کانال تلگرام اخبار نظام وظیفه آویژه

برای دسترسی آسانتر به مطالب سایت به کانال تلگرام روانشناسی آویژه بپیوندید (کلیک کنید).

اینستاگرام آویژه

مطالب ما را در اینستاگرام دنبال کنید ( کلیک کنید)

با همسر دروغگو چگونه رفتار کنیم؟

با همسر دروغگو چگونه رفتار کنیم؟
3.3/5 - (28 امتیاز)

چیکار کنم همسرم بهم دروغ نگه؟

همانطور که میدانید ازدواج بر اساس ارتباط آزاد، اعتماد و یک هدف مشترک است. اما ممکن است عشق و اشتیاق اولیه پس از چند سال، تازگی خود را از دست دهد و در نهایت امنیت و راحتی جای آنها را می گیرد. اما اگر شریک زندگی شما همیشه به شما دروغ بگوید، پایه و اساس راحتی و امنیت با شک جایگزین میشود. در این نوع روابط، هیچ اعتمادی وجود ندارد. دروغ گفتن در ازدواج باعث ایجاد یک شکاف عمیق میشود که زندگی مشترک را تهدید میکند. درک نحوه برخورد با یک همسر دروغ گو آسان نیست. زیرا بیشتر آنها حتی در برابر شواهد غیرقابل انکار، دروغ میگویند و این دروغگویی به یک عادت رفتاری تبدیل شده است.

البته علت دروغ گفتن همسر به شرایط رابطه بستگی دارد. مثلا دروغ های سفید و دروغ های آشکار وجود دارد که هر دو به روابط آسیب میرسانند. بعضی از خانم ها نمیخواهند بعضی از حرف ها را از زبان همسرشان بشنوند. مثل زمانی که وزنشان بالا رفته است، یا دیگر مانند گذشته مطلوب نیستند. آنها ترجیح می دهند دروغ های سفید را بشنوند تا اینکه با حقیقت روبرو شوند. طبق روانشناسی دروغ گویی بسیاری از مردانی که در روابط دروغ میگویند این کار را برای جلوگیری از دعوا در خانواده انجام میدهند. غافل از اینکه آنها در نهایت این تصور را ایجاد میکنند که زنان به حقیقت علاقه ندارند. اما موضوع مهم، نحوه برخورد با همسر دروغ گو است که در ادامه مفصلا مورد بحث و بررسی قرار میگیرد.

1. شناخت انواع دروغ

توصیه ما به افرادی که میگویند نامزدم بهم دروغ میگه این است که قبل از هر چیز، انواع دروغ ها را بشناسید. اگر با یک زن یا شوهر دروغگو سر و کله میزنید، بازبینی همسرتان درباره انواع دروغ مهم است. آیا همسرتان تمایل دارد حقیقت را به گونه ای نشان دهد تا خود را به شکل مطلوب تری ترسیم کند؟ به عنوان مثال، ممکن است شخصی درباره موقعیت خود در محل کار لاف بزند و تلاش کند خود را بسیار مهمتر از آنچه که هست، نشان دهد. آیا دروغ ها تلاشی برای جلوگیری از شرم و خجالت است؟ ممکن است شخصی قبول نکند که در محیط کار توسط رئیس خود مورد تمسخر قرار گرفته است. زیرا از این بابت شرم دارد. دروغ های دیگر ممکن است برای دور ماندن از دردسر باشد.

همه اینها میتواند دروغ های بزرگ یا دروغ های کوچک باشد. به عنوان مثال، ممکن است همسرتان بگوید که یادش رفته که قبض برق را پرداخت کند تا مانع از عصبی شدن شما شود. یا ممکن است کسی برای سرپوش گذاشتن در یک ماجرا دروغ بگوید. نوع نادرتر دروغ که بدترین نوع آن است مربوط به افرادی هستند که مرتباً دروغ میگویند. آنها ممکن است در مورد همه چیز، از جمله گذشته، موفقیت ها و خانواده خود دروغ بگویند. این رفتار برای زندگی مشترک بسیار مخرب است.


بیشتر بخوانید: با مرد بی مسئولیت چه کنیم؟


دروغ را نادیده نگیرید
نحوه برخورد با همسر دروغگو

2. بررسی واکنش نسبت به حقیقت

بعد از بررسی انواع دروغ هایی که میشنوید، بررسی نحوه واکنش شما نسبت به حقیقت مهم است. در واقع در اکثر موارد، پاسخ این دو سوال که چرا مردان دروغ میگند یا چرا زنان دروغ میگند، در رفتار طرف مقابل آنها نهفته است. به عنوان مثال، اگر همسرتان به دروغ بگوید، “من فراموش کردم که قبض برق را پرداخت کنم” شما چه میکنید؟ اگر شما بیش از اندازه عصبانی شوید و فریاد بزنید، احتمالاً واکنش های شما در ایجاد مشکل نقش داشته است. اگر همسرتان در مورد وقت گذراندن با دوستانش صادق باشد، عصبانی میشوید و تلافی میکنید؟ یا اگر همسرتان به شما بگوید که چقدر پول خرج کرده است، با او بحث میکنید؟

 فراموش نکنید کمک به ساختن محیطی ایمن که همسرتان را به گفتن حقیقت ترغیب کند بسیار مهم است. البته واضح است که ممکن است مواقعی وجود داشته باشد که عصبانی شوید و این اشکالی ندارد. مهم است که شما بتوانید خشم خود را به روش های مناسب ابراز کنید.  لذا سعی کنید هم صادق باشید و هم بتوانید با احترام مشکلات را برطرف کنید.


بیشتر بخوانید: چرا صداقت در زندگی زناشویی مهم است؟


بررسی واکنش نسبت به حقیقت
چرا همسرم دروغ میگوید؟

3. دروغ را نادیده نگیرید

گاهی اوقات ما با واقعیت میجنگیم و آن را انکار میکنیم. حال اگر این واقعیت تلخ درباره کسی باشد که دوستش داریم، اوضاع سخت تر میشود. مخصوصا برای یک خانم پذیرفتن این واقعیت که ؛شوهرم بهم دروغ میگه؛ بسیار سخت است. بنابراین، بسیاری از مردم راه ساده ای را برای مقابله با این شرایط انتخاب میکنند. این راه ساده نادیده گرفتن و انکار است. اما این یک اشتباه بزرگ است. پذیرش دروغ گویی همسر اولین قدم برای مقابله با آن است. پس از عبور از این مرحله است که میتوانید به دنبال راه چاره ای باشید و از عواقب دروغ گویی زن و شوهر جلوگیری کنید.

4. طرح موضوع با همسر دروغ گو

هنگامی که متوجه دروغ های همسرتان میشوید ابتدا این سوال را از خودتان بپرسید که، چگونه باید به این مسئله را با او در میان بگذارم؟ در پاسخ باید بگوییم که هرگز از لحن اتهامی استفاده نکنید. به جای تمرکز بر علت دروغ گفتن همسر، باید به او بگویید که این دروغ چه تاثیر بدی روی شما و رابطه تان گذاشته است. با این کار شریک زندگی خود را ترغیب میکنید تا در یک گفتگوی سازنده شرکت کند. زیرا وقتی یک زن و شوهر یکدیگر را سرزنش میکنند، فرد مقصر فقط موضع دفاعی میگیرد. پس صبور باشید. به تمام حرفهای همسرتان گوش دهید و سپس نظرات خود را بیان کنید.


بیشتر بخوانید:  17  مهارت کنترل خشم در زندگی زناشویی


طرح موضوع با همسر دروغ گو
با همسر دروغگو چگونه رفتار کنیم؟

5. صریح و شفاف حرف بزنید

بسیاری افراد از ما میپرسند که از کجا بفهمم همسرم بهم دروغ میگه؟ در جواب چنین پرسش هایی باید بگوییم: با صراحت تمام با همسرتان صحبت کنید. اگرچه پرسیدن سوال مستقیم دشوار است، اما راه کشف و فهمیدن هر چیز، تنها پرسیدن است. پس قبل از حرف زدن با همسرتان، چند نفس عمیق بکشید و از آنچه ذهن شما را آزار میدهد بپرسید. اما یادتان باشد، ممکن است که پاسخ ها با آنچه انتظار دارید، کامل متفاوت باشد.

6. سعی نکنید دروغ ها را بی اهمیت جلوه دهید

همه ما میدانیم که دروغ های سفید یا دروغهای بی ضرر، چیزی است که هر کس هر از گاهی به آن متوسل میشود. اما این بدان معنا نیست که ما باید یک دروغ را بی ارزش بدانیم و آن را بی ضرر بنامیم. در واقع فقط شما میتوانید در مورد تأثیر دروغ بر احساسات و رابطه عاشقانه خود نظر دهید و طبق آن عمل کنید. فراموش نکنید اگر دروغ گفتن حتی در موارد بی اهمیت به یک عادت تبدیل شود، آنگاه درمان آن کار بسیار دشواری خواهد بود.


بیشتر بخوانید: راهکارهای کاهش استرس در خانواده چیست؟


سعی نکنید دروغ ها را بی اهمیت جلوه دهید
بهترین رفتار با همسر دروغگو

7. با دقت گوش کنید

اگر به دنبال راهی برای درمان دروغگویی همسر هستید، بعد از اینکه افکار و سوالات خود را روشن کردید، به طرف مقابل فرصت دهید تا از دیدگاه خود موضوع را توضیح دهد و به اشتراک بگذارد. در این مرحله سعی کنید شنونده خوبی باشید و  دلیلی که باعث دروغ گفتن فرد شده را درک کنید. سعی کنید خودتان را جای همسرتان بگذارید و او را درک کنید. فراموش نکنید هدف شما باید یافتن دلیل دروغ باشد تا بتوان از تکرار آن در آینده جلوگیری کرد. مثلا اگر همسرتان درباره موضوعی دروغ گفته تا شما با دانستن واقعیت ناراحت نشوید، از او بخواهید دیگر هرگز این کار را تکرار نکند. چون شما با پنهان کاری و دروغ بیشتر ناراحت میشوید.


بیشتر بخوانید: علت دعوای زیاد زن و شوهر چیست؟


صریح و شفاف حرف بزنید
عواقب دروغ گفتن به همسر

8. به غرایز خود اعتماد کنید

در حالی که بسیاری از افراد سعی دارند دروغ های همسرشان را انکار کنند‌. اما وقتی صحبت از اعتماد متقابل میشود، هرگز غرایز خود را نادیده نگیرید. حتی پس از شنیدن توضیحات همسرتان، اگر احساس میکنید که نباید کاملاً به گفته وی اعتماد کنید، این را به عنوان یک هشدار در نظر بگیرید.

9. آیا باید ببخشی و فراموش کنی؟

پس از رویارویی با واقعیت و شنیدن توضیحات همسرتان، قبل از برداشتن قدم بعدی اندکی مکث و تأمل کنید. گزینه های خود را بسنجید و به این سوال پاسخ دهید که آیا آماده بخشش و فراموش کردن هستید؟ اگر نه، پس چگونه باید پیش بروید. همیشه توصیه میشود قبل از نتیجه گیری، کمی درباره عواقب رفتارتان با همسر دروغ گو و تاثیر آن بر رابطه فکر کنید.


بیشتر بخوانید: 10  راهکار برای ایجاد یک خانواده شاد و سالم


راهنمایی و مشاوره ازدواج را در نظر بگیرید
علت دروغ گفتن همسر

10 راهنمایی و مشاوره ازدواج را در نظر بگیرید

یادگیری نحوه کنار آمدن با آسیب و کینه ناشی از دروغ گفتن و مقابله با آن بسیار دشوار است. این میتواند اعتماد به ازدواج و شریک زندگی را از بین ببرد. اگر میخواهید راهی برای حل عدم صداقت و دروغگویی همسرتان پیدا کنید، بهتر است به دنبال کمک حرفه ای باشید. یک مشاور ازدواج میتواند به شما کمک کند تا بیاموزید که چگونه یک محیط قابل اعتماد ایجاد کنید، صادقانه تر با یکدیگر صحبت کنید و پس از شکسته شدن اعتماد دوباره آن را احیا کنید. اگر همسرتان علاقه ای به مشاوره خانواده ندارد، میتوانید برای خودتان درمان را شروع کنید. اغلب اوقات، یک نفر میتواند از مشاوره بهره مند شود و این میتواند ازدواج را بهبود بخشد حتی اگر شخص دیگر در آن شرکت نکند.

سوالات متداول

علت دروغگویی از دیدگاه روانشناسی چیست؟

از دیدگاه رواننشاختی، دروغگویی، اختلال روان پریشی است که علت نقص یا کمبود یا ترس از چیزی گفته می شود. این نقص ارتباطات عصبی در مغز است که به نوعی به روان آزاری و خودشیفتگی مربوط می شود.

آیا می توان همسر دروغگو را درمان کرد؟

همانگونه که گفته شد معمولا همه دروغگوها شخصیت بدی ندارند و  علت این کارشان معمولا به خاطر ترس یا کمبود است و فکر می کنند با دروغ سطح خود را بالا می برند. این سبک از افراد به مراجعه به مشاور به راحتی درمان می شوند. ولی بعضی از آن ها دروغ جزئی از وجودشان شده و به هیچ عنوان دست از دروغگویی خود بر نمی دارند. دروغ هنجار زندگی شان شده و دروغ هایی که می گویند ممکن است دودمان یک فرد را به باد دهد یا به کسی آزار شدید برساند. این خیلی وحشتناک است. برای همچین فردی توصیه ما این است که به یک روانشناس خبره مراجعه کنند و تحت درمان دارویی باشند.

آیا از کسی که مادرزاد دروغ می گوید و قابل درمان نیست باید طلاق گرفت؟

اگر تمام تلاشتان را برای صداقت و راستگویی او کردید و او باز هم به راحتی به شما دروغ گفت و دروغ هایش، زندگی تان را مختل کرده بود بهتر است هر چه سریعتر او را به یک روانشناس ببرید. اگر نتیجه نداد ما ادامه این زندگی را به صلاح هیچ یک از شما نمی دانیم. البته طلاق اتفاق بسیار ناخوشایندی است که بهتر است مشاور برای او تصیم بگیرد. اگر او گفت طلاق آخرین راه است پس به صحبت های او گوش دهید.

خدمات مرکز مشاوره خانواده و روانشناسی آویژه

هدف مرکز مشاوره و روانشناسی آویژه از ارائه اطلاعات لازم در زمینه مشکلات روانی، افزایش آگاهی شماست تا با توسعه دانش خود، جهت ارتقا و بهبود کیفیت زندگی خود، گامی مهم بردارید. لطفا برای کسب اطلاعات بیشتر سایر مقالات متخصصان مرکز مشاوره آویژه را مطالعه نمایید .

در این راستا مرکز مشاوره خانواده و روانشناسی آویژه خدمات متنوعی را در زمینه مشاوره خانواده به شما هم میهنان عزیز ارائه میدهد.

براي مشاوره در زمينه با همسر دروغگو چگونه رفتار کنیم؟

از مشاورين مشاوره خانواده و روانشناسي آويژه از سراسر کشور

با ۰۲۱۶۲۹۹۹۰۶۶ تماس بگيريد

 

نظرات

- 95 نظر:

  1. سلام من الان ۷ ساله که ازدواج کردم و دوتا بچه دارم اولین دروغ خیلی خیلی بزرگی که فهمیدم این بود که به بقیه گفته پول بدین تا براتون وام بگیرم در صورتی که وامی در کار نبوده و همه پولو توی سایت شرطبندی باخت داده وقتی من فهمیدم که تقریبا یک میلیارد باخت داده بود ما زندگی ساده و رو به پایینی داریم من خیلی با نداریش ساختم ناگفته نماند که بخاطر گرفتن پول حتی به چند نفر از خانومای فامیلم پیام داده و یجورایی بهم خیانت عاطفی کرده چون این خانوما همسر دارن ولی من بعدا پیامایی که بینشون رد و بدل شده بود رو دیدم خلاصه بعد اینکه کلی بدهی بالا آورد خونواده من و باباش حاضر شدن کمکش کنن و پول مردم رو دادن حالا بعد دوسال بیشتر تازه متوجه شدم دوباره به همون شگرد قبلی از دوستای جدیدش پول گرفته و رفته اینبار گذاشته توی بازار ارز دیجیتال که اینبارم بازم خودم متوجه شدم و فهمیدم تو رو خدا راهنمایی کنین من بعد هفت سال زندگی مشترک با دوتا بچه ۵ ساله و ۲ ساله دیگه موندم چیکار کنم فقط گریه میکنم واقعا کم آوردم چیکارکنم که اینقدر دروغ و پنهان کاری نکنه ازم همیشه هم حرفش بعد اینکه گندش بالا میاد اینه که من از تو میترسم که بهت راستشو بگم یکی نیس بهش بگه لعنتی وقتی داری گند میزنی دیگه چرا کار اشتباهتو گردن من میندازی خواهش میکنم راهنمایی کنید آیا باید طلاق بگیرم؟؟؟؟

  2. سلام خسته نباشید من ۳ماه میشه نامزد کردم نامزدم چند باری شایدهم خیلی بهم دروغ گفته باشه نمیدونم خودم من بارهای بارها حرف راستو ازدهن خانوادش شنیدم من خودم اینقدر باهاش روراست هستم هیچ چیزی روانش قائم نمیکنم اما برعکس من نامزدم بهم دروغ میگه موندم چیکارکنم

  3. سلام روزتون بخیر من سه ساله ازدواج کردم ۲۷ سالمه و ۶ ماهه باردار بودم ولی 🥲همسر بنده ۳۳ سالشه و یک اتفاقی در خانواده افتاد که چند وقته حال روحی خرابی دارم شنبه هفته گذشته من با یک خانومی در عالم همسایگی دوست شدم و رابطه دوستی ساده برقرار کردیم باهاش صمیمی نبودم فردای اون روز به کل همسایگان گفته بود که همسر مرجان خانم خیانت کاره و آدم خرابی هس و با کل همسایه ها جمع شدن اومدن خونه ما و این قضیه رو به من گفتن ، همسر من قبل از ازدواج ۳ سال و خورده ای با هم دوس پسر دوس دختر بودیم و من همسرمو به مدت زیادی هست که میشناسمش و همسایه عموم بوده و مورد قبول اونا هم هست و تا الان وفادار بوده و خطایی ازش سر نزده وقتی این خانوم این حرفو زد اولش باور نکردم و گفتم بدون مدرک حرفاتون رو قبول ندارم خیلی محترمانه از خونه خارجشون کردم ولی خب چون حاملم نشستم ساعتها گریه کردم تا همسرم برسه خونه وقتی که اومد خیلی نگران شد وقتی داستان رو براش تعریف کردم تنها سوالی که پرسید این بود که اعتماد داری به من یا نه ؟ منم گفتم آره بعدش خیلی قشنگ نشست با من حرف زد و من قانع شدم ولی از دست همسایمون خیلی ناراحت و عصبی بود اولین روز به من گفت اگه با فلان همسایه میگردی حرفی از خانواده نزن که ازت اتو بگیره دومین روز گفت دیگه باهاش نگرد که سومین روز ینی روز چهارشنبه به من گفت که تو مسیر کارش همسایمون رو دیده که اومده بهش پیشنهاد هم خوابی داده و همسرم بدون هیچ حرفی محل و ترک کرده پنجشنبه این همسایمون با تحقیق از دوست و آشنا شماره همسر منو پیدا کردن با ایشون حرف زدن و برای من از وسطاش اسکرین شات گرفتن که وقتی خوندمش معلوم بود که همسر من خیانت کرده ولی خب خیلی دقت میکردم بعضی از اسکرن شات ها ادامه بعدی نبودن و از خیلی جاها نگرفته بود تا این که همسرم اومد خونه اینقدر باهاش دعوا کردم که بیهوش شدم راهی بیمارستان شدم و دکترا گفتن بچتون سقط شده که همسرم خودش رفت به همسایمون پی ام داد که بیا همخواب بشویم و با هم دوس پسر و دوس دختر باشیم و ی قرار بزاریم که همدیگرو ببینیم و حرفای عاشقانه ولی به نگفتن که بعد بیمارستان چون مادرم زنگ زده بود حالمو بپرسه گوشی شوهرمو گرفتم و دیدم ولی دیگه نه نگران بودم نه هیچ چیز دیگه ای که شوهرم دید و گفت قصدش دوستی با اون نیس و فقط میخاد انتقام بچمون رو ازش بگیره من الان از وقتی که بچمو از دست دادم یکسره دارم خود کشی میکنم دیگه ام علاقه ای به همسرم ندارم و چند شبه خونه پدرم هستم فقط میخوام بمیرم و از این دنیا خلاص شم به نظرتون من الان چیکار کنم اینو مطمئنم که دیگه آدم سابق نمیشم پیشنهادی دارید به نظرتون راهی برام هست ؟

    1. سلام خوب هستین ببخشین من یه دختر ۱۱ ساله دارم که همش بهم دروع میگه یعنی قبلا اونقد دروع گفته الان به حرفهای راستشم دیگه اعتمادندارم البته منم قبلا پیش بچه م بخاطر شرایط ومشکلات زندگیم پیشش دروع حرف زدم ولی الان باهاش حرف میزنم وگفتم که مجبور بودم ولی دخترم فکر ترک دروع گفتنش نیس ،ممنون میشم راهنماییم کنید🙏

  4. سلام لطفا بهم کمک کنین راه حل نشون بدین که چیکار کنم،من شش ساله ازدواج کردم اولین ذروغ شوهرم که طلاهامو فروخته بودم پولش حساب اون بود میگفتم تواین شرایط طلا میگیرم یه سال منو گولم زد که قراردادی ریختم خلاصه بعدیه سال که وقت قرارداد تموم شد گفتم بردار طلامو بگیرم اعتراف کرد همه پولاتو بدون اینکه من خبر داشته باشم باخته بهم قول داد دیگه بهم دروغ نگه ولی میدونم از عالمو آدم قرض میگیره دومیلیون پنج،ده میلیون ولی بهم اصلانمیگه نه خونمون چیزی میگیره نه لباس که بگم به خودمون خرج کرده همیشه هم میگه پول ندارم ولی نمیدونم اون همو قرضو واس چی میگیره شکم دارم که قمار میندازه بیشترشم از خانوادم میگیره اونارم قسم میده بهم نگن ولی مامانمو خواهرم میگن چون میبینن من چقد بافشار زندگی میکنم اونم ازم پنهون کاری میکنه بخاطرخانوادم که بد نشن نمیتونمم برم رک روش بگم اون همه پولو چیکار میکنی منو پیش خانوادم خراب میکنی بهم راه حل نشون بدین تا بدون اینکه بفهمه خودم درجریانم از طرف خانوادم،اعتراف کنه دیگه ادامه نده به این کاراش درحالی که خودش پول داره میاد پول منو میگیره بعذا میفهمم خودش داشته یه قرونی که من دارمو هم بی رحمانه با معصومیت ازم میگیره واقعا خسته شدم از خیلی راها هم استفاده کردم که بهم اعتراف کنه ولی جوری بجونم قسم میخوره که واقعا میشکنم چون میدونم دروغ میگه بازم

  5. سلام وقت بخیر ۳ ماه از عروسیم میگذره همسرم هر حرف یا وعده و قولی بهم تو نامزدی گفته، زیرش زد کلا همه چی دروغ بود و خیلی عوض شده مدام دعوا و بحث داریم برای اینکه منو نمیبره دیدن خونوادم چون شهر دیگه هست با فاصله یک ساعت. خسته شدم بهش میگم طلاقم بده ولی نمیده، راهنماییم کنید

  6. سلام ، من با همسرم ۴ ماه ازدواج کردم
    چند روز پیش که ما جایی مهمون بودیم برادر شوهرم بهش پیام داده و کلید خونه خواسته تا با دوست دخترش بره ، شوهرم بهش کلید داده ولی به من نگفته ، من باید چیکار کنم
    بهش بگم که می دونم ، همش بهش شک دارم .

  7. سلام.زن بنده هر کاری میکنه بهم دروغ میگه.شماره های گوشیشو بعد هر تماس یا پیام پاک میکنه من نبینم.چند باری گوشیشو آوردم بهش گفتم که این کارو نکنه ولی همش دنبال راهای جدیده که من نتونم تماس هاشو یا پیاماشو ببینم.اینو مطمعنم که با پسرحرف نمیزنه اکثرا فامیلهاش با دوستاشن ولی قبول نمیکنه از وقتی بهش گفتم که میدونم با واتساپ واینستاگرام میره حرف میزنه من نبودنی ولی نمیدونم باکی.خانواده خیلی بدی هم داره خاهرش همزمان با چندتا پسر دوسته ولی خانوادش بدشون نمیاد.بامنم رفتار خوبی ندارن خانوادش حتی مهمونی که میگیرن منو دعوت نمیکنن.شنیدم که میگن ما اهل حق هستیم.الان حس میکنم وقتی میره خونه پدرش با خواهرش با پسر حرف میزنن.دوتا بچه دارم دلم نمیاد اونا اذیت بشن.خودمم از وقتی فهمیدم باهاش زیاد حرف نمیزنم فقط به اجبار طلاقش ندادم به خاطر بچه هام که کوچیکن.الان از ناراحتی همش مریض میشم به خدا نمیدونم چیکار کنم.هروقت هم میخام حرف بزنم که اینکارارو نکنه دعوا راه میندازه بچه هارو میترسونه میگه میخام ولتون کنم گریه کنن زنگ میزنه به پدرش که اونم میگه طلاق بگیر.موندم کار درستی میکنم که به خاطر بچه هام خودمو داقون میکنم یا نه.میترسم اگه همینجور ادامه هم بدیم برای بچه هام بدترهم باشه.لطفا یه راه خوب بهم بگید

  8. سلام من 26شوهرم۲۸ساله هستیم، پنج سالی هست ازدواج کردم یه دختر نازسه ساله هم دارم،ماسالهای اول زندگی خیلی بخاطر مشکل مالی وگوش دادن شوهرم به حرف بقیه وخانوادش وکارعوض باعث شد اوضاع بدتربشه بدهی بالاآوردیم،تو این شرایط خانوادش خودشونو کاملا کنارکشیدن،وقطع ارتباط کردن و بماندچقدر خواهرشوهرم زنگ زدوبهم بی احترامی کرد وچقدر خانوادش پیش عالم وآدم آبروی من وشوهرم روبردن تاجایی ک اصلا هرجایی میرفتیم اینقدخانوادش بده ماروگفته بودن مثل گاوپیشونی سفید بودیم توی این مدت همسرم چون رفتارخانوادش رو دید وفشارمشکل مالی باعث افسردگی شده بود و ازلحاظ دینی متاسفانه ضعیف شده بود جوری ک هی باید بهش میگفتم نمازت الان قضابشه بلندشو بخون وبقیه واجبات دینی،خودمم چون سرکوفت خانواده خودم وخانواده شوهرم روم بود،وهرچی به شوهرم میگفتم حدااقل یه کاری دست وپاکن وتلاشی نمیکردفشارروحی زیادی روم بود ولی خداروشکرهیچ وقت توکلم به خدارو ازدست ندادم ،ازبقیه مشکلات ریز ودرشت بگذریم،توی همی اوضاع فهمیدم باردارم،چون توشهرخودمون زیادکارنبود مجبورشدیم بریم یزد توی یه کارخونه مشغول به کارشدشوهرم،خداخودش شاهده روزایی بود باوجودبارداری سه وعده غذا رو یه وعده میکردم بیشترمواقع نون هم بزور میگرفتیم ک پول نداشتیم،من سه ماه تمام باوجود بارداریم غذامون فقط آب عدسی بانون بود،کسی رو هم اونجانداشتیم جز یه برادرشوهرم چون میدونستیم منت میزارن وپیش همه پخش میکنن اصلا هیچ وقت رونمیزدم و بروزنمیدادم ک اوضاع خوراکمون چجوریه وهمیشه حفظ آبرومیکردم،تااینکه باهمه ی مشکلات ک اگ بخوام بگم یه کتاب کامل میشه سوختم وساختم ،همسرمم چون آدمی خوب وصادق وباایمانی بود بخاطرهمین تحمل میکردم وزندگی سخت وپرازفراز ونشیب رو میگذروندم،تااینکه به لطف خدا دخترم به سلامت وبدون هیچ مشکلی بدنیااومد وبه لطف خداهرروز اوضاعمون بهترشد،تاجایی که بیشتربدهیهامونو دادیم ،وقتی دیدم اوضاع بهترشده وآشناهادیداولشونوندارن یه روز ک سال جدیدبود به خواهرشوهرم و جاریهام ک قطع ارتباط کرده بودن پیام تبریک دادم تااین کدورت تموم بشه چون میدیم شوهرمم باوجوداینکه بروزنمیداددلتنگ پدرومادرو خواهربرادرهاشه،دوست نداشتم خداازمون ناراضی باشه،به هرحال پدر ومادرش بود،وقتی متوجه شد بامن خیلی بحث کرد چرااینکارا کردی دیدی کسی جوابتو نداد،گفتم اشکال نداره من وظیفه خودمو انجام دادم ،چند روز بعد جواب پیاممو دادن،خیلی خوشحال شدم،به همسرم گفتم ایندفعه ک رفتیم شهرستان خودمون بریم خونه پدرت گفت نه ولی چون احساس میکردشخصیتشو خوردکردن جپهه میگرفت وقبول نمیکرد ولی وقتی مارفتیم شهرستان بزورراضیش کردم ولی گفت تونیا شاید بهت بی احترامی کنن ولی من قبول نکردم گفتم باهم میریم،خلاصه مارفتیم وخداروشکر رفتاربدی هم نداشتن،الحمدلله همگی باهمه ارتباطمون خوب شد،ولی درعوض شوهرم بجای اینکه بهتربشه رفتارای ک توواجبات دینیش کم کاری میکرد هی روز به روز بدترمیشد،تاجایی ک من بارها مجبورشدم بحث ودعواداشته باشیم،اون اومدکاراشو ۱۲ساعته کرد الان نزدیک به چندساله همین رواله وضع مالی خیلی بهترازقبل شد ماشین گرفتیم الان پس اندازداریم میکنیم برازمین ،شوهرم اهل کارو تلاشه ولی ماقراربود تاجایی بیشترساعتاسرکارباشه ک وام وبدهیهاصاف بشه ک شد ولی اون اینقدر درحال حاضر غرق کار وپول شده،ک دین و زن و بچه وخوشبختی و همه چی رو تو پول میبینه،مثلا وقتی میریم بیرون فقط حواسش به ماشین مدل بالاست همش میگه بکنارکشیدن،وقطع جوری کنم اونجوری کنم،اینقدراین رفتار رو انجام داده ک حالم بدمیشه، و بشددددددت دروغگو شده وخسیس،تاجایی ک مایه چیزی بخوایم باید سه ماه قبلش اینقدرتکرارکنیم بگیم تابرامون بگیره ،و خیلیم دروغگو شده،تاجایی پیش رفته ک من اعتمادی ک قبلا صددرصدبهش داشتم الان کلا ازبین رفته،نه مارو مسافرتی میبره،نه اصلا وقت برامون میزاره ازصبح تاشب سرکاره،خودم تنها میخواد تواین شهرغریب چشم به درباشه ببینم کی میرسه،متاسفانه اینستاهم وصل کرده وجنبه هم نداره متاسفانه اینقدر چیزای بدمیبینه ک بیار دستشو روکردم مدرک گذاشتم جلوش ولی بازچه فایده، اون موقع هم که میاداینقدرخسته هستشن نهایت دوسه ساعت کنارمونه،اصلا اون توجهی ک باید که بچم بکنه نمیکنه،من توابن سالهامشکلات مالی روتحمل کردم ولی الان بادروغ وبی توجهی به خودم ودخترم رو وازهمه مهمتر بی دینیش رو نمیتونم تحمل کنم وااااقعا خسته شدم همش به فکر طلاقم با این حساب ک هنوزم دوسش دارم ولی باز فکردخترم ک میفتم نمیتونم،موندم چیکارکنم ،توروخدااگ کسی راه حلی داره راهنمایی کنه

  9. سلام وقتتون بخیر من الان ۸ ماهه عقد کردم نامزدم چندین بار بهم دروغ گفته ک من خودم در جریان دروغش بودم چندین بار وقتی با دوستاش رفته بیرون بهم الکی گفته میرم کار دارم و فلان کار پیش اومده واسم ولی خودم بعدا متوجه شدم ک حرفش دروغ بوده بنظرتون در برخورد با چنین رفتاری چیکار کنم؟

  10. سلام خسته نباشید من یک دخترم که دو ساله پیش با یه نفر که نامزد بودم که بهم خیانت کرد و طلاق گرفتم الان با یه نفر نامزدم الان یک سالونیمه خواهرش از اولش دوستم نداش اما همسرم دیوونم بود یعنی جونشو هم بخاطر من میداد خواهرش اما از اولشم باهام جور در نیومد همه کار بهم کرد خلاصه خیلی کارا کرد که من تا حالا یه کلمه هم جوابشو ندادم ولی به این خاطر که همسرم جواب بده اما اونم که جواب نمیده که هیچ اولا این جوری نبود ولی الان من میگم با اونا نباید صحبت کنی یا من یا اون پیش من میگه تو اما پشت من دروغ میگه و میره حرف میزنه وقتایی که ما دعوا میکنیم میبرمش بیرونو خیلی خیلی دروغ میگه اون با زبونش خودش میگه برده بود اما این اصلا به خودش نمیگیره

  11. سلام من یکماهه عقدکردم نامزدم بدون والدینه و فوت سدن و خواهراوبرادراش اروپاهستن فقط بادوتاازاقوم مادریش اومدن خاستگاری و تحقیق کردیم گفتن ادم خوبیه سالم و پاکه و اهل رفیق بازی نیست توی هفته دوم عقدم دو سه تادروغ گفته بهم و بک دروغش اینه برام طلا گوشواره بدلی خرید ووقتی فهمیدم ناراحت شدم گفتم موجودیم تموم شد و پول دستم رسید طلامیخرم معذرت خواهی گرد ولی واقعا ترسیدم ازین کارش من الان 33سالمه پسره40سالشه بعداینهمه مدت اینجوری ازدواج کردم راهنماییم کنید لطفا

  12. سلام من شش ماهه عقد کردم همسرم سر مسائل کوچیکه دروغ میگه مثلاً ماشینشو داده به برادرش برن با خانمش تفریح به من به دروغ میگه پدرم ماشینو برده ….در مورد مسایل مالی پولشو میده به برادرش و به من میگه هیچ پولی در بین نیست
    بنظرتون با چنین آدمی باید چطور برخورد کنم

    1. سلام مشکل از رفتار خودت بوده ک مخفی میکنه حتما خونوادشو دوس داره ،دوس داره به اطرافیانش کمک شما دعوا میکنید واسه جلوگیری از بحث و دعوای شما اینکارو میکنه رفتار خودتونو درس کنید

    2. سلام مشکل رفتار خودتون بوده ک میترسه به خونوادش و اطرافیانش کمک کنه تو رفتار خودتون تجدید نظر کنید ک بتونه راحت به اطرافیانش ک دوس داره کمک کنه و بهتون بگه شما دعوا و جنجال نکنید بعدش

    3. هنوز که زوده جدا شو ۳۴ساله با یه شوهر دروغگو ساختم که شاید درست شه ولی نشد حتی با مدرک مچشو میگیرم بازم زیر بار نمیره دروغ میگه …فقط فقط جدا شو

  13. سلام قت بخیر اگر مردی به خاطر از دست ندادن همسرش فقط دروغ بگوید و زن متوجه این دروغ ها است و رنج میبرد باید چه کاری انجام بدهد؟
    خواهش میکنم راهنمایی کنید🙏🙏🙏

  14. سلام یک ماهه که عقد کردم من تو گذشتم روابط اشتباهی داشته که به همسرم نگفتم و تو این یک ماه متوجهش شد و من کامل همرو تعریف کردم براش و اون الان ازم متنفر شده به خاطر دروغی که بهش گفتم و گفتم با هیچکس نبودم تا اعتمادشو جلب کنم الان چیکار کنم دوباره رابطم خوب شه باهاش دیگه نه ازم خوشش میاد نه بهم اعتماد داره 😞😞😞

    1. با سلام دروغ در چه زمینه ای بوده؟ حاضر به گذشت هست هست یا نیست؟؟

  15. سلام من همسرم مدام دروغ میگه چه اقتصادی چه بیرون رفتناش یه بچه دارم و بچه دومم توراهه همه اعتمادمو ازدست دادم و دارم دیوونه میشم نمیدونم چیکارکنم همش بادروغ اینکه پول نداریم به من استرس میده درصورتی که توی مغازش طلایی که میخواست بفروشه امانفروخته پیدا میشه وبه من میگفت فروختمش دیگه نمیدونم چیکار کنم

  16. سلام خسته نباشید یه داداش دارم که از وقتی بچه بودم با من خوب نبود خیلی عذابم داده چاقو هم بهم زده دردهای روحی روانی ک دیگه نگم براتون …الان این دختری که من میخوام از اقواممون هست ایشون به داداشم پیام میده قبلا بهم گفته بود که عشق ک دوسش داشت داداشم هست گفتم باشه مهم نیست نادیده میگرم نزدیک به چند سال هست این کار رو میکنه بارها روی این موضوع بهش گفتم قلبم درد میاد بهش پیام میدی ولی اعتنایی نکرد بهم تا اینکه واتساپ و اینستاگرام داداشم رو هک کردم و پیاماشون رو میخونم رابطه ای در کار نبود ولی حرفای عاشقونه مثل تو فقط عشق خودمی یا عشقم یا این حرفا داداشم میزد حالم خیلی بده …نمیدونم چیکار کنم میشه راهنماییم کنید …😔

  17. سلام من با پسری سه ساله تو رابطم از وقتی یادمه فقط دروغ میگه هربارم گفته باشه نمیگم ولی مشخص براش عادت شده تازگیا با دوتا دختر تو یک گروه چت میکرده ک من از زنگ دختره فهمیدم ولی میگ رفیقمه درحالی ک ن اون دوستداره من رفیق پسر داشته باشم نه من. سر این کارش تا سر حد مرگ گریه کردم بعد به من میگه تو منو نمیفهمی رفتم با بقیه حرف زدم. درحالی ک من خیلی بهش محبت میکنم. و دروغ دیگش این ک یکی از دوستاشو الکی بجای پسر عموش جا زده که واقعا نمیدونم هدفش چی بوده. ادم خیلی مغروریم هست چون یکمم حس پشیمونی نداره و غرورش اجازه عذر خواهی بهش نمیده قراره باهم ازدواج کنیم البته اگ اینم راست گفته باشه. 😏از دست دروغاش خسته شدم. رفیقاییم دورشن ک هواشو دارن بهش بیشتر پروبال میدن و حق به اون میدن و اون پررو تر میشه. من الان باید چکار کنم باهاش نه اون بدون من میتونه نه من!؟

    1. با سلام
      رابطه ای انتخاب کنید که در اون به شما با احترام نگریسته شود

    2. توروخدا ااگه میدونی دروغگویه رابطه ت و تمومش کن بخدا عمرت و جوونیت و اعصابت و آینده ت و حروم میکنی زندگی با یه آدم دروغگو از مرگ هم بدتره خواهش میکنم حتی ۶ماه تحمل کن سختی جداشدن و وازش جدا شو

    3. جان عزیزترین کست ازش دوری کن دروغ زندگی منو نابود کرده اینا درست بشو نیستند

  18. سلام وقت بخیر
    من یه زندگی ناموفق داشتم با یک فرزند ۵/۵ ساله ک پیش مادرش هست
    با یکی از همکارانم رابطه دارم برای زندگی و همه هم میدونن
    ولی حس میکنم با یکی از همکارانم ک زمانی ازش خاستگاری کرده بود و جواب رد هم داده بود ارتباط داره و شبا آخر وقت با هم هستن.
    باهاش صحبت کردم و ایشون هم انکار می‌کنه .

    ولی حس درونی خودم میگه دروغ میگه و ارتباط دارن با هم.

    من بایست چکار کنم؟

  19. سلام و وقت بخیر
    همسر من پنهانی به یه خانومی که از فامیل های بتده است پیام میده دوبار به خاطر اینکار بخصیدمص که الان باز گتوجه شدم به همون شخص پیام میده وقتایی که خونه نیست…واقعا دیگ نمیتونم تحمل کنم چیکار کنم

  20. سلام،شش ساله ازدواج کردم و دارای دو فرزند پسر هستم،همسرم در مورد مسائل ریز و درشت دروغ میگه،از دروغهای خانمان سوز گرفته تا دروغ های سطحی و گاها بی دلیل دروغ میگه… متاسفانه این رفتارش باعث شده ازش خیلی بدم بیاد و مشاوره هم رفتیم و گفتن باید تحت درمان باشه اما نمیره، من علاقه ای به ادامه زندگی باهاش ندارم و به خودش هم علاقه ای ندارم،هرچه میگذره بیشتر از چشمم می افته و براش ارزش و احترامی قائل نیستم،تنها نگرانیم برای دو فرزندم هست که به پدرشون خیلی وابسته هستن و کوچک هستن یکی حدود دو سال و دیگری پنج ساله… ممنون میشم کمکم کنید

    1. با سلام
      اولا صبور باشید تغییرات آنی بوجود نمیاد. دوما حتما خودتون به مشاوره یا کمک یک دوست خوب تکیه کنید تا در قبال رفتار اون محکم رفتار کنید.

      1. ممنونم،میدونید دیگه خیلی خسته شدم…دیگه علاقه ای به شنیدن حرفهاش ندارم چون میدونم نود درصدشون دروغه و علاقه ای هم به هم صحبتی باهاش ندارم…
        هیچ انگیزه ای ندارم که تلاش کنم بهتر بشه چون خودش دروغ گفتن رو دوست داره… وقتی بی دلیل هم دروغ میگه مشکلش متاسفانه در خانوادش هست پدرش هم همینطوره…
        مثلا از خالم پول گرفت هم به اونا دروغ میگه که به زنم نگید اگه بفهمه ال میکنه بل میکنه ازون ور به من نگفت…و بعد یک سال و نیم که دیدن پولو پس نمیده به من گفتن که پولو‌برگردونید من چنان شوک عصبی بهم دست داد انگار آب جوش ریختن رو سرم تا چند دقیقه مات بودم و تا مدتها درد های عصبی گرفتم… و کم نیست ازین موارد

        1. در هر صورت اگه مشکل حل نکنید متاسفانه بیشتر آسیب میبینید

      2. من شوهرم اصلا نمیزاره برم سراغ گوشیش
        ۴مدل رمز داره گوشیش
        میگم چرا میگه
        من نظامی ام مسائل مربوط ب کارم ت‌ گوشی نباید ببینی

        میدونم دروغ میگه
        میدونم راحت با زنهای دیگه
        چت میکنه
        و قربون قصدقشون میره
        و جالبه ک
        من اولین ازدواجم هست و ایشون دومین ازدواجش و ی بچه ام داره
        و کلی معایب دیگه

        اما خب متاسفانه شخصیت نارسیستک
        واقعا نمیدونم چ کار کنم😔😔😔😔

        1. سلام خواهر گلم اگه شوهرت رمز گوش شو عوض کرده صد در صد دار با دخترا پیام میده پس بیشن باهاش صحبت کن

  21. سلام وقتتون بخیر باشه
    من پنج ساله ازدواج کردم و الان چند وقت پیش بخاطر یه مسئله ای مجبور شدم طلاهام رو بفروشم البته من شهرستان بودم و به همسرم گفتم زمانش که رسید میگم ببر بفروش ولی ایشون بدون اطلاع من برده فروخته و وقتی من گفتم طلاهام رو بیار تازه بهم گفت فروختم و من خیلی ناراحت شدم فقط به خاطر اینکه حتی یه کلمه بهم نگفته ناراحتم .به بحث جدی پیش اومد تا وقتی که اومد دنبالم شهرستان یه نیم ست برام خریده بود و گفت که قبل از اینکه طلاهات رو بفروشم برات خریدم ولی امروز متوجه شدم دقیقا بعد از تون بحث رفته برام خریده.این پنهان ماری و دروغ ذهنم رو خراب کرده الان چه واکنشی نشان بدم بهش بگم فهمیدم یا نه؟

    1. با سلام
      بهتره بهش یادآوری کنید که چقدر اعتماد مهمه برای زندگی شما این اعتماد ازدست بره صرفا با هدیه دادن برنمیگرده

    2. سلام نامزدم در اروپا است خیلی دوستش دارم ولی نمیتوانم محبتم رو اظهار کنم براش
      پیش خود میگم همرایش محبتونه حرف میزنم اما وقتی با هم صحبت می‌کنیم هیچی در دهنم نماید بگویم ، میشه کمک کنید تشکر ؟

  22. سلام من 6ماهی هست که نامزد کردم ولی تا الان متوجه شدم که نامزدم بالغ بر ده باری هست که داره بم دروغ میگه بار ها هم بهش فرصت تغییر دادم ولی فایده نداشت

    1. سلام
      موضوعات دورغ های نامزدتون چیه به نظرتون چی چنهان میکنه یا از چه موضوعی میترسه؟؟؟

  23. سلام
    همش احساس میکنم تموم قضیه بین ما رو همسرم به خانوادش میگه و طوری رفتار میکنه که من متوجه نشم ولی من بعد یه حرفی شک کردم و هر چی میگم حقیقت چیه امتناع میکنه
    بنظر شما من میتونم بهش اعتماد کنمو ادامه بدم؟!

  24. سلام من با پسری حدود ۹ماه در ارتباط هستم ما خیلی همدیگرو دوست داریم و هر لحظه بهم دیگه زنگ می‌زنیم اس ام اس میدیم مثل دوست هستیم باهم ولی من خیلی حساسم بعضی اوقات بهم دروغ میگه و من نمی‌دونم چطور در مقابل این دروغ باهاش رفتار کنم سعی میکنم هر کاری کنم باهام صادق باشه ولی میدونم دلیل این رفتارش ترس از دست دادن من هستش ولی من خودم صادقم و می‌خوام اون هم با من همینطوری باشه بعضی اوقات که بهش دلیل دروغش رو میگم انکار می‌کنه و جوری میگه من حتی خودم شک میکنم فک میکنم من قضاوت کردم ولی از رفتاراش میفهم الان باید چیکار کنم من دوسش دارم و نمی‌خوام بهم دروغ بگع

    1. با سلام

      طوری رفتار کنید که بهانه ای برای رفتارهای دوگانه باقی نمونه.

  25. سلام
    حدود 5سالی میشه ک من با یک دختری هستم
    نامزدمه ،دیروز زنگ زدم بهش گفت ک تو بیمارستانم حالم خوب نیست الان نمیتونم باهات حرف بزنم اما بعد گذشت نیم ساعت متوجه شدم با دوستاش رفته بیرون برا خوشگذرونی .خودم باچشمای خودم دیدم با دوستاش تو کافه بود ،ما هم دیگه رو خیلی دوست داریم بشدت من ،
    دیشب باهاش صادقانه حرف زدم گفتم چرا دروغ گفتی؟ انکار میکرد
    بعد از گذشت چند ساعت تا قانعش کردم ب دروغ خود اعتراف کرد اما با یک لحن عجیب گفت ک اره دروغ گفتم چون نخواستم ناراحتت کنم دیگه هم منو نمیبینی خدانگهدار برا همیشه.
    لطفا کمکم کنید کلافم نمیدونم چیکار کنم
    بنظرتون ازش جدا شم یا نه؟

    1. با سلام

      خب اگه دروغ گفته که توجیهی نداره. ببین اصلا میتونی این قضیه را هضم کنی چون این ردیف ماجرا ها قطعا ناراحتت میکنه.

  26. سلام من و همسرم خیلی همو دوس داریم چندماه پیش متوجه شدم همسرم ناس استفاده میکنه و باهم حرف زدیم و گف دیگ این کارو انجام نمیده منم بخشیدمش
    ولی چند وقته متوجه شدم داره چیزی ازم پنهون میکنه که حدس میزنم همون موضوع قبل باشه چندبارم ازش سوال که چیزی هست بخای بهم بگی ولی گف ن
    بنظرتون چیکار کنم

  27. سلام ببخشیدهروقت میرم خانه مامانم شوهرم ازاونحا دزدی میکنه یاازجیب بابا وبرادرم پول برمیداره بنظرتون چکارکنم

      1. شوهر منم دروغ ميكه چه كار كنم ده ساله ازدواج كرديم توروخدا بگيد

  28. سلام نامرد من یه وقتهایی درمورد سختی شغلش جوری حرف میزنه که من متوجه میشم داره خالی میبنده اما سعی کردم همیشه بخاطر زحماتش ازش تشکر کنم تا مجبور نباشه زیاده گویی کنه ویا گاهی کاری که سپردم انجام بده رو انجام نمیده و طوری حرف میزنه که انگار پیگیر اون کار بوده و یا کلا میگه فراموش کردم گاهی وقتها من مستقیم و غیر مستقیم گفتم هرگز نمیخوام به خانوادم دروغ بگم اما اون گفته ولی تو معذوریت و اجبار قرار میدن ماهم مجبوریم دروغ مصلحتی بگیم. یک بار هم باهاش صحبت کردم که دوست ندارم هیچ چیز پنهان بمونه لطفا راهنماییم کنید .

  29. سلام.۶ماهه با یک دختر در ارتباطم و دختر خوبی هم هست ولی همیشه درباره گذشتش دروغ میگه در صورتی که اعتمادمو کامل نسبت بهش از دست دادم و تنها چیزی که باعث شده در کنارش باشم علاقه من به اونه و همچنین خودشم خیلی به من علاقه داره.سوال من اینه الان چیکار کنم و چه رفتاری بهش نشون بدم و آیا صلاح هست جدا شیم؟

    1. سلام
      صلاح اینه که خیلی راحت در مورد حستون صادقانه صحبت کنید.

      1. سلام من ۶ ماهه عقد کردم همسرم خیلی اذیتم میکرد منو به بهونه های مختلف کتک میزد اصلا روانیه منم خیلی دوستش دارم هی منو میزد و بعد معذرت خواهی میکرد بهم میگفت وای سرم درد گرفت کمکم کن دیگه واقعا خسته شدم بهم میگه به کسی نگو راجب مشکلات زندگیمون نمیزاره جایی برم هرجا میگم میخوام برم میگه منم میام اصلا دوست نداره با کسی درارتباط باشم جز خودش و خانوادش چیکار کنم !؟؟

  30. سلام ببخشید من الان یازده ماهی میشه ک وارد ی رابطه شدم و چند ماه پیش سر سیگاری ک میکشید بحث داشتیمو گفت نمیکشم ولی بازم کشید وباز یحث کردیم و این سری قول داد ک سیگار نمیکشه اما من حس میکنم ک هرازگاهی سیگار میکشه به نطرتون اگ بکشه باید چ واکنشی نشون بدم؟

      1. سلام نامزدم پنهونی سیگار میکشه (من به شدت از سیگار متنفرم)خودشم اینو میدونه و فکر می‌کنم برای همین هم وقتی ازش پرسیدم سیگار کشیدی به دروغ گفت که نه، اما وقتی فهمید که من خودم متوجه شدم گفت آره سیگار کشیده و بعدش هم سریع برای عوض کردن بحث گفت که من دوستش ندارم در صورتی که اصلا اینطور نیست برای عوض کردن بحث این حرفو زدش، حالا من چه رفتاری باهاش داشته باشم!؟

  31. سلام همسرم مشروب خورد و ب دروغ گفت ک نخوردم (من ب مشروب خیلی حساسم) الان من میدونم ک اون مشروب خورده اما جوری دروغ میگه و انکار میکنه ک نخورده ،ک من میترسم شاید برای خیلی از مسایل دیگه هم دروغ گفته باشه ،البته دلیل دروغ گفتن روی این مسله میدونم ک حساسیت شدید خودمه چون نمیخاد بحث پیش بیاد دروغ گفت اما موضوع اینه ک خیلی جدی و طبیعی دروغ میگه ک حتی من با اینکه میدونم ک خورده اما شک کردم ،حالا میترسم ک درمورد خیلی مسال دیگه هم همینطور جدی دروغ بگه و من باورم بشه ،باید چیکار کنم؟

    1. سلام
      بهتره کاری نکنید به سمت دروغ گویی پیش بره بهتره در مورد خود مسئله راهی پیدا کنید. نه پنهان کاری
      تعمیم دادن مسائل هم کار عاقلانه ای نیست

      1. سلام ببخشید من الان یازده ماهی میشه ک وارد ی رابطه شدم و چند ماه پیش سر سیگاری ک میکشید بحث داشتیمو گفت نمیکشم ولی بازم کشید وباز یحث کردیم و این سری قول داد ک سیگار نمیکشه اما من حس میکنم ک هرازگاهی سیگار میکشه به نطرتون اگ بکشه باید چ واکنشی نشون بدم؟

  32. سلام ۲۳سالمه شوهرم۲۴بچه دوقلوداریم ۱۶سالگی باهاش نامزدکردم دوساله عروسی کردیم تواین دوسال هرچندوقت یه چیزی ازش پیداکردم ولی انکارکرده ودروغ گفته میگه منوزندگیمونودوست داره ولی همش میخواددورباشه وهرباریه دروغی که خیانته روازش پیدامیکنم باهاش چیکارکنم باوجوددوتابچه

    1. سلام
      عزیزم دروغ با خیانت فرق داره
      راهکارهاشم و دایلشم متفاوته

      1. دروغ و خیانت هیچ فرقی نداره چون با خیانت کردن دروغای بیشتری گفته میشه که بتونه حقایق پنهان نگه داره و سرپوشی برای واقعیت و دروغ های بیشتری برای فرار از حقیقت بگه

  33. سلام خانمی را دوسالی بود دوسش داشتم اونم بهم میگفت که دوسم داره ولی تا ۱۰ روز پیش بعد از ظهر ساعت یک ونیم بود بهش زنگ زدم جوابمو نداد بعد نیم ساعت زنگ زدم دیدم که در حال مکالمه هست وقت گرفام دیدم که درست یک ساعت خورده ای مکالمه ی تلفنی داشت بعد اینکه مکالمه اش تموم شد بهش زنگ زدم بهش گفتم این همه با کی حرف میزدی بهم گفت عموم بود ویه اسکرین بهم فرستاد اما تو اون اسکرینا تماس عموش وقتی من به پشت خطی رفتم بعد من بود وبهم با دادو بیداد گفت که عمومه منم گفتم اگر عموته باید تماس عموت قبل من باش وبلاخره اینجوری شد که باهم درگیر شدم یه جورایی فک کردم که بهم خیانت میکنه یعنی ازاسکرین وحرفاش مشخص بود که یه چیزی را از من قائم میکنه راستش منم بهش بی حرمتی کردم منم چون خیلی دوسش دارم دیگه نمیتونم ۱۰ روزی هس که ازش خبر ندارم نمیدونم شاید من قضاوت اشتباهی کردم یا اون اشتباه کرده بالا خره موندم نمیدونم چکار کنم لطفا اگر امکان داره راهنمایی کنید

  34. سلام ،، نامزدم اوایل که نامزد بودیم خیلی دوسم داشت همیشه زنگ میزد بهم اهمیت می‌داد ناراحتم نمی‌کرد ولی بعد ۱سال ما عقد کردیم و الان حدود ۵ماه میشه بعد از عقدمون یادم نمیاد آخرین بار کی بود که بهم گفت دوسم داره اصلا بهم اهمیت نمیده به راحتی بهم دروغ میگه الان نزدیک یک ماهه که بهم زنگ نزده حتی یه بار همیشه باهام دعوا می‌کنه همش حس میکنم که دوسم نداره ومنو فقط بخاطر خودش میخواد اما اون میگه که دوسم داره حس میکنم داره بهم خیانت می‌کنه و یکی دیگه رو دوس داره یا شایدم از همون اولم دوسم نداشته لطفاً بگید چیکار کنم و دلیل این کاراش چی می‌تونه باشه🖤

    1. با سلام
      حس میکنم داره بهم خیانت می‌کنه پست نشانه های خیانت بخون خیلی این موضوع مهمه

  35. سلام امروز نامزدم بهم دروع گفت که شام تولد عموشه و شام با عمو و زن عموشه ولی با دوستای دختر و پسرش بیرون بوده
    بنظرتون چه رفتارب نشون بدم و ببخشمش؟

  36. سلام امروز نامزدم بهم دروع گفت که شام تولد عموشه و شام با عمو و زن عموشه ولی با دوستای دختر و پسرش بیرون بوده
    بنظرتون چه رفتارب نشون بدم و ببخشمش؟

  37. سلام متوجه شدم که همسرم با دخترای دیگه چت گرم و صمیمانه داره ولی انکار میکرد
    و قو شک کردم که قبل ازدواج روابط نامشروع داشته مطمئن نیستم اما تو چتهاش. دیدم چیکار باید بکنم.با یه نفر هماهنگ کرده بوده

    1. سلام
      حتما باید از این مسئله پیشگیری کنید. راه های بعدی را مسدود کنید.

  38. سلام من همسرم
    گاهی چیزا رو ازم پنهان می‌کرد و دیشب خودش اومد همه چی رو گفت گفت که عذاب وجدان دارم ک چن بار مخفی کاری کردم و تموم کارای اشتباهی رو که کرد بهم گفت و خودش گریه کرد گفت میترسیدم از دستت بدم این کارا رو کردم و نمیخاستم بینمون سرد بشه اما فهمیدم کارم اشتباه بود و الان اومدم همه چی رو گفتم
    بنظر شما الان ک اینقد پشیمونه
    هنوز میتونم مث اول رابطه بهش اعتماد داشته باشم؟

  39. سلام ،من با آقایی آشنا شدم که اول کاملا باهام احساسی بود ،خیلی بهم پیام میداد یا زنگ میزد کم کم شروع کرد به بهونه اوردن واسه جواب ندادن و دروغ گفتن ،الان که کلا میگه وقت ندارم پیام بدم ،وقتی بهش گفتم دلم برای صدات تنگ شده سکوت کرد و جواب نداد ، درحالی که قبلا همش زنگ میزد، الان الکی میگه من وقت ندارم باید برم ولی بعدش آنلاین میشه یا تو دایرکت با بقیه چت میکنه ، چیکار کنم 🥺💔من همون اول همه چیزو درباره خودم بهش گفتم و قبول کرد الان نه

  40. سلام.خسته نباشید.من مدتی هست که متوجه شدم نامزدم بهم دروغ میگه..مثلا چندبار با دوستاش رفته بود بیرون ولی بهم گفته بود خونه یا خونه پدربزرگشه..حتی واسه تولدم استوری گذاشته بود اما تمام آشنا و فامیلشو hide کرده بود من متوجه این موضوع شده‌بودم اما انکار میکرد ک نه من نکردم..واقعا نمیدونم چجوری به حرفاش اعتماد کنم.😔خیلی دوسش دارم اما این رفتاراش منو میترسونه..نکنه یه وقت ب دروغ های بزرگتری تبدیل بشه😭😭لطفا راهنماییم کنید خیلی اذیتم میکنه این رفتاراش…باخودم میگم نکنه مثل قبل دوستم نداره

    1. هر رفتار و گفتار دروغی یه دلیل داره
      ببین از این کار ها هدف و منفعتش چیه؟

      1. سلام خسته نباشید
        من نامردم بهم دروغ میگه گاهی دروغ های کوچیک گاهی هم بزرگ و بعضی چیز هارو ازم پنهان میکنه مثلا یک شب رفت تعضیت بهش گفتم برو اما شب برگرد تعضیت بعد افطار بود هر چی گفتم برگرد گفت نمیشه دیر تموم میشه فلان فلان
        اما بعد فردا شبش گفت رفتن موج های ابی همون شب بعد تعضیت در صورتی که اتفاقی نرفتن برنامه شو از قبل ریخته بودن
        من واقعا از این حرکت شوهرم ناراحت شدم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

براي تماس با مشاور کليک کنيد!

آیا به مشاوره فوری نیاز دارید؟

 

مشاوره حضوری 👉

مشاوره تلفنی فوری👉