شک و بدبینی بیش از اندازه و غیر معقول یک ویژگی منفی در رابطه است که می تواند زندگی مشترک را تحت تاثیر قرار دهد و به زندگی و روابط عاطفی پایان دهد. اگر این شک و بددلی بیش از اندازه باشد و باعث ایجاد مشکل در زندگی خود شخص و شریک زندگی اش شود، یک اختلال تلقی می شود که به آن اختلال پارانوئید گفته می شود. زندگی با مرد شکاک بسیار سخت است. شوهر شکاک همیشه همسرش را کنترل می کند و این کار باعث ناراحتی و آزار همسرش می شود.
بی اعتمادی، ترس از وجود نفر سوم در روابط، بدخلقی و بددلی بی دلیل و … از نشانه های مرد شکاک و بدبین است. اگر شما نیز بعد از ازدواج متوجه شده اید که شوهر بد دل و شکاک دارید و از رفتارهای او رنج می برید با ما در این مقاله همراه باشید. مشاوران مرکز مشاوره روانشناسی آویژه به بررسی تخصصی اختلال پارانوئید در مردان پرداختند و نتایج مطالعات خود را در این مقاله در اختیار شما قرار داده اند.
بدبینی و بددلی بیش از حد چیست؟
آیا همسرتان به طور مکرر گوشی شما را چک می کند؟ آیا در مورد همکاران مرد شما بیش از اندازه حساس و بدبین است؟ وقتی به دیدار دوستانتان می روید دائم با شما در تماس است و همیشه رفت و آمد شما را کنترل می کند؟ این موارد برخی از نشانه های بدبینی و شکاک بودن است که باعث شده مرد یا خانم شما به یک شوهر شکاک یا همسر شکاک تبدیل شود.
اختلال شخصیت پارانوئید یا شک و تردید بیش از اندازه، یک وضعیت ناسالم روانی است که فرد مبتلا به آن نشانه هایی از بی اعتمادی، قضاوت نادرست و بی جا، سوءظن به دیگران مخصوصا همسر خود و… را دارد. مرد یا زن شکاک و مبتلا به پارانوئید دلیل کافی برای شک های خود ندارد اما بر درستی آنها اصرار می کند.
شوهر شکاک همیشه مراقب است و معتقد است که همسرش یا دیگران همیشه می خواهند به او آسیب برسانند یا تحقیر و تهدیدش کنند. شوهر شکاک باورهای بی اساسی در مورد روابط همسرش دارد و بر این باور است که همسرش می خواهد به او خیانت کند و یا فردی می خواهد همسرش را از او بگیرد. همه این مشکلات و شک و تردیدی های زیاد و بی مورد باعث بی اعتمادی و از بین رفتن احترام در روابط می شود.

چگونه بدبینی بر یک رابطه تأثیر می گذارد؟
شوهر شکاک یا مبتلا به اختلال شخصیت پارانوئید نسبت به همسر خود بی اعتماد است. این شک و بدبینی به دلیل بی اعتمادی او به همسرش است. اعتماد و اطمینان داشتن یک رکن اصلی و اساسی در همه روابط و زندگی ها به شمار می رود. به همین دلیل شک و تردید بیش از اندازه می تواند مشکلات جدی در روابط ایجاد کند و منجر به پایان آن شود.
شوهر شکاک نمی تواند روابط زناشویی درستی را با همسرش برقرار کند. او همیشه نگران است که مورد خیانت همسرش قرار بگیرد. بی اعتمادی و شک به همسر باعث می شود که از داشتن رابطه جنسی با او دوری کند. این تاثیرات منفی شک و تردید در زندگی وقتی بیشتر می شود که افراد آگاهی از اختلال شخصیت پارانوئید نداشته باشند و ندانند که چگونه باید با مرد شکاک و بدبین خود رفتار کنند.
نشانه های مرد شکاک
بدبینی
یکی از ویژگی های بارز مرد شکاک بدبینی است. مرد شکاک و بدبین فکر می کند که همیشه همه به او بدی می کنند. این به معنی آن نیست که او خوبی ها را نمی بیند بلکه شوهر شکاک همیشه این تفکر را دارد که هر فردی می تواند در لحظه بد رفتار کند و خوبی ها را به بدی تبدیل کند. این بدبینی باعث می شود که در زندگی، همسرش هر کاری انجام دهد نتواند پایه اعتماد و احساس و فاداری را ایجاد کند. افرادی که به شدت بدبین هستند همیشه عبوس و بداخلاق هستند. هیچ کسی نمی تواند ارتباط سالمی با آنها برقرار کند حتی همسرش. برای کسب اطلاعات بیشتر در رابطه با چگونگی رفتار با مردان بد اخلاق می توانید مقاله نحوه رفتار با مردان بد اخلاق را مطالعه بفرمایید.
سوء ظن و بد گمانی
ترس از خیانت مانع اعتماد کردن می شود. مرد شکاک و بدبین نسبت به اتفاقاتی که رخ می دهد بدگمان است. همسر شکاک از شریک زندگی خود برای ساده ترین اتفاقاتی که رخ داده است سوال می کند. مرد شکاک اگر یک شماره اشتباه با همسرش تماس بگیرد یا به دلیل ترافیک زیاد همسرش دیر به خانه برسد و … ، زنش را بازجویی می کند. او همیشه همسر خود را کنترل می کند. مردان کنترل گر حتی اجازه نمی دهند همسرشان حریم خصوصی برای خود داشته باشد و دائم در حال چک کرذن آنها هستند. اگر شما نیز یک همسر کنترل گر دارید به شما توصیه می کنم حتما مقاله نحوه رفتار با شخصیت کنترل گر را مطالعه بفرمایید.
او به همه اتفاقات مشکوک و بدگمان است و تصور می کند که دیگران در برابرش مخفی کاری می کنند.
لجبازی
مرد شکاک و بدبین ممکن است گاهی به قضاوت کردن اشتباه و بدبینی بیش از اندازه خود پی ببرد. او ممکن است اعتراف کند که اشتباه کرده است ولی در مجموع عقاید و بی اعتمادی های خود نسبت به دیگران را کنار نمی گذارد. حتی وقتی خلاف آن ثابت شود. این لجبازی باعث مشاجره و اختلاف نظرهایی می شود که هرگز حل نمی شوند. شک و تردید بیش از اندازه باعث بوجود آمدن کینه های طولانی مدت و درگیری با همسر و افرادی که دوست صمیمی فرد هستند، می شود.
رفتارهای کنترل کننده
مرد شکاک و بدبین با زیر نظر گرفتن و کنترل همسر خود سعی می کند با ترس خود از خیانت مقابله کند. تماس های مداوم برای اطمینان خاطر، چک کردن تلفن همراه همسر، کنترل رفت و آمد او با دوستانش و … از نشانه های مرد شکاک است. شک و بدبینی می تواند باعث ایجاد وسواس فکری خیانت در فرد شود. همسر شما ممکن است دچار افکار وسواسی شود و دائم به این موضوع فکر کند که شما قصد دارید به او خیانت کنید. اگر از وسواس فکری خیانت همسر خود رنج می برید، حتما مقاله زندگی با همسر وسواسی که یک مقاله جامع و تخصصی است را مطالعه بفرمایید.
انتقاد ناپذیر بودن
شوهر بدبین همیشه رفتار دیگران را اشتباه می داند و رفتار خود را درست و به جا تلقی می کند. او وقتی مورد انتقاد قرار بگیرد به شدت عصبانی و پرخاشگر می شود. اشتباهات و خطاهای خود را قبول نمی کند. همسر بد دل بسیار حساس است و اصلا دوست ندارد کسی به او امر و نهی کند.

علت بوجود آمدن بدبینی چیست؟
روابط قبلی
روابط گذشته فرد و شکست ها یا خیانت هایی که به او شده است برروی رابطه فعلی او تاثیر خواهد گذاشت. مردی که در گذشته شاهد خیانت مادر یا خواهر و یا یکی از بستگان خود بوده یا زن سابقس به او خیانت کرده است بیشتر دچار شک و بی اعتمادی نسبت به زن ها است. پارانوئید اغلب به دلیل اتفاق افتادن رویدادهای آسیب زا در گذشته فرد ایجاد می شود.
استرس و نگرانی بیش از حد
افرادی که نسبت به زندگی و روابط خود با همسرشان بیشتر از بقیه نگران هستند و استرس دارند، بیشتر دچار شک و تردید خواهند شد.
نقض اعتماد
زنی که از اعتماد شوهرش سوء استفاده کرده باشد و در گذشته به او خیانت کرده است. یا با هر کاری باعث شده مرد اعتماد به همسرش را از دست بدهد، باعث بوجود آمدن شوهر شکاک می شود.
شک و بدبینی بیش از حد چه تاثیری بر خود فرد می گذارد؟
تاثیر بر سلامت روانی و جسمی
شک و بدبینی بیش از اندازه تاثیر قابل توجهی بر روی سلامتی فرد دارد. چون همیشه او استرس و نگرانی های زیادی را با خود به همراه دارد. استرس و نگرانی های زیاد باعث واکنش فیزیولوژیکی در بدن می شود. شوهر شکاک هم خودش و هم همسرش به شدت در معرض افسردگی، اضطراب، خستگی و مشکلات در خواب و خوراک و… هستند.
تاثیر بر روی شریک زندگی
اگر این شک و تردید ها هر روز بیشتر شوند و تمام آنها نا معقول و بی جا باشند. کم کم زن از زندگی با شوهر شکاک خود خسته می شود. زن وقتی می ببیند شوهرش به او اعتماد ندارد و دائم او را زیر نظر می گیرد، ممکن است به طلاق از مرد شکاک فکر کند. شما می توانید برای بهبود روابط خود و مقابله با این مشکل به مشاوره خانواده مراجعه کنید تا به او کمک کنید، افکار نادرست خود را کنار بگذارد.
تاثیر بر روابط اجتماعی
مردانی که دائم درگیر شک و بد گمانی نسبت به دیگران هستند همیشه منزوی و تنها خواهند ماند. دوستانشان نمی توانند رفتارهای نامعقول و خارج از عرف آنها را تحمل کنند. خودشان نیز به دلیل بدگمانی و بدبینی نسبت به همه، از دیگران فاصله می گیرند. مردان شکاک و بدبین روابط اجتماعی ضعیفی دارند. همچنین این افراد به شدت خودخواه بوده و فقط به دنبال رفع نیازها و خواسته های خود هستند. زندگی با افراد شکاک به شدت سخت است. مخصوصا اگر در کنار شک و بدبینی، یک فرد خودخواه نیز باشند. اگر با یک همسر خودخواه زندگی می کنید حتما مقاله روش برخورد با همسر خودخواه را مطالعه بفرمایید.

چگونه با شک و بدبینی شوهرمان مقابله کنیم؟
به دنبال علت و دلیل این شک و بدبینی باشید
فهمیدن اینکه چه چیزی باعث شده همسرتان بی اعتماد و شکاک باشد بسیار موثر است به خصوص اگر مربوط به گذشته او باشد. شما وقتی بفهمید این مشکل از کجا سرچشمه می گیرد می توانید به شوهرتان کمک کنید تا با آن مقابله کند.
موقعیت هایی را که باعث پررنگ شدن شوهر شکاک می شود، شناسایی کنید
شما ممکن است متوجه شوید که یک رفتار خاص شما یا اطرافیان باعث می شود همسرتان کج خلق و بداخلاق شود و دائم به شما گیر بدهد. رد یابی محرک های شکاک بودن بسیار مفید است. این کار به شما می گوید روی چه زمینه هایی باید کار کنید.
به شوهرتان کمک کنید قبل از واکنش نشان دادن مکث کند
اختلال پارانوئید باعث می شود فرد بدون فکر کردن و سنجیدن واکنش نشان دهد. با همسرتان تمرین کنید و به او یاد بدهید در چنین موقعیت هایی مکث کند، نفس عمیق بکشد، موقعیت را پردازش کند و سپس آگاهانه واکنش نشان دهد. به گونه ای که کارهایی انجام ندهد که بعدا پشیمان شود.
دیدگاه ها و نگرانی های همسرتان را بفهمید و درک کنید
نسبت به شوهر خود جبهه نگیرید. از او دلیل رفتارهایش را بپرسید و اگر منطقی به نظر می رسید آنها را بپذیرید. این موضوع که به همسرتان گوش دهید و از دید او به قضیه نگاه کنید بسیار مفید است. این کار باعث جذب کردن همسرتان به سمت خود و بالا بردن میزان اعتماد او می شود. اگر به دنبال راهکارهایی برای جذب کردن همسر خود هستید، می توانید از مقاله چگونه شوهرم را جذب خودم کنم؟ کمک بگیرید.
در مورد نیازهای خود صحبت کنید
شروع کنید به گفتن آنچه که از مردتان انتظار دارید تا احساس امنیت بیشتری داشته باشید. همچنین از همسرتان درمورد توقع ها و انتظاراتش از شما سوال کنید.
برای ایجاد اعتماد تلاش کنید
هر دوی شما با محبت کردن، حضور عاطفی تر، مهربانی و … می توانید روابط خود را بهبود ببخشید و اعتماد از دست رفته را باز گردانید.
از تسلیم شدن در برابر اختلال پارانوئید همسرتان بپرهیزید
اگر متوجه شدید با یک شوهر بددل و شکاک روبرو هستید از تسلیم شدن در برابر شک و بددلی او بپرهیزید. سعی کنید همسرتان را به کارهای دیگر مثل تماشای تلوزیون، درست کردن یک کیک دو نفره و … مشغول کنید تا افکاری که مزاحم او می شوند را فراموش کند.
بحث نکنید
افرادی که دچار اختلال پارانوئید هستند رفتار خود را نادرست نمی دانند. با همسر خود درباره اینکه طرز فکرش اشتباه است و یا اینطوری که فکر می کند نیست، بحث نکنید. چون فایده ای ندارد. آنها قانع نمی شوند که خطا کرده اند. بهتر است با ملایمت و زبان پر مهر و محبت به آنها صحبت کنید. هرچه شما بیشتر داد و بیداد کنید آنها نسبت به رفتار و طرز فکر خود مصمم تر می شوند.
به دنبال درمان باشید
یک مشاوره خانواده می تواند به شما در بهبود روابط خود و مقابله با شک و بددلی همسرتان کمک کند. شما می توانید همسرتان را قانع کنید که بهتر است برای بهبود زندگی و ایجاد روابط سالم به روانشناس مراجعه کند.
سخنی از مشاوران آویژه
شک و بددلی باعث بی اعتمادی، دور شدن و کمرنگ شدن روابط می شود. مرد شکاک و بدبین فکر می کند شما به او خیانت می کنید، به او دروغ می گویید یا سعی می کنید چیزی را از او پنهان کنید. اگر قبلا از اعتماد شوهرتان سوء استفاده کرده باشید و خیانت را تجربه کرده باشد، پس نگرانی هایش به جا است. اما اگر دلیلی برای شک و تردیدهایش ندارد و فقط ناشی از استرس و بدگمانی اوست. پس باید به او کمک کنید تا اختلال شخصیت پارانوئید خود را کنار بگذارد. علت اصلی پارانوئید را کشف کنید و روی روابط خود کار کنید. تلاش کنید تا اعتماد همسرتان را جلب کنید. اجازه ندهید شک و تردید به زندگی شما آسیب بزند. شما می توانید از یک مشاوره خانواده یا روانشناس خوب برای نجات زندگیتان کمک بگیرید.
سوالات متداول
چگونه با مرد شکاک در یک رابطه برخورد کنیم؟
به او بگویید به عقایدش احترام می گذارید، اما تظاهر نکنید که آنها را قبول دارید و تسلیم او شده اید. در مورد تصورات خود صادق باشید. مي توانيد با تشويق او به بيان افكارش و توضيح اعمال خود به روشي خنثي و غير تدافعي به او كمك كنيد تا با سوء ظن و بي اعتمادي خود مقابله كند.
چگونه از بی اعتمادی و شک تردید در یک رابطه دست برداریم؟
به گفته کارشناسان، چند کار وجود دارد که می توانید برای جلوگیری از ایجاد افکار سمی در رابطه انجام دهید. به اولین باری که عاشق شریک زندگی خود شدید فکر کنید. گذشته را از حال جدا کنید. به جای شک و تردید غیر معقول انرژی خود را صرف انجام کارهای مثبت کنید. هرگز تصور نکنید که می دانید شریک زندگی شما چه فکری می کند و او را اشتباه قضاوت نکنید.


















101 پاسخ
چرا هر بار به عروسی میرم شوهرم بیخد بهم شکاک ی میکند
چون احتمالاً **حس ناامنی و کنترلگری** داره، نه اینکه واقعاً دلیل منطقی داشته باشه.
* اعتماد به نفس پایین / ترس از خیانت
* کنترلگری و بدبینی عادت شده
* گاهی هم تجربه یا فکرهای اشتباه قبلی داره
راهش:
* با آرامش قبل از مراسم باهاش شفاف حرف بزن
* مرز بذار: شک بیدلیل رو قبول نکن
* اگر تکرار شد، مشاوره خیلی کمک میکنه 🌷
سلام وقتتون بخیر. منم با غرولند های بدبینانه ی مکرر همسرم مواجهم. لطفاً و لطفاً کمکم کنید.باردارم. ولی متوجه این موضوع که نیاز به آرامش دارم نیست، قضاوت از پیش تعیین شده داره. حرفام و توضیحاتم رو قبول نمیکنه. از طریق ایمیلم نمیتونم باهاتون در ارتباط باشم.لطفا و لطفاً کمکم کنید
سلام من پانزده ساله ازدواج کردم سه تا بچه دارم متأسفانه شوهرم خیلی آدم شکاک بدبین وتهمت زن هست حتی من را پیش مادر پدرم نمیبرد حرفی هم بزنم به خواهر مادرم هم تهمت میزند چن وقت پیش تهمت خیلی بزرگ زد کتکمم زد بخدا خیلی خستم نه میتونم جدا شم از خودکشی هم میترسم میگم بعد من بچه هام چی میشن با چنین آدم بی رحمی …ولی با مادرش و قوم خویش های خودش یه جوری برخورد داره که انگار بهترین آدمه ولی بامن که زنشم نه اخلاق نیکو نه حرف خوب همش شک تهمت ..احساس میکنه دارن سرش کلاه میزارن…ولی من دیگه صبرم تموم شده احساس سر خوردگی خودکشی زیاد به من دست میده ..آخه من حتی از خونه بیرون هم نمیرم تا حالا حتی به خیانت فکر هم. نکردم
این وضعیت طبیعی و قابل تحمل نیست؛ خشونت و تهمت جدی است.
حتماً از خانواده امن یا مشاور/اورژانس اجتماعی کمک بگیر و تنها نمون 🌷
سلام خانواده من خیلی بدهند همیشه عصبانیت وعصبانیتشونوسرمن خالی میکنن توکارعای شخصیم خیلی دخالت میکنند چیکارکنم
بیست و پنج سال با مردی زندگی کردم که مرتب من را کنترل می کند . به همکارم زنگ میزد میگفت گوشی را بده خانمم تا ببینه سر کار هستم یا نه . ماشین اگر به جای از خیابان بیاد داخل کوچه از انتهای کوچه می آمدم میگفت کجا بودی . آن کی بود باهات حرف زد . کجا میری . کی می آیی . نه خودم باید ببرمت . خودم میام دنبالت حتی عکس یک پسر بچه نشونم داد گفت رفیقت هست عکسش داخل ایمیلت بود که عمرا دیده بودم . کلا روانیم کرده بچه ها بزرگ شدند هنوز دست بردار نیست هزار بار گفتم این زندگی کوفتی را ول کنم برم ولی دلم به حال بچه هام سوخت . فعلا هم دارم میسوزم میسازم روانشناس هم عاجز مونده .
سلام من همسرم دیونم کرده وحشتناک بهم گیر میده ،خیلی شکاکه تلگرامم رو برداشته رو اینستامم هست و جی پی اس بم وصل کرده
اصلا فک میکنی هرچی میگه درست میگه و حتی نمیزاره تنهایی برم بیرون از خونه و خیلیم کتکم میزنه ولی جلو بقیه انقد مهربون و اروم کسی باورش نمیشه ،مدام چکم میکنه و حتی سیگارشو رو بدنم خاموش میکنه اصلا روانی شده من چیکار کنم باید
طلاق بگیر خودتو راحت کن اون فقط یه فرد سادیسمی ک لیاقت زندگی مشترک نداره
عزیزم ببرش روانشناس
سلام منم با مرد بد دل عمرم تلف شد زندگی نکردم همش تهمت دیگه خسته شدم عروس دارم پیش بچه ها خجالت میکشم فقط بفکر مردنم آرزو دارم باهم جایی بریم بعدش قهرنکنه
منم
برین بهش بره گم بشه
من۷ساله ازدواج کردم خودم و همسرم هر دو در سطح اجتماعی اقتصادی بالاهستیم(دکتری)
دوتا بچه دارم اما از همون روزنامزدی این بدبینیاش شروع شد همش دندون روجیگرگذاشتم گفتم زشته ابروریزی میشه توفامیل جشن عقد رو کوفت کرد عروسیمو
مهمونی بعدازعروسی تمام مسافرت رفتنا همه و همه
همیشه هم خودش میفهمه اشتباه کرده و عذرخواهی میکنه حلالیت میخواد اما چه فایده قلب من دیگه له شده و ابن عذرخواهی کمک نمیکنه مثل لیوان شیشه ای که پودر شده و حالا بهم بچسبونیش
خیلی خسته م هیچی خوشحالم نمیکنه هیچی اما هرکی از دور میبینه میگن این دوتا چقد خوشبختن
حیف
نمیدونن تو دل مرده من چه گذشته و چه داره میگذره
مستاصل شدم
کاش میتونستم به زندگیم پایان بدم…..
بیست و پنج سال با مردی زندگی کردم که مرتب من را کنترل می کند . به همکارم زنگ میزد میگفت گوشی را بده خانمم تا ببینه سر کار هستم یا نه . ماشین اگر به جای از خیابان بیاد داخل کوچه از انتهای کوچه می آمدم میگفت کجا بودی . آن کی بود باهات حرف زد . کجا میری . کی می آیی . نه خودم باید ببرمت . خودم میام دنبالت حتی عکس یک پسر بچه نشونم داد گفت رفیقت هست عکسش داخل ایمیلت بود که عمرا دیده بودم . کلا روانیم کرده بچه ها بزرگ شدند هنوز دست بردار نیست هزار بار گفتم این زندگی کوفتی را ول کنم برم ولی دلم به حال بچه هام سوخت . فعلا هم دارم میسوزم میسازم روانشناس هم عاجز مونده .
منم با اقايي اشنا شدم دو سال پيش كه از من ٥ سال كوچيكترن. يك سال بعد از اشنايي پيشنهاد ازدواج دادن و پدرم گفتن بريد باهم تو يه خونه زندگي كنيد. تو اين سه ماه اخير فهميدم همش سرش تو گوشي منه گير به گذشته ي من داده كه هيچ ربطي به ايشون نداره و همش به من تهمت ميزنه و توهين ميكنه. شاغلم دستم تو جيب خودم ميره. خيلي مهربونه خيلي خوش قلبه ولي بيش از اندازه بدبين و شكاكه. روي گوشيم برنامه نصب كرده بوده بدون خبر از من و منو ميپاييده. هيچ كار خلافي ازم سر نزده فقط پيغام يك پسري رو يك و نيم سال پيش تو گوشيم ديده. هر روز از من ميپرسه چرا اينو تو زندگيمون نگه داشته بودي. بار اخر كه دعوا كرديم تلويزيون خونه ام رو شكوند. الانم خيلي پشيمونه و از طريق همه پيغام ميفرسته كه من عاشقانه دوستش دارم و رابطه ام رو دوست دارم. ظاهراً از اولين ارتباط دوستيش تجربه ي خوبي نداشته. خودش با خواست خودش پيش مشاور ميره ولي خيلي هم قبول نميكنه كاملاً مقصر خودشه. اوايل دوستي هم به من ميگفت تو زني هستي كه هر مردي ارزشو تورو داشته باشه واي من حتماً گندت رو درميارم چون امكان نداره يه ادم انقدر هم كامل باشه. به نظرتون با روانشناس درست ميشه اين ادم؟
ازدواج با مردی که از شما کوچیک تره اشتباه محضه و زندگی هر روز تلخ تره خودم تجربه اش رو داشتم
سلام من معلم هستم ودر محیط کاملا زنانه کار میکنم ،چادر می پوشم حجاب کامل دارم و هیچ وقت تو زندگیم آرایش نکردم فقط صد آفتاب میخرم که من و شوهرم مشترک استفاده می کنیم هیچ خرجی برای خودم ندارم یه پسر ویه دختر دارم.شوهرم هم فرهنگیه و مسولیت اداری هم داشته ،اون هم بد بین وکنترلگر وهم بیشتر وقتها بد اخلاق هست ودر جر و بحث ها بد دهن هست حقوق من رو هم خودش میگیره البته خیلی من و بچه ها رو دوست داره و تمام تلاشش برای بهتر زندگی کردنمونه در مدت بیشتر از ۲۰سال زندگی مشترک خیلی سعی کردم تغییر کنه ولی فقط بسته به شرایطش تغییر میکنه،مثلا وقتی مسولبت اداری داره و در محیط کاریش روزانه با خانمهای زیادی ارتباط داره روشنفکر میشه واز شدت بدبینی وکنترلگریش کم میشه ولی همین که پست اداری نداره بر میگرده به اصلش و بدتر هم میشه جالبه بدونید گوشیش هم به جونش بسته است و مدام سرش تو گوشیه ولی خدا اون روز رو نیاره که یکی اشتباهی به من زنگ بزنه (شماره ناشناس)زندگیم جهنم میشه .لطفا بگین چکار کنم
سلام عزیزم منم دقیقا شرایط شمارو دارم وهمکار شما هستم و از این بابت ۳۳ ساله دارم تحمل میکنم وزجر میکشم الان عروس دارم وچقدر سخته جلوی عروست سرشکته بشی وتحمت های ناروا بشنوی
فکر نمیکردم اینقدر زیاد باشیم دقیقا انگار یکی داره وضعیت منو توضیح میده ایا ره حلی غیر از جدایی براش هست
سلام من 53 سالمه همسرم فرهنگیه خودمم معلم بودم از بس شکاک بود ویهو به من حمله میکرد میزد کارمو رها کردم خلاصه بعد از 30 سال زندگی مشترک به کمک دخترم فهمیدم خودش مرد هیز و زنباره ای بوده که درباره من این همه شک میکرده البته اینو بگم که خودش رو خیلی مرد مذهبی نشون میداد و همین بود که بعد از 30 سال متوجه شدم که مذهبی نبوده که هیچ حسابی گناهکار بوده خلاصه خیلی از مردان بد اخلاق و شکاک خودشون بدکاره هستند و از قصد بداخلاقی میکنن که اعضای خانواده
بهشون نزدیک نشن و سر از کارشون در نیارن
شوهر من الان ۳ سال بد بین شده ۱۵ سال ازدواج کردم اولش از کارو همکاراش شروع شد فکر می کنه بقیه میخان بهش صدمه بزنن همه دزد و دروغگو هستن الان ۳ هفته ست سر کار هم نمیره چون با بقیه به مشکل برمیخوره تو این ۳ سال چند تا جا عوض کرده و هر جا میره باز با همون مشکل قبلی از انجا خارج میشه وحالا بد بینی رو منه و فکر میکنه دروغ میگم بهش ووسایلش را عوض کردم مثلا ماشینشا وخیلی چیزا ی دیگه تو خونه
سلام
منمالان۲۲سالهبامردشکاکبددهنزندگیمیکنم.گاهیاوقاتمیخوام خودکشیکنم
باابنکهبهشثابتمیشهاشتباهکردهبازم قبولنمیکنه
خستهشدمپشتوپناهیندارم.پولمندارم
ازابروریزیهممیترسم
اخهبهممیگهاگهبخوایجدابشیتهمتبهتمیزنمتاهمهازتمتنفر شن
واقعانمیدونمچکار کنم
😭😭
عزیزم اولا که انشالله درست بشه ولی اگر نشد راحت جدا شو وقتی خوب باشی دلیلی نداره بخواد تهمت بزنه زمان همه چیز رو به بقیه ثابت میکنه .
و اینکه برای خودت زندگی کن آدم یکبار زندگی میکنه .
درود من 1سال نیم هست که ازدواج کردم البته بعد از 3 ماه دوستی در زمان دوستی همسرم یک مرد فوق العاده و ایده آل بنده بود اما به محض اینکه ازدواج کردیم به شدت با من با بدبینی و شکاکی و بددلی رفتار کرد تا حتی با یه بهونه الکی کتک هم خوردم طوری شد که شاغل بودم دفتر حقوقی داشتم از کار کردن و ادامه تحصیل انصراف دادم و خونه نشین شدم حتی تمام رفت و آمدم به خونه پدریم کنترل میشد خیلی کوتاه اومدم تو این زندگی چون ازدواج مجدد هست از خیلی چیزا گذشتم منی که کاملا مستقل زندگی میکردم و تمام بزرگان اقوام در مورد مشکلاتشون باهام مشورت میکردن الان به مشکل برخوردم ولی میخام یه تجربه ای رو بگم اینکه باید با این افراد دقیقا مثل آدمهای کرولال بعلاوه کور رفتار کرد نتیجه میده البته یکمی هم باید خودمونو به بی خیالی بزنیم یعنی تا حدودی سخت هست ولی باید صبوری کنیم وتنها به این اخلاق بد بسنده نکنیم و خوبیهای همسرمون رو هم ببینیم تا آسیب نبینیم این رفتار هست که مارو از اونها متمایز میکنه،من چون همسرم تمام اخلاق و رفتارهای خوب و داره و بیش از حد عاشقشم باهاش کنار اومدم و خدارو شکر الان خیلی تغییر کرده و رو به بهبودیه به شما هم پیشنهاد میکنم؛دکتر آدمها خودشون هستن چون هیچکس بیشتر از خودتون،خودتونو نمیشناسه دقیقا با محبت و مهربونی و بحث نکردن میتونید هم به همسرتون و هم خودتون کمک کنید،یه مدت به تمام گفته هاشون واقعا عمل کنید و هر کاری گفتن انجام بدید ولی در کنارش تو موقعیتهای مناسب که خوش رفتار هستن محیطی امن و صمیمی بسازید با موسیقی آروم ونور کم شمع و خیلی آروم و دوستانه ازشون بخواهید که کنارتون باشن و نه مقابلتون…خواسته هاتونو با حالت آرزو و رویا بهشون بگید اونم نه در یک جلسه بلکه باید زمان بگذارید و بهشون نشون بدید که دوستشون دارید و در کنارشون امنیت دارید حتما جواب میگیرید به امید خدا…..ریشه تمام این رفتارهای بد همسرانمون خیانتی هست که در گذشته تجربه کردن و ما باید کمکشون باشیم شاید این اتفاق ناخوشایند برای ما می افتاد لطفا با همسرتون مثل یه فرد مریض بهونه گیر رفتار کنید و صبوری و مهربونی خرج کنید مطمئن باشید با گذشت زمان و رفتار مناسب از طرف شما خوب میشن
چطوری میتونید اینطوری فکر کنید
من دائم به خودکشی فکر میکنم
چقدر خودمو نادیده بگیرم تا کجا
من بعد از ۱۸ سال زندگی مشترک هنوز تغییری نکرده با داشتن دو فرزند تنها با دارو خودم را اروم کردم اکثر اوقات ب خودکشی فکر میکنم من هیچ حقی و حریم خصوصی ندارم<خسته خسته خستههههههههههه ام!
منم مثل شمام
انقدر خسته شدم میخوام دیگه نباشم
۲۵ساله با شوهری شکاک وبددل زندگی میکنم پسرم ۲۲سالشه دخترام هم بزرگن جلو بچه هام هرچی به دهنش میاد میگه که من خجالت میکشم تورو خدا کمکم کنید با این مرد بددل چکار کنم