وقتی فرزندی از خیانت مادرش باخبر می شود، آنقدر دچار اضطرب و سردرگمی می شود که نمی تواند مانند گذشته با او ارتباط برقرار کند. بسیاری از فرزندان در چنین شرایطی با سوالات و احساسات پیچیده ای روبرو می شوند: «وظیفه فرزندان در برابر خیانت مادر چیست؟» یا «وقتی مادرم به پدرم خیانت می کند چیکار کنم؟ این سوالات ذهن آنها را درگیر می کند و احساسات پیچیده ای به وجود می آورد.
در این میان، جملاتی مانند «مامانم دوست پسر داره» ممکن است در ذهن فرزند نقش ببندد. این حقیقت برای فرزندانی که هنوز در حال پردازش این خیانت هستند، میتواند به شدت گیجکننده و آزاردهنده باشد.
پس از خیانت مادر، اکثر فرزندان همزمان دو احساس متناقض دارند. از یک سو میخواهند از مادرشان بپرسند چرا چنین کاری کرده است و از سوی دیگر ممکن است بخواهند پدرشان را از این موضوع مطلع کنند. اما در مورد هیچکدام از این کارها اطمینان ندارند که درست است یا خیر! فکر کردن به هر کدام از این گزینهها به آنها احساس وحشت و نگرانی میدهد، چون ممکن است به یکی از طرفین آسیب برسد.
با این حال، اقداماتی وجود دارد که میتوانید انجام دهید. هر خیانت داستان خاص خود را دارد و درمان آن هم باید به شیوهای متناسب با وضعیت فردی و شرایط خاص انجام شود.
تعریف خیانت چیست؟
وقتی مادرم به پدرم خیانت میکنه چیکار کنم؟
زمانی که با خیانت مادر مواجه میشوید، احساسات پیچیده و منفی زیادی ممکن است به سراغتان بیاید. اولین گام مهم این است که احساسات خود را شناسایی و ابراز کنید.
ابراز و شناسایی احساسات خود
خیانت یک عمل است. وقتی می گوییم «احساس نگرانی میکنم»، منظورمان از احساسات ناشی از آن است. باید در مورد احساساتی که باعث ایجاد این استرس و نگرانی شده است، دقیق تر صحبت کنید.
برخی از احساسات منفی که ممکن است با آنها روبرو شوید عبارتند از:
⭕ خشم
شما بی وفایی و خیانت مادرتان نسبت به پدر خود را دیده اید و یکی از طبیعی ترین احساسات در چنین شرایطی عصبانیت است. «چطور ممکن است؟! چطور توانستند؟! خیلی ناراحت کننده است!»
⭕غم و اندوه
ممکن است زمانی که یک خیانت را کشف می کنید، گریه کنید. شاید به این دلیل باشد که شما احساس از دست دادن والدین خود را می کنید. از دست دادن اعتماد، از دست دادن کسی که دوستش دارید، از دست دادن خاطرات خوشی که با آنها دارید، از دست دادن آینده ای که با آنها تصور کرده اید.
⭕شوکه شدن
بله، احتمالاً وقتی متوجه شدید که مادرتان به پدر شما خیانت کرده است، شوکه شده اید. شاید هیچ گاه تصوری از احتمال این موضوع نداشته اید.
⭕ترس
ممکن است نگران عواقب این خیانت مادر باشید. ممکن است این خیانت به معنای یک تحول بزرگ در زندگی شما باشد و این همه تصورات منفی در مورد آینده شما را می ترسانند.
⭕نفرت
شما حتی نمی توانید در مورد خیانت مادر فکر کنید زیرا باعث می شود حالتان به هم بخورد.
⭕بی اعتمادی
ممکن است محبت و دوست داشتن مادرتان را زیر سوال ببرید و شک کنید که آیا واقعا مراقبت شما هست یا خیر. از این گذشته، مادری که خیانت کرده است به وضوح احساس می کند که شما چیزی نمی دانید.
⭕شرم
ممکن است خودتان را سرزنش کنید و از آنچه اتفاق افتاده احساس شرمندگی کنید. شاید به این فکر کنید که دیگران ممکن است بفهمند مادر شما یک زن خیانتکاراست و با شما طوری رفتار کنند که شرمنده شوید.
⭕تنهایی
این خیانت مادر شماست و نه کس دیگری. ولی چون نمی توانید به کسی بگویید حس رها شدگی می کنید.
⭕سردرگمی
ممکن است به سادگی نتوانید آنچه را که اتفاق افتاده است درک کنید؟
این یک گام مهم برای شناسایی احساسی است که در هر لحظه دارید. ممکن است پس از خیانت مادر به پدر، بسیاری از این احساسات را داشته باشید. به احتمال زیاد در یک زمان چند مورد از این احساسات دور سرتان می چرخند. این مقاله را حتما بخوانید: آیا بعد از خیانت میشود زندگی کرد؟
در مقابل خیانت مادرتان بی احترامی نکنید.
هنگام مواجه شدن با خیانت مادر، ممکن است تمایل شدیدی برای احترامی داشته باشید.
لطفا نکنید!
ممکن است از آنچه اتفاق افتاده احساس خشم داشته باشید و احساس کنید که آنها مستحق مجازات هستند، اما این کار سازنده نیست.
اگر یک راه برای بدتر کردن آسیب خیانت و به تأخیر انداختن روند بهبودی وجود داشته باشد، آن برنامه ریزی برای بی احترامی و انتقام است.
در برابر وسوسه بی احترامی و درگیری با مادرتان مقاومت کنید. این احساسات در نهایت محو میشوند و میگذرند و خوشحال میشوید که از بی احترامی به مادرتان خودداری کرده اید.
در مقابل خیانت مادر بی احترامی نکنید
ابتدا سعی کنید آرام شوید.
وقتی مادرتان به پدر شما خیانت کرده است، در کوتاه مدت بهترین راه حل این است که فعلا از او دوری کنید.
این بدان معناست، فعلا به آنها پیام ندهید، شبکه های اجتماعی آنها را هر 5 دقیقه چک نکنید!.
به احساساتی که در بالا در مورد آنها صحبت کردیم فکر کنید که چه آتشی در شما ایجاد کرده اند. ابتدا سعی کنید این آتش که به شدت می سوزد فروکش کند.
قابل احتراق ترین سوخت برای آن آتش تماس با کسی است که خیانت کرده است. بنابراین، برای اینکه آتش خاموش شود، باید سوخت به آن اضافه نکنید. خوب دقت کن ببین چی گفتم!
شما باید کمی وقت بگذارید و رابطه خود را مادرتان مدیریت کنید.
با فروکش کردن آتش، عواطف شما در نهایت شروع به آرام شدن خواهند کرد. اکنون در موقعیت بسیار بهتری خواهید بود که به وضوح فکر کنید و رویدادها را پردازش کنید و تصمیم بگیرید که چه کاری بهتر است که انجام دهید.
در اینجا بهتر است زود قضاوت نکنید، پیشنهاد می کنیم مقاله نشانه های خیانت زنان را خوب بخوانید.
با یک مشاور صحبت کنید.
در این مواقع، بهتر است در مورد احساساتی که در مورد خیانت مادر دارید با یک فرد مورد اعتماد صحبت کنید.
با این حال، نکته مهم این است که با کسی صحبت کنید که بتواند نسبتاً بی طرف بماند و به شما کمک کند.
دلیل این امر این است که آنها می توانند مشاوره ای صادقانه و بازخوردی سازنده در مورد مشکل شما برای مقابله با این موقعیت ارائه دهند.
چیزی که شما به آن نیاز ندارید این است که یک فرد بی اطلاع، هیزم به آتشی که قبلاً در مورد آن صحبت کردیم، اضافه کند. این ممکن است در آن لحظه برای شما احساس خوبی داشته باشد، اما به شما کمکی نمی کند که مشکلاتتان را حل کنید.
اگر کسی را ندارید که بتوانید در این مورد با او صحبت کنید، توصیه می کنیم با یک متخصص مشاوره خیانت صحبت کنید.
مطرج کردن موضوع خیانت مادر با یک مشاور
دلایل خیانت را بررسی کنید.
در مورد چگونگی وقوع این خیانت فکر کنید.
بی احتیاطی بود؟ ناشی از کمبود صمیمیت بود؟ یا این یک اقدام عمدی و آگاهانه بود؟
همه ما گاهی در کسری از ثانیه کاری را انجام می دهیم و فوراً از آن پشیمان می شویم. خیانت های اتفاقی مانند افشای اطلاعات شخصی بدون شک آسیب زا است، اما تا حدودی قابل بخشش است.
سطح بعدی یک خیانت سهوی است، خیانتی که به دلیل ضعف یک نفر به وجود می آید.
برای برخی از افراد، کنترل برخی تمایلات بسیار دشوار است، حتی اگر به شما قول داده باشند که این کار را انجام نخواهند داد.
البته خیانت هایی وجود دارد که عمدی است، یا از روی بدخواهی، فرصت طلبی یا بی تفاوتی و بی عاطفگی روی می دهند.
درک اینکه خیانت مادر شما کدام یک از این خیانت ها می باشد می تواند به شما کمک کند تا بر احساسات منفی غلبه کنید و از حادثه عبور کنید.
رابطه مادرتان را بررسی کنید.
مادرتان چقدر درد عاطفی دارد؟
همه چیز به نزدیکی رابطه والدین شما بستگی دارد. خواهید دید که پدر و مادر شما چقدر برای یکدیگر ارزش قائل هستند.
خیانت مادری که از سمت همسرش هیچ محبتی نمی بینید، با خیانت همسری که غرق محبت شوهرش می باشد، بسیار متفاوت است.
اینکه مادرتان چقدر برای رابطه ارزش قائل هست، تعیین می کند که آیا او تصمیم دارد رابطه خود را نگه دارد یا پدرتان را برای همیشه کنار می گذارد.
رابطه مادرتان را بررسی کنید
با مادرتان صحبت کنید.
این گام بزرگی است که برداشتن آن نیاز به جرات و اراده دارد. اما به مادری که خیانت کرده چه می گویید؟
خوب، وقتی احساس آمادگی کردید، با او صحبت کنید و بگویید که خیانت چه احساسی به شما داد و هنوز هم در مورد آن چه احساسی دارید.
یک نکته مهم این است که آنچه را که می خواهید بگویید به گونه ای باشد که بر احساسات شما متمرکز شود نه او. به این ترتیب، می توانید از قرار دادن مادر در حالت دفاعی اجتناب کنید و گفتگو را دوستانه نگه دارید.
بنابراین، جملات خود را با “من” شروع کنید. گفتن: «من وقتی فهمیدم احساس شوک کردم» بهتر از گفتن «تو به پدر خیانت کردی که…»
از این کلمات برای بیان تاثیری که اعمال مادرتان روی شما گذاشته استفاده کنید.
نه تنها این مسئله، بلکه حتی مشخص کنید که دقیقاً چه چیزی بیشتر به شما آسیب زده است. اینکه دیگر احساس میکنید که نمیتوانید به او اعتماد کنید یا خیانت او در بخشهای دیگر زندگیتان چه عواقبی داشته است؟
می توانید به عنوان مثال بگویید: “وقتی خیانتت کسی بفهمه این من را در موقعیت دشواری با همسرم قرار می دهد و من نگران زندگی آینده خودم هستم.»
اگر به شما کمک می کند تا افکار و احساسات خود را در قالب کلمات بیان کنید، بهتر است نامه ای برای مادرتان بنویسید. می توانید آن را به او بدهید تا بخواند. این به ویژه در مواردی مفید است که در شرایطی که از او خجالت می کشید.
برای اطلاعات بیشتر پیشنهاد می کنیم مقاله خیانت همسر را بخوانید.
خیانت مادر همیشه به معنای بدی شخصیت او نیست
گاهی اوقات، خیانت ممکن است ناشی از مشکلات شخصی، احساسی یا روانی باشد که مادرتان تجربه کرده است. این نکته که خیانت لزوماً نشاندهنده یک شخصیت بد یا گناهکار نیست، میتواند به شما کمک کند تا از یک زاویه دیگر به ماجرا نگاه کنید. درک دلیل و شرایط ممکن است به شما کمک کند که از احساسات منفی کمتری رنج ببرید.
به دنبال یافتن یک راهحل مشترک باشید
در شرایطی که احساس میکنید آماده صحبت با مادرتان هستید، سعی کنید به جای مواجهه مستقیم و پرخاشگری، راهحلهایی مشترک بیابید. میتوانید از او بخواهید که توضیح دهد چرا این کار را کرده است و اینکه آیا راهی برای جبران یا بهبود رابطهتان وجود دارد.
این گفتوگو باید با هدف درک متقابل و حل مسئله صورت گیرد، نه به منظور انتقام یا سرزنش.
به خودتان زمان بدهید تا تصمیمات مهم بگیرید
اینکه چطور میخواهید با خیانت مادر برخورد کنید، زمان و تفکر زیادی میطلبد. به خودتان اجازه دهید که این تصمیمات را به صورت آرام و در کمال تفکر بگیرید. این تصمیمات باید مبتنی بر احساسات و ارزشهای شخصی شما باشد و نباید تحت تأثیر فشارهای موقت قرار بگیرند.
در نهایت، برخورد با خیانت مادر یک فرآیند پیچیده است که نیاز به صبر، تفکر و درک متقابل دارد. با دنبال کردن این راهحلها، میتوانید به تدریج با این بحران عاطفی کنار بیایید و بهترین تصمیمات را برای خودتان اتخاذ کنید. در ادمه حتما مقاله وظیفه فرزندان در برابر خیانت پدر را بخوانید.
مشاوره خیانت آویژه
در این مقاله مرکز مشاوره خانواده آویژه در خصوص نحوه صحیح برخورد با خیانت مادر نکاتی را بیان کردیم. اگر شما هم نکاتی به ذهنتان می رسد و در این پست از آن صحبت نشده است، بهتر است تا آن را در قسمت نظرات بنویسید تا دیگران هم از آن استفاده کنند و از سوی دیگر در مقاله دیگری در حیطه مشاوره خیانت به صورت اختصاصی به آن پرداخته شود.
این موضوع خیلی متفاوتند گلم درسته کسی جای پدرت نخواهد بود اما مادرت رو درک کن اون نیاز عاطفی داره و باید قبول کنی چون پدرت رفته دلیل نمیشه نتونه زندگی دیگه ای داشته باش پس سعی زندگیمو قبول کنی و لاقل بخشی از زندگیش باشی…
سلام من یه پسر ۱۲ ساله هستم و میرم کلاس ششم و از کلاس سوم از این موضوع با خبر شدم البته از چند سال قبلشم بود فقط من نمیدونستم. پدرمم هیچی برامون کم نذاشته ولی مادرم وقتی بابام خونس با اون پدرسگ چت میکنه تا بابام میره سمتش باهاش صحبت کنه گوشیشو خاموش میکنه. منم متوجه رفتارهای مشکوک مادرم شدم . و مادرم هم توی تلگرام چت میکرد و رمز گذاشته بود یه بار که حواسش نبود رمز رو فهمیدم و یه شب که بابام سرکار بود مادرم رفت بیرون خرید من رمز رو زدمو چیزی که دیدم باورنکردنی بود. الان اصلا نمیدونم باید چیکار کنم
من ۱۱ سالمه و الان طلاق گرفتن مامانم و بابام ولی سر این موضوع ن اصن مامانم قبلا اینجوری نبود بابام مامانمو میزد و اینا بعد وقتی ک طلاق گرفتن ی مردی وارد مسئله شد و الان دارن باهم ازدواج میکنن نمیتونم بگم راضی نیسم و نمیتونم بگم راضی هسم میگم ک هر چی خیره ایشالله پیش بیاد
سلام من یه دختره ۱۰ ساله هستم مادر من از وقتی این تلگرام آمدم دیگه همچی عوض شد با چهار تا مرد میره بیرون و میگه من میخوام برم سرکار و لی میره پیش یه مرد واینکه حالم خیلی بده پدر من آنقدر خوبه و همیشه هم کار میکنه ولی مامانم یه تبلت داره که از بچه گی های من بود و الان رمز تبلت هم عوض کرده و من یک سری رفتم دیدم اون مرد کیه و مادرم هروقت من می آمدم گوشی رو خاموش میکرد و همیشه شب ها به اون مر د پیام می گذاشت اسم هاشو ن هم میذا شت گ یا مثلا میذاشت س
سلام. مطالبتون رو خوندم. من دخترم و سنم خیلی از شماها بیشتره. مادر خودمم متأسفانه مدتیه دچار این موضوع شده. از قبل علائمی میدیدم ولی اهمیت نمیدادم چون فکر نمیکردم به سمتش کشیده بشه. گاهی خیلی غصه دار میشم و نمیدونم چکار کنم. تصمیم گرفتم کنار مادرم باشم چون خیلی دوسش دارم و امیدوارم از کارهاش دست بکشه.
سلام من 17سالمه و هدفایی داشتم که خودم وقتی بهشون فکر میکردم از خوشحالی گریه میکردم اما الان نسبت به همشون بیتفاوتم سال دیگه کنکور دارم و آدمی بودم که درسم مهمترین چیز بود اما الان دیگه برام مهم نیست از طرفیم غصه میخورم آخه چرا اینجور شد چکار کنم
مامانم الان14ساله به بابام خیانت میکنه و من همش گریه میکنم روحیم داغونه
نمیدونم چی درسته چی اشتباه
خواهش کمکم کنید خودتون بزارید جای من
بابام به مامانم اصلا محبت نمیکنه همش اذیتش میکنه حس میکنم دیگه عشقی بینشون نیست
مامانمم ازاون آدمایی نیست که بره آرایش کنه و به خودش برسه و لباس رو لباس برا خودش بگیره و دوست صمیمی داشته باشه و…..
همش بدبختی میکشه بلکه بچهاش تو رفاه زندگی کنن آب تو دلشون تکون نخوره باورتون میشه ما حتی یه حموم نداشتیم مامانم میرفت التماس همسایه میکرد بزاره از حموم استفاده کنیم و …..خیلی چیزا
مامانم حتی بخاطر من به پا مدیر مدرسمون افتاد تا منو ثبت نام کنم
بابام که هم مارو اذیت داره هم مامانمو
الان بتظرتون حق با کیه ؟ایا مامانم که خیانت کرده حق داشته؟
از طرفیم یه بار بابام فهمید به قصد مرگ مامانمو با کمربند زد و منم کتک خوردم از اون روز به بعد من دیگه انکار یه حس رها شدگی دارکو نمیدونم چمه
بتظرتون چی درسته چی اشتباه ؟چکار کنم ؟ بخدا سخته
با مامانم هر روز دعوا میکنم بهش بی احترامی میکنم برام مهم نیس چه اتفاقی براش بیفته
چکار کنم کمکم کنید
رو درسم تمرکز ندارم
آیندم بخاطر خانوادم خراب میشه
خواهش کمکم کنید
بگید چی درسته آیا مامانم حق داره خیانت کنه ؟من باید چکار کنم ؟میتونم رو درسم تمرکز کنم ؟چجورب ؟ آیندم چی میشه ؟
کاش زودتر خوب شیم و حس رهایی پیدا کنیم
من بخاطر این موضوع قندهام بالاعه و فقط خودمو به درستم مشغول میکنم که فرصت گریه نداشته باشم ولی درسی که قبل از خیانت مامانم یک بار میخوندم کامل حفظ میشدم الان بیش از پنج بارم میخونم حفظ نمیشم و همش بیمارستانم و هر سریم میگم به خاطر استرس امتحانه مامانم میدونه من میدونم حتی پیش مشاوره رفتم ولی حالم خوب نشد
با این شکل که هست حتی نمیدونم بچه ی تنی بابامم یا نه
خب من فقط ۱۴ سالمه و دخترم مامانمم چند وقتی هست هی تماس های بشدت مشکوکی داره حتی ی بار وقتی گوشیش دستم بود ی پیام .. دیدمکه گفت دوستمه من الان هیچی نمیدونم و میترسم گوشیشو چک کنم که با چیز بدی روبه رو شم ما خانواده ی خوبی نداریم مامان بابام بهم زیاد علاقه نشون نمیدن ولی از بابام مطمئنم ولی مامان….. نمیدونم کسی منو درک کنه یا نه ولی واقعا حالم از خانوادم خودم و زندگی بهم میخوره و اصلا برام مهم نیس چه بلایی سرشون بیاد 🙂
سلام من درکت میکنم چون مامان و بابای منم اصلا باهم خوب نیستن ولی من به مامانم چند ماهی هست که شک کردم چون اخلاقاش عوض شده مثلا مامانم همیشه قبلا گوشیشو میداد و بازی میکردن و هیچ برنامه ایش رمز نداشت و اما الان همه برنامه هاش رمز داره و گوشیش رو نمیده مه بازی کنم دارم سعی میکنم مه بفهمم حتی صبح خواب خوابشم دیدم که مامانم دوست پسر داره و الان نزدیک های امتحانای ترم اخر هستش و من اصلا تمرکز ندارم منم دختر یازده ساله هستم و کلاس پنجمم در حالی که قبلا درسم خیلی خوب بود و همیشه معلمام ازم راضی بودن اما الان افت کردم و نمیدونم چیکار کنم
منم ۱۳ سالمه خانواده شادی داشتیم اما از زمانی که متوجه شدم زندگیم داغون شد بر عکث خیلیا که از والدین شون متنفرم من عاشق پدر مادرمم اما نمیدونم باید چیکار کنم بابام صبح تا شب حمالی کنه بعد مامانم بره خیانت کنه من الان حدود ۳ شبه که اصلا نتونستم بخوابم شبا فقط گریه میکنم ب
من مامان توی واتس آپ با یکی که اسمش زری هست هر روز خدا چت میکنه و میخنده،هروقت از کنارش رد میشم گوشیشو خاموش میکنه و وقتی میرم اونور دوباره شروع به پیام بازی😭الان اون شخص به مامانم پیام داده اگه الان پیشت بودم ارضات میکردم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭من یه دختر13سالم،میرم کلاس هفتم،حالم اصلا خوب نی،روم نمیشه به مامانم یا کسی دیگه بگم جریانو،توروخدا کمکم کنین یه جوری به مامانم بفهمونم کار اشتباهیه،توروخداااا😭😭😭😭خیلی حالم خرابه، دیشب قصد کردم خودمو بکشم، تازه مامانم هروقت میری حموم یا دستشویی گوشیشو میبره با خودش😭این یعنی چی؟ 🥺 یه بارم مچشو گرفتم داشت……. توروخدا کمکم کنین،یه دختر بدبختم،سنی ندارم😓من نمیخواستم توی زندگیم با این چیزا روبه رو شم😭دوتا داداش دارم5ساله،بابامم برا مامانم کم نزاشته،بهترین ماشین، طلا،خونه،ولی نمیدونم چی شده….مامانم39سالشه بابام38،التماس دعا و کمک برای زندگی بهتر منه بدبخت🥺😭
سلام من پسر بزرگ خانواده بودم مثلا ازش مدرک جمع کردم رفتم زدم توروش به جایه اینه خجالت بکشه گفت زندگی خودم
(از یه جایی به بعد تنهایی زندگی کردنو انتخاب میکنی)
چون میبینی اونی که از وختی به و دونیااومدی این کارو باهات کرد از همچی میبری
منم همین مشکلو دارم ولی من پسرم سعی کن به کسی نگی وبه روشون نیاری و به خودت اسیب نزنی و بی محبتی اونا رو بیرون خونه با کسه دیگه ای پر نکنی و کم کم ازشون فاصله بگیری تا بزرگ شب سرت گرم کارت شه برات ارزوی بهترینا رو میکنم یا دت باشه این نکنته مهمه
با کسی در میون نزار
به روشون نیار “چون به تحصیلت لطمه میخوره
و بی محبتی اونا رو بیرون خونه با کسه دیگه ای جاشو پر نکن
تنها تو نیستی تو هم هم سن من هستی
منم هر وقت سمت مامانم میرم گوشیشو خاموش میکنه ولی اون دونفری که با مامانم چت میکنه میشناسمش تو هم واقعا مثل منی
ما هیچ سنی نداریم من هیچ کم کاری پدرمو ندیدم پارسال پدرم میدونست مادرم خیانت میکنه میخواستن طلاق بگیرن اما پدر بزرگم درستش کرد مامانم از پدرم معذرت خواست ولی امسال شور شو در آورد داره خیانت میکنه
من واقعا تصمیم گرفتم برم پیش دوستام زندگی کنم اما نمیتونم جریان میفهمن چی بگم
مامان منم چند وقتی هست که به بابام خیانت میکنه و توی اینستا واسه طرف عکس و … میفرسته و چت میکنه هر وقتم میره حمام یا دستشویی گوشیشو همراه خودش میبره واقعا برام سواله که واسه چی این کارو میکنه 🤨😶
خیلی عوض شده اصلا مثل قبل نیست توجهش نسبت به ما خیلی کم شده مدل حرف زدنش با بابام اصلا درست نیست ولی چتشونو که خوندم … هر وقت که نزدیکش میشیم گوشیشو خاموش میکنه واقعا نمیتونم با این موضوع کنار بیام اصلا نمیتونم واسه امتحانام بخونم
سلام عزیزم
چیزی که شما داری تعریف میکنی خیلی شبیه به مامان منه مامان من هم خیلی به من اهمیت میداد و باهم خوب بودیم اما الان عصبانی شده من حتی جرعت نمیکنم باهاش اروم صحبت کنم خیلی میترسم چون من فقط ۱۲سالمه و تا به حال همچین چیزی رو تجربه نکردم و به هیچ کس هم نمیتونم بگم چون هم ابروی مامانم میره هم… خلاصه بماند وقتی که فهمیدم مثل کسایی که تشنج میکنن شدم دست و پام بی علت میلرزید امیدوارم مشکلت حل شه
مال من یکم زیاده امیوارم بخونید:)
من ۱۸ سالمع از بچگی همیشه ی شکایی به مامانم داشتم ولی جدی نمیگرفتمش یه روز یکی از فامیلامون شوهرش و بست به مامانم گفت اینا باهم رابطه دارن هیچکی حرف زنه رو باور نرکرد و حتی کار به دعوا و ایناام کشید ما حدودا تا ۵ سال باهم قهر بودیم تا اینکه کلاس هفتم که بودم شنیدم مامانم داره مشکوک با یکی حرف میزنه گوشم و تیز کردم دیدم واقعا حرفاشون مشکوکه از حموم اومدم خواستم گوشیش و چک کنم دیدم برای واتساپش رمز گذاشته هرچقدر پرسیدم نگفت رمزشو تا اینکع ی بار داشت میزد دیدم فهمیدم یواشکی گوشیش و برداشتم رفتم واتساپ دیدم آره با ی مرد داره حرف میزنه حالم خیلییییی بد شد شکه بودم چیزی که دیده بودم و باور نمیکردم این کارو چند بار تکرار کردم و همش برام سوال بود مرده کیه تا اینکه فهمیدم همونی بود که زنه گفته بود با شوهر من رابطه داره نفسم بالا نمیومد هرکسیو فکر میکردم بجز اون یارو از اون موقع خیلی میگذره میرفتم مدرسه خیلی خوشحال بودم ولی بعد که یادم می افتاد باید برم خونه افسردگی میگرفتم چون هعی باید میدیم مامانم داره با یارو حرف میزنهداما به روی خودم نمی اوردم تو این مدت خیلی رفتارام عوض شده بود عبن این افسرده ها مامانم همش میگفت چته میگفتم چیزی نیست بخدا بخاطر سنمه ی دوره ایه میگذره ولی واقعا حالم خراب بود از مامانم خیلی حرس داشتم ی روز که ی دعوای خیلی بد باهم کردیم خونه تنها بودم له خودم گفتم ازین به بعد باید خوشحال باشی انگار نه انگار از چیزی خبر داری دیگه نباید شبا گریه کنی و حال خرابی بکشی از اون موقع انکار مامانم دیگع با یارو حرف نمیزد منم حالم خیلیییی خوب بود قشنگ برگشته بودن به دوران خوبم تا همین هفته پیش که دوباره دیدم مشکوکع اینبار واقعا تحمل نداستم یاد حال خرابیای قبلم می افتادم نمیخواستم باز اون دوران برگرده گفتم دیگه اینبار باید به روش بزنی و گفتم اصلااا اونجوری که فکرشو میکردم پیش نرفت انگار لال شده بودم موقع گفتنش اون هعی حرف میزد میگفت اگه واقعا میکی من با یکیم خوب مدرک بیار من مدرک داشتم حتی میدونستمم طرف چیه اما خیلی سخت بود به این فکر میکردم که من دارم به مامانم ابن حرفارو میزنم برام سخت بود و هعی میودم حرف بزنم حرفمو میخوردم و بغض میکردم خیلی پشیمونم از کاری که کردم کاش هیچوقت نمیگفتم بهش میدونم تا همین الان داشتم عین سگ زار میزدم به حال خودم به وضعیتم به اینکه از فردا قراره با مامانم چجوری برخورد کنم اون چجوری میخواد برخورد کنه حالم خیلی بده حتی بدتر از چند سال پیش خیلی دلم میخواد بت یکی حرف بزنم اما نمیشه همه رو مامانم ی حساب دیگع دارن خیلی قبولش دارن توی زن بودن منم خدایی خیلی خوب بار اورده خیلی دوسش دارم ولی دیگع اون ارزشی که قبلا داشت و برام نداره ی داداش کوچیک تر از خودم دارم نمیخوام اون هیچی بفهمع نمیخوام چیزایی که من کشیدم و بکشه حتی رفتم از مامانم معذرت خواهیم کردم گفتم توهم زده بودم یکم حساس شدم این چند روز
چلی دیگع نمیدونم باید چیکار کنم…
حستو کاملا درک میکنم اگه دوست داشتی با کسی حرف بزنی میتونی با من حرف بزنی
دلم میخواد همه چیزم بدم برگردم به موقعی که هیچی نمیدونستم مامانم هنوز مثل قبل بود برام
الان من ۱۷ سالمه دو هفتس گفته حاملم خیلی حالم بده میترسم بچه یکی دیگ باشه 💔 هی میگم بچه رو بندازه از ی طرف هم گناهه
اگ میشه یکی راه نمایی کنه خیلی حالم بدتر شده
من تازه وارد۱۳ سالگی شدم و الان یک ساله متوجه خیانت مامانم شدم
بابام افسردگی داره و مامانم میگه بابات خیلی بی عاطفست ،مواد میکشه ،داره خیانت میکنه و… همه اینا هم یه بهونه اس برای طلاق.
نمیدونم چیکار کنم .مامانم حتی با اون مرد متاهل رابطه جنسی داشته .وقتی میفهمم کسی که انقد دوستش داشتم اینکارو کرده به جز خودکشی به چیز دیگه ای فکر نمیکنم.هنوز به مامانم نگفتم که این موضوع رو میدونم .و از اینکه به بابام بگم و کار به طلاق بکشه و همه بفهمن خیلی میترسم.هیچ کسی هم نیست که بخوام این چیزا رو بهش بگم.من واقعا مامانمو خیلی دوست دارم و حتی گاهی اوقات خودمو به بیخیالی میزنم که انگار هیچی نشده ولی دیگه نمیتونم تحمل کنم.
تک تک پیام هاتون رو خوندم و واقعا برای همتون متاسفم که شاهد همچین چیزی بودین.فقط امید وارم بگذره این روزا🙂
بچه ها شماها هم مثل هرچی میخوایید کناربیاییدو میگذره حس میکنید بی غیرت ترمیشید؟🥺وقتی هیچ کاری نمیکنم و به روم نمیارم فکرمیکنم دارم منم ازپشت به بابام خنجرمیزنممم
وای خدایا، ینی پیاما رو که خوندم دیدم خیلیا هستن که مثل من از عالم و آدم حالشون بهم خورده، مادر که تکیه گاه بود براشون نفرت انگیز ترین آدم شده. میفهمم تک تک کلمات پیام ها رو. منم از وقتی ۱۳ سالم بود فهمیدم تا الان که ۱۸ سالم شده. ولی پریروز مشکوک بودن رو گذاشتم کنار و رفتم تو اکانت تلگرامش، کاش کور میشدم و نمیدیدم :))) باورش سخته که بتونی درک کنی این پیاما و عکس و گیفا واقعا از طرف مادرت که همه کس و کارت بود برا یه مرد دیگه فرستاده شده. صدای شکستن قلبمو شنیدم. از اونموقع به بعد با خودم درگیرم. خواب و خوراک ندارم. هرچی میخورم سنگ میشه و تو گلوم میچسبه. انگار بغضم واقعا راه گلومو بسته. نمیدونم چیکار کنم، دلم میخواد فرار کنم از شرایطی که به وجود اومده. از مامانم فرار میکنم. دلم نمیخواد نگاش کنم، باهام حرف میزنه یا وقتی دستش بهم میخوره حالم بهم میخوره، خودمو کنار میکشم که ازش دور باشم چون حس میکنم کثیفه. دست یه مرد غریبه بهش خورده. حالم بده و بت خودم درگیرم فقط دوست دارم فرار کنم. امیدوارم هممون نجات پیدا کنیم بچه ها
منم وقتی که اینو متوجه شدم راجب مامانم خدا میدونه چقدر گریه کردم و حس کردم دیگه اون جایگاه مقدس برام از بین رفته
و خیلی سخته که ببینی خیلی از فامیلا و آشناهات مامانشون خیلی بفکر خانواده هست و اونوقت تو مامانت رو میبینی که دست به چنین کارای شرم آوری میزنه
وقتی اومدم توی سایت و پیامارو دیدم حس کردم چقدر همدرد دارم باورم نمیشد
حس عجیبی بهم دست داد که دیدم کلی آدم هستش که من و درک میکنن
امیدوارم که هممون ازاین وضعیت نجات پیدا کنیم و زندگی برای همه ختم بخیر بشه
سلام من یه پسرم ۱۴ ساله هستم و همین چند هفته پیش متوجه شدم که مامانم داره به بابام خیانت می کنه و نکته بدتر اینه که داره با دوست بابام به بابام خیانت می کنه و واقعا بعد از فهمیدن این موضوع از هم پاشیدم و اینکه یه خواهر ۹ ساله هم دارم و واقعا نمیدونم باید چیکار کنم و اگر به بابام بگم که زندگیمون از هم میپاشه و من اصلن نمی خوام بچه طلاق باشم لطفاً یکی بگه باید چیکار کنم ؟💔
سلام من کلا ۱۲ سالمه یه برادر و خواهر کوچیک تر از خودم دارم مامانم هم سرکار میره منم همه ی کارای خونه رو انجام میدم بابام نابیناست یه مغازه ی کوچیک داریم و تو یه شهر کوچیک زندگی میکنیم داداشم پیش بابام مغازه کار میکنن مامانم هم که سرکار
آبجی کوچیکمم که هرچی وسایل تو خونه هست رو میریزه زمین همه ی اونا هم من جمع میکنم میکنم ناهار شام هم که با منه مامانم هم هی به من دستور میده دیگه چی کار کنم
سلام
من ی دختره ۱۷ ساله ام ی خواهر بزرگتر از خودمم دارم من و خواهرم از خیانت مادرم در جریانیم همش زیر سر خالمه اون چون زندگیه خودشو همین جوری با خیانت نابود کرد و از شوهرش طلاق گرفت میخواد زندگی مارم داغون کن باز با این حال خالم دست از کارش یعنی دوستی با مردا و پسرای دیگه برنمیداره با اینکه خودشم ی پسر بیست و خورده ای ساله داره
من دلم واسه بابام میسوزه بابام آخه گناهی نکرده که اون نمیدونه زنش خیانت کرده کن حتی چند باری سر این موضوع انقد با مامانم دعوا کردم انقد بهم بد و بیراه گفتیم حتی همین دیروز ام دعوا کردیم زرتیم میشینه گریه میکنه اعصابمو خورد کرد دیگه همش میخوام درس بخونم که سال دیگه که کنکور دارم قبول شم برم از این خونه این کارای مامانم حالمو بدتر میکنه
بعضی وقتا میگم مامانم بمیره زندگیمون خوب میشه حداقلش اینه که دیگه کسی نیست که خیانت کنه و اعصابمونو داغون
درکت میکنم عزیزم من بابام تصادف کرد و مامانم هم دور دستش بود تا میتونست با مردا دوست شد و حتی رابطه جنسیم داشت و باردارم شد من 16 سالمه و از 10 سالگی مادرم این کار ها رو شروع کرد من پارسال با ی پسر دوست شدم از بس تنها بودم همشم بخاطر مادرم بود نمیخواستم کسی بفهمه چون ت خانواده ما دختر اگه با پسر دوست بشه باید سرش بریده بشه مامانم فهمید و منو چقد کتک زد 1 ساله گوشیمو گرفته ابرومو همه جا برده دارم خفه میشم ازش متنفرم هیچ حسی بهش ندارم دلم میخواد بمیره تا چند روز پیش بهش گفتم ت چرا این کارها رو با بابام کردی گفت دلم میخواد دوست دارم مادر من ی هرزه ب تمام معناست جای من بودین چیکار میکردین؟! 🥺
خب فقط 4 سالم بود ک طعم تلخ خیانتو چشیدم در حالی ک حتی اسمشم نمیدونستم
12 سال از اون روزها میگذره ولی هیچوقت اون لحظه رو ک اون مردو دیدم فراموش نکردم و نمیتونم بکنم
مامانم کاملا متوجه هست که من این موضوع رو میدونم اما چون میدونه هیچوقت ب بابام نمیگم و زندگیشون از هم نمیپاشم بازم جلوم به کاراش ادامه میده
و حتی با یک نفرم در ارتباط نیست بلکه با چند نفر در ارتباطه
و حتی همین چند دقیقه پیشم باهاش تماس تصویری گرفت و الانم دوباره صدای بوق تماس تصویریش اومد
ی بار وقتی 6 سالم بود عکس اون مردو دیدم
چندین بارم چتش با اون مردو دیدم که حرف از ول کردن بابام میزدن
کاش ی روز فقط دلیل کارشو بفهمم💔
دلیل کارش هرچی باشه قابل قبول نیست. حق تو و پدرت نیست که اینجوری بهتون خیانت بشه. شاید خودت بی حس شده باشی متوجه نشی ولی مادرت با علنی کردن خیانتش جلوی تو، داره به تو هم آسیب میزنه. حتما خیلی جدی بهش بگو حق من نیست هربار دلمو بشکنی با این علنی انجام دادن این کارهات و حداقل جلوی من انجام نده که اینقدر اذیت نشم. سعی نکن درکش کنی، تلاش برای درک آدم خیانتکار مثل تلاش برای درک آدم افسرده ست، تو رو هم آلوده میکنه. کسی که باید درکش کنه و کمکش کنه روانشناسه نه تو. اونم تازه اگه مادرت قصد تغییر داشته باشه.
سلام من یه پسرم بچها من مادرمو خیلی دوست دارم و خیلی براش ارزش قائل بودم خیلی فهمیده بود و همیشه توی جامعه منو خوب بزرگ کرد و سختی کشید.
من ۱۵ سالمه یادمه سوم بودم یه دعوای جدی ای اتفاق افتاد بین مامان بابام و ازون روز به بعد دیگه اون رابطه ی سابق رو نداشتن خیلی سعی کردن طبیعی جلوه بدن و همین الانشم خیلی اوکی ان بدبخت پدرم توی این شرایط هرکی پول داره میده به ماها و همیشه قربون صدقه ماها میره و خیلی مهربونه.
ازون شب دعوا تا الان من حس کردم خیانت مادرمو، همین چند ماه پیش پیاماشو دیدم با یه پسری که دیدمش و میشماسمش اون پسره بیناموس کسی بود که همراه مامان بابام میومد کوه یه اکیپ کوهنوردی بودن که مادرم با اون به بابام خیانت کرده :))))
دارم میترم واقعا باورش سخته مادرمو تصور میکنم توی چنین شرایطی نباید این دردا میومد سراغم من همینجوریش افسرده بودم و خیلی دلم برای بابام میسوزه همیشه بدشو میگفتم نمیدونم چرا و همیشه طرف مامانم بودم ولی خب الان که اینارو فهمیدم با خودم میگم گناه بابام چیه :)))
نمیتونم مثل سابق به مادرم فکر کنم و بهش بگم دوست دارم یکی بیاد باهام حرف بزنه خیلی نیاز دارم بهش دارم میمیرم..🙂💔
من همین امروز فهمیدم این اتفاقو و وضعیتم دقیقا مثل توعه 15 سالمه کلاس سوم مامانم و بابام دعوا کردن و دیگه مثل سابق نشدن فقط پسررو امروز برای اولین بار عکسشو دیدم و نمیشناسمش
تنها نیستی
من یه دختر 17 سالم .از سه چهار سالگی خیانت مامانمو دیدم.کل بچگیم با دعوا بوده چقدر شبا گذشته که با گریه خوابیدم
فکر میکردم تموم شده همه چی حل شده
حالا یه سالی هست که فهمیدم هنوزم مامانم به خیانتش داره ادامه میده و حالم بده
هیچ تمرکزی برای زندگیم و درسم ندارم
کاش تموم شه این چیزا
من همین چند وقت پیش خیانت بابام با بهترین دوستم رو دیدم و متاسفانه فهمیدم که دوستم از بابام بارداره و الان بچشون هم به دنیا اومده حتی اسم هم براش گذاشتن واقعا نمیدونم چیکار کنم لطفان بهم یه راه بگید
نمیدونم چی بگم انقدردردداره وضعیت انقدر حالم خرابه که دیگه نمیتونم چت کنم
ارچیش بگم ازاینکه دیگه مامانم برام مرد مامانی که ادعاش میشه و یه فامیل روش حساب بازمیکنن حتی دلم واسه خودبدبختش هم میسوزه ازاینکه هرروز بابامو میبینمو تودلم میگم بمیرم برات مرد که انقدر مظلومی ازاینکه ابجیام گناه دارن ازاینکه خودم که کنکوریم دارم ذره ذره اب میشم قلبم داره منفجر میشه نمیتونمم به کسی بگم حتی خودش. ازچیش بگم اخه کی توجه میکنه به درد من بدبخته رو اکانتشم و پیاماشو میخونم هی میگم نه دیگه نمیخونم اعصابم بهم میریزه ولی مگه میشه اخه من دارم میمیرم
تویی که داری اینو میخونی میفهممت باتمام وجودم ماازاونایی که پدرومادرشون مردن یا طلاق گرفتن خیلییییی مظلومتریم ماها مثل بی پناها میمونیم نمیتونیمم بگیم هرچی بگیم تف سربالاست چون مامان خودمونه
فقط باید ازخدا بخواییم این قلب اتیش گرفتههه ی مارو اروم کنه
ولی ما مادرای خوبی میشیم ماخیانت نمیکنیم نمیزاریم بچمون وقتی که فهمید بخواد خودشو بکشه بخواد بمیره له بشه واسه چی واسه خوشگذرونیم
کاش میشد کاش میتونستم بهش بگم
ولی حیف خدافقط خودش کمکمون کنه اینا بیخیال بشن مارو خرابترازاینی که هستیم نکنن
بابام برای مهاجرت رف و یه سال نیس… مامانم چند ماهه مشکوک میزد امروز وقتی حموم بود رفتم سر گوشیش از کنجکاوی پی وی یه مردو باز کردم و وقتی چتاشونو دیدم انقد شوکه شده بودم که… احساس گناه دارم فقط میخوام یه کاری کنم ارتباطشو با اون مرد متاهل قطع کنه
مامانم زن خیلی عاقلیه و همیشه راجب این مسائل بهم هشدار و توضیح میداد چی شد که خودش این خطا رو کرد 😭😭😭من میخوام برگردیم سر زندگی قبلیمون بدون اون مرد… :))))
ی سوال
صمیمی ترین رفیقم الان درگیر خیانت مادرشه و میگ شنیده با همحرف میزنن و چتاشونو دیده
خیلی سردرگمه و بدجوریتو لاک خودشه منم خیلی سعی کردم درکش کنم ولی اعتراف میکنم نمیشه
ب نظرتون الان بهترین کاری ک ع من بر میاد چیه؟چغلطی باید بکنمممم؟
به دوستت بگو علیه مامانش مدرک جمع کنه
و تاکید کن فقط به باباش خیانت نکرده ، به خانواده خیانت کرده،به تعهدش
کسی هم که خیانت کنه ، هر چقدر هم زحمت کشیده باشه ، در نهایت خودش خواسته که دشمن باشه
سلام من یه دختر ۱۴ سالم
هنوز یکسال نشده که پدرم عوت شده مادرم یکماه پیش با یک نفر حرف میزد بهش گفتم و اون گفت که به توچه با خواهرم مشورت کردم باز هم مادرم حرف میزد اینبار خواهرم به مادرم گفت ولی مادرم بهونه اورد گفت که یه زن حرف میزنم منم گفتم دیگه تموم شد حرف نمیزنن تا به امروز که فهمیدم مامان به من الکی گفته رفته سرکار ولی نه رفته پیش طرف و به صاحبکارش گفته امروز نمیام رفته پیش مرده میشه بهم یه راه حل بدید حالم خیلی بده
423 پاسخ
آقا من مامانم پدرم را تازه از دست دادم و مادرم خیلی دوسش داشت حالا دارم میبینم تازگیا با یک نفر چت میکنه من الان خیلیییییییی ناراحتم چیکار کنم؟
این موضوع خیلی متفاوتند گلم درسته کسی جای پدرت نخواهد بود اما مادرت رو درک کن اون نیاز عاطفی داره و باید قبول کنی چون پدرت رفته دلیل نمیشه نتونه زندگی دیگه ای داشته باش پس سعی زندگیمو قبول کنی و لاقل بخشی از زندگیش باشی…
سلام من یه پسر ۱۲ ساله هستم و میرم کلاس ششم و از کلاس سوم از این موضوع با خبر شدم البته از چند سال قبلشم بود فقط من نمیدونستم. پدرمم هیچی برامون کم نذاشته ولی مادرم وقتی بابام خونس با اون پدرسگ چت میکنه تا بابام میره سمتش باهاش صحبت کنه گوشیشو خاموش میکنه. منم متوجه رفتارهای مشکوک مادرم شدم . و مادرم هم توی تلگرام چت میکرد و رمز گذاشته بود یه بار که حواسش نبود رمز رو فهمیدم و یه شب که بابام سرکار بود مادرم رفت بیرون خرید من رمز رو زدمو چیزی که دیدم باورنکردنی بود. الان اصلا نمیدونم باید چیکار کنم
منم هم سن تو هستم تفاوت مون اینکه من دخترم
ادم انقدر حااش بد میشه میمونه چیکار کنه منم همبنطور
من ۱۱ سالمه و الان طلاق گرفتن مامانم و بابام ولی سر این موضوع ن اصن مامانم قبلا اینجوری نبود بابام مامانمو میزد و اینا بعد وقتی ک طلاق گرفتن ی مردی وارد مسئله شد و الان دارن باهم ازدواج میکنن نمیتونم بگم راضی نیسم و نمیتونم بگم راضی هسم میگم ک هر چی خیره ایشالله پیش بیاد
سلام من یه دختره ۱۰ ساله هستم مادر من از وقتی این تلگرام آمدم دیگه همچی عوض شد با چهار تا مرد میره بیرون و میگه من میخوام برم سرکار و لی میره پیش یه مرد واینکه حالم خیلی بده پدر من آنقدر خوبه و همیشه هم کار میکنه ولی مامانم یه تبلت داره که از بچه گی های من بود و الان رمز تبلت هم عوض کرده و من یک سری رفتم دیدم اون مرد کیه و مادرم هروقت من می آمدم گوشی رو خاموش میکرد و همیشه شب ها به اون مر د پیام می گذاشت اسم هاشو ن هم میذا شت گ یا مثلا میذاشت س
سلام. مطالبتون رو خوندم. من دخترم و سنم خیلی از شماها بیشتره. مادر خودمم متأسفانه مدتیه دچار این موضوع شده. از قبل علائمی میدیدم ولی اهمیت نمیدادم چون فکر نمیکردم به سمتش کشیده بشه. گاهی خیلی غصه دار میشم و نمیدونم چکار کنم. تصمیم گرفتم کنار مادرم باشم چون خیلی دوسش دارم و امیدوارم از کارهاش دست بکشه.
منم تو سن منم همه وی رو تو سن تو فهمیدم الآنم کلاس شیشمم تنها تفاوت مون اینکه من دخترم
نظرات همتون رو دوست داشتم
سلام من 17سالمه و هدفایی داشتم که خودم وقتی بهشون فکر میکردم از خوشحالی گریه میکردم اما الان نسبت به همشون بیتفاوتم سال دیگه کنکور دارم و آدمی بودم که درسم مهمترین چیز بود اما الان دیگه برام مهم نیست از طرفیم غصه میخورم آخه چرا اینجور شد چکار کنم
مامانم الان14ساله به بابام خیانت میکنه و من همش گریه میکنم روحیم داغونه
نمیدونم چی درسته چی اشتباه
خواهش کمکم کنید خودتون بزارید جای من
بابام به مامانم اصلا محبت نمیکنه همش اذیتش میکنه حس میکنم دیگه عشقی بینشون نیست
مامانمم ازاون آدمایی نیست که بره آرایش کنه و به خودش برسه و لباس رو لباس برا خودش بگیره و دوست صمیمی داشته باشه و…..
همش بدبختی میکشه بلکه بچهاش تو رفاه زندگی کنن آب تو دلشون تکون نخوره باورتون میشه ما حتی یه حموم نداشتیم مامانم میرفت التماس همسایه میکرد بزاره از حموم استفاده کنیم و …..خیلی چیزا
مامانم حتی بخاطر من به پا مدیر مدرسمون افتاد تا منو ثبت نام کنم
بابام که هم مارو اذیت داره هم مامانمو
الان بتظرتون حق با کیه ؟ایا مامانم که خیانت کرده حق داشته؟
از طرفیم یه بار بابام فهمید به قصد مرگ مامانمو با کمربند زد و منم کتک خوردم از اون روز به بعد من دیگه انکار یه حس رها شدگی دارکو نمیدونم چمه
بتظرتون چی درسته چی اشتباه ؟چکار کنم ؟ بخدا سخته
با مامانم هر روز دعوا میکنم بهش بی احترامی میکنم برام مهم نیس چه اتفاقی براش بیفته
چکار کنم کمکم کنید
رو درسم تمرکز ندارم
آیندم بخاطر خانوادم خراب میشه
خواهش کمکم کنید
بگید چی درسته آیا مامانم حق داره خیانت کنه ؟من باید چکار کنم ؟میتونم رو درسم تمرکز کنم ؟چجورب ؟ آیندم چی میشه ؟
اهمیت نده مهم نیست حق با کدومشون ، چیزی که مهم تویی کنکور بده درستو بخون و ازشون جدا شو یه زندگی جدید برای خودت بساز
واقعا موافقم با این حرف تمام حواست رو بزار رو درست و ازشون جداشو.
دردی که میکشم گفتنی نیست دلم میخواد بمیرم این حالمو تحمل نکنم
همتون رو درک میکنم میدونم چه حسی بدیه از خدا میخوام هممون حالمون خوب شه:)
طوری که میفهمم چی میگید:)
یه روز هممون خوب میشیم…
کاش زودتر خوب شیم و حس رهایی پیدا کنیم
من بخاطر این موضوع قندهام بالاعه و فقط خودمو به درستم مشغول میکنم که فرصت گریه نداشته باشم ولی درسی که قبل از خیانت مامانم یک بار میخوندم کامل حفظ میشدم الان بیش از پنج بارم میخونم حفظ نمیشم و همش بیمارستانم و هر سریم میگم به خاطر استرس امتحانه مامانم میدونه من میدونم حتی پیش مشاوره رفتم ولی حالم خوب نشد
با این شکل که هست حتی نمیدونم بچه ی تنی بابامم یا نه
خب من فقط ۱۴ سالمه و دخترم مامانمم چند وقتی هست هی تماس های بشدت مشکوکی داره حتی ی بار وقتی گوشیش دستم بود ی پیام .. دیدمکه گفت دوستمه من الان هیچی نمیدونم و میترسم گوشیشو چک کنم که با چیز بدی روبه رو شم ما خانواده ی خوبی نداریم مامان بابام بهم زیاد علاقه نشون نمیدن ولی از بابام مطمئنم ولی مامان….. نمیدونم کسی منو درک کنه یا نه ولی واقعا حالم از خانوادم خودم و زندگی بهم میخوره و اصلا برام مهم نیس چه بلایی سرشون بیاد 🙂
دقیقا منم مثل تو شدم
من کنکور دارم اما نمیتونم تمرکز کنم با این وضع
روحیم داغونه داغون نمیدونم چکار کنم دیگه تمرکز ندارم
باید هک کنی؛ گوشی مادرتو…
و یه سری مدرک ازش داشته باشی…
تا موقع طلاق نتونه پدر رو بیچاره و راهی زندان کنه…
همچنین با دایی هم در میون بزار
سلام چطوری میشه گوشی هک کرده
سلام من درکت میکنم چون مامان و بابای منم اصلا باهم خوب نیستن ولی من به مامانم چند ماهی هست که شک کردم چون اخلاقاش عوض شده مثلا مامانم همیشه قبلا گوشیشو میداد و بازی میکردن و هیچ برنامه ایش رمز نداشت و اما الان همه برنامه هاش رمز داره و گوشیش رو نمیده مه بازی کنم دارم سعی میکنم مه بفهمم حتی صبح خواب خوابشم دیدم که مامانم دوست پسر داره و الان نزدیک های امتحانای ترم اخر هستش و من اصلا تمرکز ندارم منم دختر یازده ساله هستم و کلاس پنجمم در حالی که قبلا درسم خیلی خوب بود و همیشه معلمام ازم راضی بودن اما الان افت کردم و نمیدونم چیکار کنم
منم ۱۳ سالمه خانواده شادی داشتیم اما از زمانی که متوجه شدم زندگیم داغون شد بر عکث خیلیا که از والدین شون متنفرم من عاشق پدر مادرمم اما نمیدونم باید چیکار کنم بابام صبح تا شب حمالی کنه بعد مامانم بره خیانت کنه من الان حدود ۳ شبه که اصلا نتونستم بخوابم شبا فقط گریه میکنم ب
من مامان توی واتس آپ با یکی که اسمش زری هست هر روز خدا چت میکنه و میخنده،هروقت از کنارش رد میشم گوشیشو خاموش میکنه و وقتی میرم اونور دوباره شروع به پیام بازی😭الان اون شخص به مامانم پیام داده اگه الان پیشت بودم ارضات میکردم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭من یه دختر13سالم،میرم کلاس هفتم،حالم اصلا خوب نی،روم نمیشه به مامانم یا کسی دیگه بگم جریانو،توروخدا کمکم کنین یه جوری به مامانم بفهمونم کار اشتباهیه،توروخداااا😭😭😭😭خیلی حالم خرابه، دیشب قصد کردم خودمو بکشم، تازه مامانم هروقت میری حموم یا دستشویی گوشیشو میبره با خودش😭این یعنی چی؟ 🥺 یه بارم مچشو گرفتم داشت……. توروخدا کمکم کنین،یه دختر بدبختم،سنی ندارم😓من نمیخواستم توی زندگیم با این چیزا روبه رو شم😭دوتا داداش دارم5ساله،بابامم برا مامانم کم نزاشته،بهترین ماشین، طلا،خونه،ولی نمیدونم چی شده….مامانم39سالشه بابام38،التماس دعا و کمک برای زندگی بهتر منه بدبخت🥺😭
به بابات بگو یا درست میشه یا بابات مامانتو طلاق میده بهدش هم برو با بابات زندگی کن اونجوری که میگی بابات وضعش خیلی خوبه
گفتنش راحت نیست من از خونه رفتم من میخواستم رگمو بزارم چقدر با مامانم دعوا کردم
سلام من پسر بزرگ خانواده بودم مثلا ازش مدرک جمع کردم رفتم زدم توروش به جایه اینه خجالت بکشه گفت زندگی خودم
(از یه جایی به بعد تنهایی زندگی کردنو انتخاب میکنی)
چون میبینی اونی که از وختی به و دونیااومدی این کارو باهات کرد از همچی میبری
منم همین مشکلو دارم ولی من پسرم سعی کن به کسی نگی وبه روشون نیاری و به خودت اسیب نزنی و بی محبتی اونا رو بیرون خونه با کسه دیگه ای پر نکنی و کم کم ازشون فاصله بگیری تا بزرگ شب سرت گرم کارت شه برات ارزوی بهترینا رو میکنم یا دت باشه این نکنته مهمه
با کسی در میون نزار
به روشون نیار “چون به تحصیلت لطمه میخوره
و بی محبتی اونا رو بیرون خونه با کسه دیگه ای جاشو پر نکن
👍👍👍
عزیزم قصه نخور درست میشه همه مون مثل تو ناراحتیم
پدر داری؟
تنها تو نیستی تو هم هم سن من هستی
منم هر وقت سمت مامانم میرم گوشیشو خاموش میکنه ولی اون دونفری که با مامانم چت میکنه میشناسمش تو هم واقعا مثل منی
ما هیچ سنی نداریم من هیچ کم کاری پدرمو ندیدم پارسال پدرم میدونست مادرم خیانت میکنه میخواستن طلاق بگیرن اما پدر بزرگم درستش کرد مامانم از پدرم معذرت خواست ولی امسال شور شو در آورد داره خیانت میکنه
من واقعا تصمیم گرفتم برم پیش دوستام زندگی کنم اما نمیتونم جریان میفهمن چی بگم
مامان منم چند وقتی هست که به بابام خیانت میکنه و توی اینستا واسه طرف عکس و … میفرسته و چت میکنه هر وقتم میره حمام یا دستشویی گوشیشو همراه خودش میبره واقعا برام سواله که واسه چی این کارو میکنه 🤨😶
خیلی عوض شده اصلا مثل قبل نیست توجهش نسبت به ما خیلی کم شده مدل حرف زدنش با بابام اصلا درست نیست ولی چتشونو که خوندم … هر وقت که نزدیکش میشیم گوشیشو خاموش میکنه واقعا نمیتونم با این موضوع کنار بیام اصلا نمیتونم واسه امتحانام بخونم
سلام عزیزم
چیزی که شما داری تعریف میکنی خیلی شبیه به مامان منه مامان من هم خیلی به من اهمیت میداد و باهم خوب بودیم اما الان عصبانی شده من حتی جرعت نمیکنم باهاش اروم صحبت کنم خیلی میترسم چون من فقط ۱۲سالمه و تا به حال همچین چیزی رو تجربه نکردم و به هیچ کس هم نمیتونم بگم چون هم ابروی مامانم میره هم… خلاصه بماند وقتی که فهمیدم مثل کسایی که تشنج میکنن شدم دست و پام بی علت میلرزید امیدوارم مشکلت حل شه
سلام من حدود۳سال پیش پدرم روازدست دادم یه شب باباخواست بره تواتاق مامانم ولی مامان مخالفت کردوازاتاق اومدبیرون وگفت به هرکی بدم به تونمی دم خیلی ناراحت شدم حالاکه یادم میادمی فهمم مامانم خیانتکاره واین روزهاهرجاکه بخوادبره میره ومیاد.
چه
مال من یکم زیاده امیوارم بخونید:)
من ۱۸ سالمع از بچگی همیشه ی شکایی به مامانم داشتم ولی جدی نمیگرفتمش یه روز یکی از فامیلامون شوهرش و بست به مامانم گفت اینا باهم رابطه دارن هیچکی حرف زنه رو باور نرکرد و حتی کار به دعوا و ایناام کشید ما حدودا تا ۵ سال باهم قهر بودیم تا اینکه کلاس هفتم که بودم شنیدم مامانم داره مشکوک با یکی حرف میزنه گوشم و تیز کردم دیدم واقعا حرفاشون مشکوکه از حموم اومدم خواستم گوشیش و چک کنم دیدم برای واتساپش رمز گذاشته هرچقدر پرسیدم نگفت رمزشو تا اینکع ی بار داشت میزد دیدم فهمیدم یواشکی گوشیش و برداشتم رفتم واتساپ دیدم آره با ی مرد داره حرف میزنه حالم خیلییییی بد شد شکه بودم چیزی که دیده بودم و باور نمیکردم این کارو چند بار تکرار کردم و همش برام سوال بود مرده کیه تا اینکه فهمیدم همونی بود که زنه گفته بود با شوهر من رابطه داره نفسم بالا نمیومد هرکسیو فکر میکردم بجز اون یارو از اون موقع خیلی میگذره میرفتم مدرسه خیلی خوشحال بودم ولی بعد که یادم می افتاد باید برم خونه افسردگی میگرفتم چون هعی باید میدیم مامانم داره با یارو حرف میزنهداما به روی خودم نمی اوردم تو این مدت خیلی رفتارام عوض شده بود عبن این افسرده ها مامانم همش میگفت چته میگفتم چیزی نیست بخدا بخاطر سنمه ی دوره ایه میگذره ولی واقعا حالم خراب بود از مامانم خیلی حرس داشتم ی روز که ی دعوای خیلی بد باهم کردیم خونه تنها بودم له خودم گفتم ازین به بعد باید خوشحال باشی انگار نه انگار از چیزی خبر داری دیگه نباید شبا گریه کنی و حال خرابی بکشی از اون موقع انکار مامانم دیگع با یارو حرف نمیزد منم حالم خیلیییی خوب بود قشنگ برگشته بودن به دوران خوبم تا همین هفته پیش که دوباره دیدم مشکوکع اینبار واقعا تحمل نداستم یاد حال خرابیای قبلم می افتادم نمیخواستم باز اون دوران برگرده گفتم دیگه اینبار باید به روش بزنی و گفتم اصلااا اونجوری که فکرشو میکردم پیش نرفت انگار لال شده بودم موقع گفتنش اون هعی حرف میزد میگفت اگه واقعا میکی من با یکیم خوب مدرک بیار من مدرک داشتم حتی میدونستمم طرف چیه اما خیلی سخت بود به این فکر میکردم که من دارم به مامانم ابن حرفارو میزنم برام سخت بود و هعی میودم حرف بزنم حرفمو میخوردم و بغض میکردم خیلی پشیمونم از کاری که کردم کاش هیچوقت نمیگفتم بهش میدونم تا همین الان داشتم عین سگ زار میزدم به حال خودم به وضعیتم به اینکه از فردا قراره با مامانم چجوری برخورد کنم اون چجوری میخواد برخورد کنه حالم خیلی بده حتی بدتر از چند سال پیش خیلی دلم میخواد بت یکی حرف بزنم اما نمیشه همه رو مامانم ی حساب دیگع دارن خیلی قبولش دارن توی زن بودن منم خدایی خیلی خوب بار اورده خیلی دوسش دارم ولی دیگع اون ارزشی که قبلا داشت و برام نداره ی داداش کوچیک تر از خودم دارم نمیخوام اون هیچی بفهمع نمیخوام چیزایی که من کشیدم و بکشه حتی رفتم از مامانم معذرت خواهیم کردم گفتم توهم زده بودم یکم حساس شدم این چند روز
چلی دیگع نمیدونم باید چیکار کنم…
حستو کاملا درک میکنم اگه دوست داشتی با کسی حرف بزنی میتونی با من حرف بزنی
دلم میخواد همه چیزم بدم برگردم به موقعی که هیچی نمیدونستم مامانم هنوز مثل قبل بود برام
کاش 🙂
عالی🥲
منم نیاز دارم با یکی حرف بزنم
دقیقا اون موقع ها یه آدم دیگه بودم
میتونی با من حرف بزنی🥲
منم شرایطم مث توعه ولی بهش گفتم
انگار پشیمونه …..
حاجی خیلی درکت میکنم
دارم میمیرم
مامانم وقتی ۹ سالم بود خیانت کرده تا الان
الان من ۱۷ سالمه دو هفتس گفته حاملم خیلی حالم بده میترسم بچه یکی دیگ باشه 💔 هی میگم بچه رو بندازه از ی طرف هم گناهه
اگ میشه یکی راه نمایی کنه خیلی حالم بدتر شده
تو دیگه خیلی اوعضات خرابه اصلا تصورش هم نمیشه کرد
چقد تو خری
امیدوارم مشکلای هممون درست شه و همه چی مثل سابق بشه:)
من تازه وارد۱۳ سالگی شدم و الان یک ساله متوجه خیانت مامانم شدم
بابام افسردگی داره و مامانم میگه بابات خیلی بی عاطفست ،مواد میکشه ،داره خیانت میکنه و… همه اینا هم یه بهونه اس برای طلاق.
نمیدونم چیکار کنم .مامانم حتی با اون مرد متاهل رابطه جنسی داشته .وقتی میفهمم کسی که انقد دوستش داشتم اینکارو کرده به جز خودکشی به چیز دیگه ای فکر نمیکنم.هنوز به مامانم نگفتم که این موضوع رو میدونم .و از اینکه به بابام بگم و کار به طلاق بکشه و همه بفهمن خیلی میترسم.هیچ کسی هم نیست که بخوام این چیزا رو بهش بگم.من واقعا مامانمو خیلی دوست دارم و حتی گاهی اوقات خودمو به بیخیالی میزنم که انگار هیچی نشده ولی دیگه نمیتونم تحمل کنم.
تک تک پیام هاتون رو خوندم و واقعا برای همتون متاسفم که شاهد همچین چیزی بودین.فقط امید وارم بگذره این روزا🙂
🤗😇درکت میکونم
توهم مثل من هستی😞
دقیقا مثل داستان من ی همدرد پیدا شد
تو هم مثل منی خیلی حالم خرابه
بچه ها شماها هم مثل هرچی میخوایید کناربیاییدو میگذره حس میکنید بی غیرت ترمیشید؟🥺وقتی هیچ کاری نمیکنم و به روم نمیارم فکرمیکنم دارم منم ازپشت به بابام خنجرمیزنممم
منم اینطوریم ی شب نیس که گربه نکم بیشتر دلم برا بابام میسوزه
منم همین طور
وای خدایا، ینی پیاما رو که خوندم دیدم خیلیا هستن که مثل من از عالم و آدم حالشون بهم خورده، مادر که تکیه گاه بود براشون نفرت انگیز ترین آدم شده. میفهمم تک تک کلمات پیام ها رو. منم از وقتی ۱۳ سالم بود فهمیدم تا الان که ۱۸ سالم شده. ولی پریروز مشکوک بودن رو گذاشتم کنار و رفتم تو اکانت تلگرامش، کاش کور میشدم و نمیدیدم :))) باورش سخته که بتونی درک کنی این پیاما و عکس و گیفا واقعا از طرف مادرت که همه کس و کارت بود برا یه مرد دیگه فرستاده شده. صدای شکستن قلبمو شنیدم. از اونموقع به بعد با خودم درگیرم. خواب و خوراک ندارم. هرچی میخورم سنگ میشه و تو گلوم میچسبه. انگار بغضم واقعا راه گلومو بسته. نمیدونم چیکار کنم، دلم میخواد فرار کنم از شرایطی که به وجود اومده. از مامانم فرار میکنم. دلم نمیخواد نگاش کنم، باهام حرف میزنه یا وقتی دستش بهم میخوره حالم بهم میخوره، خودمو کنار میکشم که ازش دور باشم چون حس میکنم کثیفه. دست یه مرد غریبه بهش خورده. حالم بده و بت خودم درگیرم فقط دوست دارم فرار کنم. امیدوارم هممون نجات پیدا کنیم بچه ها
میفهمم حالتو😭
کاملا درکت میکنم چون داستان خودمم مثل توعه
منم وقتی که اینو متوجه شدم راجب مامانم خدا میدونه چقدر گریه کردم و حس کردم دیگه اون جایگاه مقدس برام از بین رفته
و خیلی سخته که ببینی خیلی از فامیلا و آشناهات مامانشون خیلی بفکر خانواده هست و اونوقت تو مامانت رو میبینی که دست به چنین کارای شرم آوری میزنه
وقتی اومدم توی سایت و پیامارو دیدم حس کردم چقدر همدرد دارم باورم نمیشد
حس عجیبی بهم دست داد که دیدم کلی آدم هستش که من و درک میکنن
امیدوارم که هممون ازاین وضعیت نجات پیدا کنیم و زندگی برای همه ختم بخیر بشه
بشدت درکت میکنم
منم دقیقا مثل تو ام درک میکنم اون روزو چه شب چه روز کلا واسم تاریکه🥲
سلام من یه پسرم ۱۴ ساله هستم و همین چند هفته پیش متوجه شدم که مامانم داره به بابام خیانت می کنه و نکته بدتر اینه که داره با دوست بابام به بابام خیانت می کنه و واقعا بعد از فهمیدن این موضوع از هم پاشیدم و اینکه یه خواهر ۹ ساله هم دارم و واقعا نمیدونم باید چیکار کنم و اگر به بابام بگم که زندگیمون از هم میپاشه و من اصلن نمی خوام بچه طلاق باشم لطفاً یکی بگه باید چیکار کنم ؟💔
آرامش خودتو حفظ کن فقط باید همین کار رو کنی و با مادرت صحبت کنی و با احساس شرم و مطئسف بودن از کار مادرت جلوی خودش او موتجه میشود کار او اشتباه است
سلام من کلا ۱۲ سالمه یه برادر و خواهر کوچیک تر از خودم دارم مامانم هم سرکار میره منم همه ی کارای خونه رو انجام میدم بابام نابیناست یه مغازه ی کوچیک داریم و تو یه شهر کوچیک زندگی میکنیم داداشم پیش بابام مغازه کار میکنن مامانم هم که سرکار
آبجی کوچیکمم که هرچی وسایل تو خونه هست رو میریزه زمین همه ی اونا هم من جمع میکنم میکنم ناهار شام هم که با منه مامانم هم هی به من دستور میده دیگه چی کار کنم
این خیلی سخته؟
عزیزم تا خدا رو داری غم نداشته باش داشتن خواهر کم نعمتی نیست زندگی همه یه جورایی سخته فکرشو نکن
سلام
من ی دختره ۱۷ ساله ام ی خواهر بزرگتر از خودمم دارم من و خواهرم از خیانت مادرم در جریانیم همش زیر سر خالمه اون چون زندگیه خودشو همین جوری با خیانت نابود کرد و از شوهرش طلاق گرفت میخواد زندگی مارم داغون کن باز با این حال خالم دست از کارش یعنی دوستی با مردا و پسرای دیگه برنمیداره با اینکه خودشم ی پسر بیست و خورده ای ساله داره
من دلم واسه بابام میسوزه بابام آخه گناهی نکرده که اون نمیدونه زنش خیانت کرده کن حتی چند باری سر این موضوع انقد با مامانم دعوا کردم انقد بهم بد و بیراه گفتیم حتی همین دیروز ام دعوا کردیم زرتیم میشینه گریه میکنه اعصابمو خورد کرد دیگه همش میخوام درس بخونم که سال دیگه که کنکور دارم قبول شم برم از این خونه این کارای مامانم حالمو بدتر میکنه
بعضی وقتا میگم مامانم بمیره زندگیمون خوب میشه حداقلش اینه که دیگه کسی نیست که خیانت کنه و اعصابمونو داغون
درکت میکنم عزیزم من بابام تصادف کرد و مامانم هم دور دستش بود تا میتونست با مردا دوست شد و حتی رابطه جنسیم داشت و باردارم شد من 16 سالمه و از 10 سالگی مادرم این کار ها رو شروع کرد من پارسال با ی پسر دوست شدم از بس تنها بودم همشم بخاطر مادرم بود نمیخواستم کسی بفهمه چون ت خانواده ما دختر اگه با پسر دوست بشه باید سرش بریده بشه مامانم فهمید و منو چقد کتک زد 1 ساله گوشیمو گرفته ابرومو همه جا برده دارم خفه میشم ازش متنفرم هیچ حسی بهش ندارم دلم میخواد بمیره تا چند روز پیش بهش گفتم ت چرا این کارها رو با بابام کردی گفت دلم میخواد دوست دارم مادر من ی هرزه ب تمام معناست جای من بودین چیکار میکردین؟! 🥺
خب فقط 4 سالم بود ک طعم تلخ خیانتو چشیدم در حالی ک حتی اسمشم نمیدونستم
12 سال از اون روزها میگذره ولی هیچوقت اون لحظه رو ک اون مردو دیدم فراموش نکردم و نمیتونم بکنم
مامانم کاملا متوجه هست که من این موضوع رو میدونم اما چون میدونه هیچوقت ب بابام نمیگم و زندگیشون از هم نمیپاشم بازم جلوم به کاراش ادامه میده
و حتی با یک نفرم در ارتباط نیست بلکه با چند نفر در ارتباطه
و حتی همین چند دقیقه پیشم باهاش تماس تصویری گرفت و الانم دوباره صدای بوق تماس تصویریش اومد
ی بار وقتی 6 سالم بود عکس اون مردو دیدم
چندین بارم چتش با اون مردو دیدم که حرف از ول کردن بابام میزدن
کاش ی روز فقط دلیل کارشو بفهمم💔
خب تو چرا هیچی نمیگی
دلیل کارش هرچی باشه قابل قبول نیست. حق تو و پدرت نیست که اینجوری بهتون خیانت بشه. شاید خودت بی حس شده باشی متوجه نشی ولی مادرت با علنی کردن خیانتش جلوی تو، داره به تو هم آسیب میزنه. حتما خیلی جدی بهش بگو حق من نیست هربار دلمو بشکنی با این علنی انجام دادن این کارهات و حداقل جلوی من انجام نده که اینقدر اذیت نشم. سعی نکن درکش کنی، تلاش برای درک آدم خیانتکار مثل تلاش برای درک آدم افسرده ست، تو رو هم آلوده میکنه. کسی که باید درکش کنه و کمکش کنه روانشناسه نه تو. اونم تازه اگه مادرت قصد تغییر داشته باشه.
سلام من یه پسرم بچها من مادرمو خیلی دوست دارم و خیلی براش ارزش قائل بودم خیلی فهمیده بود و همیشه توی جامعه منو خوب بزرگ کرد و سختی کشید.
من ۱۵ سالمه یادمه سوم بودم یه دعوای جدی ای اتفاق افتاد بین مامان بابام و ازون روز به بعد دیگه اون رابطه ی سابق رو نداشتن خیلی سعی کردن طبیعی جلوه بدن و همین الانشم خیلی اوکی ان بدبخت پدرم توی این شرایط هرکی پول داره میده به ماها و همیشه قربون صدقه ماها میره و خیلی مهربونه.
ازون شب دعوا تا الان من حس کردم خیانت مادرمو، همین چند ماه پیش پیاماشو دیدم با یه پسری که دیدمش و میشماسمش اون پسره بیناموس کسی بود که همراه مامان بابام میومد کوه یه اکیپ کوهنوردی بودن که مادرم با اون به بابام خیانت کرده :))))
دارم میترم واقعا باورش سخته مادرمو تصور میکنم توی چنین شرایطی نباید این دردا میومد سراغم من همینجوریش افسرده بودم و خیلی دلم برای بابام میسوزه همیشه بدشو میگفتم نمیدونم چرا و همیشه طرف مامانم بودم ولی خب الان که اینارو فهمیدم با خودم میگم گناه بابام چیه :)))
نمیتونم مثل سابق به مادرم فکر کنم و بهش بگم دوست دارم یکی بیاد باهام حرف بزنه خیلی نیاز دارم بهش دارم میمیرم..🙂💔
من همین امروز فهمیدم این اتفاقو و وضعیتم دقیقا مثل توعه 15 سالمه کلاس سوم مامانم و بابام دعوا کردن و دیگه مثل سابق نشدن فقط پسررو امروز برای اولین بار عکسشو دیدم و نمیشناسمش
جقدر شبیه منی 😔
ناراحتی ندارع
واییی مثل من😔
دقیقا همین امروز برای من اتفاق افتاد و دیدم………
میدونی حالا اگه بقیه بفهمن چه بلایی به سر ما میاد دیگه همه به مادرامون یه چیز دیگه میگن
تنها نیستی
من یه دختر 17 سالم .از سه چهار سالگی خیانت مامانمو دیدم.کل بچگیم با دعوا بوده چقدر شبا گذشته که با گریه خوابیدم
فکر میکردم تموم شده همه چی حل شده
حالا یه سالی هست که فهمیدم هنوزم مامانم به خیانتش داره ادامه میده و حالم بده
هیچ تمرکزی برای زندگیم و درسم ندارم
کاش تموم شه این چیزا
تو منی من دقیقا اینطوری بودم
شرایط منم همینه😭
رفیق من تا مرز سیاه نور خوردنم رفتم
منم مثل تو پیاماشو دیدم و طرفم میشناسم
واقعا همه چیو سپردم به خدا
ولی هرجوری حساب میکنم میبینم من خیلی بیغیرتم
س
من ۱۱ سالم مادرم هم برای واتساپ هم برای اینستاگرام هم برا پیام هم یوتیوب دیگه میدونم خیانت میکنه به آینده خودم فکر میکنم به مادرم فکر نمیکنم
من همین چند وقت پیش خیانت بابام با بهترین دوستم رو دیدم و متاسفانه فهمیدم که دوستم از بابام بارداره و الان بچشون هم به دنیا اومده حتی اسم هم براش گذاشتن واقعا نمیدونم چیکار کنم لطفان بهم یه راه بگید
نمیدونم چی بگم انقدردردداره وضعیت انقدر حالم خرابه که دیگه نمیتونم چت کنم
ارچیش بگم ازاینکه دیگه مامانم برام مرد مامانی که ادعاش میشه و یه فامیل روش حساب بازمیکنن حتی دلم واسه خودبدبختش هم میسوزه ازاینکه هرروز بابامو میبینمو تودلم میگم بمیرم برات مرد که انقدر مظلومی ازاینکه ابجیام گناه دارن ازاینکه خودم که کنکوریم دارم ذره ذره اب میشم قلبم داره منفجر میشه نمیتونمم به کسی بگم حتی خودش. ازچیش بگم اخه کی توجه میکنه به درد من بدبخته رو اکانتشم و پیاماشو میخونم هی میگم نه دیگه نمیخونم اعصابم بهم میریزه ولی مگه میشه اخه من دارم میمیرم
تویی که داری اینو میخونی میفهممت باتمام وجودم ماازاونایی که پدرومادرشون مردن یا طلاق گرفتن خیلییییی مظلومتریم ماها مثل بی پناها میمونیم نمیتونیمم بگیم هرچی بگیم تف سربالاست چون مامان خودمونه
فقط باید ازخدا بخواییم این قلب اتیش گرفتههه ی مارو اروم کنه
ولی ما مادرای خوبی میشیم ماخیانت نمیکنیم نمیزاریم بچمون وقتی که فهمید بخواد خودشو بکشه بخواد بمیره له بشه واسه چی واسه خوشگذرونیم
کاش میشد کاش میتونستم بهش بگم
ولی حیف خدافقط خودش کمکمون کنه اینا بیخیال بشن مارو خرابترازاینی که هستیم نکنن
از اینجا به هم قول میدیم همگی((: که این عادت اشتباه رو کنار بگذاریم بچه هامونو مثل خودمون بدبخت نکنیم.
بابام برای مهاجرت رف و یه سال نیس… مامانم چند ماهه مشکوک میزد امروز وقتی حموم بود رفتم سر گوشیش از کنجکاوی پی وی یه مردو باز کردم و وقتی چتاشونو دیدم انقد شوکه شده بودم که… احساس گناه دارم فقط میخوام یه کاری کنم ارتباطشو با اون مرد متاهل قطع کنه
مامانم زن خیلی عاقلیه و همیشه راجب این مسائل بهم هشدار و توضیح میداد چی شد که خودش این خطا رو کرد 😭😭😭من میخوام برگردیم سر زندگی قبلیمون بدون اون مرد… :))))
آخ همه اینجا هم دردیم😔
ی سوال
صمیمی ترین رفیقم الان درگیر خیانت مادرشه و میگ شنیده با همحرف میزنن و چتاشونو دیده
خیلی سردرگمه و بدجوریتو لاک خودشه منم خیلی سعی کردم درکش کنم ولی اعتراف میکنم نمیشه
ب نظرتون الان بهترین کاری ک ع من بر میاد چیه؟چغلطی باید بکنمممم؟
به دوستت بگو علیه مامانش مدرک جمع کنه
و تاکید کن فقط به باباش خیانت نکرده ، به خانواده خیانت کرده،به تعهدش
کسی هم که خیانت کنه ، هر چقدر هم زحمت کشیده باشه ، در نهایت خودش خواسته که دشمن باشه
سلام من یه دختر ۱۴ سالم
هنوز یکسال نشده که پدرم عوت شده مادرم یکماه پیش با یک نفر حرف میزد بهش گفتم و اون گفت که به توچه با خواهرم مشورت کردم باز هم مادرم حرف میزد اینبار خواهرم به مادرم گفت ولی مادرم بهونه اورد گفت که یه زن حرف میزنم منم گفتم دیگه تموم شد حرف نمیزنن تا به امروز که فهمیدم مامان به من الکی گفته رفته سرکار ولی نه رفته پیش طرف و به صاحبکارش گفته امروز نمیام رفته پیش مرده میشه بهم یه راه حل بدید حالم خیلی بده