آویژه
تخصصی‌ترین مرکز مشاوره روانشناسی و خانواده

متوجه خیانت مادرم شدم؟ ۱۱ وظیفه فرزندان در برابر خیانت مادر

متوجه خیانت مادرم شدم؟

وقتی فرزندی از خیانت مادرش باخبر می شود، آنقدر دچار اضطرب و سردرگمی می‌ شود که نمی‌ تواند مانند گذشته با او ارتباط برقرار کند. بسیاری از فرزندان در چنین شرایطی با سوالات و احساسات پیچیده‌ ای روبرو می‌ شوند: «وظیفه فرزندان در برابر خیانت مادر چیست؟» یا «وقتی مادرم به پدرم خیانت می‌ کند چیکار کنم؟ این سوالات ذهن آنها را درگیر می‌ کند و احساسات پیچیده‌ ای به وجود می‌ آورد.

در این میان، جملاتی مانند «مامانم دوست پسر داره» ممکن است در ذهن فرزند نقش ببندد. این حقیقت برای فرزندانی که هنوز در حال پردازش این خیانت هستند، می‌تواند به شدت گیج‌کننده و آزاردهنده باشد.

پس از خیانت مادر، اکثر فرزندان همزمان دو احساس متناقض دارند. از یک سو می‌خواهند از مادرشان بپرسند چرا چنین کاری کرده است و از سوی دیگر ممکن است بخواهند پدرشان را از این موضوع مطلع کنند. اما در مورد هیچ‌کدام از این کارها اطمینان ندارند که درست است یا خیر! فکر کردن به هر کدام از این گزینه‌ها به آنها احساس وحشت و نگرانی می‌دهد، چون ممکن است به یکی از طرفین آسیب برسد.

با این حال، اقداماتی وجود دارد که می‌توانید انجام دهید. هر خیانت داستان خاص خود را دارد و درمان آن هم باید به شیوه‌ای متناسب با وضعیت فردی و شرایط خاص انجام شود.

تعریف خیانت چیست؟
تعریف خیانت چیست؟

وقتی مادرم به پدرم خیانت میکنه چیکار کنم؟

زمانی که با خیانت مادر مواجه می‌شوید، احساسات پیچیده و منفی زیادی ممکن است به سراغتان بیاید. اولین گام مهم این است که احساسات خود را شناسایی و ابراز کنید.

ابراز و شناسایی احساسات خود

خیانت یک عمل است. وقتی می گوییم «احساس نگرانی میکنم»، منظورمان از احساسات ناشی از آن است. باید در مورد احساساتی که باعث ایجاد این استرس و نگرانی شده است، دقیق تر صحبت کنید.

برخی از احساسات منفی که ممکن است با آنها روبرو شوید عبارتند از:

خشم

شما بی وفایی و خیانت مادرتان نسبت به پدر خود را دیده اید و یکی از طبیعی ترین احساسات در چنین شرایطی عصبانیت است. «چطور ممکن است؟! چطور توانستند؟! خیلی ناراحت کننده است!»

غم و اندوه

ممکن است زمانی که یک خیانت را کشف می کنید، گریه کنید. شاید به این دلیل باشد که شما احساس از دست دادن والدین خود را می کنید. از دست دادن اعتماد، از دست دادن کسی که دوستش دارید، از دست دادن خاطرات خوشی که با آنها دارید، از دست دادن آینده ای که با آنها تصور کرده اید.

شوکه شدن

بله، احتمالاً وقتی متوجه شدید که مادرتان به پدر شما خیانت کرده است، شوکه شده اید. شاید هیچ گاه تصوری از احتمال این موضوع نداشته اید.

ترس

ممکن است نگران عواقب این خیانت مادر باشید. ممکن است این خیانت به معنای یک تحول بزرگ در زندگی شما باشد و این همه تصورات منفی در مورد آینده شما را می ترسانند.

نفرت

شما حتی نمی توانید در مورد خیانت مادر فکر کنید زیرا باعث می شود حالتان به هم بخورد.

بی اعتمادی

ممکن است محبت و دوست داشتن مادرتان را زیر سوال ببرید و شک کنید که آیا واقعا مراقبت شما هست یا خیر. از این گذشته، مادری که خیانت کرده است به وضوح احساس می کند که شما چیزی نمی دانید.

شرم

ممکن است خودتان را سرزنش کنید و از آنچه اتفاق افتاده احساس شرمندگی کنید. شاید به این فکر کنید  که دیگران ممکن است بفهمند مادر شما یک زن خیانتکار است و با شما طوری رفتار کنند که شرمنده شوید.

تنهایی

این خیانت مادر شماست و نه کس دیگری. ولی چون نمی توانید به کسی بگویید حس رها شدگی می کنید.

سردرگمی

ممکن است به سادگی نتوانید آنچه را که اتفاق افتاده است درک کنید؟

این یک گام مهم برای شناسایی احساسی است که در هر لحظه دارید. ممکن است پس از خیانت مادر به پدر، بسیاری از این احساسات را داشته باشید. به احتمال زیاد در یک زمان چند مورد از این احساسات دور سرتان می چرخند. این مقاله را حتما بخوانید: آیا بعد از خیانت میشود زندگی کرد؟

وظیفه فرزندان در برابر خیانت مادر

در مقابل خیانت مادرتان بی احترامی نکنید.

هنگام مواجه شدن با خیانت مادر، ممکن است تمایل شدیدی برای احترامی داشته باشید.

لطفا نکنید!

ممکن است از آنچه اتفاق افتاده احساس خشم داشته باشید و احساس کنید که آنها مستحق مجازات هستند، اما این کار سازنده نیست.

اگر یک راه برای بدتر کردن آسیب خیانت و به تأخیر انداختن روند بهبودی وجود داشته باشد، آن برنامه ریزی برای بی احترامی و انتقام است.

در برابر وسوسه بی احترامی و درگیری با مادرتان مقاومت کنید. این احساسات در نهایت محو می‌شوند و می‌گذرند و خوشحال می‌شوید که از بی احترامی به مادرتان خودداری کرده اید.

در مقابل خیانت مادر بی احترامی نکنید
در مقابل خیانت مادر بی احترامی نکنید

ابتدا سعی کنید آرام شوید.

وقتی مادرتان به پدر شما خیانت کرده است، در کوتاه مدت بهترین راه حل این است که فعلا از او دوری کنید.

این بدان معناست، فعلا به آنها پیام ندهید، شبکه های اجتماعی آنها را هر 5 دقیقه چک نکنید!.

به احساساتی که در بالا در مورد آنها صحبت کردیم فکر کنید که چه آتشی در شما ایجاد کرده اند. ابتدا سعی کنید این آتش که به شدت می سوزد فروکش کند.

قابل احتراق ترین سوخت برای آن آتش تماس با کسی است که خیانت کرده است. بنابراین، برای اینکه آتش خاموش شود، باید سوخت به آن اضافه نکنید. خوب دقت کن ببین چی گفتم!

شما باید کمی وقت بگذارید و رابطه خود را مادرتان مدیریت کنید.

با فروکش کردن آتش، عواطف شما در نهایت شروع به آرام شدن خواهند کرد. اکنون در موقعیت بسیار بهتری خواهید بود که به وضوح فکر کنید و رویدادها را پردازش کنید و تصمیم بگیرید که چه کاری بهتر است که انجام دهید.

در اینجا بهتر است زود قضاوت نکنید، پیشنهاد می کنیم مقاله نشانه های خیانت زنان را خوب بخوانید.

چطور می‌خواهید با خیانت مادر برخورد کنید

با یک مشاور صحبت کنید.

در این مواقع، بهتر است در مورد احساساتی که در مورد خیانت مادر دارید با یک فرد مورد اعتماد صحبت کنید.

با این حال، نکته مهم این است که با کسی صحبت کنید که بتواند نسبتاً بی طرف بماند و به شما کمک کند.

دلیل این امر این است که آنها می توانند مشاوره ای صادقانه و بازخوردی سازنده در مورد مشکل شما برای مقابله با این موقعیت ارائه دهند.

چیزی که شما به آن نیاز ندارید این است که یک فرد بی اطلاع، هیزم به آتشی که قبلاً در مورد آن صحبت کردیم، اضافه کند. این ممکن است در آن لحظه برای شما احساس خوبی داشته باشد، اما به شما کمکی نمی کند که مشکلاتتان را حل کنید.

اگر کسی را ندارید که بتوانید در این مورد با او صحبت کنید، توصیه می کنیم با یک متخصص مشاوره خیانت صحبت کنید.

مطرح کردن موضوع خیانت با یک مشاور
مطرج کردن موضوع خیانت مادر با یک مشاور

دلایل خیانت را بررسی کنید.

در مورد چگونگی وقوع این خیانت فکر کنید.

بی احتیاطی بود؟ ناشی از کمبود صمیمیت بود؟ یا این یک اقدام عمدی و آگاهانه بود؟

همه ما گاهی در کسری از ثانیه کاری را انجام می دهیم و فوراً از آن پشیمان می شویم. خیانت های اتفاقی مانند افشای اطلاعات شخصی بدون شک آسیب زا است، اما تا حدودی قابل بخشش است.

سطح بعدی یک خیانت سهوی است، خیانتی که به دلیل ضعف یک نفر به وجود می آید.

برای برخی از افراد، کنترل برخی تمایلات بسیار دشوار است، حتی اگر به شما قول داده باشند که این کار را انجام نخواهند داد.

وقتی متوجه می‌شوید دلیل خیانت مادر چیست، شاید بتوانید کمی همدردی کنید.

البته خیانت هایی وجود دارد که عمدی است، یا از روی بدخواهی، فرصت طلبی یا بی تفاوتی و بی عاطفگی روی می دهند.

درک اینکه خیانت مادر شما کدام یک از این خیانت ها می باشد می تواند به شما کمک کند تا بر احساسات منفی غلبه کنید و از حادثه عبور کنید.

رابطه مادرتان را بررسی کنید.

مادرتان چقدر درد عاطفی دارد؟

همه چیز به نزدیکی رابطه والدین شما بستگی دارد. خواهید دید که پدر و مادر شما چقدر برای یکدیگر ارزش قائل هستند.

خیانت مادری که از سمت همسرش هیچ محبتی نمی بینید، با خیانت همسری که غرق محبت شوهرش می باشد، بسیار متفاوت است.

اینکه مادرتان چقدر برای رابطه ارزش قائل هست، تعیین می کند که آیا او تصمیم دارد رابطه خود را نگه دارد یا پدرتان را برای همیشه کنار می گذارد.

رابطه مادرتان را بررسی کنید
رابطه مادرتان را بررسی کنید

با مادرتان صحبت کنید.

این گام بزرگی است که برداشتن آن نیاز به جرات و اراده دارد. اما به مادری که خیانت کرده چه می گویید؟

خوب، وقتی احساس آمادگی کردید، با او صحبت کنید و بگویید که خیانت چه احساسی به شما داد و هنوز هم در مورد آن چه احساسی دارید.

یک نکته مهم این است که آنچه را که می خواهید بگویید به گونه ای باشد که بر احساسات شما متمرکز شود نه او. به این ترتیب، می توانید از قرار دادن مادر در حالت دفاعی اجتناب کنید و گفتگو را دوستانه نگه دارید.

بنابراین، جملات خود را با “من” شروع کنید. گفتن: «من وقتی فهمیدم احساس شوک کردم» بهتر از گفتن «تو به پدر خیانت کردی که…»

از این کلمات برای بیان تاثیری که اعمال مادرتان روی شما گذاشته استفاده کنید.

نه تنها این مسئله، بلکه حتی مشخص کنید که دقیقاً چه چیزی بیشتر به شما آسیب زده است. اینکه دیگر احساس می‌کنید که نمی‌توانید به او اعتماد کنید یا خیانت او در بخش‌های دیگر زندگی‌تان چه عواقبی داشته است؟

می توانید به عنوان مثال بگویید: “وقتی خیانتت کسی بفهمه این من را در موقعیت دشواری با همسرم قرار می دهد و من نگران زندگی آینده خودم هستم.»

اگر به شما کمک می کند تا افکار و احساسات خود را در قالب کلمات بیان کنید، بهتر است نامه ای برای مادرتان بنویسید. می توانید آن را به او بدهید تا بخواند. این به ویژه در مواردی مفید است که در شرایطی که از او خجالت می کشید.

برای اطلاعات بیشتر پیشنهاد می کنیم مقاله خیانت همسر را بخوانید.

وقتی مادرتان به پدر شما خیانت کرده است

خیانت مادر همیشه به معنای بدی شخصیت او نیست

گاهی اوقات، خیانت ممکن است ناشی از مشکلات شخصی، احساسی یا روانی باشد که مادرتان تجربه کرده است. این نکته که خیانت لزوماً نشان‌دهنده یک شخصیت بد یا گناهکار نیست، می‌تواند به شما کمک کند تا از یک زاویه دیگر به ماجرا نگاه کنید. درک دلیل و شرایط ممکن است به شما کمک کند که از احساسات منفی کمتری رنج ببرید.

به دنبال یافتن یک راه‌حل مشترک باشید

در شرایطی که احساس می‌کنید آماده صحبت با مادرتان هستید، سعی کنید به جای مواجهه مستقیم و پرخاشگری، راه‌حل‌هایی مشترک بیابید. می‌توانید از او بخواهید که توضیح دهد چرا این کار را کرده است و اینکه آیا راهی برای جبران یا بهبود رابطه‌تان وجود دارد.

این گفت‌وگو باید با هدف درک متقابل و حل مسئله صورت گیرد، نه به منظور انتقام یا سرزنش.

وقتی مادرم به پدرم خیانت میکنه چیکار کنم؟

به خودتان زمان بدهید تا تصمیمات مهم بگیرید

اینکه چطور می‌خواهید با خیانت مادر برخورد کنید، زمان و تفکر زیادی می‌طلبد. به خودتان اجازه دهید که این تصمیمات را به صورت آرام و در کمال تفکر بگیرید. این تصمیمات باید مبتنی بر احساسات و ارزش‌های شخصی شما باشد و نباید تحت تأثیر فشارهای موقت قرار بگیرند.

در نهایت، برخورد با خیانت مادر یک فرآیند پیچیده است که نیاز به صبر، تفکر و درک متقابل دارد. با دنبال کردن این راه‌حل‌ها، می‌توانید به تدریج با این بحران عاطفی کنار بیایید و بهترین تصمیمات را برای خودتان اتخاذ کنید. در ادمه حتما مقاله وظیفه فرزندان در برابر خیانت پدر را بخوانید.

مشاوره خیانت آویژه

در این مقاله مرکز مشاوره خانواده آویژه در خصوص نحوه صحیح برخورد با خیانت مادر نکاتی را بیان کردیم. اگر شما هم نکاتی به ذهنتان می رسد و در این پست از آن صحبت نشده است، بهتر است تا آن را در قسمت نظرات بنویسید تا دیگران هم از آن استفاده کنند و از سوی دیگر در مقاله دیگری در حیطه مشاوره خیانت به صورت اختصاصی به آن پرداخته شود.

لطفا به این مقاله امتیاز دهید
امتیاز کاربران: 4.7 از 5
بیشتر بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

423 پاسخ

  1. از وقتی وارد سن 11سالگی شدم فهمیدم مادرم به پدرم خیانت میکنه البته امسال 1402قراره بشم 13ساله اون میدونه من میدونم ولی اهمیت نمیده

  2. منم این دردو کشیدم
    نمی‌دونم چجوری میتونن اینکارو کنن
    ما خونوادمون ۴ نفری بود و یه داداش دارم که هنوز بچهه اون کسی که اسمش مامانمه بخاطر نمی‌دونم براوی این کارو کرد ولی بابای من همچی داشت و داره اما تنها چیزی که الان نداره اعتمادش نسبت به مامانمه
    کلاس هشتم بودم که فهمیدم
    مامانم گوشیشو بهم نمی‌داد کار مامانم تو خونه انجام میشه و باید واتساپشو تو لپتاپ وصل کنه تا کاراس رو انجام بده
    یروز رفت بیرون و یادش رفت که واتساپشو از لپتاپ برداره منم رفتم سراغ لپتاپ و پیاماشو با اون بی همه چیز دیدم و گریه میکردم چون نمی‌تونستم باور کنم که این مامانمه
    بعد چند وقت بابام هم فهمید حتی کل خونواده مادریم و پدریم ولی مامانم هنوز خبر نداره
    تا جایی شد که طلاق گرفتن
    و الان جدان
    من فهمیدم مامانم عاشق بابام بود
    چون همش بهم میگه به بابام بگم برگرده ولی نمی‌دونم چرا هنوز دست از سر مرده ور نمیداره
    میشه راهنماییم کنین چیکار کنم؟

    1. سلام درک میکنم
      منم موقعیتی شبیه موقعیت شما دارم ولی بااین تفاوت که هنوز مامان بابام ازهم جدا نشدن
      اگه امکانش هست میشه حستو بهم بگی که تو و داداشت بعدش حس بدی داشتین ار اینکه فامیل فهمیدن؟ یا اینکه از طلاقی که اتفاق افتاد
      چون من نگران این ابروریزی ایم که بخاطر اینکار مامانم میتونه اتفاق بیفته

    2. سلام من یه دختر ۱۴ سالم
      هنوز یکسال نشده که پدرم عوت شده مادرم یکماه پیش با یک نفر حرف میزد بهش گفتم و اون گفت که به توچه با خواهرم مشورت کردم باز هم مادرم حرف میزد اینبار خواهرم به مادرم گفت ولی مادرم بهونه اورد گفت که یه زن حرف میزنم منم گفتم دیگه تموم شد حرف نمیزنن تا به امروز که فهمیدم مامان به من الکی گفته رفته سرکار ولی نه رفته پیش طرف و به صاحبکارش گفته امروز نمیام رفته پیش مرده میشه بهم یه راه حل بدید حالم خیلی بده

  3. منم این دردو کشیدم
    نمی‌دونم چجوری میتونن اینکارو کنن
    ما خونوادمون ۴ نفری بود و یه داداش دارم که هنوز بچهه اون کسی که اسمش مامانمه بخاطر نمی‌دونم براوی این کارو کرد ولی بابای من همچی داشت و داره اما تنها چیزی که الان نداره اعتمادش نسبت به مامانمه
    کلاس هشتم بودم که فهمیدم
    مامانم گوشیشو بهم نمی‌داد کار مامانم تو خونه انجام میشه و باید واتساپشو تو لپتاپ وصل کنه تا کاراس رو انجام بده
    یروز رفت بیرون و یادش رفت که واتساپشو از لپتاپ برداره منم رفتم سراغ لپتاپ و پیاماشو با اون بی همه چیز دیدم و گریه میکردم چون نمی‌تونستم باور کنم که این مامانمه
    بعد چند وقت بابام هم فهمید حتی کل خونواده مادریم و پدریم ولی مامانم هنوز خبر نداره
    تا جایی شد که طلاق گرفتن
    و الان جدان
    من فهمیدم مامانم عاشق بابام بود
    چون همش بهم میگه به بابام بگم برگرده ولی نمی‌دونم چرا هنوز دست از سر مرده ور نمیداره
    میشه راهنماییم کنین چیکار کنم؟

  4. خدا واقعا این پیام ها رو میبینی؟؟؟؟ ما چه گناهی کرده بودیم که همچین بلایی سرمون اومد؟؟ خیلی دلگیرم ازت

    1. سلام عزیزم
      دنیا فانی و ناپایداره و پر از امتحان و ابتلاست
      شما کوچکترید و روحیه تون لطیف تر و خدایی تره
      مطمئن باشیم یا اوضاع درست میشه یا جوری عوض میشه که بهتر از گذشته باشه
      فقط امیدمون رو بخدا از دست ندیدم و برای روزهای هر چند کم ولی خوبی که داشتیم سپاسگزار باشیم
      اگر کمکی ازتون ساخته نیست کنجکاو نباشید و بیشتر به درس و تحصیل یا یک حرفه تمرکز کنید
      ارتباط مون رو با خدا بیشتر کنیم کسی که خدا داره همه چیز داره
      *و بشارت ده صابران را*

    2. سلام من کلاس هشتم هستم ۱۴ ساله و یه داداش کوچیکه چهار ساله دارم
      مامان و بابام الان دعوا کردن و بابام اعصابش خورد شد مامانمو شلاق میزد با سیم شارژر و من میرفتم جلوش و میگفتم چرا میزنی و داشتم نگاه میکرد و گریه میکرد…مامانم هم چمدون رو گرفت و رفت خونه مادربزرگم(مادر مامانم)و آخرین چیزی که به من گفت این بود:مراقب داشت باش😭😓😭😭الان فقط من و بابام و داداشم هستیم و خیلی میترسم داداشم بخاطر مامانم گریه کنه و بگه مامان کجاسسس

  5. سال 94 بود قرار بود سه روز دیگه برم خدمت اموزشی که متوجه خیانت مادرم شدم اونم چه خیانتی به والله کمرم شکست خودش فهمید کلی گریه که توبه میکنم و….. گفتم باشه اگه بدونید با چه وضعی رفتم سربازی هرشب سر نکهبانی گریه میکردم تنها چیزی که ارومم میکرد این بود افتاده بودم مشهد موقع مرخصی میرفتم حرم گریه میکردم. الان چندین سال گذشته من مادرم واقعا توبع کرده ولی من هرشب تو ذهنم میاد من از سختی این درد افتادم تو دام اعتیاد مواد میزدم که فقط یخورده فراموش کنم باورتون نمیشه یه شب اروم نیستم. میدونی چیه؟ پاک ترین جای دنیا دامن پاک مادره وای از اون روزی که دامن مادر لکه دار شه.. سی سالمه تا اخر عمرم ازدواج نمیکنم دیگه

    1. خوش به حالتون که حداقل مادرتون توبه کرده من چی بگم
      خودتون رو اذیت نکنید و به نظرم ازدواج کنید و همسر خوبی بشید و هیچ وقت مثل مامانتون نشید

  6. واقعا قلبم درد میکنه احساس تنهایی احساس ناراحتی قم غصه ادم رو نابود می کنه اصلا باور نمیشه این همون ادمه که از چشمام هم بهش بیشتر اعتماد داشتم

  7. قلبم پره درده از بس خیانت مادرم رو دیدم
    ولی بملا قبول داری حوصله تایپ کردنم ندارم؟🖤

      1. سلام من مادرم با همکارش چت میکنه و اهنگ میفرستن برای هم و به من میگه دست به گوشی نزن وقتی میخام برم سمت گوشی میگه دست نزن ولی قبلا همش دست من بود داد میزنه شب ها گوشی رو با خودش میبره ک بخابه ولی حتی میرفت بیرون هم گوشی با من تا وارد اکانت روبیکا شدم تا ببینم چی میشه حتی تماس هاشم دیدم اقا توروخدا یکی یه چیزی بگه

    1. منم میفهمتت 💔 با وجودم میفهمتت
      میدونم حالت از این زندگی بهم میخوره میدونم چقد داره بهت سخت میگذره یک دقیقه هفتاد ساله. میدونم ادامه دادن سخته میدونم 💔میدونم

  8. مادر من یه روزی قابل اعتماد ترین فرد دنیا برام بود
    اما من کلاس هفتم بودم دیدم با پیر مردی که سن باباشو داره چت می‌کنه خیلی مشکوک بود نصف شب صبح در هر لحظه و هرکجا بهشم میگفتم چرا انقد باهم چت میکنین میگف در مورد کار صحبت میکنیم اونموقع از چشمام به مادرم اعتماد داشتم
    یک روز نصف شب که داش چت میکرد دیدم خوابش برده و رمز گوشیش باز بود گفتم بزار ببینم با این پیری چه صحبت کاری داره که همش از من قایم می‌کنه گوشیو برداشتمو رفتم همین که پیام هاشو باهاش دیدم قلبم شکست…
    نمیدونی چقدددد سخت بود باورش
    که کسی که خیلی بهش اعتماد داری اینجوری کنه
    مادرمم شرمنده شد
    اومروز گند تمرین روز زندگیم بود
    همینطور میخواستم به پدرمم بگم اما نمی‌خواستم زندگیمونو با دستای خودم از بین ببرم
    من هنوزم عاشقانه دوسش دارم اما هنوزم میگم دروغهههه
    امروزم بازم بهش شک کردم خیلی مشکوک میزد و نفر اول لیست شیر اینستا یه مرد بود فقط این نه بلکه هزاران بار مثل قدیم مشکوک میزنه
    اما دلم گریه میخوادددددد
    اصلا توقع ندارم
    الآنم بهم میگه من می‌خوام خودکشی کنم
    کاش اصلا هیچ وقت نمیفهمیدم
    مادر من زن فهمیده ای هس و من تو زندگی مدیونشم چون خیلی برام سختی کشید
    اما دیگه از اونروز دیگه مثل قدیم باهاش نشدم
    امیدوارم هیچ کدومتون این حسو تجربه نکنین
    چون درد خیلی بدیه و دیگه آدم سابق نمیشی و همیشه یادت میمونه

      1. داداش من ۱۲ساله به مامانم شک کردم ولی الان نمیدونم چجوری باید سابت کنم هی بهم میگه من چرا تو رو بزرگ کردم حالام خیلی بده دارم گریه میکنم

      2. منم مامانم که مثلا همش کلاس قران میره و اهل این برنامه هاس همشخودشو بابام از بچگی درحال جنگ بودن و بابام خیلی بداخلاقه الانا تو سن پنجاه سالگی مامانم فهمیدم با کسی رابطه داره و خیلی به خودش میرسه و بیرون رفتنای مشکوک داره و هربار رمز گوشیشو عوض میکنه وپنج تا داداش دارم من دخترمو نمیدونم چکارکنم ازیه طرف داداشام خیلی بهشاعتماد دارن و خیلی متعصبن.. خونمون قیامت میشه اگه بفهمن .. منم که خودم حالم دیگه از این زندگی به هم میخوره 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭دلم میخاد باهاش حرف بزنم بگم شر درست نکن واسمون اما خجالت میکشم چون انکارش میکنه

      1. مادرم ۶۵ سالشه و با یک جوون دوست شده. یکماهه فهمیدم. باهاش خیلی درگیرم. میگه ۶۵ سالمه و هر کاری دلم بخاد میکنم.

    1. مادر منم همینجوریه و چند بار بهش گفتم که چرا اینکار رو میکنی یا آخرش پدرم من رو کتک زده و گفته دروغ میگی یا آخرش مامانم منو دعوا میکرد

  9. حالم خیلی بده…
    من وقتی 16 سالم بود با یه اشنا مچشونوگرفتم اماسکوت کردم وفکر کردم دیگه تکرار نمیشه تا الان که بعد از 7 سال دوباره همون روزا تکرار شده
    دلم میخاد خودمو خلاص کنم…
    قسمت جالبش اینجاست که چند وقتیه بازی در میاره که باباتون خیانت میکنه و میخواد یجوری از بابام جدا بشه و بره با اون مردک درصورتی که بابام پاک ترین و مظلوم ترین مردیه که دیدم
    اگه خانومی داره این مطلبو میخونه و در حال خیانته میخواستم بگم تو رو خدا اینکارو نکن مخصوصا اگر بچه داری و اون دختره:))))

    1. عزیزم🥺💔 شدیدا همدردی می کنم باهات. همسنیم باهم و همدرد هم هستیم💔💔

    2. باتمام وجودم حالتو درک میکنم
      حس میکنم کسی بدبخت ترازماها وجودنداره یعنی حتی همین دوجمله رو بااشک تایپ کردم

    3. من الان ۱۶ سالمه چند وقته فهمیدم ترخدا یه چیزی بگین دارم آتیش میگیرم از درون نابود شدم من یه دخترم که مامانم همیشه از این مثال ها برام میزد بابام عاشقه مامانمه من الان نمی‌دونم چیکار کنم ترخدا اگه میتونید کمکم کنید حالم خوب نیست

      1. منم تقریبا مث توهم یخورده فرق داره میتونی درد و دل کنی؟؟ ۸ روزه نمیخوابم و اگرم بخوابم با قرص ارامبخشانه مث چی حالم بدع ام اما میدونم مامانم خیانت نمیکنه بابام مرده):

  10. سلام ي همدردم که حرفاتونو میفهمم
    هرلحظش سخت تر از لحظه ی بعدیشه
    دلم میخواد برم حرم تا صبح گریه کنم
    بهم دروغ میگه مامانم فک میکنه متوجه نمیشم. نمیتونم باور کنم اصلا تمرکز ندارم

    1. دخترو پسرهای نازنبن و هموطنم که در این مورد با هم مشترک هستین والبته درد ناشی از این اتفاق رو تجربه میکنین .من ۵۵ سال دارم ۲۵ ساله بودم که تجربه مشابهی داشتم عکس العمل من با مادرم که بسیار برام با ارزش بود وهست خیلی خشن و با تهدید بودشکستن مادرمو شاهد بودم‌و الان ارزو ن میکردم‌ کاش واردش نمیشدم البته که پیش امد درد ناکیه اما فراموش نکنین زندگی خودشه و قطعا شما از شرایط و دلایل ایشون برای این تصمیم بخوبی اگاه نیستین بلحاظ بالا پایین شدن اوضاع روحی روانی
      وشرایطی که باعث رابطه سست مادر و پدر و فرزندان شده و…بنظرم حداکثر بابد بااون نزدیکتر بشیم و سعی کنیم شرابط خراب روانیشو .وترس هاشو نامیدی ها خجالت و…همه رو ببینیم و احتمالا زجری که حتما در درون میکشه پس مدتی هم نقش مادررو شما براش بازی کنین چون فکر میکنم جز این راهی نباشه گذشته از مشاور و مشورت گرفتن خلاصه اخرش شما نباید حال و زندگی شخصیتون رو تحت تاثیر پیش امد قرار بدبن درسته سخته اما ساییدن روح و روان و ارامشتون رو کنارل کنین والبته کاری که باعث بشه تصمیم های فاجعه بار تری بگیربن اتفاق نیفته .قربان شمافرزندان میهن مراقب خودتون باشین

  11. سلام.خدایا گناه ماها چی بود ک دچارهمچین دردی باید بشیم کم مشکلات داشتیم 28روزمتوجه خیانت مادرم به هممون شدم 28روزمعنی خواب خوراک نمیفهمم انگارتوقلبم اتیش روشن کردن حتی الان ک پیام رودارم تایپ میکنم نمیدونم چی بگم دیروزتولد29سالگیم بود ارزوکردم بمیرم هرچقدرازخونه خانواده دورمیشم ذهنم بدتردرگیرمیشه بارها نقشه کشتنشونم کشیدم ولی یه چیزی درونم بهم میگه توتاحالار ازارت ب ی مورچه نرسیده چطورهمچین کاری میخوای بکنی تصمیم گرفتم برای همیشه ترکشون کنم ی جوری ک انگارنه خانی اومده نه خانی رفته دلم بحال تک تک بچه هایی ک این شرایطو حس کردن میسوزه💔

  12. نمیدونم چرا اما از شدت گریه درونم یه دردی دارم که داره مشت میزنه به دلم و هر لحظه می خواد بیاد بیرون اه

  13. من همین الان دیدم توی گوشی مامانم
    رابطه مامان بابام هیچ مشکلی نداره ولی چرا قبلا مشکوک شده بودم ولی مطمعن نبودم تازه از صفحه ها اسکرین گرفتم تا مامانم ببینه و توی او صفحه ها حرف دلم رو نوشتم من فقط ۱۱ سالمه چرا آخه 😅💔

    1. از وقتی وارد سن 11سالگی شدم فهمیدم مادرم به پدرم خیانت میکنه البته امسال 1402قراره بشم 13ساله اون میدونه من میدونم ولی اهمیت نمیده

  14. سلام من زنی ازدواج کرده 26سالمه مادرم الان بیست سال که دارد خیانت می‌کنه به بابام حتی به شوهرم که تنها داماد این خانه بود خاست باهاش رابطه داشته باشه ولی شوهرم خیلی منو دوست داره برا همین پامو از خانوادم قطع کرد و گفت نمیخام اونجا بری میخام زندگی خوبی را بگذرانیم پدرم مهندسی داره در شرکت ایران ژاپن کار میکرد خلاصه با سحر و جادو پدرم را زمین گیر کرد والان دوسال که پدرمو از دست دادم الان هم هرچی به مادرم میگم علت مرگش چیه میگه نمی‌دونم سالم بود ولی از وقتی ازدواج کردم مرض پوستی گرفت چون کسی بهش نمی‌رسه نه غذایی نه چیزی خلاصه نمیدانم چیکار کنم الان 10سال خانه پدرم نرفتم حتی مرگ پدرم فاتحش نرفتم خیلی از مادرم عصبی هستم حتی عروسیم رو خراب کرد خیلی کار بدی کرد و میخام تا ابد ترکش کنم یعنی هیچی مادر و خانواده ای ندارم آیا کارم درسته

  15. نمیدونم چیکار کنم ، ۱۴ سالمه تازگی ها به مامانم شک کرده بودم ، بعضی اسم هایی که توی گوشی سیو کرده بود رو هیچوقت قبلا در موردشون چیزی نشنیده بودم ، همه شون اسم های زن بود .

    چند ماهی توی همین شک گذشت . تا اینکه چند روز پیش خیلی ناخواسته رفتم سراغ یکی از صفحه های چتش با یکی از اون اسم ها ، هر چی بیشتر میخوندم حالم بدتر میشد ، حرفایی که رد و بدل کرده بودن رو یادم میاد حالت تهوع میگیرم.

    از مادرم بدم اومده ، چون که الان دیگه میدونم همه کارهاش الکیه .

    فقط و فقط دلم برای خواهر کوچیکترم و پدرم میسوزه ، پدرم عاشقانه مادرم رد میپرسته ، دلم براش میسوزه .

    نمیدونم چیکار کنم

    1. دقیقا منم همینجوری بودم😅💔
      کاریش نمیشه کرد 🖤💔

        1. من از 11سالگی فهمیدم و دلم واسه داداش کوچکم و پدرم میسوزه البته امسال 1402قزاره 13ساله بشم ولی مهم نیست از زمانی که خیانت مادرم به پدرم رو فهمیدم افسردگی شدیدی گرفتم

    2. اره دقیقا منم عین تو چهارده سالمه همین اتفاق برام افتاده هر وق فک می‌کنم قلبم درد می‌گیرد دلم برای بابام میسوزه 💔

  16. سلام من امسال کنکور دارم و چندین بار فهمیدم مامانم نصفه شبا میره بیرون ، عصبی شدم ، هیچ دوستی ندارم ، هیچکسو ندارم باهاش حرف بزنم ، تو شهر کوچکی هم زندگی میکنیم و وحشت دارم از اینکهذعابرومون بره ، هرموقع به روی مامانم مبارک خیلی پرو جوابمو میده و میگه گذشت …از دبستان تا الان اینکار هارو میکنه ، تو گروه های تلگرام ، دایرکتای اینستا و و و انگار عادت کرده ، کسی این جدیدارو نمیدونه ، نمیتونم بگم ، و وقتی با مامانم سر این چیزا دعوا میکنم همه چیزو میزاره تقصیر من و به بقیه میگه تقصیر من بوده حتی به مدیر مدرسمم گفت دخترم بی احترامی میکنه، اما کسی نمیفهمه رگ غیرتم چطور باد کرده ، چطور ویترین چطور وحشت دارم ، نمیدونه خواهر و داداش از خودم کوچیک تر دارم ، اهل دوست پسر و این چیزا هم اصلن نیستم و چادریم ،این چیزایی که از مامانم میبینم خیلی برام سخته ….فکرم هزار جا میره که با اونا چکار کرده وقتی میرفته ذبیرون . شماره مامانمو دارن……. سخته..من واقعا تنهام

  17. من بارها خیانت مادرم رو دیدم
    مادر من با پسر خواهر شوهرش رابطه داره
    یعنی پسر عمه من
    من بارها مچ جفتشون رو گرفتم
    ولی هر بار مامانم منکرش کرده و یجور پیچونده
    من میخواستم به بابام بگم ولی میدونم بگم مامانم رو میکشه
    یا طلاق میگیره دوست ندارم آبجیم و برادر هام بی مادر بزرگ شن
    خیلی دوست دارم زودتر بزرگ شم و سیک مامانمو بزنم از خانواده پرتش کنم بیرون
    بنظرم خیلی نامرده چون بابای من خیلی خوبه و تا حالا چیزی درش ندیدم
    حتی من یادمه بچه بودم!
    و تو کمد مامانم یه کاندوم پیدا شده بود(توسط بابام)
    بابام با مامانم نزدیک ۴ ماه قهر بود
    و بعد دوباره دوست شدن
    امروز دوباره خیانت مامانم رو با چشمام دیدم
    اعصابم خورده
    نمیدونم چیکار کنم راهنمایی کنید😔

    1. چند وقته که از خیانت مادرم مطلع شدم
      من مادرم رو خیلی پاک میدیدم و انتظارشو نداشتم واقعا
      مادرم از این زناییه که هم نماز میخونه هم روزه میگیره و میشینه پای قران با خداش حرف میزنه و گریه میکنه
      هیچوقت فکرشم نمیکردم
      اگر پدرم این کارو میکرد برام قابل هضم تر بود
      اولین بار سکس چتاشو دیدم و واقعا حالم بد شد و ساعتها گریه کردم
      نتونستم و همون روز بحثشو کشیدم وسط و دعوا شد
      همش انکارش میکنه
      و منم ادم ساده لوحیم و باورش کردم که این چتا مال خودش نبوده و شوخی بود
      تا دوباره با یه اسم دیگه پیامارو دیدم
      هربار این تکرار شد و هربار مامانم انکار میکرد
      اینقدر اشک ریختم که چشمام قرمز شده
      بار اول خیلی سعی داشت که بگه نه من خیانت نکردم
      ولی الان دیگه حتی براش اهمیتی نداره
      جوری برخورد میکنه انگار طلبکاره
      من نمیتونم عصبانیتمو کنترل کنم
      هربار کتکش زدم
      و حالم از خودم داره بهم میخوره
      هم از مادرم بدم میاد هم از خودم
      از بچگیم پدر و مادرم رابطه ی خوبی نداشتن و همیشه خونه ی ما دعوا بود
      همیشه منو خواهرم تو اتاق میشستیم و گریه میکردیم
      حالم از زندگیم بهم میخوره
      پدرمم معتاده و دعوا ها اکثرا یا سر این موضوع بود یا پول
      از بچگی میدونستم پدرم پورن نگاه میکنه و خیلی برام مهم نبود
      نه پدرم نه مادرم هیچوقت برای ما مادری و پدری نکردن
      دلم میخواست تو یه خانواده دیگه دنیا میومدم
      حسرت یه خانواده و یه زندگی شاد به دلم مونده
      تنها حرفم اینه که
      کاش طلاق میگرفتین و بعد به کثافت کاریاتون میرسیدین
      خیانت واقعا چیز قابل بخششی نیست
      اینارو گفتم نه برای اینکه راهنمایی بگیرم فقط خواستم یکم دلم خالی شه
      با پیامای همتون گریه کردم

      1. دقیقا برای من همچین موضوعی پیش اومده
        دقیقا همین اتفاق
        انقدر شوکم حتی اشکم در نمیاد

  18. قربونتون برم
    با تک تک دلنوشته ها همدردی کردم و اشک ریختم
    متاسفانه این پیشامدها به قدری آثار مخرب و منفی تو کل زندگیه آینده مون میزاره که جبران ناپذیره
    بعنوان شخصی که این روزا رو تجربه کرده و اثرات مخرب روحی روانی شم منو درگیر خودش کرده میخوام بگم عزیزای پاک دل هرچندسخت سعی کنید با این موضوع کنار بیاید و بیخیال باشید و مطمن باشید این اسمش بی غیرتی نیست
    چون کاری ازدستمون برنمیاد مطمن باش که خدا خودش جوابشونو میده و تنها با تمرکز کردن رو زندگی خودته که میتونی جوابی درخور و لایقشون در آینده بهشون بدید
    بچه ها توروخدا خودتونو عذاب ندید که اونا ککشونم نمیگزه
    همتونو دوسدارم
    اینا بازیای زندگیه حالاحالاها باید قوی باشیم.

  19. بچه ها شماها چرا نگران هستید مادرا دست به این کار زدن مامانا باید نگران باشن باید استرس داشته باشن که روزی رابطه شون با مرد های دیگه فاش میشه خودتون رو به بیخیالی بزنید میدونم سخته اما ما چرا باید نگران باشیم مگه ما باعث شدیم این اتفاق بیوفته ما باید خودمون به فکر آیندمون باشیم به درک بلاخره روزی این رابطه فاش میشه

    1. خب نمیشه که من چندبار میخواستم بیخیال بشم ولی وژدانم نمیزاره هر روز جلوی منو بابام میشینه باهم میگیم می‌خندیم بابای منم بنده خدا آدم دل پاک ساده یه

    2. مگههه میشه من قلبم داره له میشه اشکام بندنمیاد نمیدونم هم چرا شایددلم واسه بابام میسوزه یاواسه خودم و ابجیام یاواسه خودش که اینکارو میکنه و اون دنیا قراره مجازات بشه بقران دلم واسه خود بدبختشم اتیش میگیره

  20. یه روز شماره مرد رو پاک کردم مامانم گفت چرا پاک کردی الکی گفتم میخواستم شماره دوستم رو پاک کنم حواسم پرت شد مامانم گفت مرز داشتی چند روز که گذشت عوضی به مامانم زنگ زد گفت من دوست دارم و اینا وقتی اینارو دیدم بخدا میخواستم شب و روزم رو با گریه بگذرونگم تعریف از خود نباشه خونوادگی دل هایمون پاکه واسه همین توقع نداشتم مامان با این مردک پست در ارتباط باشه هرچی میخوام به بابام بگم میترسم کار به طلاق بکشه😭😭😭😭😢😢😢😢

  21. سلام من ۱۶سالمه تو ۲سالگی پدرمو از دست دادم و با مامانم تنهای زندگی کردم مامانم نزدیک ۱۰ساله که با یکی رابطه ی جنسی داره و من از کلاس دوم میدونم ولی غیرتشو نداشتم هیچی بگم و الان که همه میدونیم اون مرده با مامانم ازدواج کرده میخوام مامانمو از خونه ی خودم بیرون کنم دیگه ب هیچ وجه نمیتونم تحملش کنم تو دو راهی موندم لطفا کمکم کنید

  22. من یه روز گوشی مامانمو برداشتم دیدم یه نفر به مامانم پیام داد که تا حالا تو مخاطب ها ندیده بودم رفام رو پیامش دیدم بله قبل از این هزارتا پیام به هم دادن واقعا دلم برای بابام میسوزه این همه زحمت میکشه برای این مادرهای خیانت کار جنده دلم میخواد برم تو دل مامانم بش بگم کثافت بی لیاقت خیانت کار

  23. من چند وقت بود به مامانم شک کرده بودم گوشیش هر چی برنامه داره به اکانت هاش رفتم پس شک کردنم واقعاً حقیقت داشته بابام زیاد ایران نبود یعنی چند ماهی میرفت از خونه خواستم خودم دست به کار شم رفتم روش گفتم چرا این کار میکنی با پرویی بهم گفت خوشم میاد به تو ربطی نداره منم نتونستم خودم کنترل کنم رفتم اسلحه بابام برداشتم با اون تحدیدش کردم به مرگ کلت مخش گرفتم آماده شلیک بودم فقط منتظر بودم حرف بزنه مخش خالی کنم گفت بزن به خاطر خواهرم که ازم کوچیک بود نزدم سنش اندازه من بود میزدم قراره بابام بیاد ایران طلاقش بده کم مونده بود تا آخر عمر تو زندان آب خنک بخورم

  24. خیلی حالم خرابه امروز فهمیدم مامانی که سر پاکیش قسم میخوردم با عموم رابطه داره نمیدونم چیکار کنم بفکر خودکشیم تا راحت بشم از این نکبتی که اسمش زندگیه بفکر داداش ۱۰ سالمم دلم برای بابام خیلی میسوزه از عموم متنفرم قبل از اینکه بفهمم با مامانم رابطه داره خیلی دوسش داشتم الان نگاشون میکنم میخام بالا بیارم توروخدا اگه شوهرتونو دوس ندارین طلاق بگیرین چرا خیانت میکنین…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ما را در شبکه‌های اجتماعی دنبال کنید

در تلگرام

کانال ما را دنبال کنید

در اینستاگرام

پیج ما را دنبال کنید

در آپارات

کانال ما را دنبال کنید

نمادک و لوگو

مرکز مشاوره خانواده و روانشناسی آویژه

مشاوره تلفنی خانواده، ازدواج، روانشناسی و عشق

آویژه
تخصصی‌ترین مرکز مشاوره روانشناسی و خانواده