین من چند روزه که دچار این مشکل شدم این آدما تو اون دنیا روزگار خوبی ندارن خدا خودش هوایش به کسایی که بقیه رو آزار میدم هست..‌.

    3. سلام ممنون از سازنده این سایت من تصمیم گرفتم دیگر با مادر خودم کاری نداشته باشم و روآینده خودم تمرکز کنم من الان۱۴ سالمه امید وارم کسی درد خیانت مادر را نکشه من در سنه ۱۲ فهمیدم مادرم دار به بابا خیانت می‌کنه خودم را قانع کردم فکر منحرف خودم ولی۱۳ سالگی م
      طمئن شدم وتالان این راز را دارم خوشحالم تنها نیستم🫠

      1. افرین بهت دختر عاقل … فقط حواست به خودت باشه تا از چاله به چاه نیفتی…درگیر کسی نشو تا سنت بره بالاتر. این موضوع باعث نشه که به غریبه پناه ببری.

  18. سلام ، من متوجه شدم که مادرم با یک مرد قریبه خارجی چت می کنه زیاد حرف هاشون نامناسب نیست ولی قلب می فرستن به نظرتون چی کار کنم؟

    1. دقیقاً مشکل منم همینه با یک مرد خارجی چت چت می‌کنه ایموجین قلب و بوس می‌فرستم
      و بعضی مواقع مرده عکس برهنه اش را میفرستد

  19. بعضی وقتا پدر و مادر فقط از نظر جسمی پدر مادرن و در واقع خدا برای ما هم پدره هم مادر

  20. من همین امشب متوجه شدم مادرم داره به پدرم خیانت می‌کنه تا قبل از اینکه بره دانشگاه همچی خوب ولی بعدش خودم هم شک کردم ولی الان چت هاش را تو گوشیش با یه مرد غریبه دیدم خیلی حالم بده به نظرتون باید چیکا کنم چجوری باش برخورد کنم

    1. عزیزم من خودم ۱۳ سالمه ولی مامانم داره به بابام خیانت میکنه اونم یا دوست بابام
      تازه خیانت عادی نیست عکس های لختی میفرستن واسه هم یبارم فهمیدم مامانم رفته خونش
      ما هم دردیم😭

      1. هعی همدردیم ما هیچکاری نمیتونیم بکنیم و نمیدونم باید چیکار کرد..

      2. تو شرایط بدی ام میشه با هم صحبت کنیم؟؟ تازه متوجه این موضوع شدم

        1. برو بهش بگو
          برین پیشه یه روان شناس
          درحضور روانشناس بهش بگو
          همین
          عصبانییتو اینجوری کنترل کن

      3. منم از ۱۹ سالگی متوجه خیانت مادرم شدم. الان ۳۶ سالمه. ازدواجم نکردم. چون بخاطر کار اشتباه اون درگیر رابطه های بلاتکلیف شدم. از ناراحتی وارد منجلاب شدم. مواظب خودت باش

    2. هعی میگذره برای همه ما که این متن رو خوندیم اتفاق افتاده🗿💔

        1. نه من اونجوری نیستم چون مادرم به من خیانت نکرده و من خوشحالم

        2. دقیقا منم احساس میکنم یه چیزی سر گلوم گیر کرده😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭و مامانم از صبح رفته خونه و هنوز برنگشه خیلی نگرانم وهمه ی چت هاشون را دیدم خوش بحال کسی که این مشکل رو ندارد راستی من فقط خیلی احساس تنهایی میکنم مگه بابام برای مادرم چی کم گذاشت😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

    3. من کسی رو دوست داشتم که نشد ازدواج کنیم. روزای آخر می‌گفت بیا همین شکلی با هم دوست بمونیم تا همیشه. ولی من قبول نکردم. چند وقت بعد ازدواج کرد عکس خودشو همسرشو تو پروفایلش گذاشت. بلاک و شمارشو از گوشی حذف کردم. یعنی نخواستم اون دوست داشتن که بینمون بود حالا آلوده به خیانت بشه

  21. من پیام که بقیه اینجا فرستادن خوندم خیلی نارحت شدم دلم میخواست کاری کنم که اینقدر درد نداشت باشید.خیلی متاسفم .
    ولی خودم من نمی دونم باید چیکار کنم

    من از ۸ سالگی تا که الان که ۱۸ سالمه شاهد خیانت های مکرر مادرم هستم من مطمن هستم که اون میدون که من فهمیدم ولی با کلی پروی هنوز بک کارش ادم میده اون فقط یک نفر نیست بلکه با چند نفر هست من دلم میخواد بیشتر از این حرف بزنم ولی اخه این چند سال که نمیشه این جا جاش داد و خودم هم نمی خوام بیاد بیارم من دیگه تصمیم خودم گرفتم از امروز به بعد قراره نیست بیشتر از ساکت بمونم باید این قضیه تموم بشه ولی نمی دونم باید چیکار کنم لطفا کمکم کنید

    1. میشه به منم کمک کنی
      من ۱۳ سالمه نمیدونم چیکار کنم به بابام بگم سکته میکنه نمیتونم به خود مامانمم بگم اذیتم میکنه

      1. منم این دردو‌چشیدم من مادرم و بای مرد غریبه دیدم خیلی تجربه ی بدیه 🥲🖤

      1. منم همینطوریم حالم بدع بین یه بلاتکلیفی موندم و نمی دونم باید چیکار کنم بدترین درد دنیا همینه خدا به هممون کمک کنه

    2. من از ۶سالگی شاهد این اتفاق هستم و تا الان که ۱۳سالمه
      خیلی درد بدیه

    3. منم ۱۳سالم هست تازه فهمیدم مامانم با یه مردی چت می‌کنه قلب می فرسته برای من سخته چون گفته بود هیچ وقت ولت نمی کنم من همون چیزایی که نوشته بودید را داشتم نه به خودم نمی تونم اجازه بدم به بابام بگم یا مامان و خواهرم بگم من خیلی ترس اضطراب دارم می ترسم زندگی مون از هم به پاشه نه دوست دارم بگم نه دوست دارم زندگییم خراب شه کمکم کنید

      1. با مادرت خوشگذرونی کن ب مامانت بگو حرف دلتو بگو مامان دلیل نیار دلیلش و بگو اونم میگه واینو بدون مادرت به تو خیانت نکرده به بابات خیانت کرده می‌دونی مجبوری چون دنیا هم خراب بشه از فکر مادرت بیرون نمیای شاید به خودت بگی دیگه فکر نمیکنم ولی ذهنت پیش مادرت من خیلی خوشبختم با اینکه مادرم خیانت می‌کنه حتی بخدا گوشی مامانمه بااینکه خودمو می‌دونم مادرم زجر کشیده وپدرم زیاد بهش اهمیت نمیدم اگه مادرم با اون مردی که داره حرف میزنه کات کرده باشند آشتی شون میدم چون بابام به مامانم اهمیت نمیده و بهتون بگم من با پدرم بیش از حد صمیمی ام ♥️💖

        1. به نظر من باهم راهتشون بزار پدر مادرتو بفرس سفر دو نفری حتی یه کافهیا یه جایی که باهم باشن

    4. منم ۱۳سالم هست تازه فهمیدم مامانم با یه مردی چت می‌کنه قلب می فرسته برای من سخته چون گفته بود هیچ وقت ولت نمی کنم من همون چیزایی که نوشته بودید را داشتم نه به خودم نمی تونم اجازه بدم به بابام بگم یا مامان و خواهرم بگم من خیلی ترس اضطراب دارم می ترسم زندگی مون از هم به پاشه نه دوست دارم بگم نه دوست دارم زندگییم خراب شه کمکم کنید

      1. منم همینطوریم حالم بدع بین یه بلاتکلیفی موندم و نمی دونم باید چیکار کنم بدترین درد دنیا همینه خدا به هممون کمک کنه

    5. تو شرایط بدی ام میشه با هم صحبت کنیم؟؟ تازه متوجه این موضوع شدم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

در تلگرام

کانال ما را دنبال کنید

در اینستاگرام

پیج ما را دنبال کنید

در آپارات

کانال ما را دنبال کنید

نمادک و لوگو

مرکز مشاوره خانواده و روانشناسی آویژه

مشاوره تلفنی خانواده، ازدواج، روانشناسی و عشق

آویژه
تخصصی‌ترین مرکز مشاوره روانشناسی و خانواده