۵ نشانه مرد وابسته به مادر که نباید نادیده بگیرید!
آیا شریک عاطفی شما هنوز زیر سایه مادرش زندگی میکند؟
رابطه صمیمی با خانواده یک ویژگی ارزشمند است؛ بسیاری از افراد دوست دارند با والدین خود ارتباطی گرم و محترمانه داشته باشند. اما گاهی این صمیمیت از یک حد سالم فراتر میرود و به وابستگی عاطفی تبدیل میشود؛ وابستگیای که میتواند آرامآرام به رابطه عاشقانه و حتی زندگی مشترک آسیب بزند.
در چنین شرایطی، مرد هنوز نتوانسته از نظر روانی و احساسی از نقش «فرزند» فاصله بگیرد و به یک شریک عاطفی مستقل تبدیل شود. به همین دلیل تصمیمها، احساسات و حتی اولویتهای زندگی او همچنان تحت تأثیر مادرش قرار دارد.
پیشنهاد میکنیم این مقاله مشاوره خانواده آویژه را با حوصله و دقت مطالعه کنید.
دیدگاهها و نظرات ارزشمند خود را در بخش دیدگاههای انتهای این مطلب با ما و سایر خوانندگان به اشتراک بگذارید. شاید تجربه یا نظر شما بتواند به افرادی که با مشکلات مشابه روبهرو هستند کمک کند.
نشانه های مرد وابسته به مادر
اگر احساس میکنید در رابطه خود همیشه فرد سومی حضور دارد، شاید وقت آن رسیده باشد که با مهمترین نشانه های مرد وابسته به مادر آشنا شوید.
۱. شما را با مادرش مقایسه میکند؛ رقیبی که هرگز برنده آن نمیشوید
آیا تا به حال شنیدهاید که بگوید:
- «مامانم این غذا را خوشمزهتر درست میکند.»
- «مامانم هیچ وقت اینطور رفتار نمیکرد.»
- «مامانم برای چنین شرایطی راهحل بهتری داشت.»
شاید این جملات در ابتدا ساده و بیاهمیت به نظر برسند، اما تکرار آنها میتواند نشانه یک مشکل عمیقتر باشد.
وقتی مردی دائماً شریک زندگی خود را با مادرش مقایسه میکند، در واقع مادر را به عنوان معیار اصلی سنجش زنان زندگیاش قرار داده است.
در چنین رابطهای شما ممکن است همیشه احساس کنید باید خودتان را ثابت کنید و با شخصی رقابت کنید که جایگاهش از قبل مشخص شده است.
یک رابطه سالم زمانی شکل میگیرد که هر فرد به خاطر ویژگیهای منحصر به فرد خودش ارزشمند باشد، نه اینکه دائماً با فرد دیگری مقایسه شود.
۲. در سختترین لحظات زندگی به جای شما به مادرش پناه میبرد
یکی از مهمترین نشانه های مرد وابسته به مادر این است که برای دریافت حمایت عاطفی، قبل از هر کسی سراغ مادرش میرود.
وقتی روز بدی را پشت سر میگذارد، در محل کار شکست میخورد، دچار استرس میشود یا با مشکلی روبهرو میشود، اولین تماس او با مادرش است؛ نه با شما.
البته رابطه نزدیک با خانواده چیز بدی نیست، اما در یک رابطه عاطفی سالم، زوجین به مرور یاد میگیرند تکیهگاه احساسی یکدیگر باشند.
۳. هیچ رازی بین شما و او باقی نمیماند
اعتماد یکی از پایههای اصلی هر رابطه موفق است.
اما اگر متوجه شدهاید که مادر او از تمام جزئیات زندگی شما خبر دارد، باید کمی بیشتر دقت کنید.
اختلافات خانوادگی، مشکلات مالی، تصمیمات شخصی، برنامههای آینده و حتی مسائل خصوصی رابطه نباید بدون رضایت شما در اختیار دیگران قرار بگیرند.
مرد وابسته به مادر معمولاً مرز مشخصی بین زندگی مشترک و رابطه با مادرش ندارد. او ممکن است کوچکترین اتفاقات زندگی شما را با مادرش در میان بگذارد و همین موضوع باعث شود احساس امنیت و حریم خصوصی در رابطه از بین برود.
۴. بدون تأیید مادرش نمیتواند تصمیم بگیرد
تصور کنید قصد خرید خانه، تغییر شغل یا حتی برنامهریزی برای یک سفر ساده را دارید.
در یک رابطه بالغ، تصمیمها پس از گفتوگو و توافق دو نفر گرفته میشوند. اما مردی که هنوز به مادرش وابستگی عاطفی دارد، برای کوچکترین تصمیمها نیز به تأیید او نیاز دارد.
نظر مادر درباره محل زندگی، انتخاب شغل، خریدهای مهم، نحوه تربیت فرزندان و حتی برنامههای روزمره میتواند تعیینکنندهتر از نظر شریک زندگی باشد.
این وابستگی نشان میدهد که استقلال عاطفی او هنوز به اندازه کافی رشد نکرده است و مرزهای سالم بین خانواده اصلی و زندگی مشترک شکل نگرفتهاند.
۵. هرگز نمیتواند به مادرش «نه» بگوید
شاید واضحترین نشانه مرد وابسته به مادر همین باشد.
فرقی نمیکند مادرش در زندگی خصوصی شما دخالت کند، بدون هماهنگی به خانه بیاید یا درباره تصمیمات شما نظر بدهد؛ او به سختی میتواند محدودیت یا مرزی برای مادرش تعیین کند.
حتی ممکن است زمانی که شما از این دخالتها ناراحت هستید، به جای درک احساساتتان از مادرش دفاع کند و شما را مقصر بداند.
این رفتار معمولاً نشان میدهد که او هنوز نتوانسته تعادل سالمی بین نقش «فرزند» و نقش «همسر یا شریک زندگی» ایجاد کند.
در حالی که یک فرد بالغ باید بتواند هم به خانواده خود احترام بگذارد و هم از رابطه عاطفی و زندگی مشترکش محافظت کند.
با شوهر وابسته به مادر چکنیم؟
وقتی احساس میکنید مادرشوهر بیشتر از شما روی زندگی همسرتان تأثیر دارد!
بسیاری از زنان پس از ازدواج با این نگرانی روبهرو میشوند که همسرشان بیش از حد تحت تأثیر مادرش قرار دارد. شاید شما هم بارها از خودتان پرسیده باشید:
- چیکار کنم شوهرم از خانوادش فاصله بگیره؟
- چیکار کنم شوهرم به حرف مادرش گوش نده؟
- چکار کنم شوهرم همه چیو به مامانش نگه؟
- با وابستگی شوهر به مادرش چگونه برخورد کنم؟
اگر این سوالات برای شما آشنا هستند، تنها نیستید. زندگی با یک شوهر وابسته به مادر میتواند گاهی خسته کننده و حتی نا امیدکننده باشد؛ به خصوص زمانی که احساس میکنید نظر مادرشوهر از نظر شما مهمتر است یا تصمیمهای زندگی مشترک تحت تأثیر خانواده همسر قرار میگیرد.
با این حال، قبل از هر اقدامی باید بدانید که رابطه نزدیک با خانواده لزوماً مشکل محسوب نمیشود. مشکل زمانی آغاز میشود که وابستگی شوهر به مادرش به حدی برسد که آرامش، استقلال و صمیمیت زندگی زناشویی را تحت تأثیر قرار دهد.
چرا برخی مردان پس از ازدواج همچنان به مادرشان وابسته میمانند؟
در بسیاری از خانوادهها، مادر سالها نقش اصلی تصمیمگیری، حمایت عاطفی و حتی مدیریت زندگی فرزند را بر عهده داشته است. به همین دلیل بعضی مردان بعد از ازدواج نیز نا خودآگاه همان الگوی رفتاری را ادامه میدهند.
در چنین شرایطی، مرد وابسته به مادر معمولاً برای تصمیمهای مهم زندگی، حل مشکلات، مدیریت اختلافات یا حتی دریافت تأیید و آرامش روانی، ابتدا به مادر خود مراجعه میکند.
این موضوع همیشه از روی بی احترامی به همسر نیست؛ بلکه اغلب ریشه در سبک تربیتی، وابستگی عاطفی یا ناتوانی در ایجاد مرزهای سالم خانوادگی دارد.
چیکار کنم شوهرم از خانوادش فاصله بگیره؟
شاید مهمترین نکته این باشد که هدف شما نباید قطع ارتباط همسرتان با خانوادهاش باشد.
در واقع سؤال درست این نیست که «چیکار کنم شوهرم از خانوادش فاصله بگیره؟» بلکه باید بپرسیم:
چگونه میتوانم کمک کنم همسرم بین خانواده اصلی و زندگی مشترک تعادل ایجاد کند؟
وقتی از همسرتان بخواهید خانوادهاش را کنار بگذارد، معمولاً مقاومت بیشتری نشان میدهد. اما اگر درباره نیازهای خود، احساس نادیده گرفته شدن و اهمیت استقلال زندگی مشترک صحبت کنید، احتمال همکاری او بسیار بیشتر خواهد بود.
چیکار کنم شوهرم به حرف مادرش گوش نده؟
واقعیت این است که هیچکس نمیتواند همسرش را مجبور کند به حرف شخص خاصی گوش ندهد.
اما میتوان فضایی ایجاد کرد که تصمیمهای مهم زندگی بر اساس گفتوگوی زن و شوهر گرفته شود، نه بر اساس نظر دیگران.
به جای حمله به مادر شوهر یا انتقاد مستقیم از خانواده همسر، سعی کنید روی تأثیر رفتارها تمرکز کنید.
برای مثال به جای اینکه بگویید:
«همیشه حرف مادرتو گوش میدی.»
بهتر است بگویید:
«وقتی درباره مسائل زندگی مشترک بدون مشورت با من تصمیم گرفته میشود، احساس میکنم نظر و جایگاه من نادیده گرفته شده است.»
این نوع گفتوگو معمولاً اثرگذاری بیشتری دارد و از ایجاد حالت دفاعی جلوگیری میکند.
چکار کنم شوهرم همه چیو به مامانش نگه؟
یکی از رایجترین مشکلات در زندگی با یک شوهر وابسته به مادر این است که تمام جزئیات زندگی مشترک به خانواده منتقل میشود.
اختلافات زن و شوهر، مسائل مالی، برنامههای آینده یا حتی موضوعات خصوصی نباید بدون رضایت هر دو نفر با دیگران مطرح شود.
اگر همسرتان عادت دارد همه چیز را با مادرش در میان بگذارد، لازم است درباره مفهوم حریم خصوصی در زندگی زناشویی صحبت کنید.
به او توضیح دهید که اعتماد زمانی شکل میگیرد که بعضی موضوعات فقط بین زن و شوهر باقی بماند.
رابطه خوب با خانواده ارزشمند است، اما زندگی مشترک نیز باید فضای اختصاصی و امن خودش را داشته باشد.
چگونه با وابستگی شوهر به مادرش برخورد کنیم؟
اولین اشتباهی که بسیاری از افراد مرتکب میشوند، وارد شدن به جنگ مستقیم با مادر شوهر است.
تجربه نشان داده است که تلاش برای تغییر مادرشوهر معمولاً نتیجه مطلوبی ندارد و حتی ممکن است باعث شود همسرتان بیشتر از قبل از مادرش حمایت کند.
به جای تمرکز بر تغییر دیگران، بهتر است روی سه موضوع تمرکز کنید:
۱. مرزهای مشخص ایجاد کنید
مشخص کنید چه رفتارهایی برای شما قابل قبول است و چه رفتارهایی باعث آسیب به رابطه میشود.
۲. آرام و قاطع باشید
نیازهای خود را بدون پرخاشگری بیان کنید. قاطعیت بسیار مؤثرتر از دعوا و سرزنش است.
۳. استقلال شخصی خود را حفظ کنید
زندگی شما نباید فقط حول تغییر همسرتان بچرخد. اهداف شخصی، دوستان، فعالیتهای اجتماعی و علایق مستقل میتوانند به افزایش اعتمادبهنفس و کاهش فشارهای عاطفی کمک کنند.
آیا مرد وابسته به مادر تغییر میکند؟
بله، اما فقط زمانی که خودش متوجه مشکل شود و برای ایجاد تغییر انگیزه داشته باشد.
هیچ همسری نمیتواند به جای شوهرش مرزهای سالم را ایجاد کند. این مسئولیت در نهایت بر عهده خود اوست که یاد بگیرد چگونه بین احترام به مادر و تعهد به زندگی مشترک تعادل برقرار کند.
بسیاری از مردانی که در گذشته وابستگی شدیدی به مادر خود داشتهاند، با آگاهی بیشتر، گفتوگوی سازنده و گاهی دریافت مشاوره تخصصی توانستهاند رابطه سالمتری با خانواده و همسر خود ایجاد کنند.
در نهایت، هدف این نیست که همسرتان رابطه خود را با مادرش قطع کند؛ هدف این است که یک مرد وابسته به مادر به تدریج به فردی مستقلتر تبدیل شود و یاد بگیرد خانوادهای که با شما ساخته است، باید در اولویت زندگی او قرار داشته باشد.
توصیه روانشناسان آویژه
این مطلب توسط روانشناسان و مشاوران متخصص مرکز مشاوره خانواده آویژه با دقت، حساسیت و بر اساس اصول علمی روانشناسی خانواده و روابط زناشویی تهیه و نگارش شده است تا به شما کمک کند موضوعاتی مانند شوهر وابسته به مادر، وابستگی شوهر به مادرش و چالشهای ناشی از آن را بهتر درک کرده و راهکارهای مؤثرتری برای مدیریت این شرایط پیدا کنید.
















133 پاسخ
سلام من 16 ساله بودم که عقد کردم و 17 سالگی ازدواج کردم از سر بچگی نمیدونستم چکار بکنم فک میکردم همیشه انقدر خوبن خانواده همسر توی یهٔ ساختمان زندگی میکنیم اگه یکی بیاد خونمون باید بدونن اگه دعوامون بشه باید اونا بدونن اگه خوشحال باشیم باید اونا بدونن شغل همسرم با پدرش و برادرش یکی هستش شریکن و همسرم از خانوادش جدا نمیشه
واسه کارش صبحانه اونجا میخور عصرانه اونجا میخور از سر کار میاد باید بر همه چیز رو به خانوادش بگه بعد من بهش زنگ بزنم بگو دیگه بالا نمیای تا بیاد
اکر مرد اولویت اول زندگیش زن و بچه اش باشن با هر مشکلی میشه ساخت
زن اگر محبت و توجه مرد رو تمام قد داشته باشه با مسایل و مشکلات خانواده مرد میتونه کنار بیاد
مشکل ازونجا میاد که مرد طرف مادرش رو بگیره ، تصمیم گیرنده اس مادرش باشه ، فقط مواظب باشه آب تو دل مادرش تکون نخوره و …. این مرد هر حسنی هم داشته باشه زندگی زن سیاهه و غیر قابل تحمل .
خوبی کنید عاقبت بخیر میشید خانواده همسر بد ادمونمیخوان مگه دشمنن مگه غریبه هستند حسادتکنن نه بد بچشونو نمیخوان خوبی از همه چیز بهتره
تو معلومه مادرشوهر نداشتی که اینطور میگی ????????
معلومه خودت مادر شوهری!
من از ساله ۱۴۰۰ عقد کردم بلاهایی نمونده ک سرم نیارن حتی ی مدت یکسالو خورده ای زندگیم بهم خورد جوری ک من خونه پدرم بودم و شوهرم یواشکی میومد منو میدید چون خانوادش نمیزاشتن الان ۱۸ بهمن ۱۴۰۳ عروسیمو گرفتن و خونه جدا منو همسرم داریم زندگی میکنیم خیلی دخالت تو زندگیمه از این ناراحتم مادرش هرروز زنگ میزنه ک شام بیاید نهار بیاید و سره این موضوع با همسرم جروبحث داریم هرروز خسته شدم دیگه هرروز هرشب نمیشه منم زندگی دارم میخوام ب زندگیم برسم خودم شام درست کنم نهار درست کنم میریمم اونجا یا پول میخوان از شوهرم یا میگن سگتو بفروش یا…۱۳ بدر مادرشوهرم میگف من نمیام اونجا چون سگ خریدید چون میدونه هیچ جوره راضی نمیشیم بفروشیمش یا بدیمش بره از قصد جلو شوهرم گف ک شوهرم تولمو بده بره الان با شوهرم بحثم شد منو کشید ب فحش گفتم اگه خونم نجسه منو توام نجسیم اگه کثیفه منو توام کثیفیم اون نمیاد منم نمیام ک منو کشید ب فحش من نمیدونم چیکار کنم پدرشوهرم از وامه ازدواجمون پول قرض کرد ازمون ب زورو دعوا الان نمیده زده زیرش فقط میخوان بکنن ازمون فقط خدا ب دادم برسه هیچ راهه برگشتیم ندارم دیگه پدرم فوت کرد مادرمم میگه برا قهر جایی نداری خونم شوهرمم دوس دارم اونم دوسم داره همه ام میدونن ۲۳ سالمه شوهرمم ۲۶ سالشه موندم چیکار کنم
سلام منم 1400عقد کردم همسرم از اون مردای مردصفت و جنتلمن بنظر میومد با یک نگاه عاشقش شدم حدوده دوسه ماه آشنا شدم هیچ رفتاره بدی ندیدم عقد کردیم به من به دروغ گفته بود گلخانه داریم از پدرش پرسیدیم نخواست پسرشو خراب کنه گفت بله داریم درصورتیکه بیکار بود بعد وابستگی من متوجه شدم بچه دار هم نمیشه الان 4سال از ازدواجم میگذره هرچی داشتم و جمع کرده بودم سر این زندگی خرج شد از خونوادم دورم فاصله یه ساعته داریم اما باوجود اینکه بهش گفته بودم پنجشنبه جمعه باید کنار مادرم باشم نذاشت ماهی یکبار میریم بیچاره مادرمم میدونه چقدر همسرم حساسه بهش کلی محبت میکنه ولی بازم یه دل نازکی مسخره داره که منه دختر ندارم از اول هم وابستگی شدید به مادر و خواهرش داره وقتی میریم تا چهار پنج روز نمیایم خونه خودمون از این زندگی فقط مریضی شد حاصلش نه عروسی گرفتن نه خونوادش کادو دادن فقط خودشونو بالا میگیرن و منو نمیبینن خیلی اشتباه کردم فقط چون خونواده خیلی خوبی دارم به خاطره آبروم نشستم سر هرخواسته کوچک من دعوا راه میندازه به زنده و مرده من فحش میده بااینکه میگه دوسم داره یه تار مو منو باکل دنیا عوض نمیکنه تو بهترین آشپز دنیایی و از این حرفا موقع بحث میگه من کسیو مجبور به زندگی با من نمیکنم نمیخوای برو
خب مادر شوهرتون حق دارند. سگ نجس هست اگرم نبود جاى سگ تو خونه نيست. مسئله بهداشته. بهتره مسائل شرعى و عرف جامعه رو رعايت كنيد.
زندگیتو دوسداری سگتو بفروش هیچوقت زندگیتو بخاطر سگ آز بین نبر
دو راه داری یا جدا شی و از بدبختی هاش عبور کنی
یا با زرنگی شوهرتون بکشی سمت خودت همین که خونتون جداست یک قدم جلویی
شام و نهار نباید بری کم کم شوهرتون نگه میدارن خودتو بیرون می کنن
خونتون غذای خیلی خوشمزه درست کن و با سرگرم کردن خودت و شوهرت وقت تلف کن و غذاتونو خونه ی خودتون بخورین بعدم بگو ببخشید شوهرم خسته بود نیومدیم
هفته ای یک بار بیشتر نرید خونشون شام یا نهار
منم 15 ساله دارم تویه ساختمون ،با مادرشوهرم زندگی میکنم..
شوهرم از سرکار میرسه اول میره پیش مادرش کل کارهای روزمره شو توضیح میده مشورت میکنه ،،
میبینی خانواده شوهرم به من میگن که شوهرم قراره کجا بره،چیکار کنه، یا چیکارا کرده..سر این موضوع خیلی حرف زدم وبحث کردیم…دیگه موهامون سفید شد.هیچ فایده ای هم نداشته..!فقط یه آدم افسرده و پرخاشگر شدم..طفلکی بچه ام این وسط داره داغون میشه..خیلی خسته شدم..هیچ کسی و ندارم درست وحسابی راهنماییم کنه..
شوهر منم اونجوری تا مادرش میگه قید زندگیتو بزن لام تا کام با من حرف نمیزنه تا که تنها باشه بهم پیام بده من نمیخوامت
خدا از این جور مادرشوهرا نگذره بسپارین به خدا پیرم کرده دیگه
ما الان ١ماه عقد كرديم از وقتي عقد كرديم هرچي پشت تفلن با همسرم صحبت ميكنم گوش ميده مادر شوهرم بعد اونم بش ميگه ك دارم چيا بهش ميگم خيلي خسته شدم خانوادمم گفتن انتخابه تو مادخالت نميكنيم بخدا ب سرم زده خودكشي كنم از حرف مردم اگ طلاق بگيرم
آخه یکماهه عقد کردی تا جاداری برگرد اگر مطمئنی وابسته ست
پیر میشی بخدا
اره بخدا دختر،منم این مشکل رو دارم ۲۰ ساله ازدواج کردم هر روز بدتر از دیروز ،همش زن میزنه خودشو به مردن و مریضی میزنه ولی بخدا هیچیش نیس ،روانیمون کردن بخدا
بنظر من هم اگر میبینی وابسته است تصمیم جدی بگیر
وقتی بچه دار بشی خیلی بدتر میشه
بخاطر بچه مجبوری تحمل کنی
الان که عقدی هستی و نوعروس هستی اگر درست رفتار نمیکنند. چطور فکر میکنی وقتی تکراری میشی و سن ات زیادتر شد و مشکلات جسمانی پیدا کردی ، درست رفتار کنند .
من توی بارداری بچه آخرم اجازه رفتن به دکتر و مرکز بهداشت نمیدادند تیروئید بارداری گرفتم نگذاشتن برم دکتر که قرص ام را بگیرم تا جایی که اقدام به خودکشی کردم
خواهشا برو چند جا مشاوره حتی اگر شده وسایلت را بفروش و با پولش برو مشاوره
خواهش میکنم
حداقل زنگ ۱۴۸۰ مشاوره رایگان هست بزن
اول زندگی را سخت بگیر جدی بگیر
وقتی بچه دارشدن کوتاه بیا و تحمل کن
نه به زندگی ت ادامه بده بیشتر از شوهرت به خودت اهمیت بده اونم بیشتر بهت اهمیت میده شاد باش دنیا ارزش ناراحتی نداره
سلام خواهرم من هم شرایط شما رو دارم. من یه از کل دنیا فقط یه دختر دارم نه پدری نه مادری نه خواهر و نه برادری. خواستم برم ولی کسی رو ندارم و مجبورم این شرایط خیلی سخت رو تحمل کنم. موندم چی کار باید انجام دهم.
اره بخدا
با سلام من جوانی 30ساله هستم با مادرو و مادر خانم و همسرم خیلی زندگی ساده و عادی داریم کامنت ها چند تایید خواندم ناراحت شدم اکثر افرادی که کامنت گذاشتن خانم بودن و بچه هم داشتن به طبع مادر شدن و روابط عاطفی مادر با پسرشان خیلی دوست داشتنی و آرامش بخش هستش و شما در آینده مادر شوهر میشوید بهتر کمی با محبت خار به گل تبدیل میشود در زندگی تان استفاده کنید حد و مرز های همدیگر حتما باید حفظ کنید
سلام
دوستان نظرتونو در مورد اینکه طرف میگه بیا با پدر مادرم توی یه خونه زندگی کنیم چیه میگه پدر مادرم پیر و مریض هستن و نگهداری لازم نمیتونم ولشون کنم برادر خواهرای دیگش مسئولیت قبول نمیکنن افتاده گردن این، میگه چاره ندارم؟؟؟
اینم بگم خودش بچه خوبی هست
خیلی سخته عزیزم اگه آدم صبوری هستی و طرفو خیلی دوست داری همه چیزش خوبه شاید بتونی کناربیای ولی گاهی وقتا غیرقابل تحمل میشه
پرستار میخواد ببره خونه نه زن
اشتباه نکن
اشتباست زندگیتو داری با دست خودت تباه میکنی عزیزم این کارو نکنی
با ازدواج با این شخص و زندگی با خانواده ش خیلی زوووود متوجه خییییلی از بدیهاش میشی و ازش متنفر میشی .و در عجب میمونی که چرا فکر میکردی بچه بدی نیست؟!!!!!!!چرا همونموقع متوجه این عیبهاش نشدی.حتما به مشاور مراجعه کن عزیرم
سلام، از من میشنوی این کارو نکن،دختر خاله من همین شرایط رو قبول کرد و ازدواج کرد، بعد دو سال خسته شد و الان ۳ ساله طلاق گرفته
چه خوب عاقبت بخیر میشی برکت زیادمیشه صدبرابر
معلومه حال دلت خیلی خوبه
پر پول سالم رییس
نفسش از جای گرم بلند میشه
زجر و عذابشو ندیدی و نداری
من ۳ ماهه ازدواج کردم با مادرشوهرم تو یه ساختمان زندگی میکنیم تمام کارهای مادرشوهرم رو شوهرم میکنه خریدو دکترو…هرروز میره به مادرش سر میزنه هر اتفاقی که میوفته طرفداری مادرش رو میکنه
کلا هر کاری میکنه آب تو دل مادرش تکون نخوره ولی تو کارایی که میکنه نظر نمیگیره از مادرش
نمیدونم اللان شوهر من وابستگی داره به مادرش؟ خسته شدم میشه راهنمایی کنید
خانم من به مادر و پدرش وابسته هست تا دیر وقت تو خونه مادرشه و ساعت ۱۲ شب میاد خونه نه نهاری نه شامی هیچی خبر نیست خانواده خانمم خیلی در مسائل خصوصی ما دخالت میکنند و واقعا زندگی را برای من جهنم کردند
من هم به خدا واگذار می کنم امسال که کربلا بودیم پدر مادر خانه و هم بودند با ما و مادر شوهرم هر لحظه ای که به پسرش می رسید به پسرش میگفت اینها مرد وزن غیبت من رو می گن در صورتی که پدرم همراه شوهرم بود و هر چی می گفتم کی کجا هیچ نمی گفت. تا آخرش شوهرم جدا نشستند با مادرش ومن تنها آنوقت حال مادرش خوب شد
با مردی آشنا شدم سه بار از خانمش جدا شدن یه پسر ۲۶ ساله داره منو با ایشون معرفی کردن ولی فهمیدم همچنان دوست داره خانمش برگرده ایشون قبلاً دچار اعتیاد شده بودن ولی من با خانوادم مطرح کردم و همه مخالفت کردن الان من دختر چهل ساله هستم و از این آقا هم خوشم اومده ولی اقوام میگن که زنش زندگی شما رو بهم میزنه من نمیدونم چکار کنم به این آقا هم علاقه دارم خانم سابقش آرایشگری میکنه
اعتیاد که داشته زنشم که سه بار گرفته طلاق داده یعنی تکلیفش باخودشون معلوم نیست، فقط مواظب باش این وسط مهره سوخته نشی، ۴۰سالت که هست خیلی از دخترا مثل شما هستن، به نظر من شرایطش خب نیست
مردی که سه تا زن طلاق داده معتادم هست مطمئنا اگه بازم زن بگیره به راحتی طلاق میده …
یه زن مجرد و قوی باشی بهتر از اینه که یه مطلقه شکست خورده باشی …یا یه بخوای یه عمر با حسرت و نارحتی بسوزی و بسازی
منم همین مشگلودارم خییییلی سخته خدارحم کنه
دقیقاااا منم ۴ ماهه ازدواج کردم و واقعا دیگه هیچ تصمیمی واسه زندگیم نمیتونم بگیرم.
ایکاش شوهرم واسه زندگیمون تصمیم میگرفت ولی مشکلم اینجاست که حتی لباس و جورابشم که میخواد بپوشه از مامانش میپرسه که کدومو بپوشه……
متاسفانه منم همین مشکل رو دارم، یبار ازدواج ناموفق داشته و همه گفتن مادرش دخالت میکنه اما چون تو محل کار باهاش اشنا شدم باور نمیکردم، بعد ازدواج هرروز مشکلاتمون بیشترشد، بعلاوه اینکه منو برد خونه مادرش نشستیم،والان یه دختر دارم که باید از بودنش لذت ببریم ولی بخاطر رفتارای این جماعت خودخواه هرروز ناراحتی داریم…
آره به حضرت عباس
بخدا ۹۰ درصدشون مامانین
شوهر من اونقدی ک ب اونا میرسه ب من بدبخ نمیرسه
زرا زرت ماشینشم میده ب برادر شوهرم
فقط حرصه ک میخورم
من ۲۰ساله ازدواج کردم مادر شوهرم تو خونمون آب میخوریم اطلاع داره شوهرم برای من خرج نکنه برای مادرش حتما خرج میکنه من نفرین کردم مادرشو که آنقدر سعی میکنه پسراشو بچه ننه حفظ کنه به پسرانش میگه من محبت میکنم بهتون کارامو میندازن گردنتون شما رو از ثواب نمیخوام محروم کنم خودشیفته تر و خود خواه تر ازین زن تو زندگیم ندیدم
باید منطقی باهاش صحبت کنید
هیچ فایده ای نداره
اره واقعا
منم سی ساله خون جگرم فقط خدا صبر بده
سلام من ۹ ماهه ازدواج کردم مادر همسرم طبقه ی بالای ما زندگی میکنه و عادت داره هر روز عصر بیاد منزل ما و این موضوع به شدت من رو ناراحت میکنه از اونجایی که رفت و امد ها باید کنترل شده باشه،و حریم ها حفظ شه،من احساس میکنم یه جورایی این موضوع داره به زندگیمون اسیب میزنه چون تنها مشکل من با همسرم همینه،
و اینکه با این که ایشون مادرشوهرم حقوق دارند همسرم بهشون خرجی میدن
به شوهرت بگو یا کسی که با مادرشوهرت ارتباط نزدیکی داره یه جوری که به گوش مادرشوهرت برسونن خودت نه که روتون به روی هم باز نشه
سلام دخترم یک ساله عقده و شوهرش بیش از حد به مادرش وابسته س الان دخترم دچار مشکل شده
منم همین مشکل دارم.بخدا دیوونه شدم
سلام عزیز جان خوبی همینجور که منو شما به مادر هامون علاقه مندیم اونها هم مادر هاشونو دوست دارن من الان 2 ونیم عقدم ۱۷ سالمه شوهرم علاقش به مادرش زیاده اولویت اولش مادرشه بعد پدرش بعد من برام مهم نیست بخام خودمو پیر کنم همینجور که من خانوادمو دوست دارم اونم دوست داره الان بخاد هر جایی منو ببره اول از مادرش میپرسه حسودیم نمیشه چرا حرص بخورم بخاطر کارهاش چون عادت کردم مادر یکی هس اما زن خیلی پیدا میشه شوهرم خیلی پیدا میشه اما مادر پدر پیدا نمیشه الان با این رفتاری که من دارم برای شوهرم ملکه شدم مردی که خانواده شو خیلی دوست داره قطعا زنشو هم خیلی دوست داره پس بهتره خودتو عزیزم پیر نکنی عادت کن به کارهاشون تو هم قطعا بیشتر دوست داری دلیل نمیشه من ۲ الی ۳ سال اومدم تو زندگیش منو بیشتز بخاد مادرش یک عمر باهاش بوده ناسلامتی ۹ ماه تو شکمش ۲ سال شیرش داده بزرگش کرده من الان جاشو میگیرم
رحمت به شیر مادرت
عزیزم تو ی خونه ی داغون زندگی بکنی با دوتا بچه وام برداره بده مفتی داداشش ماشینشو بده ب یکی از داداشاش سقف خونه سوراخ باشه ی قرون تو جیبش برا تعمییر خونه نباشه حتی نره بگه سقف خونه ریخته از همه جای خونه آب بارون می یاد تو باز چی بازم از این حرفا میزنی لعنت ب مرد بد
سلام وقت بخیر با همسر سو استفاده گر چطور باید رفتار کرد
منم دقیقا همین مشکلو دارم۸سالههههههههه اعصابم صفرشده دیگه
من الان ۳ ماهه ازدواج کردم با مادرشوهرم یه جا میشینیم کل کارای مادرشوهرم به گردن شوهر منه و هروز میره به مادرش سر میزنه و خیلی هواشو داره به نظر شما شوهرم وابسته ی مادرشه؟ بخدا حسته شدم
شوهرم ناجور وابسه به مادر شه اصن مریضه بدون اون آب نمیخوره منم این وسط گرفتارم یعنی انقد دخالت میکنه که خسته شدم و به خودکشی فک میکنم
سلام من میفهمم واقعا سخته ،کم کم فقط به مادرش محبت میکنه وزن وبچه اشو فراموش میکنه ما الان توی این مرحله ایم متاسفانه
دیدم برخی گله میکنند که همسرمان به مادر و پدرشان کمک مالی میکنند. هم از نظر قانونی و هم از نظر شرعی فرزند وظیفه دارد به پدر و مادر نیازمندش نفقه بدهد. این در قانون هم ذکر شده و پدر و مادر میتوانند حتی از راه قانونی طلب نفقه کنند. هیچ فرقی هم ندارد این فرزند پسر باشد یا دختر باشد وظیفه هر فرزندی هست که به پدر و مادر سالمندشان که نیاز مالی دارند نفقه بدهند. نفقه فقط مربوط به زن و بچه نیست و شامل والدین هم میشود. احساس عاطفی فرزند نسبت به والدین به ویژه رابطه عاطفی بین مادر و پسر و بین دختر و پدر یک امر طبیعی هست و زیاد نباید حساس شد و از نظر شرعی و قانونی هم فرزندان وظیفه احسان نسبت به والدین دارند.
اخه ما نمیگیم که نفقه نده
به مادر پدرش اجازه نده تو زندگی مشترک ش دخالت کنه
همسر من به مادرش که حقوق داره هم کمک مالی میکنه، هم با ما، در یک خونه مشترک زندگی میکنه،(چون نگرانش میشه)، خرج دوا و درمان و بقیه مخارجشونم پسرشون (مثلا شوهر من) میده. و به من میگه؛ باید خرج لباس و تفریح و درمان و دکترت و تحصیلت رو خودت بدی.
😢دعا کنید خدا خودش کمکم کنه
واقعا خدا بهتون صبر بده
بدترین اتفاق توی زندگی آدم همینه واقعا خدا کمک تون کنه
خیلی سخته
نفقه همسر وقتی نمیتونه بپزدازد ازدهن زن و بچه بزنه خرج کنه کجای شرع و اسلام گفته صحیح ..اینها باید فردای قیامت جواب بده اولویت با زن و بچه نه کسی که خودش درآمد داره و میگه نیاز نداره
ببخشید این قانون مسخره رو کی گذاشته مگه من خودم خواستم به این دنیا بیام که الان بخوام اینم به دوش بکشم من عاشق خانوادم هستم ولی اینو به شدت رد میکنم چون اونا در مقابل من وظیفه دارن و من هم در برابر فرزندانی که من خواستم به این دنیا بیان ،این نظر کاملا اشتباهه به شدت اشتباهه،مارو به دنیا اوردن تازه خرجشونم با ما باشه؟؟؟؟؟؟؟؟بخدا که برگام ریخته!!!!!!!!!!!!!!
افرین به طرز فکرت
دقیقا بانظرشما موافقم اگر شرع وقانون اینو میگه هم شرع مشکل داره هم قانون
همین که بهت زندگی دادن از همه نظر بهشون مدیونی . خدا بعدش از پرستش خودش دعوت به احسان پدر و مادر کرده .
خب نبایدم واسه زن خودش کم بزاره هیچی نخره پولشو بده به مادرش
خبر نداری بقیه چی میگن،دلت خوشه
کسی که کارش به اینجا رسیده دیگه خرج کردن براش اهمیتی نداره،فقط دنبال آرامشه
پس دوست عزیز فرزند از نظر شما یک کالاست وظیفه ای وجود ندارد که لطفه کسی برده کسی نیست نه پدر و مادر برده فرزندان و نه بالعکس پدر و مادری که درست رفتار کنند قطعا فرزندان نه از روی وظیفه و ترس و وابستگی که از روی عشق در حدی که به زندگیشون آسیب نزنه به خانوادشون توجه میکنن اما بالعکس فرزندانی که با ترس و وابستگی و وظیفه بزرگ شن حتی اگر هم به گفته شما کاری بکنند و نفقه وظیفشون هست قطعا شک نکنید اون پدر و مادر فقط به چشم برده به فرزند نگاه میکنن و برده شاید یه سری رفتارها رو به ظاهر از روی خوشرویی و وظیفه انجام بده اما چه بسا خشم پنهان وجود داره و تنفری کاور شده اگر آگاه بشن اگر هم آگاه نشن که زبون و ذلیل به این رفتار ادامه میدن و پدر و مادر مدیونشونن
سلام من علی هستم من ۱۰ سالمه مامانم باپدرم دوسته ولی با یک نفر دیگه رابته داره ومن فقط این رو میدونم
الهی بگردم
لعنت به همچین پدر مادرایی
الله اکبر.. پسر قشنگم اللهی مادرت به راه راست هدایت بشه به حق اسم الله
۱۹ساله مادرهمسرم وابستگی مالی به همسرم داره وحق خودش میدونه بااینکه خودشون حقوق دارن
اگه مادر همسرتون حقوق داره و حقوقش کفاف زندگیشو نمیده و شمام از نظر مالی خوب هستین ایراد نداره فک کن داری ثواب میکنی، ولی نه اگه وضعش خوبه و باز از شما توقع داره اون یه چیز دیگه اس باید با صحبت حلش کنی
سلام، با پسر مذهبی آشنا شدم که اینا ۸تا بچه هستن ولی این آقا مسئولیت پدر و مادر پیرشو قبول کرد و از هر لحاظ می خواد حمایتشون کنه ،خودش میگه مامانی هستم و نمیتونم اینا رو رها کنم، از نظر مالی هم در حد یه کار و ماشین داره، اولویت بعداز ازدواجشم حتما والدینشون هستن، خانواده من مخالف هستن، می خواستمراهنمایی کنید منو
به شوهرت احترام بزار تا بیشتر به سمت شما بیاد
فایده نداره احترام گذاشتن.آخرسر اونی که کنار اومده خانمه و بازنده تا آقا هرکار دلش خواست بکنه.احترام چیزی رو عوض نمیکنه.اگر زنشو دوست داشته باشه با گفتگو باید حلش کرد.
واقعا با نظر شما موافقم احترام زیادی چیزی رو تغییر نمیده حق به جانب هم میشن
از نظر من اصلا ازدواج نکن و از من به تو نصیحت تحت هیچ شرایطی وارد زندگی مشکل دار نشو چون روح و آرامش تو توی این نوع زندگی از دست میدی متاسفانه شوهر من هم همینطوره شدیدا وابسته به مادرش هست و من اکثر مواقع در تنهایی خودم به سر میبرم طوری که بعد ازدواج احساس پژمردگی میکنم
سلام آرزو هستم
با مردی آشنا شدم سه بار از خانمش خدا شدن یه پسر ۲۶ ساله داره منو با ایشون معرفی کردن ولی فهمیدم همچنان دوست داره خانمش برگرده ایشون قبلاً دچار اعتیاد شده بودن ولی من با خانوادم مطرح کردم و همه مخالفت کردن الان من دختر چهل ساله هستم و از این آقا هم خوشم اومده ولی اقوام میگن که زنش زندگی شما رو بهم میزنه من نمیدونم چکار کنم
به هیچ عنوان باهاش ازدواج نکن.
به هیچ عنوان باهاش ازدواج نکن که عقده ی همه چیز رو خواهی داشت در اینده
سلام من شوهرم خیلی مادر پرست هست مادرشوهرم اصلا بامن خوب نیست
سلام دوستان من ۳ساله که ازدواج کردم بعد یه دختر دارم توی خونه با مادر شوهر وخواهز شوهر و اینا زندگی میکنم خیلی منو عذاب میدم اصلا باهام حرف نمیزنن
ازدواج نکن بعداً مشکل میشه
الان کله ات باد داره و داغی فکر میکنی عاشقی وقتی بری وارد زندگی بشی اونموقع میفهمی چیکار کردی مثل من با یه بچه نه میتونی طلاق بگیری نه توان تحمل اون زندگی رو داری
شایدم چون مذهبی هست بتونه الویت بندی کنه به نظرم یه مشاور خوب پیدا کن و باهاش برو ولی قبلش خودت برو پیش مشاور و بگو میخوام با این آقا بیام و این آقا اینجوری شرط گذاشتن میخوام بدونم بعد از ازدواج میتونه الویت بندیش درست کنه در زندگی یانه
بذار دنبال مسولیت پدر و مادرش باشه به درد شما نمی خوره قطعا با حذف افراد ناسالم، افراد خوب رو جذب می کنی
احترام چیه …باهر کی مثل خودش باش تمام
تورا خدا ازدواج نکن
منم با مرد اینجوری ازدواج کردم
الان همش حواسش به آنهاست و اولویتش اونها هستن
همش میگم کاش به عقب بر میگشتم و ازدواج نمیکردم 😭
سلام من پارمیدا هستم لطفا میشه کمکم کنید
الان چند ساله که مامانم با بابام طلاق گرفته اند و مامانم میخاد بایک نفر دیگه ازدواج کنه و به ما نگفته من یه واشکی فهمیدم و الان مامانم با اون فرد رابطه داره و من نمیخام مامانم با اون فرد ازدواج کنه هیچکی راضی نیست ممنونم اگه کمکم کنید
من 12 سالمه
ناراحت شدم خواهر کوچک من ولی مادرت اگه تصمیمشو گرفته بزار اجرا کنه تو محکوم هستیبه اینکه از نظر عاطفی نصبت به مادرت کمرنگ بشی
سلام
من ۲۵ سال هست ازدواج کردم صاحب دو فرزند یکی ۲۳ ساله و دیگری ۱۶ ساله هستم از نظر مالی مشکلی ندارم و خودمم شاغل هستم متاسفانه همسرم وابسته به مادرش هست و هر راهکاری که شما فکرشو کنید وبکار بردم اما نتیجه نداد که نداد صادقانه میگم از ازدواج کردن با پسران وابسته به مادر پرهیز کنید چرا که نه تنها اصلاح نمیشن بلکه عمر و انرژی و جوانیتونو نابود میکنند و نمیفهمید عمرتون چجوری میگذره
پسرهای وابسته به مادر و خدا با هم نابود کنه و از روی زمین برداره هم مادر و هم پسر
ان شاءالله
منم ی داماد دارم وابسته به مادر خسته کرده دختر م رو
مادرشوهر من فوت شده اما همسرم هنوز طرفش رو داره
خداروشکر فوت کرده طرفشو نگر داره دیگه چه فایده داره فوت کرده خودتو برا اون ناراحت نکن خوش باش
خخخ دعا کن مادرشوهر منم بمیره
خدارو شکر کن دیگ نیست واسه منم دعا کن هچین بشه
حالا شما با یکم محبت ب شوهرت نشون بده ک خیلی بهتری.
من ک اگ مادرشوهرم بره خواهرشوهرم جاشو پر کرده
لعنتی به روح مادرشوهرتم حسودی میکنی😅😅
سلام دوست عزیز من هم با این مشکل مواجه بودم ، ولی ازطریق دورهای آموزشی تا حدی مشکلم حل شد ه . کلید بلوغ همچین افرادی زیر بالش مادرشونه و سالها مادر با تکرار حمایتهاش بهش فهمونده در هر شرایطی کنارش هست و به راحتی این کلید رو نه به پسرش میده نه به شماواین با آموزش یک سری مهارتها قابل حل چون همچین مردهای همیشه ترس اینو دارند که نکنه این تکیه گاه عاطفی رو با نزدیک شدن به شما ازدست بده و باید اطمینان خاطر داشته باشه همچین مردهای عملا با رفتارشون نشون میدن با یه زن مشکلشون حل میشه این پدیده ای که شما باهاش روبرو شدید پدیده مادرگرسنگی هستش
سلام چه دوره ای رفتید عزیز
انشالله
واقعا دمتون گرم کاملا درست میگید منم ۲۳ ساله درگیر یکی از همین کثافتای عوضی هستم بهتر که نمیشن هیچی روز به روز هم بچه ننه تر وگندتر میشن ، خدا از روی زمین ورشون داره الهی
👏👏
الهی آمین
واقعا دمتون گرم کاملا درست میگید منم ۲۳ ساله درگیر یکی از همین کثافتای عوضی هستم بهتر که نمیشن هیچی روز به روز هم بچه ننه تر وگندتر میشن ، خدا از روی زمین ورشون داره الهی
من هم با تمام وجود از پسر بچه ننه خسته شدم. حتی این وابستگی را به خواهر بزرگش هم داره. خدا شوهر منو مادرشو و خواهشو از زمین برداره زیر خاک ببره تا نفس بکشیم.
کاش همه حاجت روا بشیم.اگه واقعا درست شدنی نیستن چاره ای برا آدم نمی مونه غیر این دعا.خیلی قشنگ درکت میکنم.
انشالله
ان شاءالله
یه زن ازدواج میکنه که با همسرش مشترک تیکه گاه هم باشند ولی بعضیا فقط حس تنهایی به آدم میدن وفقط موقع نیازشون میان سراغت محبتشون رو جایی دیگه خرج میکنن وقتی اینطور باشه ازدواج چه معنی میده
دقیقا
دقیقا چرا بعضیا اینطورن
آخ آخ دقیقا حرف دل منو میزنی
انشالله
سلام
من ۲۳ ساله با همچین مردی زندگی میکنم، دو تا پسر دارم و خانه دارم. متاسفانه ازدواج فامیلی و سنتی داشتم. همسرم به شدت به مادر و خواهر و برادرهاش وابستگی داره و این ازار دهنده اس. کلی مشاوره رفتم. اصلا فرق نکرد باید بگم بدتر هم شده عمر و جوانی خودم به باد رفت. شوهر و خواهرشوهرم و مادرشون هر تصمیمی میگیرن بعدش یه توطئه بزرگ هست که من اسمشون گذاشتم مثلث خطر.
در ضمن این که شوهرم و خانوادش دعا زیاد میگیرن واسه هر کاری. یه لباس خودم از تو خونه گم شد که بعد فهمیدم سه تایی رفتن واسم دعا گرفتن که زبونم بسته بشه. خواهش میکنم با همچین مردایی ازدواج نکنید که عاقبت کار جز پشیمانی نیست.
امیدوارم در پناه خداوند زندگی با ارامش داشته باشید
خدا کمکت کنه خواهر منم ۲۳ ساله این کارها ی شوهرم رو تحمل میکنم من ۴ فرزند دارم مادر شوهرم توی این چند سال همیشه دخالت کرده و شوهرم همیشه پشت مادرشه خیلی اذیتم از دستش ما باهم غریبه بودیم شناخت نداشتم الان هم راهی ندارم
من بعد از هشت سال زندگی تو سن ۳۲ سالگی با روان داغون و الان مشکلات زیاد وقتی رفتم تراپی فهمیدم یه بچه ننه دارم که مادرش ریاست کل زندگی ما را داره حالا من موندم با تجربه تلخ و فکر کردن به ادامه دادن یا ندادن
انشاالله
الهی آمین
انشاالله
انشاالله دوتاشون برن زیر خاک اونجا بمونن برای هم تا ما ازدستشون راحتشیم
ان شاالله
اگر شوهرتون مشاوره نمیاد یک ریال هم برای مشاوره هزینه نکنید من خودم چند میلیون هزینه مشاوره های مختلف کردم پولشون رو میگیرن بعدش میگن خانوم تا شوهرت مشاوره نیاد مشکلتون حل نمیشه و تمام…
مردایی که بچه ننن بدرد زندگی نمیخورن و مادرشون میدونه جز خودش هیشکی تحملش نمیکنه پس اگر با همچنین مردی مجبور به زندگی بودین به خودتون بها بدین و در مواجهه با مادر همسروابسته رهاش کنید و بزارید با نن جونش بظاهر خوش باشن 😐😂😂
سلام همسرم برای بیشتر کار ها از مادرش نظر میگیره و تحت تاثیر حرفاشم قرار میگیره ولی از من فقط نظر میگیره ولی فقط برای اینکه دل من خوش باشه بعد به مامانش زنگ میزنه و تحت حرفای اون قرار میگیره لطفا راهنمایی کنید چکار کنم؟
من هفت سال ازدواج کردم و از خانواده خودم دور هستم. تا دو سال اول مادرشوهرم دائما همه جا حضور داشت حتی زمانی که من به خونه والدین و فامیل میرفتم. دائما تماس میگیره و به همسرم دستور میده. هر کاری کردم به مادرشوهرم نزدیک بشم و حتی محبت بیشتری نسبت به والدین خودم بهشون کردم ولی مرتب بهم بی احترامی کردند حتی به خانوادم و همسرم دائم ازشون پشتیبانی می کنه. بعد از سالها کارم به اتاق عمل کشید و تازه همسرم بهم گفت دوستم داره ولی الان همه تلفنها با خانوادشون خارج از خونه است. حتی همسرم با یک مرد مطلقه کار می کنه و ازدواج با من دو یال که پنهان کرده از رییس خودش. من واقعا کم آوردم چون هر نیازی که نمیتونه برای خانوادش تامین بکنه ، اونها با من بدرفتاری می کند یا به پدرم زنگ میزنند. حتی جرات نکردم بچه دار بشم و به شدت افسرده شدم. من باید چیکار کنم؟
تمام این علائمی که گفتید در مورد شوهر و مادرشوهر من وجود دارد. روزهای تعطیل 6 دفعه صحبت می کنند. روز های هفته هم باید شوهرم از سرکار که تعطیل میشه یا اضافه کاره خبر بده. سهمیه ماشینشو داد به برادرش و با خانوادش 1.5 سال پنهان کردند تا من اتفاقی فهمیدم. عروسی میریم مادرش میگه چه کت و شلوار بپوشه و میره براش کروات میخره. وقتی من به شوهرم میگم میگه اینا عشق مادری هست و منظور نداره و مهر مادرانه هست. ولی اگه پدر و مادربزرگ پدری که در جوانی اگه این اتفاقا افتاده براشون مادرشوهرم خاطرات تلخو به یاد داره و گفته نمیبخشه که دخالت کردند. ولی برای خودش میشه مهر مادرانه. من که قلب شکستمو به خدا واگذار کردم چون تو این دنیا اصلا نمیشه حتی یک ذره شوهرم و خانواده اش بهم حق بدند.
سلام وقت بخیر، دوست عزیز شما باید به دنبال راه حل برای حل مشکل وابستگی همسرتان به مادرش باشید. مطمئن باشید با کمک و راهنمایی های مشاور می توانید زندگی خوبی را بسازید. بهتر است با مشاوران ما در مرکز مشاوره آویژه تماس بگیرید.
هزینه مشاوره هاتون بسیار زیاده اگر به خدا اعتقاد دارید با زبان آسان در اینترنت پاسخگو باشید .
با سلام هزینه ها با تعرفه سازمان بهزیستی هست و زیاد نیست حقیقتا . در کل سعی کردیم مقاله هایی که می نویسند کامل و کاربردی باشه تا به شما دوستان عزیز کمک بشه. انشالله که روزهای خوبی درپیش داشته باشید.
شوهر منم خیلی ب مادرش وابستس و مث سرباز مادرش هر چی بگه میگ اطاعت قربان بنظرتون عادلانس مثلا میگ مادرم دلسوزمه ولی ن مادرش فق پرش میکنه چیکار کنم همراهی کنید لطفا
بله حق میدم بهت منم واگزار کردم بخدا البته بارها جواب هم گرفتم شکر خدا.
با واگذار کردن به خدا که مشکل ما جوونا حل نمیشه
باید دنبال راهکار باشیم با نشستن ودست رو دست گذاشتن چیزی درست نمیشه واقعا