کانال تلگرام اخبار نظام وظیفه آویژه

برای دسترسی آسانتر به مطالب سایت به کانال تلگرام روانشناسی آویژه بپیوندید (کلیک کنید).

اینستاگرام آویژه

مطالب ما را در اینستاگرام دنبال کنید ( کلیک کنید)

با خانواده شوهر باید چگونه رفتار کنیم؟

 با خانواده شوهر باید چگونه رفتار کنیم؟
4.1/5 - (16 امتیاز)

ازدواج، پیوند دو نفر نیست. پیوند دو خانواده است. شما علاوه بر اینکه تصمیم به ازدواج می گیرید، باید خود را با رفتارهای خانواده شوهرتان هم تطبیق دهید. عادات و رفتارها و رسم و رسومات هر خانواده، با دیگری متفاوت است و راضی نگه داشتن همه، کار آسانی نیست. از طرفی خانم ها نسبت به آقایون در این زمینه استرس بیشتری دارند و دوست دارند بهترین عروس برای خانواده همسرشان باشند.

مهم است بدانید که رفتار با خانواده شوهر، مهارت و شناخت خوبی را می خواهد که با کمی مطالعه و تحقیق و مشاوره خانواده می توانید به آسانی از پس آن بر بیایید.

مشاوره حرفه ای تخصص ماست
شما میتوانید برای مشاوره و تراپی در زمینه با خانواده شوهر باید چگونه رفتار کنیم؟ با بهترین روانشناسان مرکز مشاوره خانواده آویژه تماس حاصل نمایید. ساعت پاسخگویی ۹ صبح الی ۱۲ شب.

برای مشاوره تلفنی فوری داخل کشور روی لینک زیر کلیک کنید.

مشاوره تلفنی فوری

جهت مشاوره برای هم وطنان خارج از کشور روی لینک زیر کلیک کنید.
هموطنان خارج از کشور

برای رزرو وقت مشاوره حضوری روی لینک زیر کلیک کنید.
رزرو جلسه مشاوره حضوری

مشاوران آویژه
پاسخگوی شما هستند

نکات کلیدی در مورد رفتار با خانواده شوهر

1. شناخت شوهر و خانواده اش

اولین مرحله برای داشتن شروع رابطه ای خوب با خانواده شوهر، این است که شناخت خود را از آنها بالا ببرید. در گام اول بهتر است کمی محتاط باشید و رفتارها و اخلاق آن ها زیر نظر بگیرید. اینکه مادر شوهرتان چه رفتاری را می پسندد و یا پدرشوهرتان به چه چیزهایی علاقه دارد، شناخت شما را می طلبد.

2. هیجانات خود را کنترل کنید

سعی کنید در برخورد با هیجانات زندگی، احساسات خود را مدیریت کنید. خصوصا در برخورد با خانواده شوهر احساسات خود را کنترل نمایید. در غیر اینصورت ممکن است از رفتارهای شما سوء برداشت شود. تمام رفتار و حرکات شما در جلسات اول مهمانی ها زیر نظر است پس در جلسات اول متانت و وقار خود را بیش از هر زمان دیگری حفظ کنید و آهسته و شمرده صحبت کنید.

علاوه بر این ممکن است به دلیل اختلافات فرهنگی یا دیگر مسائل، شرایط دست به دست هم دهند که شما عصبانی و مضطرب شوید. سعی کنید قبل از هر گونه برخوردی یاد بگیرید در این شرایط چگونه خود را آرام کنید. مثلا اگر حرفی شنیدید که شما را عصبانی کرد سعی کنید همان لحظه به مکان خلوتی بروید و نفس عمیقی بکشید و دوباره به جمع بازگردید.

3. از خانواده شوهر خود نترسید

یکی از استرس هایی که دختران بعد از ازدواج دارند، نوع برخورد با خانواده شوهر است. اگر این موضوع را درک کنیم که همه ما در کنار صفات مثبت یک سری صفات منفی هم داریم، دیگر شرایط را برای خودمان و دیگران بدتر وپیچیده تر نمی کنیم. شاید مادر شوهر یا خواهر شوهرتان جمله ای بگویند که دلتان بشکند. با خود فکر کنید که آیا در این مدت به شما محبت نکرده اند؟ اگر کمی منصف باشیم قطعا در زمان سختی ها و اختلافات می توانید قضاوت بهتری در این رابطه داشته باشید. ازخانواده همسر نترسید و آن ها را مانند خانواده خودتان بدانید. برخورد محبت آمیز شما با خانواده شوهر، بازخورد مثبتی خواهد داشت.

4. فرصت دفاع به خود بدهید

اگر احساس می کنید که واقعا به خاطر این شرایط به تنگ آمده اید و به قول معروف هرچه خوبی می کنید جوابش را به بدی میگیرید، در فرصت مناسب با همسر خود صحبت کنید و به همسرتان بگویید که به خاطر این موضوع خسته هستید. بعضی اوقات همسرتان احساس می کند که اگر با خانواده اش صحبت کند میتواند مشکلات را حل کند. این کار درستی است. بعضی اوقات هم می شود جلسه ای با حضور شما و خانواده همسرش بگذارد و سوء تفاهمات را برطرف کند. ولی جبهه گیری های یک جانبه در این موارد، کار را از این که هست سخت تر خواهد کرد.


بیشتر بخوانید: پیامد های بی احترامی به خانواده همسر


رفتار با خانواده شوهر

رفت و آمد با خانواده شوهر

در رفت و آمد با خانواده شوهر اعتدال را رعایت کنید.

مهم ترین اشتباه در رفت و آمد با خانواده شوهر، افراط و تفریط است. بعضی از دختر خانم ها فکر میکنند که اگر رفت و آمد خود را با خانواده شوهر بیشتر کنند، بهتر در دل آن ها جای می گیرند. در صورتی که اینطور نیست. افراط در مهمانی دادن ها و مهمانی رفتن ها باعث می شود که حرمت ها در جاهایی شکسته شود یا در میان صحبت ها حرف هایی زده شود که دو طرف به نوعی آن را ” ” تیکه” یا ” کنایه” تلقی کنند. در این صورت بازار غیب باز شده و ممکن است این اختلافات با خانواده همسر بیشتر شود.

از طرفی، بعضی دیگر فکر میکنند که هر چه یکدیگر را نبینند بهتر است. ممکن است سالی یکبار از هم خبر بگیرند یا در ارتباط باشند. در این صورت هم روابط تیره و تار می شود و هم عروس و هم خانواده شوهر از هم سرد می شوند. حتی اگر پسرشان به تنهایی به آن ها سر بزند، گلایه و ناراحتی آن ها پابرجا خواهد بود.

مهمترین اصل بعد از آموزش مهارت همسرداری، مدیریت روابط با خانواده همسر است. زیرا معمولا تمام پسران نسبت به خانواده شان حساسیت زیادی دارند. پس نوع روابط، حد و حدود روابط و استفاده درست از جملات در مکالمات بسیار مهم است. به خصوص دخترانی که تجربه ای ندارند باید تمام این موارد را در نظر بگیرند.

نکات مهم در مدیریت روابط با خانواده شوهر

1. دیدارهای مکرر و غیرضروری را با خانواده شوهر را کم کنید. این اصل مهمی در برقراری رابطه سالم با خانواده شوهر است.

2. در زمان دعوا و اختلاف ، خانواده شوهر را وارد ماجرا نکنید یا آنها را دخالت ندهید و به آن ها توهین نکنید.

3. سعی کنید وابستگی بیش از حد خود را به خانواده کمتر کنید. شما اکنون مستقل شده اید و باید بتوانید مشکلات خود را به تنهایی حل کنید.

4. تفاوت های فرهنگی و اختلاف سلیقه همیشه وجود دارد. باید راهی پیدا کرد که در اوج این تفاوت ها، ارتباطات خود را به بهترین شکل حفظ کنید. دلیلی ندارد که همه مطابق میل ما رفتار کنند یا خود را تغییر دهند و آن چیزی شوند که ما می خواهیم.

5. رفتارهای کودکانه را کنار بگذارید. شما اکنون ازدواج کرده اید و بهتر است تحمل خود را نسبت به مشکلات و صحبت ها بالا ببرید. منظور از رفتارهای کودکانه، همان حساسیت هایی است که اکثرخانم ها دارند و سریع نسبت به حرف های دیگران واکنش نشان می دهند.

6. انتظارات و توقعات خانواده شوهرتان را از خود شناسایی کنید. بعضی ازخانواده ها دوست دارند عروسشان اینگونه رفتار کند یا این سبک لباس بپوشد. سعی کنید تا حدی که برایتان مقدور است همانگونه باشید که آن ها می خواهند.

7. هر چه روابط شما با شوهرتان خوب باشد و رابطه بهتری با آن ها داشته باشید، از آنطرف بازخوردش را خواهید دید و متقابلا شوهرتانتان احترام خانواده شما را نگه خواهد داشت. از طرفی همسرتان بی شک از شما جلوی خانواده اش تعریف خواهد کرد و آن ها نیز به خاطر این موضوع از شما راضی خواهند بود و از اینکه پسرشان را خوشبخت کرده اید با شما رفتار خوبی خواهند داشت.


بیشتر بخوانید: حمایت از همسر در مقابل خانواده


مدیریت روابط با خانواده شوهر

حد و حدود رابطه با خانواده شوهر

حتما در مورد اینکه با خانواده همسرتان چه رفتاری داشته باشید یا چطور آن ها را بشناسید و هر چند وقت یکبار آن ها را ببینید یا چه زمانی آن ها را به خانه خود دعوت کنید، از خود سوال می کنید. در مورد حد و حدود رابطه با خانواده شوهر اولین چیزی که باید رعایت کنید، احترام است.

محترم شمردن خانواده شوهر، مهم ترین اصل در قانون شوهر داری است. یعنی اگر شما بتوانید در شرایط سخت این احترام را حفظ کنید قطعا آن ها هم شما را محترم می شمارند و حد و مرز خود را متوجه می شوند.

1. به چارچوب ها و قوانین خانواده شوهر احترام بگذارید

هر خانواده برای خودش قوانین و چارچوبی دارد که دوست دارد دیگران آن را رعایت کنند. اگر شما نسبت به چارچوب های خانواده همسرتان، حساس باشید و آن ها را رعایت کنید آن ها هم به خود اجازه نمی دهند قوانین زندگی دو نفره شما را به هم بریزند و اینگونه مشکلات به حداقل خواهد رسید.

2. برای معاشرت بهترین زمان را انتخاب کنید

سعی کنید در شرایطی به دیدار خانواده همسرتان بروید که هم آنها به لحاظ روحی آماده باشند و هم شما. قبل از معاشرت می توانید با آن ها تماس بگیرید و اوضاع و شرایط را بسنجنید. بعضی از عروس خانم ها نسبت به رفت و آمد خود با خانواده شوهرشان کنترل ندارند و بیشتر وقت خود را آنجا می گذرانند که این اشتباه است.

3. محدودیت زمانی بگذارید

بهتر است زمان این ملاقات ها زیاد نباشد. به فرض مثال اگر خانواده همسرتان شما را به صرف ناهار دعوت می کنند می توانید طوری بروید که 3 الی 4 ساعت در منزلشان بمانید. هر چه مدت زمان این ملاقات ها زیاد باشد صحبت ها هم بیشتر می شود و ممکن است در این میان حرفی زده شود یا گلایه ای بکنند که کدورت ایجاد کنند.

4. شوهرتان را محدود نکنید

اجازه دهید گاهی همسرتان بدون شما به خانواده اش سر بزند و سر این داستان بیش از حد به او فشار نیارید. گاهی نیاز است که آن ها مثل زمان مجردی پسرشان با هم خلوت کنند. علاوه بر این شوهرتان نیز متوجه می شود که شما برای او تعیین تکلیف نمی کنید و بالطبع او نیز شما را آزاد خواهد گذاشت. البته در این بین رابطه ها را تقویت کنید. مخصوصا بزرگتر ها بهتر است همیشه از عروسشان به خوبی یاد کنند و حتی اگر بدی هم دیده اند هیزم در آتش نریزند بلکه آتش اختلافات را با فروتنی و مهربانی خود خاموش کنند.


بیشتر بخوانید: حل اختلاف با باجناق


رفت و آمد با خانواده شوهر

خدمات مرکز مشاوره خانواده و روانشناسی آویژه

هدف مرکز مشاوره و روانشناسی آویژه از ارائه اطلاعات لازم در زمینه مشکلات روانی، افزایش آگاهی شماست تا با توسعه دانش خود، جهت ارتقا و بهبود کیفیت زندگی خود، گامی مهم بردارید. لطفا برای کسب اطلاعات بیشتر سایر مقالات متخصصان مرکز مشاوره آویژه را مطالعه نمایید .

در این راستامرکز مشاوره خانواده و روانشناسی آویژهخدمات متنوعی را در زمینهمشاوره زناشوییبه شما هم میهنان عزیز ارائه میدهد. جهت کسب آموزش های بیشتر این مقاله لاتین را مطالعه کنید.

براي مشاوره در زمينه با خانواده شوهر باید چگونه رفتار کنیم؟

از مشاورين مشاوره خانواده و روانشناسي آويژهاز سراسر کشور

با ۰۲۱۶۲۹۹۹۰۶۶ تماس بگيريد

نظرات

- 62 نظر:

  1. منم خسته شدم چیکار کنم با مادر شوهر و پدر شوهر باهم زندگی میکنم کلا در عذابم چیکار کنم

  2. من با خانواده شوهرم راحت نیستم نمیتونم به شوهرم بگم واسه من چیکار کن روم نمیشه ۲ ماهه نامزد کردیم بگو من چیکار کنم من اصن اینجوری دوست ندارم دوست دارم هرچی میخامو بهش بگم ولی روم نمیشه اون ازم یه چیزی میخاد میگه ولی من نمیتونم بگم بگو من چیکار کنم

  3. شوهر من اولویت اول مادرشه.مادرش هم فکر می کنه وظیفه ماس که تو خووه ما بشینه.بدون هیچ اجاره ای .خونه خودشم داده به عروس لرش که مثل سگ ازش میترسن.بعد من با دوتا بچه مستاجرم.ادما باید چقدر پست باشن.رفاه واسایش من فدای حیوون صفتی اونا شده

  4. س من واقعا هر کاری از دستم بر آمده کردم برای احترام به خانواده شوهرم خواهر شوهرام و برادر شوهران دوست دارم راستش اونام دخالتی توی زندگیم ندارن ولی پدرومادر شوهرم هرروز خونه ماهستن وبا وجود اینکه خونشون جداست و نسبتا دور میان وشب هم میمونن واقعا عذاب آور این طور رفتار دیگ نمی‌دونم چیکار کنم

    1. سلام منم ازخانواده شوهر بیزارم.من با اونازندگی میکنم وقتی یکم به روشون میخندم همه اش ازم یه چیزی میان میگیرن ویامادرشوهرم خودشو واسه غذامیندازه خونه من.انقدر بی دعوت اومده دیگه بهش رونمیدم آخه اون خودش ازهمون اول به من روی خوش نشون نداد آنقدر به روم نخندید دیگه حالم بهم میخوره پامو خونه اش بزارم.چاره ای جز رو ندادن ندارم چون ازم سواستفاده میکنن.خودشون از اول همین رفتاروبامن داشتن.ازقدیم گفتن باهردست بدی باهمون دست پس میگیری

  5. سلام من با خانواده ی شوهرم راحت نیستم و روم نمیشه باهاشون حرف بزنم چیکار کنم

  6. سلام من از دست خانواده شوهرم خسته شدم هر موقع من میبینه زخم زبون میزنه هر کاری که میکنیم دخالت میکنه من اصلا خونشون نمیرم با اینکه طبق بالا خونشون زندگی میکنم تورو خدا بگید چیکار کنم از دستشون.

    1. سلام،بهشون رو نده،زیاد باهاشون حرف نزن وگرم نگیر،همیشه فاصله رو حفظ کن،بگو وبخند زیاد نکن،بعضی افراد اگه جواب زخم وزبوناشونو ندی فکر میکنن نمیتونی جوابشون رو بدی،چند بار که بزنی به برجکشون دیگه جرات نمیکنن،شما هم نیش وکنایه بزنید تا معنی رفتارشونو بفهمن

  7. منم عروسم خانواده شوهرمو خییلی دوسدارم ولی اونا با من مشکل دارن و به شوهرم میگن باید ولش کنی درحالی ک منو شوهرم خیلی همو دوسداریم موندم چیکار کنم باهاشون یه راه خلی نشونم بدین تو رو خدا اینجوری پیش بره خانوادش زندگیمو از هم میپاشونن🥺😢

    1. خستم ازی دنیا لعنتی که هرچه خوبی کنم جواب فقط فقط بدی هست التماس دعا دارم از همه تون🙏😭

      1. نگران نباش وقتی رابطه محکمی دارید هیج کس نمیتونه به هم بریزه .هر ردز بیشتر از قبل به همسرت محبت کن و سعی کن پیشرفت های مختلفی داشته بلشید

    2. مشکل از شوهرته که گوشی هس. تو رو اگه بخاد کل دنیا هم ذدخالت کنن. نباید عین خیالش باشه

    3. سلام،بهشون رو نده،زیاد باهاشون حرف نزن وگرم نگیر،همیشه فاصله رو حفظ کن،بگو وبخند زیاد نکن،بعضی افراد اگه جواب زخم وزبوناشونو ندی فکر میکنن نمیتونی جوابشون رو بدی،چند بار که بزنی به برجکشون دیگه جرات نمیکنن،شما هم نیش وکنایه بزنید تا معنی رفتارشونو بفهمن

  8. مقاله ی خیلی خوبی بود
    خیلی ارزنده و ارجمند بود خیلی ازتون متشکریم
    ولی بهترین کار واسه اینکه از چشم همسرت و خانواده همسرت نیوفتی اینه که از رفتار شون شکایت نکنی
    و تا جایی که میتونی مثل خود شون
    البته با مهربونی رفتار کنی

  9. چهارساله عروس گرفتیم.همه کارهای که تودوران نامزدی بایدانجام می‌دادیم به‌جا آوردم.من مادرشوهرم.ازروزاول طبق گفته های مادرش به پسرم گفت بین من وخانواده ات یکی راانتخاب کن..پسرم گفت من با تو ومادرت وپدرومادرم وخواهرم یک خانواده ایم.چجوری انتخاب کنم..شدی داستان بزرگ.بماندکه گفت کلا خواهرت روحذف کن حت ازتوگوشیت..درصورتیکه دخترم بامدرک بالارفتن من زندگیم جداس وخونه ام جدا هفته ای یکبار بشه ۱۵روزیکبار..الان تبدیل شد.به ۲۰روزبیشتر..روزاول گفتیم شمادومین دخترمون.. نیش خندید.. الان صاحب پسری شدن هرکاری برایدخترمان میکنیم برایش انجام میدیم وکم نمیزاریم ولی بازهم دوری میکنه و…بابی احترامی. جواب میده

      1. کی گفته خانواده شوهر مثل خانواده خودمونن تو قرانشم نوشته که حتی یه حجاب حرمت از شوهرتون داشته باشین خانواده شوهر به نظر من خانواده خودمون نیستن الکی تلاش برای قاطی شدن باهاشون نکنین

        1. بله،واقعا خانواده شوهر اصلا جز فامیل حساب نمیشن،کاش قانونی یا فرهنگی بود که عروس برای همیشه فقط باشوهر رابطه داشت وهیچ رابطه ای با خانواده شوهر نداشت

  10. کاش مقاله برای خانواده شوهر هم بنویسین که چحوری باعروس برخورد کنن خسته شدیم از بس به پوشش و کار وزندگی و رفتار و بچه داری وهمه و همه نظر دادن غیبت کردن بدگویی کردن نیش و کنایه زدن عروس رو خورد کردن درحالی که عروس سعی داشت احترام بزاره بهشون و احترام دریافت کنه درصورتی که فقط ایرادو دخالت دریافت کرده عروس
    کاش بفهمن وقتی زن و شوهر آرامش داشتع باشن همدیگه رو دوسداشتع باشن میتونن آروم زندگی کنن و به بهترین نحو بچشونو بزرگ کنن ولی وقتی دخالت میکنن پیش پسرشون بد زنشو میگن مادرشوعر پسرشو جای شوهر خودش میبینه این زندگی از هم میپاشه
    کاش بزارین دغدغه ی ادما فقط همین زندگی کردن خودشون باشه که گذران همین هم سخته چه برسه هرروز یه زن دغدغه ی اینو داشته باشه که چجوری بایه عالمه ناراحتی ازکارای شوهرو خانواده شوهر بهشون احترام بزاره و خورد نشه

    1. والا ما که هرچی احترام به خانواده شوهرمیکنیم،انتظاردارن تابع دستوراوناباشم،کلا بایددرحدسلام وعلیک باشی والسلام،.
      به زندگی خودت توجه کنی تمرکزکنی،حالشوببری

    2. دقیقن راست میگی کاش اوناهم بدونن که دختر مردمم مثل دختر خودشون حق زندگی کردن داره

    1. والا مادر شوهر من با خواهر شوهرام فقط میگن مثل خر کار کن کار هم نکیم دعوا می کنن چرا کمک نمی کنی نمی دونم والا زندگی من به طور کلی از یادم رفته

  11. سلام.من همسرم رادوست دارم وتاحدودی همیشه برایش توزندگی غنیمت کردم تازندگیمون بهتربشه ولی تاالان ازبرخوردای همسرم متوجه شدم که انگارکاری نکردمتوزندگی خیلی به خانواده ی خودش اهمیت میده ولی به من وپسرمون کمتر.حتی میگم جایی هم بریم یانمیبره یابی میله خیلی کم وقت میزاره البته خودش بادوستاش هروقت پیشنهادبدن میره.هروقت ازخانوادش حرفی می‌زنیم ازاونادفاع می‌کنه حق روهمیشه به اونامیده انگارمن توزندگیش زیادمهم نیستم اوناروهرجابگن میبره حرفی بهش بزنن زودفراموش میکنه احساس میکنم خانواده خودش براش الویتن تامنوپسرم.حتی تاالان که هفت ساله ازدواج کردیم ماروجایی نبرده همش من باخانواده خودم میرم خرید.حتی برای پسرشم وقت نمیزاره همه کارای پسرمومن انجام میدم.فکرمیکنه محبت کردن به پول دادنه همش منت میزاره سرپولی که حتی زیادنیس بمن میده کلازنوواسه پخت وپزغذای آماده وببخشیدابزارمیبینه.خلاصه خودمم هیچ دلم خیلی برای پسرم میسوزه احساس میکنم اون داره لطمه میبینه.

    1. سلام من دوساله توی عقدم و شاید مثل شما تجربه نداشته باشم ولی برای من هم چنین چیزی رخ داد و خواهرانه میگم اینو که خودت یه قدم بیشتر سمت شوهرت بردار،نه با غر و ناراحتی،با لذت و بی ریا و بدون انتظار اینکه رفتارت بهت برگرده. روز تعطیل بهش بگو بیا باهم بریم برای لوازم تحریر مدرسه بچه مون یا لباساش.بعد انقد تو خرید باهاش خوش اخلاق باش(بی ریا و بامحبتی که بیشتر از خواهر یا برادر خودت داری) که دفعه بعد درجا قبول کنه. فقط فقط بدون که خودت میتونی رفتارشو بهتر کنی پس برای ابنکه به نتیجه خوبی برسی و زندگی خودت و همسرت و پسرت هرروز بهتر بشه باید از خودت شروع کنی و کتاب بخونی و توی این راه یه ادم معتمد که میدونی خیلی رازداره و برات خیر میخواد مشورت (ترجیحا پدر و مادر خودت) و هرچندوقت یبار ازش بخوای مشاوره بهت بده.

  12. سلام .متاسفانه این فرهنگ کلا اشتباه است .من الان پدر شوهر ومادر شوهری رو می شناسم که بندگان خدا از نون شب خودشون می زنند تا به عروس بدن اما عروس اصلا کلا در خونش به روی اونا بسته است .وسالی یک بار اگر بیاد خونه ی مادر شوهرش .جواب تلفن هاشون رو که اصلا نمی ده.کلا هیچ کدام از فامیل شوهر تا حالا رنگ خونه ی اینو ندیدن .اما فامیل خودش تمام سال اونجا هستند .خیلی دلم برای این بندگان خدا می سوزه .

    1. عزیزم اولا شما دارین قضاوت میکنید چون حرف اونو شنیدی عروس وقتی ازدواج می‌کنه اونم ی دختره مثل همه دخترا واسه جنگ نمیره کی حاضره از رخت و خواب جای گرم و نرم وامن پدرش بزنه بره برای جنگ با خانواده شوهر. قضاوت نکن همه مثل هم نیستن هرچیزی حد و مرزی داره آدما باید براهم احترام بزارن چ عروس چ خانواده شوهر چون اون عروس هم خدایی داره چرخ روزگار می‌چرخه بعدش عروس هم سنش کمه باید بزرگتر درک کنن آدم با بچه خودش دوست می‌کنه چ برسه ب دیگران

      1. سلم من تازه نامزد شدم به نظرتون چجوری رفتار کنم که هم دل نامزدمو به دست بیارم و هم دل خانواده شوهرم رو

        1. هر کاری کنی باز قدر نشناسن فقط تا میتونی فاصله بگیر و بچسب ب شوهرت
          البته پدرشوهر خیلی خوبه متاسفانه مادرشوهز و جاری همیشه نخاله ان

        2. سلام حد و مرز برای رابطه ت با خانواده ش تعیین کن و احترامشونو در همه مواقع حفظ کن. خیلی زیاد از خودت مایه نزار که بعد یه سال دو سال وظیفه ت حساب نکنن(برای خودم پیش اومده‌). با هیچ کس تاکید میکنم هیچ کس از خانواده شوهرت رازهات درمیون نزار چون ممکنه دشمن تو یا اونا باشه و به قصد آتو گرفتن بهت نزدیک شده باشه. بیشتر مواقع تصمیم گیری های درون خانواده شون خنثی رفتار کن ینی مثلا بگو هرجور صلاح میدونین و اینا. توی کاراشون زیاد دخالت نکن چون درجه نزدیکیت به اونا در این موقعیت مث مادر پدر خودت نیس و اگه به حرفت گوش ندن ناراحت میشی و حس بدی داره. اما بدون اونا هم مادر و پدر تو حساب میشن و هرچی احترام میزاری صدبرابر خدا کمکت میکنه.هرچی میتونی برای رضای خدا احترام و محبت بهشون بکن ولی تا یه حد معقول،که حد معقول بعد شناخت نسبی خانواده درجه یک شوهرت دستت میاد.تا اون موقع احتیاط کن در شدت محبت کردن و کمک کردن هات. و بدون ممکنه گاهی خانواده خودت یا همسرت بینتون از قصد یا غیرعمدی بهم بریزن در آخر تو و شوهرت باید این زندگی رو حفظ کنین با گذشت ،گذشت، گذشت و محبت و تعهد و احترام .
          ان شاء الله باهمدیگه خوشبخت بشین

  13. بنظر من چون بعدازدواج،بیشترخانواده مردهست که توقع احترام زیادواحساس مالکیت روی پسرشون دارن،درضمن ازبوده تابودمیگن عروس ومادرشوهر،یاخواهرشوهر جون رابطه باهاشون بیشتره،مثلاخودمن طبقه بالای خانواده همسرم میشینم،بایدخریدهاموبیرون رفتناموازشون تاجایی که بتونم پنهان کنم وگرنه میگن پسربدبخت من پول دربیاره اون ولخرجی کنه وفلان

  14. ماشالله زن ها انقدر زورشون زیاد شده که بچه ها در خیلی موارد عملا عمه و عمو ندارند و فقط خاله و دایی دارند ، تازه اگر زن داییه فداکار باشه و مثل خواهر شوهرش نباشه . چون در اون صورت بچه ها دیگه دایی هم ندارند و فقط خاله می مونه . کاریش هم نمی شه کرد یه جورهایی جزو فرهنگ کشور شده .‌ اول باید زن ها رو متقاعد به معاشرت به فامیل شوهر کرد بعد بگیند چطور معاشرت کنند .‌

    1. سلام من خودم عروس هستم وتمام تلاشم رو کردم که باخانواده همسرم رابطم خوب باشه اما اونها هیچ علاقه ای ندارند چون من تنها عروس غریبه این قوم هستم دیگه نمیدونم باید چیکارکنم؟

      1. ب نظرم هرکی باید جایگاه دیگری رو حفظ کنه قرار نیس کسی دنبال کسی باشه همین که باهاشون ی رابطه معمولی هم داشته باشی کافیه هیچوقت دنبال کسی نباش معمولی باش همین ک زیاد بحثت نشه و گاهی اوقات ک میبینی وقتشه و حرف افتاده حرفتو بزنی نه ب حالت گله کافیه

  15. باسلام و تشکر از مقاله مفید شما ولی چرا کلا و همش از مادر شوهر و درست رابطه برقرار کردن رابطه با خانواده شوهر میگویید آیا خانواده زن در هیچکدام از زندگی ها دخالت نکرده اند و یا مردها کلا باید مطیع امر همسر و خانواده اش باشند؟
    باتشکر

    1. سلام
      بله درسته ولی موضوع مقاله بیشتر در این مورد خانواده شوهره
      حالا باید در مورد خانواده همسرم نیز مقاله ای بنویسیم/

    2. بنظر من چون بعدازدواج،بیشترخانواده مردهست که توقع احترام زیادواحساس مالکیت روی پسرشون دارن،درضمن ازبوده تابودمیگن عروس ومادرشوهر،یاخواهرشوهر جون رابطه باهاشون بیشتره،مثلاخودمن طبقه بالای خانواده همسرم میشینم،بایدخریدهاموبیرون رفتناموازشون تاجایی که بتونم پنهان کنم وگرنه میگن پسربدبخت من پول دربیاره اون ولخرجی کنه وفلان

      1. سلام منم عروسم ولی خدا گواه پسرشون فقط اختلاف درست می کنه اهل رفت و آمد نیست فقط با دوست اینجوری منو بد کرده که اونا اصلا تو صورتم نگاه نمی کنن

    3. سلام .متاسفانه این فرهنگ کلا اشتباه است .من الان پدر شوهر ومادر شوهری رو می شناسم که بندگان خدا از نون شب خودشون می زنند تا به عروس بدن اما عروس اصلا کلا در خونش به روی اونا بسته است .وسالی یک بار اگر بیاد خونه ی مادر شوهرش .جواب تلفن هاشون رو که اصلا نمی ده.کلا هیچ کدام از فامیل شوهر تا حالا رنگ خونه ی اینو ندیدن .اما فامیل خودش تمام سال اونجا هستند .خیلی دلم برای این بندگان خدا می سوزه .

    4. سلام .متاسفانه این فرهنگ کلا اشتباه است .من الان پدر شوهر ومادر شوهری رو می شناسم که بندگان خدا از نون شب خودشون می زنند تا به عروس بدن اما عروس اصلا کلا در خونش به روی اونا بسته است .وسالی یک بار اگر بیاد خونه ی مادر شوهرش .جواب تلفن هاشون رو که اصلا نمی ده.کلا هیچ کدام از فامیل شوهر تا حالا رنگ خونه ی اینو ندیدن .اما فامیل خودش تمام سال اونجا هستند .خیلی دلم برای این بندگان خدا می سوزه .

      1. ای بنازمش خوب کار می‌کنه عروس اگه مثه من باشه محبت کنه بعد همه چیا ازش قایم کنن همین عروسان خوبن الهی مادر شوهرمنم این طور عروس گیرش بیاد به جا زخم زبونا که به من زد

      2. سلام من شوهرم خیلی وابسته خانوادشه و هرچی اونا میگن رو چشش میزاره من خیلی ناراحت میشم که منو اولویت نمیزاره باید چیکار کنم

        1. سلام عزیزم. همونجوری که شما هرچی خانواده ت میگن رو چشمت بزاری به اون هم حق بده اینجوری باشه. بنظرم احترامشون حفظ کن و وقتی این رفتارو دیدی تاییدش کن اینجوزی احترام خانواده تو هم در همون حد نگه میداره.کم کم هم عادتش بده و حد و مرزی برای زندگیتون قرار بدین که حرف هاشون نشه دخالت،بشه پیشنهاد. باید بشینی با شوهرت صحبت کنی و بگی منم خیلی دوسشون دارم و ممنونشونم که انقد محبت دارن و زندوی ما براشون مهمه اما پایه های خانواده جدید ما من و تو هستیم و دیگه باید زندگیمون طبق قوانین و نظر خودمون دوتا پیش بره

        2. دقیقا مثل شوهر من.مادرشوهرم تو خ‌نه ما میشینه.بدون هیچ اجاره و..پول اب وگازم میدیم براش .خودم مستاجرم.خدا لعنت کنه مادر شوهرمو وک

    5. سلام .متاسفانه این فرهنگ کلا اشتباه است .من الان پدر شوهر ومادر شوهری رو می شناسم که بندگان خدا از نون شب خودشون می زنند تا به عروس بدن اما عروس اصلا کلا در خونش به روی اونا بسته است .وسالی یک بار اگر بیاد خونه ی مادر شوهرش .جواب تلفن هاشون رو که اصلا نمی ده.کلا هیچ کدام از فامیل شوهر تا حالا رنگ خونه ی اینو ندیدن .اما فامیل خودش تمام سال اونجا هستند .خیلی دلم برای این بندگان خدا می سوزه خیلی دوست دارم کمکش ون کنم‌ولی نمی دونم چه کار کنم.

      1. احساس ميكنم مادر شوهري شما آخه بيشتر ١٠بار يك پيام رو ارسال كردين

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

براي تماس با مشاور کليک کنيد!

آیا به مشاوره فوری نیاز دارید؟

 

مشاوره حضوری 👉

مشاوره تلفنی فوری👉